○
معبودا
ما وام داران کرامت و
رهگذران کوی کرم و رحمت
بیکرانِ توایم؛
به قلب های مان شکوه باور عشق؛
به قدم های مان شورِ ایمان
و به شعورمان؛
درک، جسارت و قدرتِ تغییری
روشن و راستین عطا فرما ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
آفتاب حضورتان تابنده به عشق، خرد و آگاهی
🍏🍎🍃
معبودا
ما وام داران کرامت و
رهگذران کوی کرم و رحمت
بیکرانِ توایم؛
به قلب های مان شکوه باور عشق؛
به قدم های مان شورِ ایمان
و به شعورمان؛
درک، جسارت و قدرتِ تغییری
روشن و راستین عطا فرما ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
آفتاب حضورتان تابنده به عشق، خرد و آگاهی
🍏🍎🍃
🥰2❤1
Barkhiz
Erfan Tahmasbi @RozMusic.com
🎼❤️🎼
✍#خیام
🎤#عرفان طهماسبی
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
🍏🍎🍃
✍#خیام
🎤#عرفان طهماسبی
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
🍏🍎🍃
👌2❤1
○
اينکه بدانى در راه درستى هستى يك چيز است،و اينکه فكر كنى راه درست فقط همين است يک چيز ديگر!
ما هرگز نمیتوانيم درباره "زندگى ديگران" قضاوت كنيم ،هركس رنجهای خود را دارد
✍#پائولو_کوئیلو
🍏🍎🍃
اينکه بدانى در راه درستى هستى يك چيز است،و اينکه فكر كنى راه درست فقط همين است يک چيز ديگر!
ما هرگز نمیتوانيم درباره "زندگى ديگران" قضاوت كنيم ،هركس رنجهای خود را دارد
✍#پائولو_کوئیلو
🍏🍎🍃
👌3
○
این بوی روحپرور
از آن خوی دلبر است
وین آب زندگانی از آن حوض کوثر است
ای باد بوستان مگرت نافه در میان
وی مرغ آشنا مگرت نامه در پر است
بوی بهشت میگذرد یا نسیم دوست
یا کاروان صبح که گیتی منور است
این قاصد از کدام زمین است مشکبوی
وین نامه در چه داشت که عنوان معطرست
بر راه باد عود در آتش نهادهاند
یا خود در آن زمین که تویی خاک عنبر است
بازآ و حلقه بر در رندان شوق زن
کاصحاب را دو دیده چو مسمار بر در است
بازآ که در فراق تو چشم امیدوار
چون گوش روزهدار بر الله اکبر است
دانی که چون همی گذرانیم روزگار
روزی که بی تو میگذرد روز محشر است
گفتیم عشق را به صبوری دوا کنیم
هر روز عشق بیشتر و صبر کمتر است
صورت ز چشم غایب و اخلاق در نظر
دیدار در حجاب و معانی برابر است
در نامه نیز چند بگنجد حدیث عشق
کوته کنم که قصهٔ ما کار دفتر است
همچون درخت بادیه سعدی به برق شوق
سوزان و میوهٔ سخنش همچنان تر است
آری خوش است وقت حریفان به بوی عود
وز سوز غافلند که در جان مجمر است
✍ #حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
این بوی روحپرور
از آن خوی دلبر است
وین آب زندگانی از آن حوض کوثر است
ای باد بوستان مگرت نافه در میان
وی مرغ آشنا مگرت نامه در پر است
بوی بهشت میگذرد یا نسیم دوست
یا کاروان صبح که گیتی منور است
این قاصد از کدام زمین است مشکبوی
وین نامه در چه داشت که عنوان معطرست
بر راه باد عود در آتش نهادهاند
یا خود در آن زمین که تویی خاک عنبر است
بازآ و حلقه بر در رندان شوق زن
کاصحاب را دو دیده چو مسمار بر در است
بازآ که در فراق تو چشم امیدوار
چون گوش روزهدار بر الله اکبر است
دانی که چون همی گذرانیم روزگار
روزی که بی تو میگذرد روز محشر است
گفتیم عشق را به صبوری دوا کنیم
هر روز عشق بیشتر و صبر کمتر است
صورت ز چشم غایب و اخلاق در نظر
دیدار در حجاب و معانی برابر است
در نامه نیز چند بگنجد حدیث عشق
کوته کنم که قصهٔ ما کار دفتر است
همچون درخت بادیه سعدی به برق شوق
سوزان و میوهٔ سخنش همچنان تر است
آری خوش است وقت حریفان به بوی عود
وز سوز غافلند که در جان مجمر است
✍ #حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
🙏2❤1
○
ابری نیست
بادی نیست
مینشینم لبِ حوض
گردشِ ماهیها
روشنی
من
گل
آب
پاکی خوشهی زیست
مادرم
ریحان میچیند
نان و ریحان و پنیر
آسمانی بیابر
اطلسیهایی تَر
رستگاری نزدیک؛
لای گلهای حیاط
نور در کاسهی مِس چه نوازشها میریزد
نردبان از سرِ دیوارِ بلند
صبح را روی زمین میآرَد
پشتِ لبخندی
پنهانْ هرچیز
روزنی دارد دیوارِ زمان
که از آن چهرهی من پیداست
چیزهایی هست
که نمیدانم
میدانم سبزهای را بِکنَم خواهم مُرد
میروم بالا تا اوج
من پُر از بال و پَرَم
راه میبینم در ظلمت
من پُر از فانوسم
من پُر از نورم و شن
و پُر از دار و درخت
پُرَم از راه، از پل، از رود، از موج
پُرَم از سایهی برگی در آب
"چه درونم تنهاست..."
✍#سهراب_سپهری
از دفتر حجم سبز
🍏🍎🍃
ابری نیست
بادی نیست
مینشینم لبِ حوض
گردشِ ماهیها
روشنی
من
گل
آب
پاکی خوشهی زیست
مادرم
ریحان میچیند
نان و ریحان و پنیر
آسمانی بیابر
اطلسیهایی تَر
رستگاری نزدیک؛
لای گلهای حیاط
نور در کاسهی مِس چه نوازشها میریزد
نردبان از سرِ دیوارِ بلند
صبح را روی زمین میآرَد
پشتِ لبخندی
پنهانْ هرچیز
روزنی دارد دیوارِ زمان
که از آن چهرهی من پیداست
چیزهایی هست
که نمیدانم
میدانم سبزهای را بِکنَم خواهم مُرد
میروم بالا تا اوج
من پُر از بال و پَرَم
راه میبینم در ظلمت
من پُر از فانوسم
من پُر از نورم و شن
و پُر از دار و درخت
پُرَم از راه، از پل، از رود، از موج
پُرَم از سایهی برگی در آب
"چه درونم تنهاست..."
✍#سهراب_سپهری
از دفتر حجم سبز
🍏🍎🍃
🙏2❤1
ما هیچ تر از هیچ - قوالی عرفانی | Darwesh Ghaznavi - Sufi Qawwali…
Darwesh Ghaznavi
🎼❤️🎼
زاهد از کوچهٔ رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبتِ بدنامی چند!
عیبِ مِی جمله چو گفتی، هنرش نیز بگو
نفیِ حکمت مکن از بهرِ دلِ عامی چند!
ای گدایانِ خرابات خدا یارِ شماست
چشمِ اِنعام مدارید ز اَنعامی چند!
پیرِ میخانه
چه خوش گفت به دُردیکشِ خویش
که مگو
حالِ دلِ سوخته با خامی چند!
حضرت#حافظ
🍏🍎🍃
زاهد از کوچهٔ رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبتِ بدنامی چند!
عیبِ مِی جمله چو گفتی، هنرش نیز بگو
نفیِ حکمت مکن از بهرِ دلِ عامی چند!
ای گدایانِ خرابات خدا یارِ شماست
چشمِ اِنعام مدارید ز اَنعامی چند!
پیرِ میخانه
چه خوش گفت به دُردیکشِ خویش
که مگو
حالِ دلِ سوخته با خامی چند!
حضرت#حافظ
🍏🍎🍃
❤2🙏2
○
«اگر توانسته باشم در قلب یک انسان
پنجرهٔ جدیدی را رو به سوی او باز کرده باشم،
زندگانی من پوچ نبوده است.»
✍جبران خلیل جبران
"دلواپس شادمانی تو هستم"
🔁 مجید روشنگر
اسقف به او نزدیک شد و با صدای آهسته گفت:
_ فراموش نکنید، هرگز فراموش نکنید که به من قول دادید این نقرهها را در راه درست خرج کنید و مرد شرافتمندی شوید.
ژان والژان، که هیچ به خاطر نداشت قولی داده باشد، ساکت ماند. اسقف هنگام گفتن این حرف روی کلماتش تأکید کرده بود. آنگاه با ابهت گفت:
_ ژان والژان، برادرم، شما دیگر بدی نمیکنید، بلکه آدم خوبی میشوید. من روحتان را میخرم، از افکار تیره و تباهی میرهانمش، و به خدا میسپارمش.
📕بینوایان
✍ویکتور هوگو
🔁 محمدرضا_پارسایار
🍏🍎🍃
«اگر توانسته باشم در قلب یک انسان
پنجرهٔ جدیدی را رو به سوی او باز کرده باشم،
زندگانی من پوچ نبوده است.»
✍جبران خلیل جبران
"دلواپس شادمانی تو هستم"
🔁 مجید روشنگر
اسقف به او نزدیک شد و با صدای آهسته گفت:
_ فراموش نکنید، هرگز فراموش نکنید که به من قول دادید این نقرهها را در راه درست خرج کنید و مرد شرافتمندی شوید.
ژان والژان، که هیچ به خاطر نداشت قولی داده باشد، ساکت ماند. اسقف هنگام گفتن این حرف روی کلماتش تأکید کرده بود. آنگاه با ابهت گفت:
_ ژان والژان، برادرم، شما دیگر بدی نمیکنید، بلکه آدم خوبی میشوید. من روحتان را میخرم، از افکار تیره و تباهی میرهانمش، و به خدا میسپارمش.
📕بینوایان
✍ویکتور هوگو
🔁 محمدرضا_پارسایار
🍏🍎🍃
👌2❤1
"مهم ترین مکاتب ادبی"
مکتب کلاسیسم (1660-1978)
مکتب رمانتیسم (1798-1832)
مکتب رئالیسم (1830-1930) رئالیسم انتقادی، رئالیسم اجتماعی، رئالیسم روانشناختی و رئالیسم کثیف را میتوان از مکاتب فرعی رئالیسم دانست.
مکتب ناتورالیسم (1865-1900)
مکتب سمبولیسم (نماد گرایی) (1870-1890)
مکتب سورئالیسم (فراواقعگرایی) (1920-1930)
مکتب اگزیستانسیالیسم (وجودگرایی یا اصالت وجود) (1920-1960)
مکتب ابزوردیسم (معناباختگی) (1950 تاکنون)
مکتب مدرنیسم (نوگرایی) (1890-1940)
مکتب رئالیسم جادویی (1935 تاکنون)
مکتب پست مدرنیسم (پسا نوگرایی) (1945 تاکنون)
مکتب فمینیسم (1960 تاکنون)
🍏🍎🍃
مکتب کلاسیسم (1660-1978)
مکتب رمانتیسم (1798-1832)
مکتب رئالیسم (1830-1930) رئالیسم انتقادی، رئالیسم اجتماعی، رئالیسم روانشناختی و رئالیسم کثیف را میتوان از مکاتب فرعی رئالیسم دانست.
مکتب ناتورالیسم (1865-1900)
مکتب سمبولیسم (نماد گرایی) (1870-1890)
مکتب سورئالیسم (فراواقعگرایی) (1920-1930)
مکتب اگزیستانسیالیسم (وجودگرایی یا اصالت وجود) (1920-1960)
مکتب ابزوردیسم (معناباختگی) (1950 تاکنون)
مکتب مدرنیسم (نوگرایی) (1890-1940)
مکتب رئالیسم جادویی (1935 تاکنون)
مکتب پست مدرنیسم (پسا نوگرایی) (1945 تاکنون)
مکتب فمینیسم (1960 تاکنون)
🍏🍎🍃
👌3
○
ژانر ادبی چیست و تفاوت ژانر با مکتب یا سبک ادبی چیست؟
ژانر (یا گونه) ادبی اصطلاحی است که برای طبقهبندی نوشتههای ادبی براساس تکنیکها، جزئیات، لحن، نوع فضاسازی و محتوای ارائه شده توسط نویسنده، یا حتی حجم کتاب مورد استفاده قرار میگیرد و به طور کلی و حدودی، از حالوهوا و فضای داستان و اتفاقات داخل آن خبر میدهد. ژانر نسبت به دو اصطلاح دیگر کلیتر و عمومیتر است و به خواننده، تنها طرح اولیهای از داستان میدهد
🍏🍎🍃
ژانر ادبی چیست و تفاوت ژانر با مکتب یا سبک ادبی چیست؟
ژانر (یا گونه) ادبی اصطلاحی است که برای طبقهبندی نوشتههای ادبی براساس تکنیکها، جزئیات، لحن، نوع فضاسازی و محتوای ارائه شده توسط نویسنده، یا حتی حجم کتاب مورد استفاده قرار میگیرد و به طور کلی و حدودی، از حالوهوا و فضای داستان و اتفاقات داخل آن خبر میدهد. ژانر نسبت به دو اصطلاح دیگر کلیتر و عمومیتر است و به خواننده، تنها طرح اولیهای از داستان میدهد
🍏🍎🍃
👍2👌2
○
مهم ترین ژانر (گونه) های ادبی
تعداد ژانرهای ادبی و زیرشاخههای آنها بسیار زیاد است و ما به مهمترینها و عمومیترینِ این ژانرها اشاره میکنیم (برای آشنایی بیشتر با هر ژانر و کتاب های آن می توانید روی آن کلیک کنید):
ژانر درام: ژانرهای تراژدی و ملودرام نیز زیر شاخه های ژانر درام محسوب می شوند.
ژانر کمدی (طنز): این ژانر خود دارای زیر شاخه های کمدی سیاه (کمدی تلخ یا طنز تلخ)، ژانر گروتسک و ژانر تراژیک کمدی است.
ژانر رمانتیک (عاشقانه)
ژانر ماجراجویی: ژانر حماسی را نیز می توان یکی از زیر شاخه های ژانر ماجراجویی دانست.
ژانر فانتزی (خیالی)
ژانر ترسناک (وحشت): ژانرهای گوتیک و رمانتیک سیاه نیز از زیرشاخه های ژانر ترسناک هستند.
ژانر علمی- تخیلی: یکی از زیر شاخه های این ژانر، ژانر پادآرمانشهر (دیستوپیا) است.
ژانر جنایی و معمایی: ژانر کاراگاهی را میتوان یکی از زیرشاخههای این ژانر دانست.
ژانر تاریخی
🍏🍎🍃
مهم ترین ژانر (گونه) های ادبی
تعداد ژانرهای ادبی و زیرشاخههای آنها بسیار زیاد است و ما به مهمترینها و عمومیترینِ این ژانرها اشاره میکنیم (برای آشنایی بیشتر با هر ژانر و کتاب های آن می توانید روی آن کلیک کنید):
ژانر درام: ژانرهای تراژدی و ملودرام نیز زیر شاخه های ژانر درام محسوب می شوند.
ژانر کمدی (طنز): این ژانر خود دارای زیر شاخه های کمدی سیاه (کمدی تلخ یا طنز تلخ)، ژانر گروتسک و ژانر تراژیک کمدی است.
ژانر رمانتیک (عاشقانه)
ژانر ماجراجویی: ژانر حماسی را نیز می توان یکی از زیر شاخه های ژانر ماجراجویی دانست.
ژانر فانتزی (خیالی)
ژانر ترسناک (وحشت): ژانرهای گوتیک و رمانتیک سیاه نیز از زیرشاخه های ژانر ترسناک هستند.
ژانر علمی- تخیلی: یکی از زیر شاخه های این ژانر، ژانر پادآرمانشهر (دیستوپیا) است.
ژانر جنایی و معمایی: ژانر کاراگاهی را میتوان یکی از زیرشاخههای این ژانر دانست.
ژانر تاریخی
🍏🍎🍃
👍2👌2