معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 385
برو ای طایر میمون همایون آثار
پیش عنقا سخن زاغ و زغن باز رسان
سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات
بشنو ای پیک خبرگیر و سخن باز رسان
#حافظ
پیش عنقا سخن زاغ و زغن باز رسان
سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات
بشنو ای پیک خبرگیر و سخن باز رسان
#حافظ
❤1👌1
○
به یک پیمانه با ساقی چنان بستیم پیمان را
که تا هستیم بشناسیم از کافر مسلمان را
به کوی میفروشان با هزاران عیب خوشنودم
که پوشیدهست خاکش عیب هر آلوده دامان را
تکبر با گدایان در میخانه کمتر کن
که اینجا مور بر هم میزند تخت سلیمان را
تو هم خواهی گریبان چاک زد تا دامن محشر
اگر چون صبح صادق بینی آن چاک گریبان را
نخواهد جمع شد هرگز پریشان حال مشتاقان
مگر وقتی که سازد جمع آن زلف پریشان را
دل و جان نظر بازان همه بر یکدیگر دوزد
نهد چون در کمان ابروی جانان تیر مژگان را
کجا خواهد نهادن پای رحمت بر سر خاکم
کسی کز سرکشی برخاک ریزد خون پاکان را
گر آن شاهد که دیدم من ببیند دیدهٔ زاهد
نخست از سرگذارد مایهٔ سودای رضوان را
من ار محبوب خود را میپرستم، دم مزن واعظ
که از کفر محبت اولیا جستند ایمان را
دمی ای کاش ساقی، لعل آن زیبا جوان گردد
که خضر از بیخودی بر خاک ریزد آب حیوان را
فروغی، زان دلم در تنگنای سینه تنگ آید
که نتوان داشت در کنج قفس مرغ گلستان را
✍#فروغی_بسطامی
" غزل شمارهٔ ۲۸"
🍏🍎🍃
به یک پیمانه با ساقی چنان بستیم پیمان را
که تا هستیم بشناسیم از کافر مسلمان را
به کوی میفروشان با هزاران عیب خوشنودم
که پوشیدهست خاکش عیب هر آلوده دامان را
تکبر با گدایان در میخانه کمتر کن
که اینجا مور بر هم میزند تخت سلیمان را
تو هم خواهی گریبان چاک زد تا دامن محشر
اگر چون صبح صادق بینی آن چاک گریبان را
نخواهد جمع شد هرگز پریشان حال مشتاقان
مگر وقتی که سازد جمع آن زلف پریشان را
دل و جان نظر بازان همه بر یکدیگر دوزد
نهد چون در کمان ابروی جانان تیر مژگان را
کجا خواهد نهادن پای رحمت بر سر خاکم
کسی کز سرکشی برخاک ریزد خون پاکان را
گر آن شاهد که دیدم من ببیند دیدهٔ زاهد
نخست از سرگذارد مایهٔ سودای رضوان را
من ار محبوب خود را میپرستم، دم مزن واعظ
که از کفر محبت اولیا جستند ایمان را
دمی ای کاش ساقی، لعل آن زیبا جوان گردد
که خضر از بیخودی بر خاک ریزد آب حیوان را
فروغی، زان دلم در تنگنای سینه تنگ آید
که نتوان داشت در کنج قفس مرغ گلستان را
✍#فروغی_بسطامی
" غزل شمارهٔ ۲۸"
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
چند سال بعد روزی که فکرش را هم نمی کنیم
توی خیابان با هم روبرو می شویم.
تو از روبرو می آیی. هنوز با همان پرستیژ مخصوص به خودت قدم بر می داری فقط کمی جا افتاده تر شده ای...
قدم هایم آهسته تر می شود...
به یک قدمی ام می رسی و با چشمان نافذت مرا کامل برانداز می کنی!
درد کهنه ای از اعماق قلبم تیر می کشد...
و رعشه ای می اندازد بر استخوان فقراتم.
هنوز بوی عطر فرانسوی ات را کامل استنشاق نکرده ام که از کنارم رد شده ای...
تمام خطوط چهره ات را در یک لحظه کوتاه در ذهنم ثبت می کنم...
می ایستم و برمی گردم و می بینم تو هم ایستاده ای!
می دانم به چه فکر می کنی!
من اما به این فکر می کنم که چقدر دیر ایستاده ای!
چقدر دیر کرده ای!
چقدر دیر ایستاده ام!
چقدر به این ایستادن ها سال ها پیش نیاز داشتم
قدم های سستم را دوباره از سر می گیرم...
تو اما هنوز ایستاده ای...
✍#مارگارت_آتوود
🍏🍎🍃
چند سال بعد روزی که فکرش را هم نمی کنیم
توی خیابان با هم روبرو می شویم.
تو از روبرو می آیی. هنوز با همان پرستیژ مخصوص به خودت قدم بر می داری فقط کمی جا افتاده تر شده ای...
قدم هایم آهسته تر می شود...
به یک قدمی ام می رسی و با چشمان نافذت مرا کامل برانداز می کنی!
درد کهنه ای از اعماق قلبم تیر می کشد...
و رعشه ای می اندازد بر استخوان فقراتم.
هنوز بوی عطر فرانسوی ات را کامل استنشاق نکرده ام که از کنارم رد شده ای...
تمام خطوط چهره ات را در یک لحظه کوتاه در ذهنم ثبت می کنم...
می ایستم و برمی گردم و می بینم تو هم ایستاده ای!
می دانم به چه فکر می کنی!
من اما به این فکر می کنم که چقدر دیر ایستاده ای!
چقدر دیر کرده ای!
چقدر دیر ایستاده ام!
چقدر به این ایستادن ها سال ها پیش نیاز داشتم
قدم های سستم را دوباره از سر می گیرم...
تو اما هنوز ایستاده ای...
✍#مارگارت_آتوود
🍏🍎🍃
👌2
Audio
🎼❤️🎼
🗣#نوفا_عماد
----------------------------
اے جانْ خبرت هست ڪہ جانان تو ڪیست؟
وے دلْ خبرت هست ڪہ مهمان تو ڪیست؟
اے تن، ڪہ بہ هر حیلہ رهے میجویے،
او میڪشدت، ببین ڪہ جویانِ تو ڪیست!
#مولانا
🍏🍎🍃
🗣#نوفا_عماد
----------------------------
اے جانْ خبرت هست ڪہ جانان تو ڪیست؟
وے دلْ خبرت هست ڪہ مهمان تو ڪیست؟
اے تن، ڪہ بہ هر حیلہ رهے میجویے،
او میڪشدت، ببین ڪہ جویانِ تو ڪیست!
#مولانا
🍏🍎🍃
❤1👌1
📕 #آخرین_وسوسه_مسیح
✍ #نیکوس_کازانتزاکیس
کتاب آخرین وسوسه مسیح The Last Temptation of Christ اثری درخشان از نویسنده بزرگ یونانی، نیکوس کازانتزاکیس است. رمانی که در آن نویسنده عطش خود برای کشف حقیقت را نشان میدهد. نویسنده در این رمان زندگینامه عیسی مسیح را شبیهسازی میکند و یک الگوی دیگر از این انسان مبارز و آزاد را پیش چشم مخاطب نمایان میکند. مبارزی که از عرفان، عشق و آتش عبور میکند تا دنیا را نجات دهد.
کازانتزاکیس درباره این رمانش مینویسد: این کتاب را از آن جهت به رشته تحریر در آوردم که میخواستم الگویی متعال فرا روی انسان مبارز قرار دهم و نشانش دهم که نباید از درد، وسوسه یا مرگ بهراسد چرا که این هر سه را میتوان مغلوب کرد و پیشاپیش مغلوب گشتهاند. مسیح طعم درد را چشید و از آن پس «درد» متبرک گشته است. وسوسه او را تا واپسین لحظات عمر دنبال کرد و در صدد گمراهیش برآمد و او همچنان جنگید و وسوسه را شکست داد. مسیح بر روی صلیب جان داد و در همان لحظه «مرگ» برای همیشه مغلوب گردید.
🍏🍎🍃
✍ #نیکوس_کازانتزاکیس
کتاب آخرین وسوسه مسیح The Last Temptation of Christ اثری درخشان از نویسنده بزرگ یونانی، نیکوس کازانتزاکیس است. رمانی که در آن نویسنده عطش خود برای کشف حقیقت را نشان میدهد. نویسنده در این رمان زندگینامه عیسی مسیح را شبیهسازی میکند و یک الگوی دیگر از این انسان مبارز و آزاد را پیش چشم مخاطب نمایان میکند. مبارزی که از عرفان، عشق و آتش عبور میکند تا دنیا را نجات دهد.
کازانتزاکیس درباره این رمانش مینویسد: این کتاب را از آن جهت به رشته تحریر در آوردم که میخواستم الگویی متعال فرا روی انسان مبارز قرار دهم و نشانش دهم که نباید از درد، وسوسه یا مرگ بهراسد چرا که این هر سه را میتوان مغلوب کرد و پیشاپیش مغلوب گشتهاند. مسیح طعم درد را چشید و از آن پس «درد» متبرک گشته است. وسوسه او را تا واپسین لحظات عمر دنبال کرد و در صدد گمراهیش برآمد و او همچنان جنگید و وسوسه را شکست داد. مسیح بر روی صلیب جان داد و در همان لحظه «مرگ» برای همیشه مغلوب گردید.
🍏🍎🍃
👌2
متن نامهٔ تازه منتشرشدهٔ
#ابراهیم_گلستان به #صادق_چوبک
در سوگ فقدان فروغ (در چهار صفحه)
تاریخ نامه: نوامبر ۱۹۶۷، یعنی آذر ۱۳۴۶، ۱۱ ماه پس از مرگ فروغ است.
🍏🍎🍃
#ابراهیم_گلستان به #صادق_چوبک
در سوگ فقدان فروغ (در چهار صفحه)
تاریخ نامه: نوامبر ۱۹۶۷، یعنی آذر ۱۳۴۶، ۱۱ ماه پس از مرگ فروغ است.
🍏🍎🍃
👌2