غزلیات حافظ 342
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_342
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-------------------
حجابِ چهرهٔ جان میشود غبارِ تنم
خوشا دَمی که از آن چهره پرده برفکنم
چُنین قفس نه سزایِ چو من خوشاَلحانیست
رَوَم به گلشنِ رضوان، که مرغِ آن چمنم
عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتم
دریغ و درد که غافل ز کارِ خویشتنم
چگونه طوف کنم در فضایِ عالمِ قدس؟
که در سراچهٔ ترکیب، تختهبندِ تنم
اگر ز خونِ دلم بویِ شوق میآید
عجب مدار که همدردِ نافهٔ خُتنم
طرازِ پیرهنِ زَرکشم مبین چون شمع
که سوزهاست نهانی درونِ پیرهنم
بیا و هستیِ حافظ ز پیشِ او بردار
که با وجودِ تو کس نشنود ز من که منم
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-------------------
حجابِ چهرهٔ جان میشود غبارِ تنم
خوشا دَمی که از آن چهره پرده برفکنم
چُنین قفس نه سزایِ چو من خوشاَلحانیست
رَوَم به گلشنِ رضوان، که مرغِ آن چمنم
عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتم
دریغ و درد که غافل ز کارِ خویشتنم
چگونه طوف کنم در فضایِ عالمِ قدس؟
که در سراچهٔ ترکیب، تختهبندِ تنم
اگر ز خونِ دلم بویِ شوق میآید
عجب مدار که همدردِ نافهٔ خُتنم
طرازِ پیرهنِ زَرکشم مبین چون شمع
که سوزهاست نهانی درونِ پیرهنم
بیا و هستیِ حافظ ز پیشِ او بردار
که با وجودِ تو کس نشنود ز من که منم
🍏🍎🍃
❤1🙏1
●
▪️ﺍﻧﺴﺎﻥِ ﺳﺴﺖ مغز
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮ میترسد.
ﺍﻭ ﺩﺭ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻣﻨﯿﺖ
میکند ﻭ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﺎﺯﮔﯽ ﺍﺳﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭﺩ
ﺩﺭﺩِ ﺩﯾﺪﮔﺎﻫﯽ ﺗﺎﺯه ﺍﺳﺖ...
مارتین_لوترکینگ
🍏🍎🍃
▪️ﺍﻧﺴﺎﻥِ ﺳﺴﺖ مغز
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮ میترسد.
ﺍﻭ ﺩﺭ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻣﻨﯿﺖ
میکند ﻭ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﺎﺯﮔﯽ ﺍﺳﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭﺩ
ﺩﺭﺩِ ﺩﯾﺪﮔﺎﻫﯽ ﺗﺎﺯه ﺍﺳﺖ...
مارتین_لوترکینگ
🍏🍎🍃
🙏1👌1
○
نه دست آن که
بگیریم زلف ماهی را
نه روز روشنی
از پی شب سیاهی را
فغان که بر در شاهی است
دادخواهی ما
که از ستم ندهد داد
دادخواهی را
گدای شهرم و
بر سر هوای آن دارم
که سر نهم
به کف پای پادشاهی را
ز خسروان ملاحت کجا روا باشد
که در پناه نگیرند بیپناهی را
به راه عشق
به حدی است ناامیدی من
که نا امید کند هر امید گاهی را
چگونه لاف محبت زند نظر بازی
کز آب دیده
نشستهست خاک راهی را
بزیر خون محبان
که در شریعت عشق
به هیچ حال نخواهم
کسی گواهی را
نه من شهید تو تنها شدم
که از هر سو
به خاک ریختهای
خون بیگناهی را
به یک نگاه
ز رحمت بکش فروغی را
مکن دریغ
ز مشتاق خود نگاهی را
👤#فروغی_بسطامی
🍏🍎🍃
نه دست آن که
بگیریم زلف ماهی را
نه روز روشنی
از پی شب سیاهی را
فغان که بر در شاهی است
دادخواهی ما
که از ستم ندهد داد
دادخواهی را
گدای شهرم و
بر سر هوای آن دارم
که سر نهم
به کف پای پادشاهی را
ز خسروان ملاحت کجا روا باشد
که در پناه نگیرند بیپناهی را
به راه عشق
به حدی است ناامیدی من
که نا امید کند هر امید گاهی را
چگونه لاف محبت زند نظر بازی
کز آب دیده
نشستهست خاک راهی را
بزیر خون محبان
که در شریعت عشق
به هیچ حال نخواهم
کسی گواهی را
نه من شهید تو تنها شدم
که از هر سو
به خاک ریختهای
خون بیگناهی را
به یک نگاه
ز رحمت بکش فروغی را
مکن دریغ
ز مشتاق خود نگاهی را
👤#فروغی_بسطامی
🍏🍎🍃
👌1
●
ایتالو کالوینو (به ایتالیایی: Italo Calvino) (زاده ی ۱۵ اکتبر ۱۹۲۳ - درگذشته ی ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۵) نویسنده ی رمان و داستان کوتاه ایتالیایی است. وی سبک ادبی خاص خود را داشت که می توان آن را سوررئال یا پست مدرن توصیف کرد. سه گانه ی «نیاکان ما» (شامل شوالیه ناموجود، ویکنت شقه شده و بارون درخت نشین) و شهرهای نامرئی و شش یادداشت برای هزاره ی بعدی از تحسین شده ترین آثار او هستند. وی را یکی از مهم ترین نویسندگان ایتالیایی قرن بیستم می دانند
🍏🍎🍃
ایتالو کالوینو (به ایتالیایی: Italo Calvino) (زاده ی ۱۵ اکتبر ۱۹۲۳ - درگذشته ی ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۵) نویسنده ی رمان و داستان کوتاه ایتالیایی است. وی سبک ادبی خاص خود را داشت که می توان آن را سوررئال یا پست مدرن توصیف کرد. سه گانه ی «نیاکان ما» (شامل شوالیه ناموجود، ویکنت شقه شده و بارون درخت نشین) و شهرهای نامرئی و شش یادداشت برای هزاره ی بعدی از تحسین شده ترین آثار او هستند. وی را یکی از مهم ترین نویسندگان ایتالیایی قرن بیستم می دانند
🍏🍎🍃
👌2