ما هیچ تر از هیچ - قوالی عرفانی | Darwesh Ghaznavi - Sufi Qawwali…
Darwesh Ghaznavi
🎼❤️🎼
زاهد از کوچهٔ رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبتِ بدنامی چند!
عیبِ مِی جمله چو گفتی، هنرش نیز بگو
نفیِ حکمت مکن از بهرِ دلِ عامی چند!
ای گدایانِ خرابات خدا یارِ شماست
چشمِ اِنعام مدارید ز اَنعامی چند!
پیرِ میخانه
چه خوش گفت به دُردیکشِ خویش
که مگو
حالِ دلِ سوخته با خامی چند!
حضرت#حافظ
🍏🍎🍃
زاهد از کوچهٔ رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبتِ بدنامی چند!
عیبِ مِی جمله چو گفتی، هنرش نیز بگو
نفیِ حکمت مکن از بهرِ دلِ عامی چند!
ای گدایانِ خرابات خدا یارِ شماست
چشمِ اِنعام مدارید ز اَنعامی چند!
پیرِ میخانه
چه خوش گفت به دُردیکشِ خویش
که مگو
حالِ دلِ سوخته با خامی چند!
حضرت#حافظ
🍏🍎🍃
❤2🙏2
○
«اگر توانسته باشم در قلب یک انسان
پنجرهٔ جدیدی را رو به سوی او باز کرده باشم،
زندگانی من پوچ نبوده است.»
✍جبران خلیل جبران
"دلواپس شادمانی تو هستم"
🔁 مجید روشنگر
اسقف به او نزدیک شد و با صدای آهسته گفت:
_ فراموش نکنید، هرگز فراموش نکنید که به من قول دادید این نقرهها را در راه درست خرج کنید و مرد شرافتمندی شوید.
ژان والژان، که هیچ به خاطر نداشت قولی داده باشد، ساکت ماند. اسقف هنگام گفتن این حرف روی کلماتش تأکید کرده بود. آنگاه با ابهت گفت:
_ ژان والژان، برادرم، شما دیگر بدی نمیکنید، بلکه آدم خوبی میشوید. من روحتان را میخرم، از افکار تیره و تباهی میرهانمش، و به خدا میسپارمش.
📕بینوایان
✍ویکتور هوگو
🔁 محمدرضا_پارسایار
🍏🍎🍃
«اگر توانسته باشم در قلب یک انسان
پنجرهٔ جدیدی را رو به سوی او باز کرده باشم،
زندگانی من پوچ نبوده است.»
✍جبران خلیل جبران
"دلواپس شادمانی تو هستم"
🔁 مجید روشنگر
اسقف به او نزدیک شد و با صدای آهسته گفت:
_ فراموش نکنید، هرگز فراموش نکنید که به من قول دادید این نقرهها را در راه درست خرج کنید و مرد شرافتمندی شوید.
ژان والژان، که هیچ به خاطر نداشت قولی داده باشد، ساکت ماند. اسقف هنگام گفتن این حرف روی کلماتش تأکید کرده بود. آنگاه با ابهت گفت:
_ ژان والژان، برادرم، شما دیگر بدی نمیکنید، بلکه آدم خوبی میشوید. من روحتان را میخرم، از افکار تیره و تباهی میرهانمش، و به خدا میسپارمش.
📕بینوایان
✍ویکتور هوگو
🔁 محمدرضا_پارسایار
🍏🍎🍃
👌2❤1
"مهم ترین مکاتب ادبی"
مکتب کلاسیسم (1660-1978)
مکتب رمانتیسم (1798-1832)
مکتب رئالیسم (1830-1930) رئالیسم انتقادی، رئالیسم اجتماعی، رئالیسم روانشناختی و رئالیسم کثیف را میتوان از مکاتب فرعی رئالیسم دانست.
مکتب ناتورالیسم (1865-1900)
مکتب سمبولیسم (نماد گرایی) (1870-1890)
مکتب سورئالیسم (فراواقعگرایی) (1920-1930)
مکتب اگزیستانسیالیسم (وجودگرایی یا اصالت وجود) (1920-1960)
مکتب ابزوردیسم (معناباختگی) (1950 تاکنون)
مکتب مدرنیسم (نوگرایی) (1890-1940)
مکتب رئالیسم جادویی (1935 تاکنون)
مکتب پست مدرنیسم (پسا نوگرایی) (1945 تاکنون)
مکتب فمینیسم (1960 تاکنون)
🍏🍎🍃
مکتب کلاسیسم (1660-1978)
مکتب رمانتیسم (1798-1832)
مکتب رئالیسم (1830-1930) رئالیسم انتقادی، رئالیسم اجتماعی، رئالیسم روانشناختی و رئالیسم کثیف را میتوان از مکاتب فرعی رئالیسم دانست.
مکتب ناتورالیسم (1865-1900)
مکتب سمبولیسم (نماد گرایی) (1870-1890)
مکتب سورئالیسم (فراواقعگرایی) (1920-1930)
مکتب اگزیستانسیالیسم (وجودگرایی یا اصالت وجود) (1920-1960)
مکتب ابزوردیسم (معناباختگی) (1950 تاکنون)
مکتب مدرنیسم (نوگرایی) (1890-1940)
مکتب رئالیسم جادویی (1935 تاکنون)
مکتب پست مدرنیسم (پسا نوگرایی) (1945 تاکنون)
مکتب فمینیسم (1960 تاکنون)
🍏🍎🍃
👌3
○
ژانر ادبی چیست و تفاوت ژانر با مکتب یا سبک ادبی چیست؟
ژانر (یا گونه) ادبی اصطلاحی است که برای طبقهبندی نوشتههای ادبی براساس تکنیکها، جزئیات، لحن، نوع فضاسازی و محتوای ارائه شده توسط نویسنده، یا حتی حجم کتاب مورد استفاده قرار میگیرد و به طور کلی و حدودی، از حالوهوا و فضای داستان و اتفاقات داخل آن خبر میدهد. ژانر نسبت به دو اصطلاح دیگر کلیتر و عمومیتر است و به خواننده، تنها طرح اولیهای از داستان میدهد
🍏🍎🍃
ژانر ادبی چیست و تفاوت ژانر با مکتب یا سبک ادبی چیست؟
ژانر (یا گونه) ادبی اصطلاحی است که برای طبقهبندی نوشتههای ادبی براساس تکنیکها، جزئیات، لحن، نوع فضاسازی و محتوای ارائه شده توسط نویسنده، یا حتی حجم کتاب مورد استفاده قرار میگیرد و به طور کلی و حدودی، از حالوهوا و فضای داستان و اتفاقات داخل آن خبر میدهد. ژانر نسبت به دو اصطلاح دیگر کلیتر و عمومیتر است و به خواننده، تنها طرح اولیهای از داستان میدهد
🍏🍎🍃
👍2👌2
○
مهم ترین ژانر (گونه) های ادبی
تعداد ژانرهای ادبی و زیرشاخههای آنها بسیار زیاد است و ما به مهمترینها و عمومیترینِ این ژانرها اشاره میکنیم (برای آشنایی بیشتر با هر ژانر و کتاب های آن می توانید روی آن کلیک کنید):
ژانر درام: ژانرهای تراژدی و ملودرام نیز زیر شاخه های ژانر درام محسوب می شوند.
ژانر کمدی (طنز): این ژانر خود دارای زیر شاخه های کمدی سیاه (کمدی تلخ یا طنز تلخ)، ژانر گروتسک و ژانر تراژیک کمدی است.
ژانر رمانتیک (عاشقانه)
ژانر ماجراجویی: ژانر حماسی را نیز می توان یکی از زیر شاخه های ژانر ماجراجویی دانست.
ژانر فانتزی (خیالی)
ژانر ترسناک (وحشت): ژانرهای گوتیک و رمانتیک سیاه نیز از زیرشاخه های ژانر ترسناک هستند.
ژانر علمی- تخیلی: یکی از زیر شاخه های این ژانر، ژانر پادآرمانشهر (دیستوپیا) است.
ژانر جنایی و معمایی: ژانر کاراگاهی را میتوان یکی از زیرشاخههای این ژانر دانست.
ژانر تاریخی
🍏🍎🍃
مهم ترین ژانر (گونه) های ادبی
تعداد ژانرهای ادبی و زیرشاخههای آنها بسیار زیاد است و ما به مهمترینها و عمومیترینِ این ژانرها اشاره میکنیم (برای آشنایی بیشتر با هر ژانر و کتاب های آن می توانید روی آن کلیک کنید):
ژانر درام: ژانرهای تراژدی و ملودرام نیز زیر شاخه های ژانر درام محسوب می شوند.
ژانر کمدی (طنز): این ژانر خود دارای زیر شاخه های کمدی سیاه (کمدی تلخ یا طنز تلخ)، ژانر گروتسک و ژانر تراژیک کمدی است.
ژانر رمانتیک (عاشقانه)
ژانر ماجراجویی: ژانر حماسی را نیز می توان یکی از زیر شاخه های ژانر ماجراجویی دانست.
ژانر فانتزی (خیالی)
ژانر ترسناک (وحشت): ژانرهای گوتیک و رمانتیک سیاه نیز از زیرشاخه های ژانر ترسناک هستند.
ژانر علمی- تخیلی: یکی از زیر شاخه های این ژانر، ژانر پادآرمانشهر (دیستوپیا) است.
ژانر جنایی و معمایی: ژانر کاراگاهی را میتوان یکی از زیرشاخههای این ژانر دانست.
ژانر تاریخی
🍏🍎🍃
👍2👌2
موسیقی یونانی- عاشقانه
@taalibakhshi کانال تعالی بخشی
🎼❤️🎼
_مرا در خاک بکار
بگذار دربهت ناباورِ چشم هایم
سیب هایِ سرخ بروید
و هبوط به دنیای دون،
افسانه ای شود، در باور عشق_
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
_مرا در خاک بکار
بگذار دربهت ناباورِ چشم هایم
سیب هایِ سرخ بروید
و هبوط به دنیای دون،
افسانه ای شود، در باور عشق_
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👌2
غزلیات حافظ 401
@audiobo0ok
هر روز یک غزل با حافظ
------------------------
چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من
روی رنگین را به هر کس مینماید همچو گل
ور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من
چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین
گفت میخواهی مگر تا جوی خون راند ز من؟
او به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شود
کام بستانم از او یا داد بستاند ز من
گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست
بس حکایتهای شیرین باز میماند ز من
گر چو شمعش پیش میرم بر غمم خندان شود
ور برنجم خاطر نازک برنجاند ز من
دوستان جان دادهام بهر دهانش بنگرید
کو به چیزی مختصر چون باز میماند ز من
صبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غم
عشق در هر گوشهای افسانهای خواند ز من
🍏🍎🍃
------------------------
چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من
روی رنگین را به هر کس مینماید همچو گل
ور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من
چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین
گفت میخواهی مگر تا جوی خون راند ز من؟
او به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شود
کام بستانم از او یا داد بستاند ز من
گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست
بس حکایتهای شیرین باز میماند ز من
گر چو شمعش پیش میرم بر غمم خندان شود
ور برنجم خاطر نازک برنجاند ز من
دوستان جان دادهام بهر دهانش بنگرید
کو به چیزی مختصر چون باز میماند ز من
صبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غم
عشق در هر گوشهای افسانهای خواند ز من
🍏🍎🍃
🙏2❤1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 401
چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من
روی رنگین را به هر کس مینماید همچو گل
ور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من
#حافظ
ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من
روی رنگین را به هر کس مینماید همچو گل
ور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من
#حافظ
👌2❤1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 401
چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین
گفت میخواهی مگر تا جوی خون راند ز من؟
او به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شود
کام بستانم از او یا داد بستاند ز من
#حافظ
گفت میخواهی مگر تا جوی خون راند ز من؟
او به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شود
کام بستانم از او یا داد بستاند ز من
#حافظ
👌2❤1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 401
گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست
بس حکایتهای شیرین باز میماند ز من
گر چو شمعش پیش میرم بر غمم خندان شود
ور برنجم خاطر نازک برنجاند ز من
#حافظ
بس حکایتهای شیرین باز میماند ز من
گر چو شمعش پیش میرم بر غمم خندان شود
ور برنجم خاطر نازک برنجاند ز من
#حافظ
👌2❤1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 401
دوستان جان دادهام بهر دهانش بنگرید
کو به چیزی مختصر چون باز میماند ز من
صبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غم
عشق در هر گوشهای افسانهای خواند ز من
#حافظ
کو به چیزی مختصر چون باز میماند ز من
صبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غم
عشق در هر گوشهای افسانهای خواند ز من
#حافظ
👌2❤1