معمای عشق
○ صبح آمد و مرغ صبحگاهی زد نغمه، به ياد عهد ديرين خفاش برفت با سياهی شد پر همای روز، زرين چون چهره صبح، شادمان باش تا چند ملول می نشينی هم صحبت مرغ صبح خوان باش تا چند نژندی و حزينی ... ✍#پروین_اعتصامی 🍏🍎🍃
صبح پنج شنبه تان به ترنم خوش عشق، امید و زندگی
نگاه آفرینش بدرقه ی گام به گام حضورتان
فرح_فریماااا معمای_عشق
نگاه آفرینش بدرقه ی گام به گام حضورتان
فرح_فریماااا معمای_عشق
❤1👌1
گل ارکیده-ایلیا-منفرد
@injaZanVojuddarad
🎼❤️🎼
دوستت دارم...
پنجره ای ست؛ رو به سمت آفتاب
وقتی غنچه های گل سرخ
به لبخند می شکفند؛
بال پرواز شاپرک رویای
صبح فردا می شود
تا عشق؛
راه خانه را گم نکند
و دست های تو
میعاد آب و آینه و نور باشد...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
درودی به مهر صبح تان به خیر
🍏🍎🍃
دوستت دارم...
پنجره ای ست؛ رو به سمت آفتاب
وقتی غنچه های گل سرخ
به لبخند می شکفند؛
بال پرواز شاپرک رویای
صبح فردا می شود
تا عشق؛
راه خانه را گم نکند
و دست های تو
میعاد آب و آینه و نور باشد...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
درودی به مهر صبح تان به خیر
🍏🍎🍃
❤2👌1
غزلیات حافظ 423
@audiobo0ok
هر روز یک غزل از حافظ
------------------------
دوش رفتم به در میکده خوابآلوده
خرقه تر دامن و سجّاده شرابآلوده
آمد افسوسکنان مغبچهٔ بادهفروش
گفت بیدار شو ای رهرو خوابآلوده
شست و شویی کن و آنگه به خرابات خِرام
تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده
به هوای لب شیرین پسران چند کنی
جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده
به طهارت گذران منزل پیری و مکن
خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده
پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به در آی
که صفایی ندهد آب ترابآلوده
گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست
که شود فصل بهار از می ناب آلوده
آشنایانِ رهِ عشق در این بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
گفت حافظ لغز و نکته به یاران مفروش
آه از این لطف به انواع عتاب آلوده
🍏🍎🍃
------------------------
دوش رفتم به در میکده خوابآلوده
خرقه تر دامن و سجّاده شرابآلوده
آمد افسوسکنان مغبچهٔ بادهفروش
گفت بیدار شو ای رهرو خوابآلوده
شست و شویی کن و آنگه به خرابات خِرام
تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده
به هوای لب شیرین پسران چند کنی
جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده
به طهارت گذران منزل پیری و مکن
خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده
پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به در آی
که صفایی ندهد آب ترابآلوده
گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست
که شود فصل بهار از می ناب آلوده
آشنایانِ رهِ عشق در این بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
گفت حافظ لغز و نکته به یاران مفروش
آه از این لطف به انواع عتاب آلوده
🍏🍎🍃
👏1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 423
دوش رفتم به در میکده خوابآلوده
خرقه تر دامن و سجّاده شرابآلوده
آمد افسوسکنان مغبچهٔ بادهفروش
گفت بیدار شو ای رهرو خوابآلوده
#حافظ
خرقه تر دامن و سجّاده شرابآلوده
آمد افسوسکنان مغبچهٔ بادهفروش
گفت بیدار شو ای رهرو خوابآلوده
#حافظ
👌1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 423
شست و شویی کن و آنگه به خرابات خِرام
تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده
به هوای لب شیرین پسران چند کنی
جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده
#حافظ
تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده
به هوای لب شیرین پسران چند کنی
جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده
#حافظ
👌1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 423
به طهارت گذران منزل پیری و مکن
خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده
پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به در آی
که صفایی ندهد آب ترابآلوده
#حافظ
خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده
پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به در آی
که صفایی ندهد آب ترابآلوده
#حافظ
👌1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 423
گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست
که شود فصل بهار از می ناب آلوده
آشنایانِ رهِ عشق در این بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
#حافظ
که شود فصل بهار از می ناب آلوده
آشنایانِ رهِ عشق در این بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
#حافظ
👌1
دلکش_اسیر_دام_تو
@matalebzib
🎼❤️🎼
ما هر دو میدانیم
چشم و زبان، پنهان و پیدا، رازگویانند
و آنها که دل با یکدیگر دارند
حرف ضمیر دوست را ناگفته میدانند
ننوشته میخوانند
من «دوست دارم» را
پیوسته در چشم تو میخوانم
ناگفته میدانم
من آنچه را احساس باید کرد
یا از نگاه دوست باید خواند
هرگز نمیپرسم
هرگز نمیپرسم که: آیا دوستم داری
قلب من و چشم تو میگوید به من: آری...
#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
ما هر دو میدانیم
چشم و زبان، پنهان و پیدا، رازگویانند
و آنها که دل با یکدیگر دارند
حرف ضمیر دوست را ناگفته میدانند
ننوشته میخوانند
من «دوست دارم» را
پیوسته در چشم تو میخوانم
ناگفته میدانم
من آنچه را احساس باید کرد
یا از نگاه دوست باید خواند
هرگز نمیپرسم
هرگز نمیپرسم که: آیا دوستم داری
قلب من و چشم تو میگوید به من: آری...
#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
🙏1
○
پیمان بستم که هدفی یگانه به زندگیام بدهم ، خویشتن را از شکلهای بیشمار بردگی آزاد سازم ،
بر ترس و دروغ فائق آیم و دیگران را یاری کنم تا خود را از بند ترس و دروغ آزاد سازند.
زمانی بس دراز ، انسانها مرتکب بیعدالتی شده بودند. دیگر این بیعدالتی را تحمل نمیکردم .
ما باید به کودکان بر روی زمین هوای صاف ، اسباب بازی و آموزش بدهیم ، به زنان آزادی و ملایمت ،
به مردان احترام و مهربانی، و به قلب انسان دانهای گندم...
✍#نیکوس_کازانتزاکیس
📕 گزارش به خاک یونان
🍏🍎🍃
پیمان بستم که هدفی یگانه به زندگیام بدهم ، خویشتن را از شکلهای بیشمار بردگی آزاد سازم ،
بر ترس و دروغ فائق آیم و دیگران را یاری کنم تا خود را از بند ترس و دروغ آزاد سازند.
زمانی بس دراز ، انسانها مرتکب بیعدالتی شده بودند. دیگر این بیعدالتی را تحمل نمیکردم .
ما باید به کودکان بر روی زمین هوای صاف ، اسباب بازی و آموزش بدهیم ، به زنان آزادی و ملایمت ،
به مردان احترام و مهربانی، و به قلب انسان دانهای گندم...
✍#نیکوس_کازانتزاکیس
📕 گزارش به خاک یونان
🍏🍎🍃
👌1