معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 397
ز در در آ و شبستان ما منور کن
هوای مجلس روحانیان معطر کن
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
پیالهای بدهش گو دماغ را تر کن
#حافظ
هوای مجلس روحانیان معطر کن
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
پیالهای بدهش گو دماغ را تر کن
#حافظ
❤2👌1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 397
به چشم و ابروی جانان سپردهام دل و جان
بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن
ستاره شب هجران نمیفشاند نور
به بام قصر برآ و چراغ مه بر کن
#حافظ
بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن
ستاره شب هجران نمیفشاند نور
به بام قصر برآ و چراغ مه بر کن
#حافظ
❤2👌1
Niyaz
Moein
🎼❤️🎼
خوب ترین حادثه می دانمت
خوب ترین حادثه میدانی ام؟
حرف بزن ! ابر مرا باز کن
دیر زمانیست که بارانیام
حرف بزن، حرف بزن، سالهاست؛
تشنهی یک
صحبتِ طولانی ام ...
✍#محمد_علی_بهمنی
🍏🍎🍃
خوب ترین حادثه می دانمت
خوب ترین حادثه میدانی ام؟
حرف بزن ! ابر مرا باز کن
دیر زمانیست که بارانیام
حرف بزن، حرف بزن، سالهاست؛
تشنهی یک
صحبتِ طولانی ام ...
✍#محمد_علی_بهمنی
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
دستم را بگير
مرا تا پرچینِ خاطرات سبزِ
کودکی ام ببر
به دنیای بادبادک های رنگیِ دور
مرا به رویاهای آبی ِ معصومانه ام ببر
مرا از نیمکت های آهنی ِ بی روح؛
از ولوله و هیاهوی بی هویّت کور
از غربت قدم های غریبه ی سرد
از بوی تند سیگارهای پیاپیِ درد
به آغوش سبز مادرم ببر ...
مرا تا پرچین خاطرات کودکی ام ببر
به ترنّم آب... به رقص فواره...
به چشمه سار نور به بال پروانه؛
مرا به کوچه های سبز کودکی ام ببر
به جمعه های رنگی دور
به جمعه های رنگی دور ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
ضربان قلب تان تپنده به عشق و امید
🍏🍎🍃
دستم را بگير
مرا تا پرچینِ خاطرات سبزِ
کودکی ام ببر
به دنیای بادبادک های رنگیِ دور
مرا به رویاهای آبی ِ معصومانه ام ببر
مرا از نیمکت های آهنی ِ بی روح؛
از ولوله و هیاهوی بی هویّت کور
از غربت قدم های غریبه ی سرد
از بوی تند سیگارهای پیاپیِ درد
به آغوش سبز مادرم ببر ...
مرا تا پرچین خاطرات کودکی ام ببر
به ترنّم آب... به رقص فواره...
به چشمه سار نور به بال پروانه؛
مرا به کوچه های سبز کودکی ام ببر
به جمعه های رنگی دور
به جمعه های رنگی دور ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
ضربان قلب تان تپنده به عشق و امید
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
به همون اندازه که ترس را در درون خود راه دهی، به همون اندازه از زندگی محروم خواهی شد.
#فئودور_داستایوفسکی
🍏🍎🍃
به همون اندازه که ترس را در درون خود راه دهی، به همون اندازه از زندگی محروم خواهی شد.
#فئودور_داستایوفسکی
🍏🍎🍃
👌3👍1
Gomshodeh
Marjan
🎼❤️🎼
«گمشده»
خواننده: #مرجان
آهنگ: #فریبرز_لاچینی
تنظیم: #اریک
شعر: #بهروز_رضوی
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد...
🍏🍎🍃
🎼❤️🎼
«گمشده»
خواننده: #مرجان
آهنگ: #فریبرز_لاچینی
تنظیم: #اریک
شعر: #بهروز_رضوی
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد...
🍏🍎🍃
❤3👌1
📙 #داستان کوتاه #آبکند
✍🏼 نویسنده #آنتون_چخوف
خانوادهی ثروتمند «گریگوری پتروویچ» در یک روستا زندگی میکنند. آنان اجناس فاسد را به مردم میفروشند و در سه کارخانه ی روستا نیز سهام دارند. گریگوری دو پسر دارد؛ «استپان» که مغازه را میچرخاند و «اینیسیم» که در شهر کار میکند...
«آبکند» داستان خانوادهی ثروتمندی در یک روستاست که مردمش وضع مالی خوبی ندارند. «گریگوری پتروویچ» پیرمرد پولدار و زمینداری است که بعد از مرگ همسرش با زنی خوب و خیرخواه به نام «واروارا» ازدواج کرده است. واروارا خیلی به مردم کمک میکند. از طرفی هم از کارهای خلاف «استپان» پسر کوچک و ناشنوای گریگوری و همسرش «آگسی نیا» باخبر است. «اینیسیم» که قصد پولدار شدن دارد، در شهر با مردی به نام «سارامادوف» سکههای تقلبی میفروشند و مقداری از آنها نیز پیش آقای پتروویچ است. واراوارا دختری روستایی و کارگر به نام «لی پا» را برای «اینیسیم» خواستگاری میکند. «آگسی نیا» از «لی پا» متنفر است و او را عضوی از خانواده خودشان نمیداند. کشمکشها بین خانواده پتروویچ بالا میگیرد تا سرانجام سر و کله آن اتفاق شوم پیدا میشود...
🍏🍎🍃
✍🏼 نویسنده #آنتون_چخوف
خانوادهی ثروتمند «گریگوری پتروویچ» در یک روستا زندگی میکنند. آنان اجناس فاسد را به مردم میفروشند و در سه کارخانه ی روستا نیز سهام دارند. گریگوری دو پسر دارد؛ «استپان» که مغازه را میچرخاند و «اینیسیم» که در شهر کار میکند...
«آبکند» داستان خانوادهی ثروتمندی در یک روستاست که مردمش وضع مالی خوبی ندارند. «گریگوری پتروویچ» پیرمرد پولدار و زمینداری است که بعد از مرگ همسرش با زنی خوب و خیرخواه به نام «واروارا» ازدواج کرده است. واروارا خیلی به مردم کمک میکند. از طرفی هم از کارهای خلاف «استپان» پسر کوچک و ناشنوای گریگوری و همسرش «آگسی نیا» باخبر است. «اینیسیم» که قصد پولدار شدن دارد، در شهر با مردی به نام «سارامادوف» سکههای تقلبی میفروشند و مقداری از آنها نیز پیش آقای پتروویچ است. واراوارا دختری روستایی و کارگر به نام «لی پا» را برای «اینیسیم» خواستگاری میکند. «آگسی نیا» از «لی پا» متنفر است و او را عضوی از خانواده خودشان نمیداند. کشمکشها بین خانواده پتروویچ بالا میگیرد تا سرانجام سر و کله آن اتفاق شوم پیدا میشود...
🍏🍎🍃
👌3
Benevis
Ebi
🎼❤️🎼
می نویسی؛ ماه
می نویسم؛ تو
می نویسی؛ من
می نویسم؛ ما
می نویسی؛
چشم های ات؛
می نویسم؛ خاکِ
خیسِ زیر پاهای ات؛
می نویسی عشق؛
می نویسم سوختن؛
با خیال ات در شرارِ
آتشینِ آرزو افروختن؛
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
می نویسی؛ ماه
می نویسم؛ تو
می نویسی؛ من
می نویسم؛ ما
می نویسی؛
چشم های ات؛
می نویسم؛ خاکِ
خیسِ زیر پاهای ات؛
می نویسی عشق؛
می نویسم سوختن؛
با خیال ات در شرارِ
آتشینِ آرزو افروختن؛
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
بال پروازت سبز 🤍🖤🕊
هنرمند خوب و دوست داشتنی
اکبر_ عبدی سفرت خوش 🕊
آه... ای شادی... ای آرامش...
آه... ای زندگی... چرا این همه پنهان پشت پلک های خسته ی مرگ...
🍏🍎🍃
بال پروازت سبز 🤍🖤🕊
هنرمند خوب و دوست داشتنی
اکبر_ عبدی سفرت خوش 🕊
آه... ای شادی... ای آرامش...
آه... ای زندگی... چرا این همه پنهان پشت پلک های خسته ی مرگ...
🍏🍎🍃
👌2🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
مادر آمد...
🎬 سکانسی از فیلم "مادر"
✔️ ساخته "علی حاتمی".
یادشان هماره سبز 🕊🕊🕊🖤
🍏🍎🍃
مادر آمد...
🎬 سکانسی از فیلم "مادر"
✔️ ساخته "علی حاتمی".
یادشان هماره سبز 🕊🕊🕊🖤
🍏🍎🍃
🕊2🙏1