غزلیات حافظ 368
@audiobo0ok
هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
خیز تا از درِ میخانه گُشادی طلبیم
به رَهِ دوست نشینیم و مُرادی طلبیم
زادِ راهِ حَرمِ وصل نداریم مگر
به گدایی ز درِ میکده زادی طلبیم
اشکِ آلودهٔ ما گرچه روان است ولی
به رسالت سویِ او پاکنهادی طلبیم
لذتِ داغِ غمت بر دلِ ما باد حرام
اگر از جورِ غمِ عشقِ تو دادی طلبیم
نقطهٔ خالِ تو بر لوحِ بصر نَتوان زد
مگر از مَردُمَکِ دیده مِدادی طلبیم
عشوهای از لبِ شیرینِ تو دل خواست به جان
به شکرخنده لَبَت گفت مَزادی طلبیم
تا بُوَد نسخهٔ عطری دل سودازده را
از خطِ غالیهسایِ تو سوادی طلبیم
چون غمت را نَتَوان یافت مگر در دلِ شاد
ما به امّیدِ غمت خاطرِ شادی طلبیم
بر درِ مدرسه تا چند نشینی حافظ؟
خیز تا از درِ میخانه گُشادی طلبیم
🍏🍎🍃
----------------------
خیز تا از درِ میخانه گُشادی طلبیم
به رَهِ دوست نشینیم و مُرادی طلبیم
زادِ راهِ حَرمِ وصل نداریم مگر
به گدایی ز درِ میکده زادی طلبیم
اشکِ آلودهٔ ما گرچه روان است ولی
به رسالت سویِ او پاکنهادی طلبیم
لذتِ داغِ غمت بر دلِ ما باد حرام
اگر از جورِ غمِ عشقِ تو دادی طلبیم
نقطهٔ خالِ تو بر لوحِ بصر نَتوان زد
مگر از مَردُمَکِ دیده مِدادی طلبیم
عشوهای از لبِ شیرینِ تو دل خواست به جان
به شکرخنده لَبَت گفت مَزادی طلبیم
تا بُوَد نسخهٔ عطری دل سودازده را
از خطِ غالیهسایِ تو سوادی طلبیم
چون غمت را نَتَوان یافت مگر در دلِ شاد
ما به امّیدِ غمت خاطرِ شادی طلبیم
بر درِ مدرسه تا چند نشینی حافظ؟
خیز تا از درِ میخانه گُشادی طلبیم
🍏🍎🍃
❤1👏1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 368
خیز تا از درِ میخانه گُشادی طلبیم
به رَهِ دوست نشینیم و مُرادی طلبیم
زادِ راهِ حَرمِ وصل نداریم مگر
به گدایی ز درِ میکده زادی طلبیم
#حافظ
به رَهِ دوست نشینیم و مُرادی طلبیم
زادِ راهِ حَرمِ وصل نداریم مگر
به گدایی ز درِ میکده زادی طلبیم
#حافظ
❤1👌1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 368
اشکِ آلودهٔ ما گرچه روان است ولی
به رسالت سویِ او پاکنهادی طلبیم
لذتِ داغِ غمت بر دلِ ما باد حرام
اگر از جورِ غمِ عشقِ تو دادی طلبیم
#حافظ
به رسالت سویِ او پاکنهادی طلبیم
لذتِ داغِ غمت بر دلِ ما باد حرام
اگر از جورِ غمِ عشقِ تو دادی طلبیم
#حافظ
❤1👌1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 368
نقطهٔ خالِ تو بر لوحِ بصر نَتوان زد
مگر از مَردُمَکِ دیده مِدادی طلبیم
عشوهای از لبِ شیرینِ تو دل خواست به جان
به شکرخنده لَبَت گفت مَزادی طلبیم
#حافظ
مگر از مَردُمَکِ دیده مِدادی طلبیم
عشوهای از لبِ شیرینِ تو دل خواست به جان
به شکرخنده لَبَت گفت مَزادی طلبیم
#حافظ
❤2👌1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 368
نقطهٔ خالِ تو بر لوحِ بصر نَتوان زد
مگر از مَردُمَکِ دیده مِدادی طلبیم
عشوهای از لبِ شیرینِ تو دل خواست به جان
به شکرخنده لَبَت گفت مَزادی طلبیم
#حافظ
مگر از مَردُمَکِ دیده مِدادی طلبیم
عشوهای از لبِ شیرینِ تو دل خواست به جان
به شکرخنده لَبَت گفت مَزادی طلبیم
#حافظ
❤1👌1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 368
چون غمت را نَتَوان یافت مگر در دلِ شاد
ما به امّیدِ غمت خاطرِ شادی طلبیم
بر درِ مدرسه تا چند نشینی حافظ؟
خیز تا از درِ میخانه گُشادی طلبیم
#حافظ
ما به امّیدِ غمت خاطرِ شادی طلبیم
بر درِ مدرسه تا چند نشینی حافظ؟
خیز تا از درِ میخانه گُشادی طلبیم
#حافظ
❤1👌1
●
صمد بهرنگی (زاده ۲ تیر ۱۳۱۸ تبریز - درگذشت ۹ شهریور ۱۳۴۷ ارسباران) معلم، منتقد اجتماعی، مترجم، داستاننویس، و محقق در زمینه فولکلور آذربایجانی بود. کتاب ماهی سیاه کوچولوی بهرنگی مشهورترین داستان اوست.
بهرنگی دربارهٔ خودش گفتهاست:
قارچ زاده نشدم بی پدر و مادر، اما مثل قارچ نمو کردم، ولی نه مثل قارچ زود از پا درآمدم. هر جا نمیبود، به خود کشیدم، کسی نشد مرا آبیاری کند. من نمو کردم… مثل درخت سنجد کج و معوج و قانع به آب کم، و شدم معلم روستاهای آذربایجان. پدرم میگوید: اگر ایران را میان ایرانیان تقسیم کنید، از همین بیشتر نصیب تو نمیشود.
صمد بهرنگی پس از تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در مهر ۱۳۳۴ به دانشسرای مقدماتی پسران تبریزرفت که در خرداد ۱۳۳۶ از آنجا فارغالتحصیل شد. از مهر همان سال و در حالیکه تنها هجده سال سن داشت آموزگار شد و تا پایان عمر در آذرشهر، ممقان، قاضی جهان، گوگان، و آخی جهان در استان آذربایجان شرقی ایران که آن زمان روستا بودند تدریس کرد. در مهر ۱۳۳۷ برای ادامهٔ تحصیل در رشته زبان و ادبیات انگلیسی به دورهٔ شبانهٔ دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه تبریز رفت و همزمان با آموزگاری، تحصیلش را تا خرداد ۱۳۴۱ و دریافت گواهینامهٔ پایان تحصیلات ادامه داد.
بهرنگی در ۱۳۳۹ اولین داستان منتشر شدهاش به نام عادترا نوشت؛ که با تلخون در ۱۳۴۰، بینام در ۱۳۴۲، و داستانهای دیگر ادامه یافت. او ترجمههایی نیز از انگلیسی و ترکی استانبولی به فارسی و از فارسی به ترکی آذربایجانی (از جمله ترجمهٔ شعرهایی از مهدی اخوان ثالث،احمد شاملو، فروغ فرخزاد، و نیما یوشیج) انجام داد. تحقیقاتی نیز در جمعآوری فولکلور آذربایجان و نیز درمسائل تربیتی از او منتشر شدهاست. وی در کتاب کندوکاو در مسائل تربیتی ایران کلمات عربی به عاریت گرفته شده از عربی را بخش بزرگی از اشتراک زبانهای رایج ایرانی از جمله ترکی آذری با فارسی دانستهاست؛ و به همین دلیل خواستار عدم حذف آنان با بهانههای باستانگرایی و تأکید بیشتر بر این لغات در هنگام آموزش فارسی به کودکان آذربایجانی شده بود.
بهرنگی در ۹ شهریور ۱۳۴۷ (در سن ۲۹ سالگی) در رود ارس و در ساحل روستای کوانق غرق شد
زاد روزش گرامی یادش سبز🎂
🍏🍎🍃
صمد بهرنگی (زاده ۲ تیر ۱۳۱۸ تبریز - درگذشت ۹ شهریور ۱۳۴۷ ارسباران) معلم، منتقد اجتماعی، مترجم، داستاننویس، و محقق در زمینه فولکلور آذربایجانی بود. کتاب ماهی سیاه کوچولوی بهرنگی مشهورترین داستان اوست.
بهرنگی دربارهٔ خودش گفتهاست:
قارچ زاده نشدم بی پدر و مادر، اما مثل قارچ نمو کردم، ولی نه مثل قارچ زود از پا درآمدم. هر جا نمیبود، به خود کشیدم، کسی نشد مرا آبیاری کند. من نمو کردم… مثل درخت سنجد کج و معوج و قانع به آب کم، و شدم معلم روستاهای آذربایجان. پدرم میگوید: اگر ایران را میان ایرانیان تقسیم کنید، از همین بیشتر نصیب تو نمیشود.
صمد بهرنگی پس از تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در مهر ۱۳۳۴ به دانشسرای مقدماتی پسران تبریزرفت که در خرداد ۱۳۳۶ از آنجا فارغالتحصیل شد. از مهر همان سال و در حالیکه تنها هجده سال سن داشت آموزگار شد و تا پایان عمر در آذرشهر، ممقان، قاضی جهان، گوگان، و آخی جهان در استان آذربایجان شرقی ایران که آن زمان روستا بودند تدریس کرد. در مهر ۱۳۳۷ برای ادامهٔ تحصیل در رشته زبان و ادبیات انگلیسی به دورهٔ شبانهٔ دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه تبریز رفت و همزمان با آموزگاری، تحصیلش را تا خرداد ۱۳۴۱ و دریافت گواهینامهٔ پایان تحصیلات ادامه داد.
بهرنگی در ۱۳۳۹ اولین داستان منتشر شدهاش به نام عادترا نوشت؛ که با تلخون در ۱۳۴۰، بینام در ۱۳۴۲، و داستانهای دیگر ادامه یافت. او ترجمههایی نیز از انگلیسی و ترکی استانبولی به فارسی و از فارسی به ترکی آذربایجانی (از جمله ترجمهٔ شعرهایی از مهدی اخوان ثالث،احمد شاملو، فروغ فرخزاد، و نیما یوشیج) انجام داد. تحقیقاتی نیز در جمعآوری فولکلور آذربایجان و نیز درمسائل تربیتی از او منتشر شدهاست. وی در کتاب کندوکاو در مسائل تربیتی ایران کلمات عربی به عاریت گرفته شده از عربی را بخش بزرگی از اشتراک زبانهای رایج ایرانی از جمله ترکی آذری با فارسی دانستهاست؛ و به همین دلیل خواستار عدم حذف آنان با بهانههای باستانگرایی و تأکید بیشتر بر این لغات در هنگام آموزش فارسی به کودکان آذربایجانی شده بود.
بهرنگی در ۹ شهریور ۱۳۴۷ (در سن ۲۹ سالگی) در رود ارس و در ساحل روستای کوانق غرق شد
زاد روزش گرامی یادش سبز🎂
🍏🍎🍃
👌2
@tarabesstaan
سیمین قدیری _باغ بهرنگ
🎼❤️🎼
آهنگ: بابک بیات
این آهنگ برای بزرگداشت صمد بهرنگی با اشاره به عناوین دستنوشتههای صمد، ساخته واجرا شده است .
🎋🎋🎋
ﮐﺮﻡ ﺷﺐﺗﺎﺏ ﮔﻔﺖ: ﺭﻓﯿﻖ ﺧﺮﮔﻮﺵ!
ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽﮐﻮﺷﻢ ﻣﺠﻠﺲ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻢ.
ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﻮﺭﺍﻥ ﻣﺴﺨﺮﻩﺍﻡ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ
ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮔﻞ ﺑﻬﺎﺭ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ!
ﺗﻮ ﺑﯿﻬﻮﺩه ﻣﯽﮐﻮﺷﯽ ﺑﺎ ﻧﻮﺭ ﻧﺎﭼﯿﺰﺕ ﺟﻨﮕﻞ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﯽ.
ﺧﺮﮔﻮﺵ ﮔﻔﺖ: ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑﻫﺎ ﻣﺎﻝ ﻗﺪﯾﻤﯽﻫﺎﺳﺖ.
ﻣﺎ ﻫﻢ ﻣﯽﮔﻮﯾﯿﻢ ﻫﺮ ﻧﻮﺭﯼ
ﻫﺮ ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﻫﻢ ﻧﺎﭼﯿﺰ ﺑﺎﺷﺪ
ﺑﺎلاﺧﺮﻩ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ.
📚 عروسک سخنگو
✍️ #صمد_بهرنگی
(۲ تیر ۱۳۱۸–۹ شهریور ۱۳۴۷)
زاد روزش گرامی یادش سبز🎂
🍏🍎🍃
آهنگ: بابک بیات
این آهنگ برای بزرگداشت صمد بهرنگی با اشاره به عناوین دستنوشتههای صمد، ساخته واجرا شده است .
🎋🎋🎋
ﮐﺮﻡ ﺷﺐﺗﺎﺏ ﮔﻔﺖ: ﺭﻓﯿﻖ ﺧﺮﮔﻮﺵ!
ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽﮐﻮﺷﻢ ﻣﺠﻠﺲ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻢ.
ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﻮﺭﺍﻥ ﻣﺴﺨﺮﻩﺍﻡ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ
ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮔﻞ ﺑﻬﺎﺭ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ!
ﺗﻮ ﺑﯿﻬﻮﺩه ﻣﯽﮐﻮﺷﯽ ﺑﺎ ﻧﻮﺭ ﻧﺎﭼﯿﺰﺕ ﺟﻨﮕﻞ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﯽ.
ﺧﺮﮔﻮﺵ ﮔﻔﺖ: ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑﻫﺎ ﻣﺎﻝ ﻗﺪﯾﻤﯽﻫﺎﺳﺖ.
ﻣﺎ ﻫﻢ ﻣﯽﮔﻮﯾﯿﻢ ﻫﺮ ﻧﻮﺭﯼ
ﻫﺮ ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﻫﻢ ﻧﺎﭼﯿﺰ ﺑﺎﺷﺪ
ﺑﺎلاﺧﺮﻩ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ.
📚 عروسک سخنگو
✍️ #صمد_بهرنگی
(۲ تیر ۱۳۱۸–۹ شهریور ۱۳۴۷)
زاد روزش گرامی یادش سبز🎂
🍏🍎🍃
❤1👏1🙏1
○
به گمانم ذهنیتی که آدمها
از خود برای هم به یادگار میگذارند،
از همه چیز بیشتر اهمیت دارد؛
وگرنه همه آمدهاند که یک روز بروند...
✍#صمد_بهرنگی
🍏🍎🍃
به گمانم ذهنیتی که آدمها
از خود برای هم به یادگار میگذارند،
از همه چیز بیشتر اهمیت دارد؛
وگرنه همه آمدهاند که یک روز بروند...
✍#صمد_بهرنگی
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
اگرچه سخت معتقدم ارزشها از دید هر کس متفاوت است، فکر میکنم اگر باور کنیم این مشغولیت و پرکاریست که به زندگی معنا میدهد، خودمان را گول زدیم از دید من، معنا در زندگی یعنی به گوشهای از این عالم ارزشی اضافه کنی.
📕قدرت شروع ناقص
✍جیمز_کلی
🍏🍎🍃
اگرچه سخت معتقدم ارزشها از دید هر کس متفاوت است، فکر میکنم اگر باور کنیم این مشغولیت و پرکاریست که به زندگی معنا میدهد، خودمان را گول زدیم از دید من، معنا در زندگی یعنی به گوشهای از این عالم ارزشی اضافه کنی.
📕قدرت شروع ناقص
✍جیمز_کلی
🍏🍎🍃
👌2
📕 #آخرین_وسوسه_مسیح
✍ #نیکوس_کازانتزاکیس
کتاب آخرین وسوسه مسیح The Last Temptation of Christ اثری درخشان از نویسنده بزرگ یونانی، نیکوس کازانتزاکیس است. رمانی که در آن نویسنده عطش خود برای کشف حقیقت را نشان میدهد. نویسنده در این رمان زندگینامه عیسی مسیح را شبیهسازی میکند و یک الگوی دیگر از این انسان مبارز و آزاد را پیش چشم مخاطب نمایان میکند. مبارزی که از عرفان، عشق و آتش عبور میکند تا دنیا را نجات دهد.
کازانتزاکیس درباره این رمانش مینویسد: این کتاب را از آن جهت به رشته تحریر در آوردم که میخواستم الگویی متعال فرا روی انسان مبارز قرار دهم و نشانش دهم که نباید از درد، وسوسه یا مرگ بهراسد چرا که این هر سه را میتوان مغلوب کرد و پیشاپیش مغلوب گشتهاند. مسیح طعم درد را چشید و از آن پس «درد» متبرک گشته است. وسوسه او را تا واپسین لحظات عمر دنبال کرد و در صدد گمراهیش برآمد و او همچنان جنگید و وسوسه را شکست داد. مسیح بر روی صلیب جان داد و در همان لحظه «مرگ» برای همیشه مغلوب گردید.
🍏🍎🍃
✍ #نیکوس_کازانتزاکیس
کتاب آخرین وسوسه مسیح The Last Temptation of Christ اثری درخشان از نویسنده بزرگ یونانی، نیکوس کازانتزاکیس است. رمانی که در آن نویسنده عطش خود برای کشف حقیقت را نشان میدهد. نویسنده در این رمان زندگینامه عیسی مسیح را شبیهسازی میکند و یک الگوی دیگر از این انسان مبارز و آزاد را پیش چشم مخاطب نمایان میکند. مبارزی که از عرفان، عشق و آتش عبور میکند تا دنیا را نجات دهد.
کازانتزاکیس درباره این رمانش مینویسد: این کتاب را از آن جهت به رشته تحریر در آوردم که میخواستم الگویی متعال فرا روی انسان مبارز قرار دهم و نشانش دهم که نباید از درد، وسوسه یا مرگ بهراسد چرا که این هر سه را میتوان مغلوب کرد و پیشاپیش مغلوب گشتهاند. مسیح طعم درد را چشید و از آن پس «درد» متبرک گشته است. وسوسه او را تا واپسین لحظات عمر دنبال کرد و در صدد گمراهیش برآمد و او همچنان جنگید و وسوسه را شکست داد. مسیح بر روی صلیب جان داد و در همان لحظه «مرگ» برای همیشه مغلوب گردید.
🍏🍎🍃
👌2