Forwarded from Shahin
○
صبحِ یک آدینه ام من؛
می گشایم؛ دفترِ یک هفته ام را
هفت روزِ هفته ام ابری ست!
گلویِ بیست هایِ دفترم
بغضِ ناکوکِ
صدایِ ترکه هایِ
مرگِ آواز است؛
تمامِ برگ برگِ دفترِ یک هفته ام
در حسرتِ یک لحظه پرواز است!
واج هایِ
زخمی ِزخم هزاران
آرزویِ رفته برباد است!
هفت روزِ هفته ام ابری ست!!
هفت روزِ هفته ام ابری ست!!
#فرح_فریما
#شاهین
صبحِ یک آدینه ام من؛
می گشایم؛ دفترِ یک هفته ام را
هفت روزِ هفته ام ابری ست!
گلویِ بیست هایِ دفترم
بغضِ ناکوکِ
صدایِ ترکه هایِ
مرگِ آواز است؛
تمامِ برگ برگِ دفترِ یک هفته ام
در حسرتِ یک لحظه پرواز است!
واج هایِ
زخمی ِزخم هزاران
آرزویِ رفته برباد است!
هفت روزِ هفته ام ابری ست!!
هفت روزِ هفته ام ابری ست!!
#فرح_فریما
#شاهین
❤3👏1
○
آن نه عشق است که از دل به دهان میآید
وان نه عاشق که ز معشوق به جان میآید
گو برو در پس زانوی سلامت بنشین
آن که از دست ملامت به فغان میآید
کشتی هر که در این ورطه خونخوار افتاد
نشنیدیم که دیگر به کران میآید
یا مسافر که در این بادیه سرگردان شد
دیگر از وی خبر و نام و نشان میآید
چشم رغبت که به دیدار کسی کردی باز
باز بر هم منه ار تیر و سنان میآید
عاشق آن است که بی خویشتن از ذوق سماع
پیش شمشیر بلا رقصکنان میآید
حاش لله که من از تیر بگردانم روی
گر بدانم که از آن دست و کمان میآید
کشته بینند و مقاتل نشناسند که کیست
کاین خدنگ از نظر خلق نهان میآید
اندرون با تو چنان انس گرفتهست مرا
که ملالم ز همه خلق جهان میآید
شرط عشق است که از دوست شکایت نکنند
لیکن از شوق حکایت به زبان میآید
سعدیا این همه فریاد تو بی دردی نیست
آتشی هست که دود از سر آن میآید
حضرت#سعدی
🍏🍎🍃
آن نه عشق است که از دل به دهان میآید
وان نه عاشق که ز معشوق به جان میآید
گو برو در پس زانوی سلامت بنشین
آن که از دست ملامت به فغان میآید
کشتی هر که در این ورطه خونخوار افتاد
نشنیدیم که دیگر به کران میآید
یا مسافر که در این بادیه سرگردان شد
دیگر از وی خبر و نام و نشان میآید
چشم رغبت که به دیدار کسی کردی باز
باز بر هم منه ار تیر و سنان میآید
عاشق آن است که بی خویشتن از ذوق سماع
پیش شمشیر بلا رقصکنان میآید
حاش لله که من از تیر بگردانم روی
گر بدانم که از آن دست و کمان میآید
کشته بینند و مقاتل نشناسند که کیست
کاین خدنگ از نظر خلق نهان میآید
اندرون با تو چنان انس گرفتهست مرا
که ملالم ز همه خلق جهان میآید
شرط عشق است که از دوست شکایت نکنند
لیکن از شوق حکایت به زبان میآید
سعدیا این همه فریاد تو بی دردی نیست
آتشی هست که دود از سر آن میآید
حضرت#سعدی
🍏🍎🍃
❤2👏1
○
گریه نکن خواهرم.
در خانهات درختی خواهد رویید و درخت هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت.
و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت ها از باد خواهند پرسید: در راه که آمدی سحر را ندیدی!
✍ #سیمین_دانشور
📕 سووشون
🍏🍎🍃
گریه نکن خواهرم.
در خانهات درختی خواهد رویید و درخت هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت.
و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت ها از باد خواهند پرسید: در راه که آمدی سحر را ندیدی!
✍ #سیمین_دانشور
📕 سووشون
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
هرگز شکست حقارت نیست
پیروزی
پاسدار اسارت نیست
این کهنه قصه را
زنجیرهای پاره به من گفتند!
✍#نصرت_رحمانی
🍏🍎🍃
هرگز شکست حقارت نیست
پیروزی
پاسدار اسارت نیست
این کهنه قصه را
زنجیرهای پاره به من گفتند!
✍#نصرت_رحمانی
🍏🍎🍃
👌3
○
رفیق ِ اهلِ دل و یارِ آشنا بفرست
بساطِ باده ی عیشِ مرا جدا بفرست
زمانِ هجرتِ ما آمده و نزدیک است
از آن دیار مرا مستی و صفا بفرست
در امتداد تو گم کرده ام دیارم را
رفیقِ راه و نشانی زِ رهگشا بفرست
دو صد امیدِ پناهی مرا در این دنیا
مرا به اوج بزرگی و کبریا بفرست
مرا هوای تو باشد در این سحرگاهان
به خویش نفحهای آغشته کن ، به ما بفرست
ز حجم فاصله ها در عذاب و بیمارم
شرابِ ناب، مرا حکم کن ، دوا بفرست
ازاین جهانِ پر آشوب و درد بیزارم
درونِ سینه ی من دردِ آشنا بفرست
✍#داود_فخری
🍏🍎🍃
رفیق ِ اهلِ دل و یارِ آشنا بفرست
بساطِ باده ی عیشِ مرا جدا بفرست
زمانِ هجرتِ ما آمده و نزدیک است
از آن دیار مرا مستی و صفا بفرست
در امتداد تو گم کرده ام دیارم را
رفیقِ راه و نشانی زِ رهگشا بفرست
دو صد امیدِ پناهی مرا در این دنیا
مرا به اوج بزرگی و کبریا بفرست
مرا هوای تو باشد در این سحرگاهان
به خویش نفحهای آغشته کن ، به ما بفرست
ز حجم فاصله ها در عذاب و بیمارم
شرابِ ناب، مرا حکم کن ، دوا بفرست
ازاین جهانِ پر آشوب و درد بیزارم
درونِ سینه ی من دردِ آشنا بفرست
✍#داود_فخری
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
ناامیدی،
ترسناکتر از پیری است
در پیری جسم ما مچاله میشود
و در ناامیدی روح ما
✍#جرجبرناردشاو
🍏🍎🍃
تیک تاک لحظه هایتان به عشق و امید
ناامیدی،
ترسناکتر از پیری است
در پیری جسم ما مچاله میشود
و در ناامیدی روح ما
✍#جرجبرناردشاو
🍏🍎🍃
تیک تاک لحظه هایتان به عشق و امید
❤1👍1👏1
NOSTALGIES
Dalida
🎼❤️🎼
بر گونه هایِ ابریِ صبح؛
مشت مشت نور پاشیده ام!
برای گنجشکانی که؛
در چشمِ نیلوفریِ آفتاب ...
از دریچه یِ شادِ زندگی؛
به عشق سلامی دوباره خواهند داد
و نویدِ آذرخشی تابان،
بر آسمانِ مه آلوده یِ بی فصل ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
صبح آدینه تان به عشق و لبخند
🍏🍎🍃
بر گونه هایِ ابریِ صبح؛
مشت مشت نور پاشیده ام!
برای گنجشکانی که؛
در چشمِ نیلوفریِ آفتاب ...
از دریچه یِ شادِ زندگی؛
به عشق سلامی دوباره خواهند داد
و نویدِ آذرخشی تابان،
بر آسمانِ مه آلوده یِ بی فصل ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
صبح آدینه تان به عشق و لبخند
🍏🍎🍃
❤2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
خسته از دردم و محکوم به
لالی بودن
شاهد زندگیِ رو به زوالی بودن
گریه و خنده، گواه است
نپرس از حالم
حال و روزی به از این
حال به حالی بودن؟
با خودت حرف زدن، مسخره یِ
عام شدن؛
خیره در نقشه یِ تکراریِ قالی بودن
خسته ام.. خسته از این
شکرِ دروغینِ مدام
این تظاهر به
سرحالی و عالی بودن.
✍#محسن_حسینی_طاها
[دوست شاعر، نویسنده، روزنامه نگار و اعجوبه یِ پرتلاشِ در نهایت معلولیت جسمی اما روحی سرکش و قدم هایی مطمئن و استوار در جاده ای سراسر خار با پاهایی خونین و قلبی زخمی...]
🎤#محسن_نیازی
🍏🍎🍃
خسته از دردم و محکوم به
لالی بودن
شاهد زندگیِ رو به زوالی بودن
گریه و خنده، گواه است
نپرس از حالم
حال و روزی به از این
حال به حالی بودن؟
با خودت حرف زدن، مسخره یِ
عام شدن؛
خیره در نقشه یِ تکراریِ قالی بودن
خسته ام.. خسته از این
شکرِ دروغینِ مدام
این تظاهر به
سرحالی و عالی بودن.
✍#محسن_حسینی_طاها
[دوست شاعر، نویسنده، روزنامه نگار و اعجوبه یِ پرتلاشِ در نهایت معلولیت جسمی اما روحی سرکش و قدم هایی مطمئن و استوار در جاده ای سراسر خار با پاهایی خونین و قلبی زخمی...]
🎤#محسن_نیازی
🍏🍎🍃
👏4❤2