ز انقلاب زمانه عجب مدار
---------------
در سراشیب شکسته ی شب؛
به چراغ جادو می اندیشم...
و به شیشه ی عمر دیو؛
به شیارهای... بسته ی دور
می اندیشم و
به روزنه های آبی ِ نور
به کورسوی تنگِ امید و
به گونه های سبز بهار می اندیشم
شاید که؛
باران جراحت کبودِ درد را
از قدم های سرخِ شهر... بشوید
و شکوفه های سیب؛
دوباره... لبخند بزنند
شاید که؛ آفتاب
از پشت دیواره های بلند یخی
در قلب های برفی ِ ما
و در چشم های خیسِ ماه؛
دوباره بتابد
و روح تشنه ی چلچله ها...
میثاق دوباره ی... عشق شود!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
---------------
در سراشیب شکسته ی شب؛
به چراغ جادو می اندیشم...
و به شیشه ی عمر دیو؛
به شیارهای... بسته ی دور
می اندیشم و
به روزنه های آبی ِ نور
به کورسوی تنگِ امید و
به گونه های سبز بهار می اندیشم
شاید که؛
باران جراحت کبودِ درد را
از قدم های سرخِ شهر... بشوید
و شکوفه های سیب؛
دوباره... لبخند بزنند
شاید که؛ آفتاب
از پشت دیواره های بلند یخی
در قلب های برفی ِ ما
و در چشم های خیسِ ماه؛
دوباره بتابد
و روح تشنه ی چلچله ها...
میثاق دوباره ی... عشق شود!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
قدم های اولین روز هفته تان به
عشق، امید و آرامش صبح به خیر
قدم های اولین روز هفته تان به
عشق، امید و آرامش صبح به خیر
❤2
●
پیش از شما
به سان شما
بیشمارها
با تار عنکبوت
نوشتند روی باد
کین دولت خجستهی جاوید زنده باد.
استاد#شفیعی_ کدکنی
🍏🍎🍃
پیش از شما
به سان شما
بیشمارها
با تار عنکبوت
نوشتند روی باد
کین دولت خجستهی جاوید زنده باد.
استاد#شفیعی_ کدکنی
🍏🍎🍃
👌2
دختر خورشید
علیرضا قربانی
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_قربانی
🎼#دختر_خورشید
------------------------
زرافـشان دختر
زیبای خورشيد
سرودی خوش برانگیزد
که برخیز ...
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_قربانی
🎼#دختر_خورشید
------------------------
زرافـشان دختر
زیبای خورشيد
سرودی خوش برانگیزد
که برخیز ...
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
❤1🙏1
غزلیات حافظ 334
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_334
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------
گر دست رَسَد در سرِ زُلفینِ تو باز
چون گوی چه سرها که به چوگانِ تو بازم
زلفِ تو مرا عمر دراز است ولی نیست
در دست، سرِ مویی از آن عمرِ درازم
پروانهٔ راحت بده ای شمع که امشب
از آتشِ دل پیش تو چون شمع گُدازم
آن دَم که به یک خنده دَهَم جان چو صُراحی
مستانِ تو خواهم که گُزارَند نمازم
چون نیست نمازِ منِ آلوده نمازی
در میکده زان کم نَشَوَد سوز و گُدازم
در مسجد و میخانه خیالت اگر آید
محراب و کمانچه ز دو ابرویِ تو سازم
گر خلوتِ ما را شبی از رخ بِفُروزی
چون صبح بر آفاقِ جهان سر بِفَرازم
محمود بُوَد عاقبتِ کار در این راه
گر سر بِرَوَد در سرِ سودایِ اَیازم
حافظ غمِ دل با که بگویم؟ که در این دور
جز جام نشاید که بُوَد محرمِ رازم
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------
گر دست رَسَد در سرِ زُلفینِ تو باز
چون گوی چه سرها که به چوگانِ تو بازم
زلفِ تو مرا عمر دراز است ولی نیست
در دست، سرِ مویی از آن عمرِ درازم
پروانهٔ راحت بده ای شمع که امشب
از آتشِ دل پیش تو چون شمع گُدازم
آن دَم که به یک خنده دَهَم جان چو صُراحی
مستانِ تو خواهم که گُزارَند نمازم
چون نیست نمازِ منِ آلوده نمازی
در میکده زان کم نَشَوَد سوز و گُدازم
در مسجد و میخانه خیالت اگر آید
محراب و کمانچه ز دو ابرویِ تو سازم
گر خلوتِ ما را شبی از رخ بِفُروزی
چون صبح بر آفاقِ جهان سر بِفَرازم
محمود بُوَد عاقبتِ کار در این راه
گر سر بِرَوَد در سرِ سودایِ اَیازم
حافظ غمِ دل با که بگویم؟ که در این دور
جز جام نشاید که بُوَد محرمِ رازم
🍏🍎🍃
❤1👏1
❤️🔥🖤❤️🔥
با عشق می شود...
از تاریک ترین شب... گذر کرد؛
--------------------
واژه ها... خیس اند
شعرها... سرخ اند
قلب ها... زخمی...
و کوچه های ابری ِ شب؛ خلوتِ
خاموشِ آغوش های خالی ِ درد
و جای پای خونی ِ دی ماهِ
هزار فصل برفی ِ سرد ...
عشق اما؛
چشم های خیس خداست؛
و کلید رهایی...
ازظلمات هزار تویِ فریب؛
و پوزخند به خفاشانِ خون آشامِ
سیه دلی... که؛ زیر
تن پوش کریهِ هزار هزار
شب کور ...
بر شانه های ننگینِ
گوساله ی سامری؛ آویخته اند
و در غربتِ شرم؛ بر
گونه های کبود شقایق های پرپر
و غریو در سکوتِ؛
استخوان های تکیده ی باد
پای می کوبند؛
و یهودایی می شوند؛
بر هزار هزار صلیبِ ... باورِ عشق...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با عشق می شود...
از تاریک ترین شب... گذر کرد؛
--------------------
واژه ها... خیس اند
شعرها... سرخ اند
قلب ها... زخمی...
و کوچه های ابری ِ شب؛ خلوتِ
خاموشِ آغوش های خالی ِ درد
و جای پای خونی ِ دی ماهِ
هزار فصل برفی ِ سرد ...
عشق اما؛
چشم های خیس خداست؛
و کلید رهایی...
ازظلمات هزار تویِ فریب؛
و پوزخند به خفاشانِ خون آشامِ
سیه دلی... که؛ زیر
تن پوش کریهِ هزار هزار
شب کور ...
بر شانه های ننگینِ
گوساله ی سامری؛ آویخته اند
و در غربتِ شرم؛ بر
گونه های کبود شقایق های پرپر
و غریو در سکوتِ؛
استخوان های تکیده ی باد
پای می کوبند؛
و یهودایی می شوند؛
بر هزار هزار صلیبِ ... باورِ عشق...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👏1😍1
BDN-06
Arman Soltan Zadeh
📕✨📕
📕 #بارون_درخت_نشین
✍ #ایتالو_کالوینو
🎤 آرمان_ سلطان_ زاده
▪️بخش /6
برای بهتر دیدن زمین، باید کمی از آن فاصله گرفت.
🍏🍎🍃
📕 #بارون_درخت_نشین
✍ #ایتالو_کالوینو
🎤 آرمان_ سلطان_ زاده
▪️بخش /6
برای بهتر دیدن زمین، باید کمی از آن فاصله گرفت.
🍏🍎🍃
👌1
معمای عشق
❤️🔥🖤❤️🔥 با عشق می شود... از تاریک ترین شب... گذر کرد؛ -------------------- واژه ها... خیس اند شعرها... سرخ اند قلب ها... زخمی... و کوچه های ابری ِ شب؛ خلوتِ خاموشِ آغوش های خالی ِ درد و جای پای خونی ِ دی ماهِ هزار فصل برفی ِ سرد ... عشق اما؛ چشم های…
این روزها... دردها آنقدر سرخ اند
و زخم ها... آنقدر عمیق؛
که با لبخند زدنی حتا... گنگ...
قلب آدمی...
شرمنده ی تپیدنش می شود
با این حال "اگر عطر عشق نباشد"
اگر یاد جانگداز شیرینی نباشد، می
میری و مردن آدم ها در عین زنده
بودن، خواسته ی گورکن های تاریخ
این روزهای عقیم کور است...
باید عاشق بود؛
با خیال قشنگی دل خوش داشت؛
عشق را... باور داشت...
تا بشود گفت؛ هنوز... زنده ای...
تا عشق هست؛ امید هست...
زندگی هست... آزادی هست...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
و زخم ها... آنقدر عمیق؛
که با لبخند زدنی حتا... گنگ...
قلب آدمی...
شرمنده ی تپیدنش می شود
با این حال "اگر عطر عشق نباشد"
اگر یاد جانگداز شیرینی نباشد، می
میری و مردن آدم ها در عین زنده
بودن، خواسته ی گورکن های تاریخ
این روزهای عقیم کور است...
باید عاشق بود؛
با خیال قشنگی دل خوش داشت؛
عشق را... باور داشت...
تا بشود گفت؛ هنوز... زنده ای...
تا عشق هست؛ امید هست...
زندگی هست... آزادی هست...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1