○
آه ...
ایران! وطن ام!
در جای جایِ تنِ زخمی ات؛
تمشک ها؛ چه گلگون؛روییده اند!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
آه ...
ایران! وطن ام!
در جای جایِ تنِ زخمی ات؛
تمشک ها؛ چه گلگون؛روییده اند!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
این یکی از عجیبترین لحظات تاریخ ادبیات است!
زمانی که در سال ۱۹۶۹ ساموئل بکت نویسنده شهیر ایرلندی برنده نوبل ادبیات شد و وقتی با اصرار آکادمی نوبل برای ارسال فیلمی از خود مواجه شد، پس از مخالفتهای زیاد یکی از معروفترین سکوت های تاریخ را رقم زد!
او در مقابل دوربین ایستاد و هیچ نگفت تا یکی از مهمترین و رساترین روایتهایش را زندگی کند. او که سالها قبلش در جایی گفته بود:
گاهی هر کلمه، همچون لکه ننگی است بر سکوت!
#سیامک_قاسمی
🍏🍎🍃
این یکی از عجیبترین لحظات تاریخ ادبیات است!
زمانی که در سال ۱۹۶۹ ساموئل بکت نویسنده شهیر ایرلندی برنده نوبل ادبیات شد و وقتی با اصرار آکادمی نوبل برای ارسال فیلمی از خود مواجه شد، پس از مخالفتهای زیاد یکی از معروفترین سکوت های تاریخ را رقم زد!
او در مقابل دوربین ایستاد و هیچ نگفت تا یکی از مهمترین و رساترین روایتهایش را زندگی کند. او که سالها قبلش در جایی گفته بود:
گاهی هر کلمه، همچون لکه ننگی است بر سکوت!
#سیامک_قاسمی
🍏🍎🍃
❤1👏1
Jostojooye Eshgh
Hojat Ashrafzadeh & Damon Noordin
🎼❤️🎼
🎼 #جستجوی_عشق
#حجت_اشرف_زاده&
#دامون_نوردین
نگاهم کن که پوسیدم در این گهواره خالی ...
هزاران بار پژمردم در این آغوش پوشالی
دل شبگرد بی آرام تقلا می کند بی تو؛
تمام با تو بودن را تمنا می کند بی تو ...
🍏🍎🍃
🎼 #جستجوی_عشق
#حجت_اشرف_زاده&
#دامون_نوردین
نگاهم کن که پوسیدم در این گهواره خالی ...
هزاران بار پژمردم در این آغوش پوشالی
دل شبگرد بی آرام تقلا می کند بی تو؛
تمام با تو بودن را تمنا می کند بی تو ...
🍏🍎🍃
❤1👍1
20دشمنان,نویسنده آنتوان چخوف, مترجم سیمین دانشور,گوینده مهبد قناعت…
@behtarinhayesoti
📕✨📕
#دشمنان
قسمت بیستم
گوینده: مهبد قناعت پیشه
نویسنده: #آنتوان_چخوف
مترجم: سیمین دانشور
تهیه کننده: دامون آذری
ناشر صوتی: آوانامه
ناشر متنی: نگاه
🍏🍎🍃
#دشمنان
قسمت بیستم
گوینده: مهبد قناعت پیشه
نویسنده: #آنتوان_چخوف
مترجم: سیمین دانشور
تهیه کننده: دامون آذری
ناشر صوتی: آوانامه
ناشر متنی: نگاه
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوستان عزیز آذر ماهی❣ تولدتون مبارک 🎂 با آرزوی بهترین های خوش و پاییزان رنگین کمانیِ سال های در پیش❤️ 💛🧡💚💙💜
○
آسمان یخ زد
چشمِ شب بارید؛
شاپرک هایِ خیالت، پر زدند
در باد خوابیدند؛
و من ...
چون ابرِ بی باران، پریشانم
بال هایِ آبیِ پروازِ من کو؟!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
آسمان یخ زد
چشمِ شب بارید؛
شاپرک هایِ خیالت، پر زدند
در باد خوابیدند؛
و من ...
چون ابرِ بی باران، پریشانم
بال هایِ آبیِ پروازِ من کو؟!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👏1
✨
الهی!
خسته ایم از این همه فصلِ
بی بهار
خسته ایم از این هزار تویِ
غریبِ تنگاتنگ درد
خسته ایم از آسمانِ سالیانِ
ابری یِ بی باران
الهی! خسته ایم
باران مهرت را؛
بر کویرِ تفتیده یِ
جان های مان بباران
دست های مان را بگیر و بر
صراط عشق و همدلی
و هم سویی
رهنمون مان باش!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
الهی!
خسته ایم از این همه فصلِ
بی بهار
خسته ایم از این هزار تویِ
غریبِ تنگاتنگ درد
خسته ایم از آسمانِ سالیانِ
ابری یِ بی باران
الهی! خسته ایم
باران مهرت را؛
بر کویرِ تفتیده یِ
جان های مان بباران
دست های مان را بگیر و بر
صراط عشق و همدلی
و هم سویی
رهنمون مان باش!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🟩
نخفته ایم که شب بگذرد ، سحر بزند
که آفتاب چو ققنوس ، بال و پر بزند
نخفته ایم که تا صبح شاعرانه ی ما
از ره رسیده و همراه عشق ، در بزند
نسیم ، بوی تو را می برد به همره خود
که با غرور ، به گل های باغ سر بزند
شب از تب تو و من سوخت ، وصل مان آبی
مگر بر آتش تن های شعله ور بزند
تمام روز که دور از توام چه خواهم کرد ؟
هوای بستر و بالینم ار ، به سر بزند ؟
چو در کنار منی کفر نعمت است ای دوست !
دو دیده ام مژه بر هم ، دمی اگر بزند
بپوش پنجره را ، ای برهنه ! می ترسم
که چشم شور ستاره ، تو را ، نظر بزند
غزل برای لبت عاشقانه تر گفتم
که بوسه بر دهنم عاشقانه تر بزند
✍#حسين_منزوى
🍏🍎🍃
نخفته ایم که شب بگذرد ، سحر بزند
که آفتاب چو ققنوس ، بال و پر بزند
نخفته ایم که تا صبح شاعرانه ی ما
از ره رسیده و همراه عشق ، در بزند
نسیم ، بوی تو را می برد به همره خود
که با غرور ، به گل های باغ سر بزند
شب از تب تو و من سوخت ، وصل مان آبی
مگر بر آتش تن های شعله ور بزند
تمام روز که دور از توام چه خواهم کرد ؟
هوای بستر و بالینم ار ، به سر بزند ؟
چو در کنار منی کفر نعمت است ای دوست !
دو دیده ام مژه بر هم ، دمی اگر بزند
بپوش پنجره را ، ای برهنه ! می ترسم
که چشم شور ستاره ، تو را ، نظر بزند
غزل برای لبت عاشقانه تر گفتم
که بوسه بر دهنم عاشقانه تر بزند
✍#حسين_منزوى
🍏🍎🍃
○
صبح و سحر و بلبل و گلزار یکیست
معشوقه و
عشق و عاشق
و یار یکیست
هرچند درون خانه را می نگرم
خود دایره و نقطه و پرگار یکیست
✍#شاه_نعمتالله_ولی
🍏🍎🍃
○
صبح و سحر و بلبل و گلزار یکیست
معشوقه و
عشق و عاشق
و یار یکیست
هرچند درون خانه را می نگرم
خود دایره و نقطه و پرگار یکیست
✍#شاه_نعمتالله_ولی
🍏🍎🍃
Cheshme Ma Roshan
Hamed Homayoun
🎼❤️🎼
🗣#حامد_ همایون
🎼چشم_ ما _روشن
چشمما روشن عشق
بی خبر آماده ای
بعد عمری دوری
از سفر آماده ای
چشم ما روشن عشق
چه عجب اینجایی ....
خانهام ویران است
خانه ات آباده ....
🍏🍎🍃
🗣#حامد_ همایون
🎼چشم_ ما _روشن
چشمما روشن عشق
بی خبر آماده ای
بعد عمری دوری
از سفر آماده ای
چشم ما روشن عشق
چه عجب اینجایی ....
خانهام ویران است
خانه ات آباده ....
🍏🍎🍃
📕
من از زمانی
که قلب خود را گم کردهام میترسم
من از تصور بیهودگی اینهمه دست
و از تجسم بیگانگی اینهمه صورت میترسم…
✍🏼 #فروغ_فرخزاد
🍏🍎🍃
من از زمانی
که قلب خود را گم کردهام میترسم
من از تصور بیهودگی اینهمه دست
و از تجسم بیگانگی اینهمه صورت میترسم…
✍🏼 #فروغ_فرخزاد
🍏🍎🍃
غم یار_مختاباد
@jarasmusic
🎼❤️🎼
«غم یار»
آهنگساز و خواننده: #عبدالحسین_مختاباد
اشعار: #باباطاهر
آلبوم: تمنای وصال
دستگاه/آواز: بیات اصفهان
نگارینو دل و جانم ته* دانی
همه پیدا و پنهانم ته دانی
نمی دونم که این درد از که دیرم
همی دونم که درمانم ته دانی
بلا رمزی ز بالای ته باشه
جنون سری ز سودای ته باشه
بصورت آفرنم این جهان بین
که پنهان در تماشای ته باشه
غم عشق ته مادرزاد دیرم
نه از آموزی استاد دیرم
خوش اون بار که از جمله غم ته
خراب آباد دل آباد دیرم
خوشا آنون که سودای ته دیره
که سر پیوسته در پای ته دیره
به دل دیرم تمنای کسانی
که اندر دل تمنای ته دیره
سه غم آمد بجانم هر سه یکبار
غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره دیره
غم یار و غم یار و غم یار...
🍏🍎🍃
«غم یار»
آهنگساز و خواننده: #عبدالحسین_مختاباد
اشعار: #باباطاهر
آلبوم: تمنای وصال
دستگاه/آواز: بیات اصفهان
نگارینو دل و جانم ته* دانی
همه پیدا و پنهانم ته دانی
نمی دونم که این درد از که دیرم
همی دونم که درمانم ته دانی
بلا رمزی ز بالای ته باشه
جنون سری ز سودای ته باشه
بصورت آفرنم این جهان بین
که پنهان در تماشای ته باشه
غم عشق ته مادرزاد دیرم
نه از آموزی استاد دیرم
خوش اون بار که از جمله غم ته
خراب آباد دل آباد دیرم
خوشا آنون که سودای ته دیره
که سر پیوسته در پای ته دیره
به دل دیرم تمنای کسانی
که اندر دل تمنای ته دیره
سه غم آمد بجانم هر سه یکبار
غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره دیره
غم یار و غم یار و غم یار...
🍏🍎🍃