This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
همه میگویند: "قانع باش"
چرا؟
در این عمر کوتاه، چرا باید قانع بود؟
پرواز کن، هرچه رفیع تر…
دست افشانی کن و برقص،
هرچه دیوانهوارتر…
👤#اشو
Movie: The Professor
🍏🍎🍃
همه میگویند: "قانع باش"
چرا؟
در این عمر کوتاه، چرا باید قانع بود؟
پرواز کن، هرچه رفیع تر…
دست افشانی کن و برقص،
هرچه دیوانهوارتر…
👤#اشو
Movie: The Professor
🍏🍎🍃
❤1
🎶 ســلــام اے بــهتــریــنــم ✍📃 نــامــه
🎙 هایــده
🎙 هایــده
🎼 @AznaMusic560 🎹
🎼❤️🎼
سلام ای بهترینم......
ندیدی،،، گریه هامو
نخوندی، قصه هامو
به اون جایی رسیدم
که گم کردم، خدامو
چه بنویسم، از این دنیا
به دنیا دل نبندید...
فقط یک آه و یک دم
به فردا، دل نبندید....
عزیزم زندگی معنای درد ه
فقط این عشق و بی تابی قشنگه.....
🍏🍎🍃
سلام ای بهترینم......
ندیدی،،، گریه هامو
نخوندی، قصه هامو
به اون جایی رسیدم
که گم کردم، خدامو
چه بنویسم، از این دنیا
به دنیا دل نبندید...
فقط یک آه و یک دم
به فردا، دل نبندید....
عزیزم زندگی معنای درد ه
فقط این عشق و بی تابی قشنگه.....
🍏🍎🍃
❤1
○
و آنگاه آموزگاری گفت :
با ما از آموزش سخن بگو .
و او گفت :
هیچ کس نمیتواند چیزی را بر شما معلوم
کند ،
مگر آنچه را که پیشاپیش ،
در سپیده دم دانایی تان ،
نیم خفته آرمیده است.
آموزگاری که در سایه سار معبد ،
در میان شاگردانش گام بر میدارد ،
با دانش خود ، به آنان نمی آموزد ،
بلکه با عشق و ایمان خود به آنها درس می دهد .
اگر او براستی دانا باشد ،
هرگز از شما نمی خواهد که به خانه خرد او در آیید ، بلکه
شما را به آستانه معرفت خودتان راهبری می کند .
✍#جبران خلیل
📕#پیامبر و رازهای دل
🍏🍎🍃
و آنگاه آموزگاری گفت :
با ما از آموزش سخن بگو .
و او گفت :
هیچ کس نمیتواند چیزی را بر شما معلوم
کند ،
مگر آنچه را که پیشاپیش ،
در سپیده دم دانایی تان ،
نیم خفته آرمیده است.
آموزگاری که در سایه سار معبد ،
در میان شاگردانش گام بر میدارد ،
با دانش خود ، به آنان نمی آموزد ،
بلکه با عشق و ایمان خود به آنها درس می دهد .
اگر او براستی دانا باشد ،
هرگز از شما نمی خواهد که به خانه خرد او در آیید ، بلکه
شما را به آستانه معرفت خودتان راهبری می کند .
✍#جبران خلیل
📕#پیامبر و رازهای دل
🍏🍎🍃
👍2❤1
○
قبولم کن
قبولم کن به گونه ی عاشقی که
بجز عشق !
هیچ چیز ندارد
وباورم کن
همچون گیاهی از عشق
روییدنی از عشق
بودنی از عشق
و پناهم بده ای محبوب ...
امروز در خیابان خلوتی می رفتم
که بوی پیچیده ی بِه را بوئیدم
و به یاد درختان معطر هزار سال پیش افتادم !
که در باغ های جنوب باغ تو
چون بیشه ای از رنگ زرد بود ...
و عطر تو ،
عطر تنِ خاکیِ تو به خاطرم آمد
و بعد از هزار و چهارصد سال فریاد زدم
من هنوز ،
هنوز ،
هنوز
عاشق تو هستم ....
✍# نادر ابراهیمی
🍏🍎🍃
قبولم کن
قبولم کن به گونه ی عاشقی که
بجز عشق !
هیچ چیز ندارد
وباورم کن
همچون گیاهی از عشق
روییدنی از عشق
بودنی از عشق
و پناهم بده ای محبوب ...
امروز در خیابان خلوتی می رفتم
که بوی پیچیده ی بِه را بوئیدم
و به یاد درختان معطر هزار سال پیش افتادم !
که در باغ های جنوب باغ تو
چون بیشه ای از رنگ زرد بود ...
و عطر تو ،
عطر تنِ خاکیِ تو به خاطرم آمد
و بعد از هزار و چهارصد سال فریاد زدم
من هنوز ،
هنوز ،
هنوز
عاشق تو هستم ....
✍# نادر ابراهیمی
🍏🍎🍃
❤1👍1
○
آه ...
زمستان ای غیورِ پیر
صدایِ تیک تاکِ قدم هایت؛
بر سنگفرشِ خیالم چه آشناست؛
با دستانِ سرد و یخ زده ات؛
بهارانی سبز را در آغوش بگیر
بگذار ...
اجاقِ خاطراتِ خیس
و آرزو هایِ نشکفته مان؛
با شراره هایِ عشق و امید
گرم و شعله ور شود ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
آه ...
زمستان ای غیورِ پیر
صدایِ تیک تاکِ قدم هایت؛
بر سنگفرشِ خیالم چه آشناست؛
با دستانِ سرد و یخ زده ات؛
بهارانی سبز را در آغوش بگیر
بگذار ...
اجاقِ خاطراتِ خیس
و آرزو هایِ نشکفته مان؛
با شراره هایِ عشق و امید
گرم و شعله ور شود ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
* * * انجماد سکوت * * *
مست بود بهار
و نمی دانست ،
پای بر کدامین باغ می گذارد .
مترسک ها ی پیر
او را در آغوش گرفته
و بال هایش را در زنجیری ،
از اندیشه های زنگاری بستند.
پس از آن هرگز
از آمد و شدِ فصل ها
باخبر نشد .
اکنون سالهاست
در انجماد سکوت
زمستان به فرمانروایی اش
ادامه می دهد !
#مسعود_ایمانی_صورت...
@soorat_im
🍏🍎🍃
مست بود بهار
و نمی دانست ،
پای بر کدامین باغ می گذارد .
مترسک ها ی پیر
او را در آغوش گرفته
و بال هایش را در زنجیری ،
از اندیشه های زنگاری بستند.
پس از آن هرگز
از آمد و شدِ فصل ها
باخبر نشد .
اکنون سالهاست
در انجماد سکوت
زمستان به فرمانروایی اش
ادامه می دهد !
#مسعود_ایمانی_صورت...
@soorat_im
🍏🍎🍃
❤1👍1