○
زندگی؛ بیت کوتاه یک شعر است
بغضِ خوابیده در گلویِ یک تکرار
دود خسته یِ پیاپیِ سیگار ...
دو ریلِ خسته و سر به زیرِ قطار
دو خط موازی ...
تا دو نقطه یِ مکرّرِ پرگار
دایره، به حول خود دوّار
فاصله؛ فاصله ... دیوار
من... تو ...
دست هایم؛ چشم هایت
در آتشِ شرارِ یک دیدار
فاصله، فاصله ... دیوار
نقطه سرِ خط ... پرگار
دایره ... وتر ... تکرار ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
زندگی؛ بیت کوتاه یک شعر است
بغضِ خوابیده در گلویِ یک تکرار
دود خسته یِ پیاپیِ سیگار ...
دو ریلِ خسته و سر به زیرِ قطار
دو خط موازی ...
تا دو نقطه یِ مکرّرِ پرگار
دایره، به حول خود دوّار
فاصله؛ فاصله ... دیوار
من... تو ...
دست هایم؛ چشم هایت
در آتشِ شرارِ یک دیدار
فاصله، فاصله ... دیوار
نقطه سرِ خط ... پرگار
دایره ... وتر ... تکرار ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
غزلیات حافظ 435
@audiobo0ok
هر روز یک غزل با حافظ
-------------------------
با مدّعی مگویید، اسرارِ عشق و مستی
تا بیخبر بمیرد، در دردِ خودپرستی
عاشق شو اَر نَهْ روزی، کارِ جهان سرآید
ناخوانده نقشِ مقصود، از کارگاهِ هستی
دوش آن صنم چه خوش گفت، در مجلسِ مُغانَم
«با کافران چه کارت؟ گر بت نمیپرستی»
سلطانِ من خدا را، زُلفَت شکست ما را
تا کِی کُنَد سیاهی، چندین درازدستی؟
در گوشهٔ سلامت، مستور چون توان بود
تا نرگسِ تو با ما، گوید رموزِ مستی
آن روز دیده بودم، این فتنهها که برخاست
کز سرکشی، زمانی، با ما نمینشستی
عشقت، به دستِ طوفان، خواهد سپرد حافظ
چون برق، از این کشاکش، پنداشتی که جستی
🍏🍎🍃
-------------------------
با مدّعی مگویید، اسرارِ عشق و مستی
تا بیخبر بمیرد، در دردِ خودپرستی
عاشق شو اَر نَهْ روزی، کارِ جهان سرآید
ناخوانده نقشِ مقصود، از کارگاهِ هستی
دوش آن صنم چه خوش گفت، در مجلسِ مُغانَم
«با کافران چه کارت؟ گر بت نمیپرستی»
سلطانِ من خدا را، زُلفَت شکست ما را
تا کِی کُنَد سیاهی، چندین درازدستی؟
در گوشهٔ سلامت، مستور چون توان بود
تا نرگسِ تو با ما، گوید رموزِ مستی
آن روز دیده بودم، این فتنهها که برخاست
کز سرکشی، زمانی، با ما نمینشستی
عشقت، به دستِ طوفان، خواهد سپرد حافظ
چون برق، از این کشاکش، پنداشتی که جستی
🍏🍎🍃
❤1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 435
با مدّعی مگویید، اسرارِ عشق و مستی
تا بیخبر بمیرد، در دردِ خودپرستی
عاشق شو اَر نَهْ روزی، کارِ جهان سرآید
ناخوانده نقشِ مقصود، از کارگاهِ هستی
#حافظ
تا بیخبر بمیرد، در دردِ خودپرستی
عاشق شو اَر نَهْ روزی، کارِ جهان سرآید
ناخوانده نقشِ مقصود، از کارگاهِ هستی
#حافظ
❤1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 435
دوش آن صنم چه خوش گفت، در مجلسِ مُغانَم
«با کافران چه کارت؟ گر بت نمیپرستی»
سلطانِ من خدا را، زُلفَت شکست ما را
تا کِی کُنَد سیاهی، چندین درازدستی؟
#حافظ
«با کافران چه کارت؟ گر بت نمیپرستی»
سلطانِ من خدا را، زُلفَت شکست ما را
تا کِی کُنَد سیاهی، چندین درازدستی؟
#حافظ
❤1
●
▫ما در عصر مشکلات غمانگیزی زندگی میکنیم. ولی بسیاری از مردم مشکلات و نومیدی را از هم تمیز نمیدهند.
لارنس میگفت: "باید از مشکلات تازیانهای برای راندن غم ساخت." امروز غمهای بسیاری وجود دارد که نیازمند این تازیانه است.
✍#آلبر_کامو
🍏🍎🍃
▫ما در عصر مشکلات غمانگیزی زندگی میکنیم. ولی بسیاری از مردم مشکلات و نومیدی را از هم تمیز نمیدهند.
لارنس میگفت: "باید از مشکلات تازیانهای برای راندن غم ساخت." امروز غمهای بسیاری وجود دارد که نیازمند این تازیانه است.
✍#آلبر_کامو
🍏🍎🍃
👌1
معمای عشق
● ▫ما در عصر مشکلات غمانگیزی زندگی میکنیم. ولی بسیاری از مردم مشکلات و نومیدی را از هم تمیز نمیدهند. لارنس میگفت: "باید از مشکلات تازیانهای برای راندن غم ساخت." امروز غمهای بسیاری وجود دارد که نیازمند این تازیانه است. ✍#آلبر_کامو 🍏🍎🍃
بالاخره یک نفر باید گردن سرنوشت را بشکند.
اگر هر از گاهی یک نفر، به سرنوشت دهن کجی نمی کرد، انسان، هنوز روی شاخه های درخت ها زندگی می کرد.
📕 شرق بهشت
✍🏻 #جان_اشتاین_بک
🍏🍎🍃
اگر هر از گاهی یک نفر، به سرنوشت دهن کجی نمی کرد، انسان، هنوز روی شاخه های درخت ها زندگی می کرد.
📕 شرق بهشت
✍🏻 #جان_اشتاین_بک
🍏🍎🍃
👌1
مُعاشقه
Amir Jamshidi
✨❤️✨
مُعاشقه
کلام : محمدرضا شجریان، الهی قمشهای، مسعود کیمیایی، محمد ابراهیم جعفری، رضا براهنی
موسیقی : فردین خلعتبری، النی کاریندرو، آرکید فایر، تریسان اکرسون
کاری از : امیر جمشیدی
مدت زمان : 18:45
🍏🍎🍃
مُعاشقه
کلام : محمدرضا شجریان، الهی قمشهای، مسعود کیمیایی، محمد ابراهیم جعفری، رضا براهنی
موسیقی : فردین خلعتبری، النی کاریندرو، آرکید فایر، تریسان اکرسون
کاری از : امیر جمشیدی
مدت زمان : 18:45
🍏🍎🍃
○
آدم ماندگاریاش را با درخت میسنجد .
خودش را درختی سبز میبیند که تا ابد زنده است ؛
ریشهاش در عمق زمین پنجه باز کرده ، دستهاش را گشوده ،
در طاق آسمان بالای سرش دنبال نور قد میکشد .
زمستان میخوابد ، بهار با جوانه بیدار میشود ،
شکوفه میزند ، برگ میدهد ، جایی هم برای لانهی پرندگان دارد .
ولی نمیپاید ،
عاقبت خشک میشود ، که روزیروزگاری هیزمشکنی با تبر نیمهاش کند ، تکهتکه هیمهاش کند
و کیست که نداند آدمها همه هیمهاند ؟
به دنیا میآیند که دو پاره شوند در لهیب شعلهها بسوزند و از خاکسترشان هیچ نماند ؟ کیست که نداند ؟
✍ #عباس_معروفی
📕 نام تمام مردگان یحیاست
سالروز سفرش گرامی یادش سبز🕊
🍏🍎🍃
آدم ماندگاریاش را با درخت میسنجد .
خودش را درختی سبز میبیند که تا ابد زنده است ؛
ریشهاش در عمق زمین پنجه باز کرده ، دستهاش را گشوده ،
در طاق آسمان بالای سرش دنبال نور قد میکشد .
زمستان میخوابد ، بهار با جوانه بیدار میشود ،
شکوفه میزند ، برگ میدهد ، جایی هم برای لانهی پرندگان دارد .
ولی نمیپاید ،
عاقبت خشک میشود ، که روزیروزگاری هیزمشکنی با تبر نیمهاش کند ، تکهتکه هیمهاش کند
و کیست که نداند آدمها همه هیمهاند ؟
به دنیا میآیند که دو پاره شوند در لهیب شعلهها بسوزند و از خاکسترشان هیچ نماند ؟ کیست که نداند ؟
✍ #عباس_معروفی
📕 نام تمام مردگان یحیاست
سالروز سفرش گرامی یادش سبز🕊
🍏🍎🍃
❤1
معمای عشق
○ آدم ماندگاریاش را با درخت میسنجد . خودش را درختی سبز میبیند که تا ابد زنده است ؛ ریشهاش در عمق زمین پنجه باز کرده ، دستهاش را گشوده ، در طاق آسمان بالای سرش دنبال نور قد میکشد . زمستان میخوابد ، بهار با جوانه بیدار میشود ، شکوفه میزند ، برگ میدهد…
●
هر حرف نام تو را
با عطر گلی می آمیزم
هر خواب گندمزاری را
با نسیم نگاهم
بر تنت می نوازم
هر آوای پرنده ای را
از موهای تو می گذرانم
هر شراب نابی را
با مستی لبهای تو
مزه مزه می کنم
صدای تو
باد را برمی گرداند
گل قشنگم
برمی گردم
پیش از آن که تو را بشناسم برمی گردم
و در ابتدا و انتهای ذهنت ورق می خورم
می خواهی قبل و بعد ذهنت را ببوسم ؟
✍#عباس_معروفی🕊
🍏🍎🍃
هر حرف نام تو را
با عطر گلی می آمیزم
هر خواب گندمزاری را
با نسیم نگاهم
بر تنت می نوازم
هر آوای پرنده ای را
از موهای تو می گذرانم
هر شراب نابی را
با مستی لبهای تو
مزه مزه می کنم
صدای تو
باد را برمی گرداند
گل قشنگم
برمی گردم
پیش از آن که تو را بشناسم برمی گردم
و در ابتدا و انتهای ذهنت ورق می خورم
می خواهی قبل و بعد ذهنت را ببوسم ؟
✍#عباس_معروفی🕊
🍏🍎🍃
❤1