○
اگرچه سخت معتقدم ارزشها از دید هر کس متفاوت است، فکر میکنم اگر باور کنیم این مشغولیت و پرکاریست که به زندگی معنا میدهد، خودمان را گول زدیم از دید من،
معنا در زندگی یعنی به گوشهای از این عالم ارزشی اضافه کنی.
📕 قدرت شروع ناقص
✍جیمز_کلیر
🍏🍎🍃
اگرچه سخت معتقدم ارزشها از دید هر کس متفاوت است، فکر میکنم اگر باور کنیم این مشغولیت و پرکاریست که به زندگی معنا میدهد، خودمان را گول زدیم از دید من،
معنا در زندگی یعنی به گوشهای از این عالم ارزشی اضافه کنی.
📕 قدرت شروع ناقص
✍جیمز_کلیر
🍏🍎🍃
❤2👌2
انگشت در حلقم کردم و تمام خرافاتی را که به نام اعتقادات به خوردم داده بودن را بالا آوردم ،
چیزی در من زنده شد به نام
” انسانیت “.
👤#صادق_هدایت
انگشت در حلقم کردم و تمام خرافاتی را که به نام اعتقادات به خوردم داده بودن را بالا آوردم ،
چیزی در من زنده شد به نام
” انسانیت “.
👤#صادق_هدایت
👏3👌2
○
- امروز يك روز قشنگ بارانی است.
هلن از او پرسيد چطور يك روز بارانی میتواند زيبا باشد.
آنتوان هم برايش تعريف كرد:
از رنگهای گوناگونی كه آسمان، درختان و سقف خانهها به خود میگيرد و آنها عنقريب وقت گردش خواهند ديد، از نيروی وحشی اقيانوس، از چتری كه آنها را هنگام قدم زدن به هم نزديكتر میكند، از شادی پناه بردن به اتاق برای صرف يك چاي داغ، از لباسهايي كه كنار آتش خشك میشوند، از رخوتی كه به همراه دارد، ...
... هلن گوش میداد.
سعادتی كه آنتوان حس میكرد از نظر هلن فردی و انتزاعی مینمود. حسش نمیكرد. با اين حال خوشبختی انتزاعی بهتر از نبودن خوشبختی است. سعی میکرد حرفهای آنتوان را باور کند. آن روز هلن تصمیم گرفت که دنیا را از نگاه آنتوان ببیند.
✍#اريك_امانوئل_اشميت
📕 يك روز قشنگ بارانی
🍏🍎🍃
- امروز يك روز قشنگ بارانی است.
هلن از او پرسيد چطور يك روز بارانی میتواند زيبا باشد.
آنتوان هم برايش تعريف كرد:
از رنگهای گوناگونی كه آسمان، درختان و سقف خانهها به خود میگيرد و آنها عنقريب وقت گردش خواهند ديد، از نيروی وحشی اقيانوس، از چتری كه آنها را هنگام قدم زدن به هم نزديكتر میكند، از شادی پناه بردن به اتاق برای صرف يك چاي داغ، از لباسهايي كه كنار آتش خشك میشوند، از رخوتی كه به همراه دارد، ...
... هلن گوش میداد.
سعادتی كه آنتوان حس میكرد از نظر هلن فردی و انتزاعی مینمود. حسش نمیكرد. با اين حال خوشبختی انتزاعی بهتر از نبودن خوشبختی است. سعی میکرد حرفهای آنتوان را باور کند. آن روز هلن تصمیم گرفت که دنیا را از نگاه آنتوان ببیند.
✍#اريك_امانوئل_اشميت
📕 يك روز قشنگ بارانی
🍏🍎🍃
👌2❤1🥰1
Olmayanim
Cinare Melikzade
🎼❤️🎼
خدا را می شود!
در لایه لایه های هستی دید
و عشق،،،
عظمت و بزرگی اش را
در ذره ذره های این جهانِ
پهناور تماشا کرد
می توان؛
بوسه هایِ آفرینش را
بر گونه هایِ تردِ حیات
باور کرد
می توان؛ با لبان سبز خدا
عشق را بوسید
و عطرِ عاشقانه هایش را
بویید و بی باده؛
سر خوش و مست شد...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
خدا را می شود!
در لایه لایه های هستی دید
و عشق،،،
عظمت و بزرگی اش را
در ذره ذره های این جهانِ
پهناور تماشا کرد
می توان؛
بوسه هایِ آفرینش را
بر گونه هایِ تردِ حیات
باور کرد
می توان؛ با لبان سبز خدا
عشق را بوسید
و عطرِ عاشقانه هایش را
بویید و بی باده؛
سر خوش و مست شد...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2🙏2
Forwarded from حامد
🎼❤️🎼
خدا را می شود!
در لایه لایه های هستی دید
و عشق،،،
عظمت و بزرگی اش را
در ذره ذره های این جهانِ
پهناور تماشا کرد
می توان؛
بوسه هایِ آفرینش را
بر گونه هایِ تردِ حیات
باور کرد
می توان؛ با لبان سبز خدا
عشق را بوسید
و عِطرِ عاشقانه های اش را
بویید و بی باده؛
سر خوش و مست شد...🕊🦋🍃🌹
بانوی شعر؛ #فرح_فریما🖊 #حامد🎙
خدا را می شود!
در لایه لایه های هستی دید
و عشق،،،
عظمت و بزرگی اش را
در ذره ذره های این جهانِ
پهناور تماشا کرد
می توان؛
بوسه هایِ آفرینش را
بر گونه هایِ تردِ حیات
باور کرد
می توان؛ با لبان سبز خدا
عشق را بوسید
و عِطرِ عاشقانه های اش را
بویید و بی باده؛
سر خوش و مست شد...🕊🦋🍃🌹
بانوی شعر؛ #فرح_فریما🖊 #حامد🎙
❤2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مرگ چیست؟
آیا مرگ وجود دارد؟
#آزادی #زندان_جسم #زندگی
-----------------
کلاغان مزرعه باور دارند
که زمین در هر بهار سبز می شود
و دانه های اندوه
از آن مترسک است؛
مرگ تنها؛ یک فریب تلخ است!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
آیا مرگ وجود دارد؟
#آزادی #زندان_جسم #زندگی
-----------------
کلاغان مزرعه باور دارند
که زمین در هر بهار سبز می شود
و دانه های اندوه
از آن مترسک است؛
مرگ تنها؛ یک فریب تلخ است!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍2👌1🕊1
Doori
Reza Sohi
🎼❤️🎼
دلم برای تو تنگ است؛
مثل پرنده ای بی بال
مثل شیر بیشه ای بی یال
مثل آواز آخرین قو
مثل بغضِ بی صدای گلو
دلم برای تو تنگ است!
مثل فاصله... آغوش...
مثل بالِ خیس پروانه
در سکوتِ برکه ای خاموش؛
مثل اشکِ شمع در باد
مثل عشق های رفته ز یاد
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق۸
🍏🍎🍃
دلم برای تو تنگ است؛
مثل پرنده ای بی بال
مثل شیر بیشه ای بی یال
مثل آواز آخرین قو
مثل بغضِ بی صدای گلو
دلم برای تو تنگ است!
مثل فاصله... آغوش...
مثل بالِ خیس پروانه
در سکوتِ برکه ای خاموش؛
مثل اشکِ شمع در باد
مثل عشق های رفته ز یاد
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق۸
🍏🍎🍃
👏3❤1
Forwarded from رهام
🎼❤️🎼
خدا را می شود!
در لایه لایه های هستی دید
و عشق،،،
عظمت و بزرگی اش را
در ذره ذره های این جهانِ
پهناور تماشا کرد
می توان؛
بوسه هایِ آفرینش را
بر گونه هایِ تردِ حیات
باور کرد
می توان؛ با لبان سبز خدا
عشق را بوسید
و عِطرِ عاشقانه های اش را
بویید و بی باده؛
سر خوش و مست شد...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
🎙رهام
خدا را می شود!
در لایه لایه های هستی دید
و عشق،،،
عظمت و بزرگی اش را
در ذره ذره های این جهانِ
پهناور تماشا کرد
می توان؛
بوسه هایِ آفرینش را
بر گونه هایِ تردِ حیات
باور کرد
می توان؛ با لبان سبز خدا
عشق را بوسید
و عِطرِ عاشقانه های اش را
بویید و بی باده؛
سر خوش و مست شد...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
🎙رهام
❤2👍1👏1
○
تا به حال، با تنِ
گداخته ی شمع سوخته اید؟
و در تپش قلب سکوت؛
با بال های سوخته ی شاپرک
اشک شوق ریخته اید؟
تا کجای سوختن؛
تا کجای گداختن؛
مفتونِ عشق شده اید؟
و با چشمان شمع گریسته اید!
تا کجای عشق؛
در تپشِ خونبارِ قلبِ هاجر
و اضطرابِ در سکوتِ
روحِ بلند ابراهیم و
سکوت عاشقانه و تسلیمِ
خاضعانه ی اسماعیل؛
طواف عشق کرده اید؟
تا کجای عشق؛
بر نخل های سربریده،
نماز گذارده اید؟
حسین به گمانم؛
آن زمان که سر از بدن اش چدا
می شد؛
گویاترین و
زیباترین لبخندش را زد
و با چشمانِ سبزِ پروردگار
در نگاهِ آفرینش،
اشک شوق بارید!
و نماز عشق گذارد ؛
و با بال پروازِ عشق و یقین؛
تا ابدیّتِ حضوری بی مکان و
بی زمان تا عرشِ الهی پرکشید!
و جهانی را
تا همیشه یِ هستی؛
درس حریّت و آزادگی آموخت!!
------------
"بر نخل های سربریده مگرییم
که آزادگان زنده ی جاوید اند...
بر خود بگرییم... که وارونه زیسته ایم... و راه حق و حقیقت را...
قرن هاست؛ در پس کوچه های
تردید گم کرده ایم"...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
تا به حال، با تنِ
گداخته ی شمع سوخته اید؟
و در تپش قلب سکوت؛
با بال های سوخته ی شاپرک
اشک شوق ریخته اید؟
تا کجای سوختن؛
تا کجای گداختن؛
مفتونِ عشق شده اید؟
و با چشمان شمع گریسته اید!
تا کجای عشق؛
در تپشِ خونبارِ قلبِ هاجر
و اضطرابِ در سکوتِ
روحِ بلند ابراهیم و
سکوت عاشقانه و تسلیمِ
خاضعانه ی اسماعیل؛
طواف عشق کرده اید؟
تا کجای عشق؛
بر نخل های سربریده،
نماز گذارده اید؟
حسین به گمانم؛
آن زمان که سر از بدن اش چدا
می شد؛
گویاترین و
زیباترین لبخندش را زد
و با چشمانِ سبزِ پروردگار
در نگاهِ آفرینش،
اشک شوق بارید!
و نماز عشق گذارد ؛
و با بال پروازِ عشق و یقین؛
تا ابدیّتِ حضوری بی مکان و
بی زمان تا عرشِ الهی پرکشید!
و جهانی را
تا همیشه یِ هستی؛
درس حریّت و آزادگی آموخت!!
------------
"بر نخل های سربریده مگرییم
که آزادگان زنده ی جاوید اند...
بر خود بگرییم... که وارونه زیسته ایم... و راه حق و حقیقت را...
قرن هاست؛ در پس کوچه های
تردید گم کرده ایم"...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
👏2🕊1