Forwarded from Farah
✨
دریا همچون موسیقیست؛
همهی رویاهای روح را درون خود دارد
و آنها را مینوازد.
شکوه و زیبایی دریا، وجود ما را در برمیگیرد
و به اعماق بیانتها و حاصلخیز
روانهایمان نفوذ میکند.
#کارل_گوستاو_یونگ
🍏🍎🍃
دریا همچون موسیقیست؛
همهی رویاهای روح را درون خود دارد
و آنها را مینوازد.
شکوه و زیبایی دریا، وجود ما را در برمیگیرد
و به اعماق بیانتها و حاصلخیز
روانهایمان نفوذ میکند.
#کارل_گوستاو_یونگ
🍏🍎🍃
داریوش - وعده ما لب دریا
@pezhvak6
🎶❤️🎶
🗣#داریوش
🎼وعده ما لب دریا
عصر ما عصر فریبه عصر اسمای غریبه
عصر پژمردن گلدون چترای سیاه تو بارون
شهر ما سرش شلوغه وعده هاش همه دروغه
آسموناش پر دوده قلب عاشقاش كبوده
كاش تو قحطی شقایق بشینیم توی یه قایق
بزنیم دلو به دریا من و تو تنهای تنها
خونه هامون پر نرده پشت هر پنجره پرده
قفسا پر پرنده لبای بدون خنده
چشما خونه ی سؤاله مهربون شدن محاله
نه برای عشق میلی نه كسی به فكر لیلی .....
🍏🍎🍃
🗣#داریوش
🎼وعده ما لب دریا
عصر ما عصر فریبه عصر اسمای غریبه
عصر پژمردن گلدون چترای سیاه تو بارون
شهر ما سرش شلوغه وعده هاش همه دروغه
آسموناش پر دوده قلب عاشقاش كبوده
كاش تو قحطی شقایق بشینیم توی یه قایق
بزنیم دلو به دریا من و تو تنهای تنها
خونه هامون پر نرده پشت هر پنجره پرده
قفسا پر پرنده لبای بدون خنده
چشما خونه ی سؤاله مهربون شدن محاله
نه برای عشق میلی نه كسی به فكر لیلی .....
🍏🍎🍃
✨
امشب قیامت است ولی من خدای تو
بنشین بجای بنده ومن هم بجای تو
کارم دگر به ورطه عصیان کشیده است
دلتنگم ازحکایت جور وجفای تو
امشب ولی به اخر بازی رسیده ایم
این محشر است می دهم اکنون سزای تو
فکرت دگر نرفت به اینجای ماجرا
پرسد کسی دلیل همه کارهای تو
تاوان سیب خوردن آدم همیشگی است
اینگونه است رحمت بی منتهای تو؟
تا خواستم زکارجهان پرسشی کنم
پاسخ چنین رسید زهرسو،قضای تو
اینسان روا شده است به اعصار وقرنها
درحق ماهمیشه همه ناروای تو
این مصلحت چه بود که گرگان روزگار
چوپان ما شوند به چوب وعصای تو؟
حیثیت بشر شده آماج تیرشان
انان که رفته اند به زیر لوای تو
کم کم به باتلاق غضب غرق می شویم
خشکیده است چشمه لطف وعطای تو
مارا اگرخلیفه نمودی به این جهان
پس هرچه کرده ایم خدایا به پای تو
بااین همه عذاب، جهنم دگرکجاست؟
خارا بسوخت جای دل بی وفای تو
امروز از زمین وزمان رنج می کشیم
فردا هم از مصیبت چون وچرای تو
زیبارخی که موجب آرام دل شود
فردا شود دلیل عذاب و جزای تو
حالا خودت بگو چه کنم با تو ای خدا
خوب است من در آورم اکنون ادای تو؟
خوب است نامه عملت را سیه کنم؟
تاجمله لب گزند بگویند وای تو ؟
شاهنشها ببخش خطا بر زبان چورفت
من کیستم که حکم دهم از برای تو؟
گفتم دلم گرفته وبگذار هم کمی
شوخی کنم،فدای دل باصفای تو
#محسن_حسینی_طاها
🍏🍎🍃
امشب قیامت است ولی من خدای تو
بنشین بجای بنده ومن هم بجای تو
کارم دگر به ورطه عصیان کشیده است
دلتنگم ازحکایت جور وجفای تو
امشب ولی به اخر بازی رسیده ایم
این محشر است می دهم اکنون سزای تو
فکرت دگر نرفت به اینجای ماجرا
پرسد کسی دلیل همه کارهای تو
تاوان سیب خوردن آدم همیشگی است
اینگونه است رحمت بی منتهای تو؟
تا خواستم زکارجهان پرسشی کنم
پاسخ چنین رسید زهرسو،قضای تو
اینسان روا شده است به اعصار وقرنها
درحق ماهمیشه همه ناروای تو
این مصلحت چه بود که گرگان روزگار
چوپان ما شوند به چوب وعصای تو؟
حیثیت بشر شده آماج تیرشان
انان که رفته اند به زیر لوای تو
کم کم به باتلاق غضب غرق می شویم
خشکیده است چشمه لطف وعطای تو
مارا اگرخلیفه نمودی به این جهان
پس هرچه کرده ایم خدایا به پای تو
بااین همه عذاب، جهنم دگرکجاست؟
خارا بسوخت جای دل بی وفای تو
امروز از زمین وزمان رنج می کشیم
فردا هم از مصیبت چون وچرای تو
زیبارخی که موجب آرام دل شود
فردا شود دلیل عذاب و جزای تو
حالا خودت بگو چه کنم با تو ای خدا
خوب است من در آورم اکنون ادای تو؟
خوب است نامه عملت را سیه کنم؟
تاجمله لب گزند بگویند وای تو ؟
شاهنشها ببخش خطا بر زبان چورفت
من کیستم که حکم دهم از برای تو؟
گفتم دلم گرفته وبگذار هم کمی
شوخی کنم،فدای دل باصفای تو
#محسن_حسینی_طاها
🍏🍎🍃
Chanter - Enrico Macias
@FrenchOnline
🎼❤️🎼
🗣#انزیکو_ماسیاس
🎼آوازه خوان
قبل از اینکه حرف زدن را بدانیم
زمزمه کردن را از قبل بلدیم
با رسیدن بر روی زمین
آواز خواندن را، می دانیم
با گذر زمان، یاد می گیریم
برای اینکه طولانی تر
زندگی کنیم
یک لبخند، بیشتر از پول
می ارزد .....
🍏🍎🍃
🗣#انزیکو_ماسیاس
🎼آوازه خوان
قبل از اینکه حرف زدن را بدانیم
زمزمه کردن را از قبل بلدیم
با رسیدن بر روی زمین
آواز خواندن را، می دانیم
با گذر زمان، یاد می گیریم
برای اینکه طولانی تر
زندگی کنیم
یک لبخند، بیشتر از پول
می ارزد .....
🍏🍎🍃
✨
زندگی
مرا به سوی بدبختی
هدایت کردی
اما من هنوز هم راهی برای
فراموش کردن تو؛
نمیبینم!!
📕 دزیره
✍🏻 #آن_ماری_سلینکو
🍏🍎🍃
زندگی
مرا به سوی بدبختی
هدایت کردی
اما من هنوز هم راهی برای
فراموش کردن تو؛
نمیبینم!!
📕 دزیره
✍🏻 #آن_ماری_سلینکو
🍏🍎🍃
✨
در هوایت بیقرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب
چون ز خوان فضل روزه بشکنم
عید باشد روزگارم روز و شب
جان روز و جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روز و شب
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
در هوایت بیقرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب
چون ز خوان فضل روزه بشکنم
عید باشد روزگارم روز و شب
جان روز و جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روز و شب
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
Ey Del Be Kooyeh Eshgh
Shahram nazeri
🎵❤️🎵
🎼 ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی
🎤 #شهرام_ناظری
ای دل به کوی عشق گذاری نمیکنی
اسباب جمع داری و کاری نمیکنی
چوگان حکم در کف و گویی نمیزنی
باز ظفر به دست و شکاری نمیکنی
این خون که موج میزند اندر جگر تو را
در کار رنگ و بوی نگاری نمیکنی
مشکین از آن نشد دم خلقت که چون صبا
بر خاک کوی دوست گذاری نمیکنی .....
🍏🍎🍃
🎼 ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی
🎤 #شهرام_ناظری
ای دل به کوی عشق گذاری نمیکنی
اسباب جمع داری و کاری نمیکنی
چوگان حکم در کف و گویی نمیزنی
باز ظفر به دست و شکاری نمیکنی
این خون که موج میزند اندر جگر تو را
در کار رنگ و بوی نگاری نمیکنی
مشکین از آن نشد دم خلقت که چون صبا
بر خاک کوی دوست گذاری نمیکنی .....
🍏🍎🍃
✨
روز قسمت بود. خدا همه چیز را قسمت میکرد. خدا گفت: «چیزی از من بخواهید، هر چه که باشد، شما را خواهم داد. سهم تان را از هستی طلب کنید، زیرا خدا بسیار بخشنده است.»
و هر که آمد چیزی خواست. یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن. یکی جثه ای بزرگ خواست و آن یکی چشمانی تیز. یکی دریا را انتخاب کرد و یکی آسمان را.
در این میان کرمی کوچک جلو آمد و به خدا گفت: «خدایا، منت چیز زیادی از این هستی نمی خواهم. نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ، نه بالی و نه پایی، نه آسمان و نه دریا، تنها کمی از خودت، تنها کمی از خودت به من بده.»
و خدا کمی نور به او داد.
نام او کرم شب تاب شد.
خدا گفت: « آن نوری که با خود دارد بزرگ است. حتی اگر به قدر ذره ای باشد. تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگی کوچک پنهان می شوی. »
و رو به دیگران گفت: « کاش می دانستید این کرم کوچک، بهترین را خواست، زیرا که از خدا جز خدا نباید خواست. »
هزاران سال است که او می تابد. روی دامن هستی میتابد. وقتی ستاره ای نیست، چراغ کرم شب تاب روشن است و کسی نمی داند که این همان چراغی است که روزی خدا آن را به کرمی کوچک بخشیده است.
#عرفان_نظرآهاري
🍏🍎🍃
روز قسمت بود. خدا همه چیز را قسمت میکرد. خدا گفت: «چیزی از من بخواهید، هر چه که باشد، شما را خواهم داد. سهم تان را از هستی طلب کنید، زیرا خدا بسیار بخشنده است.»
و هر که آمد چیزی خواست. یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن. یکی جثه ای بزرگ خواست و آن یکی چشمانی تیز. یکی دریا را انتخاب کرد و یکی آسمان را.
در این میان کرمی کوچک جلو آمد و به خدا گفت: «خدایا، منت چیز زیادی از این هستی نمی خواهم. نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ، نه بالی و نه پایی، نه آسمان و نه دریا، تنها کمی از خودت، تنها کمی از خودت به من بده.»
و خدا کمی نور به او داد.
نام او کرم شب تاب شد.
خدا گفت: « آن نوری که با خود دارد بزرگ است. حتی اگر به قدر ذره ای باشد. تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگی کوچک پنهان می شوی. »
و رو به دیگران گفت: « کاش می دانستید این کرم کوچک، بهترین را خواست، زیرا که از خدا جز خدا نباید خواست. »
هزاران سال است که او می تابد. روی دامن هستی میتابد. وقتی ستاره ای نیست، چراغ کرم شب تاب روشن است و کسی نمی داند که این همان چراغی است که روزی خدا آن را به کرمی کوچک بخشیده است.
#عرفان_نظرآهاري
🍏🍎🍃
✨
سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
قدحی درکش و سرخوش بتماشا بخرام
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای
که زصحرای ختن آهوی مشکین آمد
گریه آبی برخ سوختگان باز آورد
ناله فریاد رس عاشق مسکین آمد
مرغ دل باز هوا دار کمان ابرو یست
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن
و دوست
که بکام دل ما آن بشد و این آمد
رسم بد عهدی ایام چو دید ابر بهار
گریه اش برسمن سنبل و نسرین آمد
چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل
عنبر افشان بتماشای ریاحین آمد
#حافظ
🍏🍎🍃
@AF14202HTTPS
سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
قدحی درکش و سرخوش بتماشا بخرام
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای
که زصحرای ختن آهوی مشکین آمد
گریه آبی برخ سوختگان باز آورد
ناله فریاد رس عاشق مسکین آمد
مرغ دل باز هوا دار کمان ابرو یست
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن
و دوست
که بکام دل ما آن بشد و این آمد
رسم بد عهدی ایام چو دید ابر بهار
گریه اش برسمن سنبل و نسرین آمد
چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل
عنبر افشان بتماشای ریاحین آمد
#حافظ
🍏🍎🍃
@AF14202HTTPS
✨
بگذار با تو بگویم که در کوهستان زندگی ، هیچ قله ای هدف نیست ... زندگی خودش هدف خویش است ؛ زندگی نه وسیله ای برای رسیدن به یک پایان ، که پایانی برای خود زندگی است ... همراه با آواز نسیم ، پرندگان در پرواز ، گلهای سرخ پیچان و رقصان ... خنده آفتاب در سپیده دمان ، چشمک ستارگان در شامگاهان ... مردی در دام عشقی گرفتار ، کودکی مشغول بازی در خیابان ... هیچ هدفی در آن دوردست ها نیست ... زندگی صرفا از خود لذت می برد ، از خود به وجد می آید ... انرژی در حال لبریزش و فوران است ، در حال رقص ، برای هیچ منظور خاصی ... این نه کار است و نه وظیفه ... زندگی بازی عشق است ؛ شاعری است ؛ موسیقی است ...
🍏🍎🍃
بگذار با تو بگویم که در کوهستان زندگی ، هیچ قله ای هدف نیست ... زندگی خودش هدف خویش است ؛ زندگی نه وسیله ای برای رسیدن به یک پایان ، که پایانی برای خود زندگی است ... همراه با آواز نسیم ، پرندگان در پرواز ، گلهای سرخ پیچان و رقصان ... خنده آفتاب در سپیده دمان ، چشمک ستارگان در شامگاهان ... مردی در دام عشقی گرفتار ، کودکی مشغول بازی در خیابان ... هیچ هدفی در آن دوردست ها نیست ... زندگی صرفا از خود لذت می برد ، از خود به وجد می آید ... انرژی در حال لبریزش و فوران است ، در حال رقص ، برای هیچ منظور خاصی ... این نه کار است و نه وظیفه ... زندگی بازی عشق است ؛ شاعری است ؛ موسیقی است ...
🍏🍎🍃