Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
○
نیچه اغلب از "دوست داشتن سرنوشت" سخن میگفت.
منظورش این بود که بشر میتواند مستقیما با سرنوشت رویاروی شود، آن را بشناسد، شهامت به خرج دهد، آن را بنوازد، به چالش کشد، با آن بستیزد و به آن عشق بورزد.
با اینکه ما «ارباب سرنوشت خویشیم»، جملهای متکبرانهست، ولی ما را از قربانی سرنوشت بودن
محافظت میکند. ما حقیقتا در آفرینش سرنوشتمان دخیلیم!
✍#رولو_می
📕 #عشق و اراده
🍏🍎🍃
نیچه اغلب از "دوست داشتن سرنوشت" سخن میگفت.
منظورش این بود که بشر میتواند مستقیما با سرنوشت رویاروی شود، آن را بشناسد، شهامت به خرج دهد، آن را بنوازد، به چالش کشد، با آن بستیزد و به آن عشق بورزد.
با اینکه ما «ارباب سرنوشت خویشیم»، جملهای متکبرانهست، ولی ما را از قربانی سرنوشت بودن
محافظت میکند. ما حقیقتا در آفرینش سرنوشتمان دخیلیم!
✍#رولو_می
📕 #عشق و اراده
🍏🍎🍃
❤1
معمای عشق
《 در عشقِ حقیقی روح است که تن را در آغوش میگیرد.》 #فریدریش_نیچه #فراسوی_نیک_و_بد 🍏🍎🍃
سرشار باشید از عشق ❤️
❤1
The Immigrant
@music_lights -Joanie Madden
🎼❤️🎼
فقط شادی سکه ی نقد سعادت است و هر چیز دیگر، مانند پول کاغذی است، زیرا فقط شادی زمان حال را پر سعادت می کند
و این امر برای موجوداتی چون ما که هستیِ مان لحظه ی بسیار کوتاهی میان دو ابدیت است، بزرگ ترین موهبت است.
✍#آرتور_شوپنهاور
📕#در_باب_حکمت_زندگی
🍏🍎🍃
فقط شادی سکه ی نقد سعادت است و هر چیز دیگر، مانند پول کاغذی است، زیرا فقط شادی زمان حال را پر سعادت می کند
و این امر برای موجوداتی چون ما که هستیِ مان لحظه ی بسیار کوتاهی میان دو ابدیت است، بزرگ ترین موهبت است.
✍#آرتور_شوپنهاور
📕#در_باب_حکمت_زندگی
🍏🍎🍃
❤1
غزلیات حافظ 429
@audiobo0ok
هر روز یک غزل با حافظ
---------------------
ساقی بیا که شد قدحِ لاله پر ز می
طامات تا به چند و خرافات تا به کی؟
بگذر ز کبر و ناز که دیدهست روزگار
چینِ قبای قیصر و طرْفِ کلاهِ کی
هشیار شو که مرغِ چمن مست گشت، هان
بیدار شو که خوابِ عدم در پی است، هی
خوشنازکانه میچمی ای شاخ نوبهار!
کآشفتگی مبادت از آشوبِ بادِ دی
بر مِهرِ چرخ و شیوهٔ او اعتماد نیست
ای وای بر کسی که شد ایمن ز مکرِ وی
فردا شرابِ کوثر و حور از برای ماست
و امروز نیز ساقیِ مهروی و جام می
بادِ صبا ز عهدِ صبی یاد میدهد
جاندارویی که غم ببرد درده ای صبی!
حشمت مبین و سلطنتِ گل، که بسپرد
فراشِ باد هر ورقش را به زیر پی
درده به یاد حاتمِ طی جام یک منی
تا نامهٔ سیاه بخیلان کنیم طی
زآن می که داد حُسن و لطافت به ارغوان
بیرون فکند لطف مزاج از رخش به خوی
مسند به باغ بر که به خدمت چو بندگان
استاده است سرو و کمر بسته است نی
حافظ حدیثِ سحرفریبِ خوشت رسید
تا حدِ مصر و چین و به اطرافِ روم و ری
🍏🍎🍃
---------------------
ساقی بیا که شد قدحِ لاله پر ز می
طامات تا به چند و خرافات تا به کی؟
بگذر ز کبر و ناز که دیدهست روزگار
چینِ قبای قیصر و طرْفِ کلاهِ کی
هشیار شو که مرغِ چمن مست گشت، هان
بیدار شو که خوابِ عدم در پی است، هی
خوشنازکانه میچمی ای شاخ نوبهار!
کآشفتگی مبادت از آشوبِ بادِ دی
بر مِهرِ چرخ و شیوهٔ او اعتماد نیست
ای وای بر کسی که شد ایمن ز مکرِ وی
فردا شرابِ کوثر و حور از برای ماست
و امروز نیز ساقیِ مهروی و جام می
بادِ صبا ز عهدِ صبی یاد میدهد
جاندارویی که غم ببرد درده ای صبی!
حشمت مبین و سلطنتِ گل، که بسپرد
فراشِ باد هر ورقش را به زیر پی
درده به یاد حاتمِ طی جام یک منی
تا نامهٔ سیاه بخیلان کنیم طی
زآن می که داد حُسن و لطافت به ارغوان
بیرون فکند لطف مزاج از رخش به خوی
مسند به باغ بر که به خدمت چو بندگان
استاده است سرو و کمر بسته است نی
حافظ حدیثِ سحرفریبِ خوشت رسید
تا حدِ مصر و چین و به اطرافِ روم و ری
🍏🍎🍃
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 429
ساقی بیا که شد قدحِ لاله پر ز می
طامات تا به چند و خرافات تا به کی؟
بگذر ز کبر و ناز که دیدهست روزگار
چینِ قبای قیصر و طرْفِ کلاهِ کی
#حافظ
طامات تا به چند و خرافات تا به کی؟
بگذر ز کبر و ناز که دیدهست روزگار
چینِ قبای قیصر و طرْفِ کلاهِ کی
#حافظ
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 429
هشیار شو که مرغِ چمن مست گشت، هان
بیدار شو که خوابِ عدم در پی است، هی
خوشنازکانه میچمی ای شاخ نوبهار!
کآشفتگی مبادت از آشوبِ بادِ دی
#حافظ
بیدار شو که خوابِ عدم در پی است، هی
خوشنازکانه میچمی ای شاخ نوبهار!
کآشفتگی مبادت از آشوبِ بادِ دی
#حافظ
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 429
بر مِهرِ چرخ و شیوهٔ او اعتماد نیست
ای وای بر کسی که شد ایمن ز مکرِ وی
فردا شرابِ کوثر و حور از برای ماست
و امروز نیز ساقیِ مهروی و جام می
#حافظ
ای وای بر کسی که شد ایمن ز مکرِ وی
فردا شرابِ کوثر و حور از برای ماست
و امروز نیز ساقیِ مهروی و جام می
#حافظ
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 429
بادِ صبا ز عهدِ صبی یاد میدهد
جاندارویی که غم ببرد درده ای صبی!
حشمت مبین و سلطنتِ گل، که بسپرد
فراشِ باد هر ورقش را به زیر پی
#حافظ
جاندارویی که غم ببرد درده ای صبی!
حشمت مبین و سلطنتِ گل، که بسپرد
فراشِ باد هر ورقش را به زیر پی
#حافظ