معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


در دل همه شرک و
روی بر خاک چه سود
با نفس پلید
جامهٔ پاک چه سود

زهرست گناه و
توبه تریاک وی است
چون زهر به جان رسید
تریاک چه سود

#ابوسعید_البوالخیر
🍏🍎🍃
👌21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


نانت را می دزدند
خونت را می ریزند

و سفره ها ی خالی را...
در سکوت غریبانه ی شب؛
وقیحانه؛ بر سر دار می کنند

آه ... ای مرگ!
تا کجای غربتِ شب؛
می شود
کیسه های مقدس نور را...
به زلال باور عشق شستشو داد
تا روبهان سیه دل...
آفتاب را... در دل شب باور کنند


#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🙏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


درود و مهر صبح تان به خیر 🌻
یکشنبه تان به ترنم خوش عشق
و زندگی... دل هایتان آرام 🤍 قدم
هایتان سبز و بهاری💚 اندیشه تان پویا...

آن کس که خطای
خویش بیند که رواست
تقریر مکن
صواب نزدش که خطاست

آن روی نمایدش
که در طینت اوست
آیینهٔ کج جمال ننماید راست

#سعدی

"قابی از لبخند شکوفه ها...
بهار می شود... بهار می شود"...
🍏🍎🍃
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


بنام حقیقت، نژاد بشر بدترین جنایات را مرتکب شده است. حقیقت آن نیست که به ما اطمینان میدهد، حقیقت آن نیست که به ما عمق میدهد، حقیقت آن نیست که ما را بهتر از دیگران می‌کند، حقیقت آن نیست که خود را در زندان تعصب نگه داریم، "حقیقت آن است که ما را آزاد کند."

📕 #هیپی
#پائولو_کوئیلو
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آهنگ بشنیده‌ ام که عزم سفر می‌ کنی، مکن... | شعر عاشقانه و عارفانه…
Vibe With Persians
🎼❤️🎼

🎧 🎼 بشنیده‌ام که
عزم سفر می‌کنی مکن
مِهر حریف و یار دگر
می‌کنی مکن

تو در جهان غریبی غربت
چه می‌کنی ؟
قصد کدام خسته‌جگر می‌کنی؟ مکن

از ما مدزد خویش به بیگانگان مرو
دزدیده سوی غیر نظر می‌کنی؟ مکن

#مولانای_جان
🍏🍎🍃
👌21🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزلیات حافظ 342
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_342
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-------------------
حجابِ چهرهٔ جان می‌شود غبارِ تنم
خوشا دَمی که از آن چهره پرده برفکنم

چُنین قفس نه سزایِ چو من خوش‌اَلحانی‌ست
رَوَم به گلشنِ رضوان، که مرغِ آن چمنم

عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتم
دریغ و درد که غافل ز کارِ خویشتنم

چگونه طوف کنم در فضایِ عالمِ قدس؟
که در سراچهٔ ترکیب، تخته‌‌بندِ تنم

اگر ز خونِ دلم بویِ شوق می‌آید
عجب مدار که هم‌دردِ نافهٔ خُتنم

طرازِ پیرهنِ زَرکشم مبین چون شمع
که سوزهاست نهانی درونِ پیرهنم

بیا و هستیِ حافظ ز پیشِ او بردار
که با وجودِ تو کس نشنود ز من که منم
🍏🍎🍃
1🙏1
حجابِ چهرهٔ جان
می‌شود غبارِ تنم
خوشا دَمی که از آن
چهره پرده برفکنم

#حافظ
1👌1
عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتم
دریغ و درد که غافل ز کارِ خویشتنم

#حافظ
1👌1
چُنین قفس نه سزایِ چو من خوش‌اَلحانی‌ست
رَوَم به گلشنِ رضوان، که مرغِ آن چمنم

#حافظ
1👌1
اگر ز خونِ دلم بویِ شوق می‌آید
عجب مدار که هم‌دردِ نافهٔ خُتنم

#حافظ
2👌1