Yaade Man Kon
Delkash
🎼❤️🎼
یک نفس بیادم باش؛
بگذار
شب بوها؛ گل بدهند در باغ
یک نفس تنگ؛ در آغوش ام بگیر
بگذار؛ محبوبه هایِ شب
ترانه شوند، در دستان بیقرارِ باد
یک نفس؛ ببوس مرا... تا ماه
بگذار؛ ابرها از شوق ببارند
و کویر خسته ی انتظار سبز شود
در بسترِ خیسِ باران
یک نفس با من در رویا بمان؛
بگذار تمامِ تو را... نفس بکشم
بگذار در آغوشِ خیالِ تو تمام شوم...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
یک نفس بیادم باش؛
بگذار
شب بوها؛ گل بدهند در باغ
یک نفس تنگ؛ در آغوش ام بگیر
بگذار؛ محبوبه هایِ شب
ترانه شوند، در دستان بیقرارِ باد
یک نفس؛ ببوس مرا... تا ماه
بگذار؛ ابرها از شوق ببارند
و کویر خسته ی انتظار سبز شود
در بسترِ خیسِ باران
یک نفس با من در رویا بمان؛
بگذار تمامِ تو را... نفس بکشم
بگذار در آغوشِ خیالِ تو تمام شوم...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👏1
❌✅
❗️جعلیات
ساکنم بر در میخانه
که میخانه از اوست
میخورم باده که این باده و
پیمانه از اوست
گَر به مسجد کشدم زاهد و در دَیر کشیش
چه تفاوت کند این خانه و آن خانه از اوست
خویش و بیگانه اگر زحمت و رحمت دهدم
رحمت خویش از او ، زحمت بیگانه از اوست
روزگاریاست که در گوشۀ ویرانۀ دل
کردهام جای که این گوشۀ ویرانه از اوست
گر چه پروانه دلی سوخت ز شمعی چه عجب
شمع از او ، محفل از او ، هستی پروانه از اوست
نیَم آدم گر از آن دانۀ گندم نخورم
من از او، جنّت از او، خوردن از او، دانه از اوست
سنگ زد عاقل اگر بر دل دیوانۀ ما
سنگ از او، عاقل از او، این دل دیوانه از اوست
گر چه جانانه در این شهر بسی هست ولی
اوست جانانۀ من، کین همه جانانه از اوست
کشتن نفس نه از همّت مردانۀ توست
بس کن عقل که این همّت مردانه از اوست
گر چه دانم همه افسانه بود قصّۀ عشق
شرح افسانه کنم کاین همه افسانه از اوست
کی شود ذات عدم
لایق گفتار «فؤاد»
ما از اوییم و خود این
دفترِ فرزانه ز اوست.
❌❌ مولانا❌❌❌
✍#فؤاد کرمانی✅✅
🍏🍎🍃
❗️جعلیات
ساکنم بر در میخانه
که میخانه از اوست
میخورم باده که این باده و
پیمانه از اوست
گَر به مسجد کشدم زاهد و در دَیر کشیش
چه تفاوت کند این خانه و آن خانه از اوست
خویش و بیگانه اگر زحمت و رحمت دهدم
رحمت خویش از او ، زحمت بیگانه از اوست
روزگاریاست که در گوشۀ ویرانۀ دل
کردهام جای که این گوشۀ ویرانه از اوست
گر چه پروانه دلی سوخت ز شمعی چه عجب
شمع از او ، محفل از او ، هستی پروانه از اوست
نیَم آدم گر از آن دانۀ گندم نخورم
من از او، جنّت از او، خوردن از او، دانه از اوست
سنگ زد عاقل اگر بر دل دیوانۀ ما
سنگ از او، عاقل از او، این دل دیوانه از اوست
گر چه جانانه در این شهر بسی هست ولی
اوست جانانۀ من، کین همه جانانه از اوست
کشتن نفس نه از همّت مردانۀ توست
بس کن عقل که این همّت مردانه از اوست
گر چه دانم همه افسانه بود قصّۀ عشق
شرح افسانه کنم کاین همه افسانه از اوست
کی شود ذات عدم
لایق گفتار «فؤاد»
ما از اوییم و خود این
دفترِ فرزانه ز اوست.
❌❌ مولانا❌❌❌
✍#فؤاد کرمانی✅✅
🍏🍎🍃
Audio
🎼❤️🎼
🗣#عبداله_احمد_زای
#موسیقی_تاجیکستان
----------------------
خوش آن مردن
که بر بالینِ خویشت بینم و باشد؛
اَجل در قبض جان،
تن مضطرب،
من در تماشایت...
✍#محتشم_کاشانی
🍏🍎🍃
🗣#عبداله_احمد_زای
#موسیقی_تاجیکستان
----------------------
خوش آن مردن
که بر بالینِ خویشت بینم و باشد؛
اَجل در قبض جان،
تن مضطرب،
من در تماشایت...
✍#محتشم_کاشانی
🍏🍎🍃
●
گلویم را دوختند؛
جوانی ام را... در تنور شقاوت
سوختند
مترسک های عادت با کلاغانِ
مزرعه هماغوش شدند
و من؛ در مرگِ صنوبرها
اشک هایم را... خندیدم...!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
گلویم را دوختند؛
جوانی ام را... در تنور شقاوت
سوختند
مترسک های عادت با کلاغانِ
مزرعه هماغوش شدند
و من؛ در مرگِ صنوبرها
اشک هایم را... خندیدم...!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
●
دوباره شب...
دوباره ، بغض و تنهایی
دوباره در سکوتی سرد بی تابی
دوباره...
انتظار و انتظار و بی قراری؛
دوباره دست های خالی ی من
دوباره... پنجره... دیوار ...
دوباره چشم های خسته ی بیدار
دوباره... یاد تو...
در کوچه های خالی ی تبدار ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
دوباره شب...
دوباره ، بغض و تنهایی
دوباره در سکوتی سرد بی تابی
دوباره...
انتظار و انتظار و بی قراری؛
دوباره دست های خالی ی من
دوباره... پنجره... دیوار ...
دوباره چشم های خسته ی بیدار
دوباره... یاد تو...
در کوچه های خالی ی تبدار ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
Dlam Gerefte Hamcho Abr
Abbas Mehrpouya
🎼❤️🎼
دلتنگی؛
نام دیگر آسمان است
وقتی که تو هنوز نتابیده ای!
دلتنگی؛
نام شیشه هایِ
مه گرفته یِ خیس است
وقتی که
قدم هایِ ابری ِکوچه
تو را صدا نمی زنند ...
دلتنگی؛
قاب خالی ِ آینه است
وقتی لبخند تو؛
پشتِ پنجره یِ بسته
به خواب رفته است ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
دلتنگی؛
نام دیگر آسمان است
وقتی که تو هنوز نتابیده ای!
دلتنگی؛
نام شیشه هایِ
مه گرفته یِ خیس است
وقتی که
قدم هایِ ابری ِکوچه
تو را صدا نمی زنند ...
دلتنگی؛
قاب خالی ِ آینه است
وقتی لبخند تو؛
پشتِ پنجره یِ بسته
به خواب رفته است ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
📆
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه ☀️🐓
۱۷شهریور ماه ۱۴۰۵ شمسی 8 سپتامبر 2026 میلادی ۲۶ربیع الاول ۱۴۴۸ قمری
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
💛❤️💛
----------------
چو مه از ابر تن بیرون رو ای دوست
هزار اکسیر از خورشید آموز
حضرت #مولانا
---------🪴-------🪴-----
قدم هایتان در مسیری سبز و پویا
دوشنبه تان به شادی و آرامش
#معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه ☀️🐓
۱۷شهریور ماه ۱۴۰۵ شمسی 8 سپتامبر 2026 میلادی ۲۶ربیع الاول ۱۴۴۸ قمری
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
💛❤️💛
----------------
چو مه از ابر تن بیرون رو ای دوست
هزار اکسیر از خورشید آموز
حضرت #مولانا
---------🪴-------🪴-----
قدم هایتان در مسیری سبز و پویا
دوشنبه تان به شادی و آرامش
#معمای_عشق
🍏🍎🍃
معمای عشق
📆 با نام و یاد حضرت دوست 🗓 امروز سه شنبه ☀️🐓 ۱۷شهریور ماه ۱۴۰۵ شمسی 8 سپتامبر 2026 میلادی ۲۶ربیع الاول ۱۴۴۸ قمری --------🪴--------🪴------ نبض زندگی تپنده به عشق و امید 💛❤️💛 ---------------- چو مه از ابر تن بیرون رو ای دوست هزار اکسیر از خورشید آموز …
آنچه که میتواند به زندگی تو معنی و مفهوم بدهد، وقف خودت در راه دوستداشتن و عشق به دیگران است، وقف خودت به جمعیت اطرافت، و وقف خودت به خلق پدیدههایی که به تو انگیزه و مفهوم بدهد.
📕 سهشنبهها با موری
✍🏻 #میچ_البوم
🍏🍎🍃
📕 سهشنبهها با موری
✍🏻 #میچ_البوم
🍏🍎🍃
معمای عشق
آنچه که میتواند به زندگی تو معنی و مفهوم بدهد، وقف خودت در راه دوستداشتن و عشق به دیگران است، وقف خودت به جمعیت اطرافت، و وقف خودت به خلق پدیدههایی که به تو انگیزه و مفهوم بدهد. 📕 سهشنبهها با موری ✍🏻 #میچ_البوم 🍏🍎🍃
کیمیاگری تبدیل مس به طلا نیست، بلکه تبدیل جهل به آگاهی، تبدیل نفرت به عشق و تبدیل غم به شادی است پس همه ما میتوانیم با کلام زیبا کیمیاگر باشیم.
📕 کیمیاگر
✍ #پائولو_کوئیلو
🍏🍎🍃
📕 کیمیاگر
✍ #پائولو_کوئیلو
🍏🍎🍃