Dostum Dostum
Ahmet Kaya
🎼❤️🎼
من روشناییای را میجویم
که تاب بیاورد.
من این روشنایی را
در نوشتنِ درباره تو
می جویم...
#کریستین_بوبن
🍏🍎🍃
من روشناییای را میجویم
که تاب بیاورد.
من این روشنایی را
در نوشتنِ درباره تو
می جویم...
#کریستین_بوبن
🍏🍎🍃
❤3
معمای عشق
🗓 Sticker
📆
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز یکشنبه☀️🐓
۱ شهریور ماه ۱۴۰۵ شمسی 23 اوت 2026 میلادی ۱۰ ربیع الاول ۱۴۴۸ قمری
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
💛❤️💛
---------------------
در دایره قسمت
ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی
حکم، آن چه تو فرمایی
#حافظ
-
قدم های شهریور به حلاوت و شیرینی ی انگورهای تاکستان سرمست عشق و زندگی... 💞🍇💖
#معمای_عشق
---------🪴-------------
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز یکشنبه☀️🐓
۱ شهریور ماه ۱۴۰۵ شمسی 23 اوت 2026 میلادی ۱۰ ربیع الاول ۱۴۴۸ قمری
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
💛❤️💛
---------------------
در دایره قسمت
ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی
حکم، آن چه تو فرمایی
#حافظ
-
قدم های شهریور به حلاوت و شیرینی ی انگورهای تاکستان سرمست عشق و زندگی... 💞🍇💖
#معمای_عشق
---------🪴-------------
🍏🍎🍃
❤1
🩺
زاد روز عالم بزرگ و حکیم برجسته بوعلی سینا و روز پزشک به پزشکان متعهد و وظیفه گرا، و به تمامی عزیزان کادر درمان که با عشق و ایثار با صبوری و آرامش؛
درمانگر روح و جسم بیمارانی هستند؛
که بعد از نگاه خداوند به عشق و توجه صمیمانه آنان، جان و روح شان طراوت می گیرد و امید می بخشد... مبارک و گرامی🩵🤍🩵
همچنین تبریک به پزشکان عزیز و بزرگوار کانال و دوستان گرامی گروه ها... با آرزوی اینکه دست های انسانیت انسان... به مهر بزاید و عشقی والای آدمیت آدم...🩺
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
زاد روز عالم بزرگ و حکیم برجسته بوعلی سینا و روز پزشک به پزشکان متعهد و وظیفه گرا، و به تمامی عزیزان کادر درمان که با عشق و ایثار با صبوری و آرامش؛
درمانگر روح و جسم بیمارانی هستند؛
که بعد از نگاه خداوند به عشق و توجه صمیمانه آنان، جان و روح شان طراوت می گیرد و امید می بخشد... مبارک و گرامی🩵🤍🩵
همچنین تبریک به پزشکان عزیز و بزرگوار کانال و دوستان گرامی گروه ها... با آرزوی اینکه دست های انسانیت انسان... به مهر بزاید و عشقی والای آدمیت آدم...🩺
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
○
در کوچه های خالی ی مرداد
در پیِ ردِ قدم های تو می گردم؛
باده ی شهریور
افیون دستان ات کجاست؟
تاک تاکستان آغوش ات کو...؟
بگو در خَم کدامین؛
برگ تقویم... گم شدی؟
در سکوت و حسرتی نیلوفرانه!
که عقربه های
تا به تای ساعتِ
خُمخانه ی عشق؛
می گردند... به گردِ
شاپرک های خیال تو
مست و مدهوش و غریبانه...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
قدم های شهریور به عشق و زندگی
🍏🍎🍃
در کوچه های خالی ی مرداد
در پیِ ردِ قدم های تو می گردم؛
باده ی شهریور
افیون دستان ات کجاست؟
تاک تاکستان آغوش ات کو...؟
بگو در خَم کدامین؛
برگ تقویم... گم شدی؟
در سکوت و حسرتی نیلوفرانه!
که عقربه های
تا به تای ساعتِ
خُمخانه ی عشق؛
می گردند... به گردِ
شاپرک های خیال تو
مست و مدهوش و غریبانه...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
قدم های شهریور به عشق و زندگی
🍏🍎🍃
❤1
غزلیات حافظ 426
@audiobo0ok
هر روز یک غزل از حافظ
------------------------
از خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه
«اِنّی رَأیتُ دَهراً، مِن هَجْرِکَ القیامه»
دارم من از فراقش، در دیده صد علامت
لَیسَت دُموعُ عَینی، هٰذا لَنا العلامه؟
هر چند کآزمودم، از وی نبود سودم
مَن جَرَّبَ المُجَرَّب، حَلَّت به الندامه
پرسیدم از طبیبی، احوال دوست گفتا
«فی بُعدها عذابٌ، فی قُربها السلامه»
گفتم «ملامت آید، گر گِرد دوست گردم»
و اللهِ ما رَأینا، حُباً بِلا ملامه
حافظ چو طالب آمد، جامی به جان شیرین
حَتّیٰ یَذوقَ مِنهُ، کأساً مِن الکرامه
🍏🍎🍃
------------------------
از خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه
«اِنّی رَأیتُ دَهراً، مِن هَجْرِکَ القیامه»
دارم من از فراقش، در دیده صد علامت
لَیسَت دُموعُ عَینی، هٰذا لَنا العلامه؟
هر چند کآزمودم، از وی نبود سودم
مَن جَرَّبَ المُجَرَّب، حَلَّت به الندامه
پرسیدم از طبیبی، احوال دوست گفتا
«فی بُعدها عذابٌ، فی قُربها السلامه»
گفتم «ملامت آید، گر گِرد دوست گردم»
و اللهِ ما رَأینا، حُباً بِلا ملامه
حافظ چو طالب آمد، جامی به جان شیرین
حَتّیٰ یَذوقَ مِنهُ، کأساً مِن الکرامه
🍏🍎🍃
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 426
از خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه
«اِنّی رَأیتُ دَهراً، مِن هَجْرِکَ القیامه»
دارم من از فراقش، در دیده صد علامت
لَیسَت دُموعُ عَینی، هٰذا لَنا العلامه؟
#حافظ
«اِنّی رَأیتُ دَهراً، مِن هَجْرِکَ القیامه»
دارم من از فراقش، در دیده صد علامت
لَیسَت دُموعُ عَینی، هٰذا لَنا العلامه؟
#حافظ
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 426
هر چند کآزمودم، از وی نبود سودم
مَن جَرَّبَ المُجَرَّب، حَلَّت به الندامه
پرسیدم از طبیبی، احوال دوست گفتا
«فی بُعدها عذابٌ، فی قُربها السلامه»
#حافظ
مَن جَرَّبَ المُجَرَّب، حَلَّت به الندامه
پرسیدم از طبیبی، احوال دوست گفتا
«فی بُعدها عذابٌ، فی قُربها السلامه»
#حافظ
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 426
گفتم «ملامت آید، گر گِرد دوست گردم»
و اللهِ ما رَأینا، حُباً بِلا ملامه
حافظ چو طالب آمد، جامی به جان شیرین
حَتّیٰ یَذوقَ مِنهُ، کأساً مِن الکرامه
#حافظ
و اللهِ ما رَأینا، حُباً بِلا ملامه
حافظ چو طالب آمد، جامی به جان شیرین
حَتّیٰ یَذوقَ مِنهُ، کأساً مِن الکرامه
#حافظ