معمای عشق
734 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
🤍
*  *  *  اعتراف  *  *  *


با آنکه
بر صخره های جهل
در لبه ی پرتگاه ایستاده ام  ،
بیزارم از
واژه ی صیانت  !

دیر زمانی ست
واژه های متعفن
مشام اندیشه ام را
آزار می دهد.!

#مسعود_ایمانی_صورت
@soorat_im

🍏🍎🍃
👏1
داریوش_تمام من
@paterns
🎼❤️🎼

🗣#داریوش
🎼#تمام_من


تمام ناتمام من با تو تمام می شوم
شاعر بی نام و نشان صاحب نام می،شوم
تمام‌من به نام تو شعر دوباره می شوم ...

🍏🍎🍃
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

معلم پای تخته داد میزد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود
ولی آخر کلاسیها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وآن یکی در گوشه‌ای دیگر «جوانان» را ورق می زد.
برای اینکه بیخود های‌و هو می کرد و با آن شور بی‌پایان
تساویهای جبری را نشان می‌داد
با خطی خوانا بروی تخته‌ای
کز ظلمتی تاریک، غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت :
یک با یک برابر است
از میان جمع شاگردان یکی‌برخاست
همیشه یک نفر باید بپاخیزد
به آرامی سخن سر داد:
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
نگاه بچه‌ها ناگه به یک سو خیره
گشت و معلم مات بر جا ماند
و او پرسید: اگر یک فرد انسان،
واحد یک بود
آیا یک با یک برابر بود؟
سکوت مدهوشی بود و سوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد آری؛
برابر بود
و او با پوزخندی گفت:
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود
و آنکه قلبی پاک و
دستی فاقد زر داشت پایین بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه صورت نقره گون، چون قرص مه می‌داشت بالا بود
وآن سیه چرده که می نالید پایین بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می‌پرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفتخواران از کجا آماده می‌گردید؟
یا چه‌کس دیوار چین‌ها را بنا می‌کرد؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می‌گشت؟
یا که زیر ضربه شلاق له می‌گشت؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه‌کس آزادگان را در قفس می‌کرد؟
معلم ناله‌آسا گفت:
بچه‌ها در جزوه‌های خویش بنویسید:
یک با یک برابر نیست.......

#خسرو_گلسرخی
شاعر_نویسنده و روزنامه نگار
۲ بهمن ماه ۱۳۲۲_ رشت🎂
۲۹ بهمن ماه _ ۵۲ تهران 🕊
آنانی که در راه عقیده و ایمان
به باورهای شان جان باخته اند
در یادها ماندگارند .
🍏🍎🍃
1


این ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺑﯽﺩﺭﯾﻎ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ ﺳﺎﯾﻪ ﻣﻄﺒﻮﻉ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ
ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪﻫﺎﯼ ﺫﻭﺍﻻﮐﺘﺎﻑ ﭘﻬﻦ ﮐـــﺮﺩ
ﻭ ﺑﺎﻍﻫﺎ ﻣﯿﺎﻥ ﻋﻄﺶ ﺳﻮﺧﺖ
ﻭ ﺍﺯ ﺷﺎﻧﻪﻫﺎ ﻃﻨﺎﺏ ﮔﺬﺭ ﮐـــﺮﺩ
ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺑﯽﺩﺭﯾﻎ ﺑـــﻮﺩ

به مناسبت زاد روز خسرو گلسرخی

#خسرو_گلسرخی

🍏🍎🍃
2
🎂
02صدسال تنهایی ,نویسنده گابریل گارسیا مارکز,مترجم اسماعیل قهرمانی…
@behtarinhayesoti
📕📕

قسمت/ دوم

#صد_سال_تنهایی
#گابریل_خوزه_گارسیا
_مارکز
مترجم: اسماعیل قهرمانی پور,
گوینده: رضا عمرانی

🍏🍎🍃
او در سال ۱۹۶۵ شروع به نوشتن رمان صد سال تنهایی کرد و آن را در سال ۱۹۶۷ به پایان رساند.

صد سال تنهایی در بوینس آیرس منتشر شد و به موفقیتی بزرگ و چشمگیر رسید و به عقیدهٔ اکثر منتقدان شاهکار او به‌شمار می‌رود.
او در سال ۱۹۸۲ برای این رمان، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات شد.
بنیاد نوبل در بیانه خود او را «شعبده باز کلام و بصیرت» توصیف کرد.

ایده اولیه برای نوشتن نخستین فصل کتاب صد سال تنهایی در سال ۱۹۶۵ وقتی که مشغول رانندگی به سمت آکاپولکو در مکزیک بود به ذهنش رسید.

تمام نسخه‌های چاپ اول صد سال تنهایی به زبان اسپانیایی در همان هفته اول کاملاً به فروش رفت.
در ۳۰ سالی که از نخستین چاپ این کتاب گذشت بیش از ۳۰ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته و به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده‌است.

🍏🍎🍃
3
📚


هزاران فریاد؛
در خندقِ سکوت، با من بود

وقتی ُمردم؛
سکوت در من آوار شد
فریادها؛  اشک شدند
باریدند؛ در باد

و دست های ام،  روییدند
در زایشِ خاک؛
درد را؛ خوشه خوشه چیدند
و سکوت ام را؛ درو کردند!!!

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
3
📕
Ghaf
Alireza Talischi
🎼❤️🎼

🗣#علیرضا_تالیسچی
🎼#قاف


بارون اومد و یادم داد
تو زورت بیشتره
..‌.

🍏🍎🍃
🔥


من دراین شب که بلندست
به اندازه حسرت زدگی
شعر چشمان تو را می خوانم...
چشم تو، چشمه ی شوق...
چشم تو، ژرفترین راز وجود...
برگ بید ست که با زمزمه جاری باد
تن به وارستن عمر ابدی می سپرد...


#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
💫