معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 407
گوشوارِ زر و لعل ار چه گران دارد گوش
دورِ خوبی گذران است نصیحت بشنو
چشمِ بد دور ز خالِ تو که در عرصهٔ حسن
بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو
#حافظ
دورِ خوبی گذران است نصیحت بشنو
چشمِ بد دور ز خالِ تو که در عرصهٔ حسن
بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو
#حافظ
❤1👌1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 407
آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق
خرمنِ مه به جُوی خوشهٔ پروین به دو جو
آتشِ زهد و ریا خرمنِ دین خواهد سوخت
حافظ این خرقهٔ پشمینه بینداز و برو
#حافظ
خرمنِ مه به جُوی خوشهٔ پروین به دو جو
آتشِ زهد و ریا خرمنِ دین خواهد سوخت
حافظ این خرقهٔ پشمینه بینداز و برو
#حافظ
❤1👌1
Gheire Ghamar Hich
Hazhir Mehrafrouz
🎼❤️🎼
من غلام قمرم
غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن
شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو
جز سخن گنج مگو
ور از این بیخبری
رنج مبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم
عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن
جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق
من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست
دگر هیچ مگو
من به گوش تو
سخنهای نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی
جز که به سر هیچ مگو
حضرت_ #مولانا » دیوان شمس »
غزل شمارهٔ ۲۲۱۹
🍏🍎🍃
من غلام قمرم
غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن
شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو
جز سخن گنج مگو
ور از این بیخبری
رنج مبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم
عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن
جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق
من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست
دگر هیچ مگو
من به گوش تو
سخنهای نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی
جز که به سر هیچ مگو
حضرت_ #مولانا » دیوان شمس »
غزل شمارهٔ ۲۲۱۹
🍏🍎🍃
❤1👏1
●
۱۳ امرداد تبعید مصدق به احمدآباد
اینجا کسی آرمیده است
(کتیبهای بر گور دکتر مصدق)
-----------------
دکتر شفیعیکدکنی چنین میسرایند:
اینجا کسی آرمیدهست
که در همه عمر،
قلبش،
با مهرِ ایران تپیدهست.
ای رهگذارِ شتابان!
آن کس که در زیرِ پایت
خوابیده در زیرِ این سنگ
بیداریِ زندگی را
در جانِ مشرق دمیدهست.
بیاعتنا مگذر این سان
اینجا کسی آرمیدهست.
عکاس امید طاریفرد
🍏🍎🍃
۱۳ امرداد تبعید مصدق به احمدآباد
اینجا کسی آرمیده است
(کتیبهای بر گور دکتر مصدق)
-----------------
دکتر شفیعیکدکنی چنین میسرایند:
اینجا کسی آرمیدهست
که در همه عمر،
قلبش،
با مهرِ ایران تپیدهست.
ای رهگذارِ شتابان!
آن کس که در زیرِ پایت
خوابیده در زیرِ این سنگ
بیداریِ زندگی را
در جانِ مشرق دمیدهست.
بیاعتنا مگذر این سان
اینجا کسی آرمیدهست.
عکاس امید طاریفرد
🍏🍎🍃
👌2❤1
○
انسان در مرزِ بین شک و یقین به جنون میرسد. اینجا ما شاهد خیانتی دروغین هستیم. اما میخواهم بگویم آنچه که انسان را دیوانه میسازد نه یقین از خیانت، بلکه شک است.
قویترین نیروی محرکه برای دیوانه ساختن بشر عدم اطمینان از وجود چیزیست. مهم نیست که حقیقت تا چه حد غیرقابل تحمل و آزاردهنده باشد، این آونگِ معلق بین شک و یقین بسیار تلختر از به وضوح دیدنِ خودِ حقیقت است.
انسان برای رسیدن به حقیقت و یقینِ حاصل از آن، حاضر است همه نوع رنجی را تاب بیاورد، از آتش هم بگذرد، بسوزد، اما خاکسترش از جنسِ یقین باشد!
📕 #نمایشنامه_اتللو
✍ #ویلیام_شکسپیر
🍏🍎🍃
انسان در مرزِ بین شک و یقین به جنون میرسد. اینجا ما شاهد خیانتی دروغین هستیم. اما میخواهم بگویم آنچه که انسان را دیوانه میسازد نه یقین از خیانت، بلکه شک است.
قویترین نیروی محرکه برای دیوانه ساختن بشر عدم اطمینان از وجود چیزیست. مهم نیست که حقیقت تا چه حد غیرقابل تحمل و آزاردهنده باشد، این آونگِ معلق بین شک و یقین بسیار تلختر از به وضوح دیدنِ خودِ حقیقت است.
انسان برای رسیدن به حقیقت و یقینِ حاصل از آن، حاضر است همه نوع رنجی را تاب بیاورد، از آتش هم بگذرد، بسوزد، اما خاکسترش از جنسِ یقین باشد!
📕 #نمایشنامه_اتللو
✍ #ویلیام_شکسپیر
🍏🍎🍃
👏1👌1
●
کمترین تحریری ..
از یک آرزو این است ...
آدمی را آب و نانی باید ..
و آنگاه آوازی ...
در قناری ها نگه کن ...
در قفس تا نیک دریابی ..
کزچه در آن تنگناشان باز ...
شادی های شیرین است ...
کمترین تحریری از یک زندگانی ..
آب ... نان ...آواز ...
ور فزونتر خواهی از آن، گاهگه پرواز ...
ور فزونتر خواهی از آن، شادی آغاز ....
ور فزونتر بازهم خواهی، بگویم باز ...؟
آن چنان بر ما ...
به نان و آب اینجا تنگسالی گشت ...
که کسی به فکر آوازی نباشد ..!
اگر آوازی نباشد ..
شوق پروازی نخواهد بود ...!
آب ... نان .... آواز .....
ور فزونتر بازهم خواهی ...
بگویم باز ...؟!
✍استاد#شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
کمترین تحریری ..
از یک آرزو این است ...
آدمی را آب و نانی باید ..
و آنگاه آوازی ...
در قناری ها نگه کن ...
در قفس تا نیک دریابی ..
کزچه در آن تنگناشان باز ...
شادی های شیرین است ...
کمترین تحریری از یک زندگانی ..
آب ... نان ...آواز ...
ور فزونتر خواهی از آن، گاهگه پرواز ...
ور فزونتر خواهی از آن، شادی آغاز ....
ور فزونتر بازهم خواهی، بگویم باز ...؟
آن چنان بر ما ...
به نان و آب اینجا تنگسالی گشت ...
که کسی به فکر آوازی نباشد ..!
اگر آوازی نباشد ..
شوق پروازی نخواهد بود ...!
آب ... نان .... آواز .....
ور فزونتر بازهم خواهی ...
بگویم باز ...؟!
✍استاد#شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
🙏1👌1
●
ماه هزار ستاره در آستین داشت؛
و شب میکده ای بود که؛
جام هایش با شرابِ
چشم های تو پر و خالی می شد
و بستر خالی یِ درد... پشتِ
قاب پنجره ای به غربت عشق؛
به خلوت خاموش
و به رازهای مگویِ
قمری های عاشق می اندیشید!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
ماه هزار ستاره در آستین داشت؛
و شب میکده ای بود که؛
جام هایش با شرابِ
چشم های تو پر و خالی می شد
و بستر خالی یِ درد... پشتِ
قاب پنجره ای به غربت عشق؛
به خلوت خاموش
و به رازهای مگویِ
قمری های عاشق می اندیشید!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1