●
من فقط می خواستم
به آنچه در درونِ من است جان بخشم.
این کار چرا این همه سخت بود؟
📖 #دمیان
✍🏻 #هرمان_هسه
🍏🍎🍃
من فقط می خواستم
به آنچه در درونِ من است جان بخشم.
این کار چرا این همه سخت بود؟
📖 #دمیان
✍🏻 #هرمان_هسه
🍏🍎🍃
Fatma Gol
Ava Bahram
🎼❤️🎼
🗣#آوا_بهرام
من دختر روزای تنهایی
تا مرز وحشت تا جنون رفتم
از ترس؛ دیوونه شدن کم نیست
تو با منی و من به غیر از تو
چیزی به جز تصویر یادم نیست
تو اومدی تا فکر روزای تلخ گذشته از سرم واشه
من ضربه خوردم تا قوی تر شم
فردای من می تونه زیبا شه .....
🍏🍎🍃
.
🗣#آوا_بهرام
من دختر روزای تنهایی
تا مرز وحشت تا جنون رفتم
از ترس؛ دیوونه شدن کم نیست
تو با منی و من به غیر از تو
چیزی به جز تصویر یادم نیست
تو اومدی تا فکر روزای تلخ گذشته از سرم واشه
من ضربه خوردم تا قوی تر شم
فردای من می تونه زیبا شه .....
🍏🍎🍃
.
◻️
مگر چه می خواهم از وطن؟
جز لقمهای نان و خیالی آسوده.
چه میخواهم؟
جز تکهای آفتاب و
بارانی که آهسته ببارد،
جز پنجرهای که
رو به عشق و آزادی گشوده شود،
مگر چه خواستم از وطن
که از من دریغش کردند.
آه ای میهن مغموم
وطن از پا افتاده
بدرود
بدرود...
✍#شیرکو_بیکس
🍏🍎🍃
مگر چه می خواهم از وطن؟
جز لقمهای نان و خیالی آسوده.
چه میخواهم؟
جز تکهای آفتاب و
بارانی که آهسته ببارد،
جز پنجرهای که
رو به عشق و آزادی گشوده شود،
مگر چه خواستم از وطن
که از من دریغش کردند.
آه ای میهن مغموم
وطن از پا افتاده
بدرود
بدرود...
✍#شیرکو_بیکس
🍏🍎🍃
○
عباس یمینی شریف، از نخستین شاعران و نویسندگان كودكان، ۱ خرداد ۱۲۹۸ در تهران زاده شد. او از کلاس پنجم دبستان شعر گفتن را آغاز کرد.
او در مدرسه و مكتب درس خوانده است و با ابعاد اندیشههای کهنه و نو آشنا بود. ۵۰ سال از ۷۰ سال زندگی پربار خود را وقف كودكان و نوجوانان میكند و تا لحظههای پایان زندگی حتی زمانی كه به مرگ میاندیشد، ابتدا به كودكان فكر میکرد :
" من نغمهسرای كودكانم »
یادش سبز و گرامی
زاد روزش خجسته و مبارک 🌹
🍏🍎🍃
عباس یمینی شریف، از نخستین شاعران و نویسندگان كودكان، ۱ خرداد ۱۲۹۸ در تهران زاده شد. او از کلاس پنجم دبستان شعر گفتن را آغاز کرد.
او در مدرسه و مكتب درس خوانده است و با ابعاد اندیشههای کهنه و نو آشنا بود. ۵۰ سال از ۷۰ سال زندگی پربار خود را وقف كودكان و نوجوانان میكند و تا لحظههای پایان زندگی حتی زمانی كه به مرگ میاندیشد، ابتدا به كودكان فكر میکرد :
" من نغمهسرای كودكانم »
یادش سبز و گرامی
زاد روزش خجسته و مبارک 🌹
🍏🍎🍃
○
این شعر زیبا را نیز همه به یاد داریم:
« من یار مهربانم
دانا و خوش زبانم
گویم سخن فراوان
با آنکه بی زبانم
پندت دهم فراوان
من یار پند دانم
من دوستی هنرمند
با سود و بی زیانم
از من مباش غافل
من یار مهربانم »
✍#عباس_یمینی_شریف
یادش سبز و زاد روزش فرخنده
🍏🍎🍃
این شعر زیبا را نیز همه به یاد داریم:
« من یار مهربانم
دانا و خوش زبانم
گویم سخن فراوان
با آنکه بی زبانم
پندت دهم فراوان
من یار پند دانم
من دوستی هنرمند
با سود و بی زیانم
از من مباش غافل
من یار مهربانم »
✍#عباس_یمینی_شریف
یادش سبز و زاد روزش فرخنده
🍏🍎🍃
🤍
محمد بن ابراهیم قوامی شیرازی ملقب به صدرالمتالهین یا ملاصدرا، از بزرگان فلسفه اسلامی و از بزرگترین دانشمندان جهان، در نهم جمادی الاولی سال 980 قمری در شیراز دیده به جهان گشود.
در دوران جوانی، صدرالمتألهین جوان با شیخ بهایی آشنا گردید که سنگ بنای شخصیت علمی و اخلاقی ملاصدرا را این دانشمند جهاندیدهی کمنظیر، بنا نهاد و تکمیل این بنای معنوی را استاد دیگرش دانشمند سترگ و استاد علوم دینی- الاهی و اصول یقینی سید امیرمحمد باقر بن شمس الدین، مشهور به میرداماد عهدهدار گشت.
صدرالدین محمد در علوم متعارف زمان، بهویژه در فلسفه اشراق، مکتب مشاء، کلام، عرفان و تفسیر قرآن مهارت یافت. او آثار فلسفی متفکرانی چون سقراط و فلاسفهی همعصر او، افلاطون، ارسطو و شاگردانش و دانشمندانی چون ابن سینا و خواجه نصرالدین توسی را دقیقاً بررسی نمود، موارد ضعف آن ها را باز شناخت و مسایل مبهم مکاتب را بهخوبی دانست.
اگرچه او از مکتب اشراق، بهرهها برد، اما هرگز تسلیم عقاید آنان نشد و گرچه شاگرد مکتب مشا گردید؛ اما هرگز مقید به این روش نشد. «حکمت متعالیه» مهمترین کتاب ملاصدرا به شمار میآید که حاوی ژرفترین پاسخها به مسایل فلسفیست.
بزرگداشت این عالم بزرگ، عارف و فیلسوف
گرانقدر خجسته و گرامی باد
🍏🍎🍃
محمد بن ابراهیم قوامی شیرازی ملقب به صدرالمتالهین یا ملاصدرا، از بزرگان فلسفه اسلامی و از بزرگترین دانشمندان جهان، در نهم جمادی الاولی سال 980 قمری در شیراز دیده به جهان گشود.
در دوران جوانی، صدرالمتألهین جوان با شیخ بهایی آشنا گردید که سنگ بنای شخصیت علمی و اخلاقی ملاصدرا را این دانشمند جهاندیدهی کمنظیر، بنا نهاد و تکمیل این بنای معنوی را استاد دیگرش دانشمند سترگ و استاد علوم دینی- الاهی و اصول یقینی سید امیرمحمد باقر بن شمس الدین، مشهور به میرداماد عهدهدار گشت.
صدرالدین محمد در علوم متعارف زمان، بهویژه در فلسفه اشراق، مکتب مشاء، کلام، عرفان و تفسیر قرآن مهارت یافت. او آثار فلسفی متفکرانی چون سقراط و فلاسفهی همعصر او، افلاطون، ارسطو و شاگردانش و دانشمندانی چون ابن سینا و خواجه نصرالدین توسی را دقیقاً بررسی نمود، موارد ضعف آن ها را باز شناخت و مسایل مبهم مکاتب را بهخوبی دانست.
اگرچه او از مکتب اشراق، بهرهها برد، اما هرگز تسلیم عقاید آنان نشد و گرچه شاگرد مکتب مشا گردید؛ اما هرگز مقید به این روش نشد. «حکمت متعالیه» مهمترین کتاب ملاصدرا به شمار میآید که حاوی ژرفترین پاسخها به مسایل فلسفیست.
بزرگداشت این عالم بزرگ، عارف و فیلسوف
گرانقدر خجسته و گرامی باد
🍏🍎🍃
◽️
شب بخیر نازنینم.
تو چه با آرامش به خواب میروی
ولی کسی که به تو تعلق دارد در فاصلهای دور همچنان پریشان و سرگردان است.
#نامه_به_فلیسه
#فرانتس_کافکا
🍏🍎🍃
شب بخیر نازنینم.
تو چه با آرامش به خواب میروی
ولی کسی که به تو تعلق دارد در فاصلهای دور همچنان پریشان و سرگردان است.
#نامه_به_فلیسه
#فرانتس_کافکا
🍏🍎🍃
Khiale Khosh
Alireza Ghorbani
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_قربانی
🎼#خیال_خوش
تمام منی.. ناتمام منی .....
چه بغضِ بدی در گلو دارم
بیا و بگو فکر حال منی
ببین که هنوز آرزو دارم......
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_قربانی
🎼#خیال_خوش
تمام منی.. ناتمام منی .....
چه بغضِ بدی در گلو دارم
بیا و بگو فکر حال منی
ببین که هنوز آرزو دارم......
🍏🍎🍃
دیوانه شو
<unknown>
🎶🤍🎶
حیلت رها کن عاشقا؛ دیوانه شو دیوانه شو
وندر دل آتش در آ؛ پروانه شو پروانه شو ...
🍏🍎🍃
حیلت رها کن عاشقا؛ دیوانه شو دیوانه شو
وندر دل آتش در آ؛ پروانه شو پروانه شو ...
🍏🍎🍃
○
کسی ... می خواندم... انگار
از کهن،،، دیرینه هایِ دور
از تنِ دیوارِ دل تنگِ ... عبور
از شبیخونِ قدم هایِ حضور
از شرابِ...... کهنه یِ مخمور
کسی می خواندم؛ انگار ....
می شناسم..چشم های اش را
و پژواکِ چکاوک هایِ غمگینِ
صدای اش را...
کسی می خواندم؛ انگار...
غریوِ ناله هایِ زخمی یِ شب
در گلویِ بیستون؛ انگار ...
کسی می خواندم؛ انگار ...
می شناسم، چشم های اش را
و افسونِ تب آلودِنگاه اش را
من است...... او
در من است... او
با من است... او
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
کسی ... می خواندم... انگار
از کهن،،، دیرینه هایِ دور
از تنِ دیوارِ دل تنگِ ... عبور
از شبیخونِ قدم هایِ حضور
از شرابِ...... کهنه یِ مخمور
کسی می خواندم؛ انگار ....
می شناسم..چشم های اش را
و پژواکِ چکاوک هایِ غمگینِ
صدای اش را...
کسی می خواندم؛ انگار...
غریوِ ناله هایِ زخمی یِ شب
در گلویِ بیستون؛ انگار ...
کسی می خواندم؛ انگار ...
می شناسم، چشم های اش را
و افسونِ تب آلودِنگاه اش را
من است...... او
در من است... او
با من است... او
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃