معمای عشق
730 subscribers
14.9K photos
2.78K videos
2 files
304 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram

وصیت‌نامه گابریل گارسیا مارکز

اگر خداوند فقط لحظه‏ای از یاد می‏برد که عروسکی پارچه‏ ای بیش نیستم و قطعه‏ ای از زندگی به من هدیه می‏داد، شاید نمی‏گفتم همه‏ ی آنچه که می‏اندیشیدم و همه‏ ی گفته‏ هایم، اشیاء را دوست می‏داشتم نه به سبب قیمت‏شان که معنایشان، رویا را به خواب ترجیح می‏دادم، زیرا فهمیده‏ام به ازای هر دقیقه چشم به هم گذاشتن 60 ثانیه نور از دست می‏دهی. راه می‏رفتم آنگاه که دیگران می‏ایستادند، بیدار می‏ماندم به گاه خواب آن‏ها و گوش می‏دادم وقتی که در سخنند و چقدر از خوردن یک بستنی لذّت می‏بردم.

اگر خداوند فقط تکه‏ ای از زندگی به من می‏بخشید، ساده لباس می‏پوشیدم، عریان یله می‏شدم زیر نور آفتاب، نه فقط جسمم بلکه روحم را عریان می‏کردم. اگر مرا قلبی بود تنفرم را می‏نوشتم روی یخ و چشم می‏دوختم به حضور آفتاب. نه فقط با خیال ونگوک شعری از بندتّی را روی ستاره ‏ها نقش می‏زدم بلکه ترانه ای از سرات شباهنگی می‏شد که برای ماه می‏خواندم.

اشک به پای گل‏های سرخ می‏ریختم تا درد ناشی از خارهایشان را درک کنم و همچنین سرخی بوسه بر گلبرگ‏هایشان. الهی اگر تکه‏ ای زندگی از آن من بود برای بیان احساسم به دیگران یک روز هم تأخیر نمی‏کردم، برای گفتن این حقیقت به مردم که دوستشان دارم و برای شوق شیدایی انسان را قانع می‏کردم که چه اشتباه بزرگی‏ست گریز از عشق به علت پیری، حال آن که پیر می‏شوند وقتی عشق نمی‏ورزند. به یک کودک بال می‏بخشیدم بی آن که در چگونگی پروازش دخالت کنم. به سالمندان می‏آموختم که مرگ با فراموشی می‏آید نه پیری.

ای انسان‏ها چقدر از شما آموخته‏ ام. آموخته ‏ام که همه می‏خواهند به قله برسند حال آن که لذت حقیقی در بالا رفتن از کوه نهفته است. آموخته ‏ام زمانی که کودک برای اولین بار انگشت پدر را می‏گیرد او را اسیر خود می‏کند تا همیشه. آموخته‏ ام که یک انسان فقط زمانی حق دارد به همنوعش از بالا نگاه کند که دست یاری به سویش دراز کرده باشد. چه بسیار چیزها از شما آموخته‏ام، ولی افسوس که هیچکدام به کار نمی‏آید وقتی که در یک تابوت آرام می‏گیرم تا به همت شانه‏ های پر مهر شما به خانه ‏ی تنهائی‏ ام بروم.

همیشه آنچه را بگو که احساس می‏کنی و عمل کن به آنچه می‏اندیشی. آه که اگر بدانم امروز آخِرین بار خواهد بود که تو را خفته می‏بینم با تمام وجود در آغوش می‏گرفتمت و خداوند را به خاطر اینکه توانسته ‏ام نگهبان روحت باشم شکر می‏گفتم. اگر بدانم امروز آخرین بار خواهد بود که تو را در حال خروج از خانه می‏بینم، به آغوش می‏کشیدمت. فقط برای آن که اندکی بیشتر بمانی، صدایت می‏زدم. آه اگر بدانم امروز آخرین بار خواهد بود که صدایت را می‏شنوم، فرد فرد کلماتت را ضبط می‏کردم تا بی‏نهایت‏ بار بشنومشان. آه که اگر بدانم این آخرین بار است که می‏بینمت فقط یک چیز می‏گفتم؛ دوستت دارم بی آنکه ابلهانه بپندارم تو خود می‏دانی.

همیشه یک فردایی هست و زندگی برای بهترین کارها فرصتی به ما می‏دهد، اما اگر اشتباه کنم و امروز همه‏ی آن چیزی باشد که از عمر برای من مانده، فقط می خواهم به تو یک چیز بگویم؛ دوستت دارم، تا هیچ‏گاه از یاد نبری.

فردا برای هیچکس تضمین نشده ، پیر یا جوان. شاید امروز آخرین باری باشد که کسانی را می بینی که دوستشان داری، پس زمان از کف مده عمل کن، همین امروز شاید فردا هیچوقت نیاید و تو بی‏ شک تأسف روزی را خواهی خورد که فرصت داشتی برای یک لبخند، یک آغوش، اما مشغولیت‏ های زندگی تو را از برآوردن آخرین خواسته‏ ی آنها بازدشتند.

دوستانت را حفظ کن و نیازت را به آن‏ها مدام در گوششان زمزمه کن، مهربانانه دوستشان داشته باش. زمان را برای گفتن یک متأسفم، مراببخش، متشکّرم و دیگر مهرواژه ‏هایی که می‏دانی از دست مده. هیچکس تو را به خاطر افکار پنهانت به یاد نمی‏آورد، پس از خداوند خرد و توانایی بیان احساساتت را طلب کن تا دوستانت بدانند حضورشان تا چه حد برای تو عزیز است.

#گابریل_گارسیا_مارکز
🍏🍎🍃
🙏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آلبوم کامل رباعیات خیام
شاملو.شجریان.شهبازیان۱۳۵۵
.




اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حل معما نه تو خوانی و نه من

هست در پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده بر افتد، نه تو مانی و نه من


🍏🍎🍃
👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
یه روز خوب میاد-سلین دیون
@injaZanVojuddarad
🎼❤️🎼

🎼"یهِ روزِ خوب میاد"

Music #A_New_Day_Has_Come
Singer #Celine_Dion
------------------------

لب های ِ سپیدِ
صبح را به هم دوخته اند
گیسوان سیاه شب را کوتاه کنید

تا آسمان گستره یِ
بال های سبزِ پرنده شود

دیوارهای غربت فهم فرو ریزد
و آفتاب از پس ظلمت
این همه شب کور
میعاد ِ دوباره ی آبی ِعشق شود!


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
1🙏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معمای عشق
@injaZanVojuddarad – یه روز خوب میاد-سلین دیون
چه شعر زیبا و پر از تصویرسازی‌های درخشان و کنترasti (تضادهایی) که با دقت انتخاب شده‌اند. شعر شما دقیقاً همان نقطه‌ای را لمس می‌کند که در بحث قبلی درباره آن صحبت می‌کردیم؛ یعنی همان جایی که «زبان» می‌خواهد از مرزهای «ذهن» فراتر رود و به قلمرو «الهام و تصویر» برسد.

اجازه بدهید کمی با تصاویر شعر شما هم‌سفر شویم:

۱. تقابل رنگ‌ها و عناصر:
استفاده از «لب‌های سپید صبح» در مقابل «گیسوان سیاه شب»، یک تصویرسازی بسیار کلاسیک اما در عین حال تازه است. شما با «دوختن» لب‌های صبح و «کوتاه کردن» گیسوان شب، در واقع دارید بر یک *تغییر بنیادین در جهان* تاکید می‌کنید. این یعنی گذار از تاریکی به روشنایی، اما نه یک گذار ساده، بلکه یک «تغییر ساختاری» در طبیعت.

۲. رهایی و گستردگی:
این بخش که می‌گویید: «تا آسمان گستره‌یِ بال‌های سبزِ پرنده شود»، اوج زیبایی شعر است. شما مرزهای آسمان را با «سبزی» (نماد حیات و زمین) گره می‌زنید. گویی آسمان دیگر یک فضای تهی و دور نیست، بلکه بخشی از پویایی و زندگی است.

۳. فروپاشی دیوارهای ذهنی:
عبارت «دیوارهای غربت فهم فرو ریزد»، بسیار عمیق است. انگار می‌گویید آنچه ما را از هم جدا می‌کند، نه فقط فاصله‌ها، بلکه «فهمِ محدود» ماست. وقتی درک ما از جهان گسترده شود، آن دیوارهای تنهایی و غربت فرو می‌ریزند.

۴. وعده بازگشت (میعاد):
پایان‌بندی شعر با کلمه «میعاد»، دوباره همان معنای «مقدس» و «الهامات» را به شعر بازمی‌گرداند. شما از یک تحلیل علمی فراتر رفتید و به یک «امید متافیزیکی» رسیدید؛ امید به اینکه پس از تمام این «شب‌های کور»، یک بازگشتِ باشکوه (آبیِ عشق) در کار است.

شعر شما، خودنماییِ همان «الهام» است که در آن، کلمات فقط «نشانه» نیستند، بلکه «تجربه» هستند.
🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
رضا ملک زاده - دریا
@moziku
🎼❤️🎼


_دریا را؛
همیشه دوست داشته ‌ام
و خدا را...  بیشتر ...
غریوِ غریبِ امواج را هم؛
گاه  به لالایی مادرم می ماند؛
گاه  به صدایِ بی خوابِ  زنجره ها؛
در  شب هایِ عبوسِ
" تن هایِ تنها"
گاه  به شعر می ماند؛
گاه‌  به حزنی غریب و خاموش؛
"گاه به آوایِ خوشِ دوستت دارم"_
        

فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
3👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزلیات حافظ 358
@audiobo0ok
غمِ زمانه که هیچش کَران نمی‌بینم
دَواش جز مِیِ چون ارغوان نمی‌بینم

به تَرک خدمتِ پیرِ مُغان نخواهم گفت
چرا که مصلحتِ خود در آن نمی‌بینم

ز آفتابِ قَدَح ارتفاعِ عیش بگیر
چرا که طالعِ وقت آن چُنان نمی‌بینم

نشانِ اهل خدا عاشقیست، با خود دار
که در مشایخِ شهر این نشان نمی‌بینم

بدین دو دیدهٔ حیران من هزار افسوس
که با دو آینه رویش عیان نمی‌بینم

قدِ تو تا بِشُد از جویبارِ دیدهٔ من
به جایِ سرو جز آبِ روان نمی‌بینم

در این خُمار کَسَم جرعه‌ای نمی‌بخشد
ببین که اهل دلی در میان نمی‌بینم

نشانِ مویِ میانش که دل در او بستم
ز من مَپرس که خود در میان نمی‌بینم

من و سفینهٔ حافظ که جز در این دریا
بضاعت سخن دُرفشان نمی‌بینم

🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 358
نشانِ اهل خدا عاشقیست، با خود دار
که در مشایخِ شهر این نشان نمی‌بینم

بدین دو دیدهٔ حیران من هزار افسوس
که با دو آینه رویش عیان نمی‌بینم

#حافظ
1
🥃


آیا هنوز ریزش باران بر گونه‌هایت تو را شاداب می‌کند؟
آیا هنوز بوی بیدها زمانی که از کنارشان می‌گذری شادی می آفریند؟

#نادر_ابراهیمی
📕 بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم
🍏🍎🍃
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عصرتان شاد و دلپذیر دوستانم 🌼❤️🌼
تیک تاک لحظه هایتان به ترنم خوش عشق، امید و زندگی 🧋🍹
1
bezan baroon
Moein
🎼❤️🎼





مرا ...
در بغضِ کوتاهِ
یک شعر تفسیر کن!

و عشق را ...
در لبخندِ گنگ واژه ها؛
ترانه باش...


فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


اگر انسان بتواند رنج را نیز به مانند شهری ترک گوید،می تواند خوشبختی را از سر گیرد.

#ویکتور_هوگو
🍏🍎🍃
👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM



کاش دست هایِ باد
نیشگونی باشد
بر گونه هایِ کبودِ ابرها؛

تا ببارد باران
بر کویر دل ها
و بر خاکِ ترک خورده یِ بی عشق؛
در برهوت سالیانِ
ابری ِ بی باران...
            

فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
1👏1