This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
هیچ قدرتی؛ توان شکست اندیشه ای را ندارد ؛ که زمان آزادی اش فرارسیده است.
هیچ قدرتی؛ توان شکست اندیشه ای را ندارد ؛ که زمان آزادی اش فرارسیده است.
👌2
●
- وقتی باران میبارد قلب آدمی غمگین میشود. از باران نباید رنجید، ارباب؛ آن بیچاره هم جان دارد.
در پای پرچینی خم شد و نخستین گلهای نرگس خودرو را که تازه شکفته بودند چید. مدتی مدید بیآنکه از تماشاي آنها سیر بشود به آنها نگریست، گفتی اولبار بود که گل میدید؛ سپس در حالی که چشمان خود را هم میگذاشت آنها را بو کرد، به من داد و گفت:
- کاش میشد فهمید، ارباب، که سنگها و گلها و باران چه میگویند! شاید که صدا میزنند، شاید که ما را صدا میزنند و ما نمیشنویم. پس گوش آدمها کی باز خواهد شد؟ کی چشمهای ما برای دیدن باز خواهد شد؟ کی بازوان خود را خواهیم گشود تا همه سنگها و گلها و باران و آدمیان را در آغوش بکشیم؟ عقیده تو چیست، ارباب، و کتابهای تو در این باب چه میگویند؟
✍#نیکوس_کازانتزاکیس
📕 زوربای یونانی
🍏🍎🍃
- وقتی باران میبارد قلب آدمی غمگین میشود. از باران نباید رنجید، ارباب؛ آن بیچاره هم جان دارد.
در پای پرچینی خم شد و نخستین گلهای نرگس خودرو را که تازه شکفته بودند چید. مدتی مدید بیآنکه از تماشاي آنها سیر بشود به آنها نگریست، گفتی اولبار بود که گل میدید؛ سپس در حالی که چشمان خود را هم میگذاشت آنها را بو کرد، به من داد و گفت:
- کاش میشد فهمید، ارباب، که سنگها و گلها و باران چه میگویند! شاید که صدا میزنند، شاید که ما را صدا میزنند و ما نمیشنویم. پس گوش آدمها کی باز خواهد شد؟ کی چشمهای ما برای دیدن باز خواهد شد؟ کی بازوان خود را خواهیم گشود تا همه سنگها و گلها و باران و آدمیان را در آغوش بکشیم؟ عقیده تو چیست، ارباب، و کتابهای تو در این باب چه میگویند؟
✍#نیکوس_کازانتزاکیس
📕 زوربای یونانی
🍏🍎🍃
👌2
معمای عشق
● - وقتی باران میبارد قلب آدمی غمگین میشود. از باران نباید رنجید، ارباب؛ آن بیچاره هم جان دارد. در پای پرچینی خم شد و نخستین گلهای نرگس خودرو را که تازه شکفته بودند چید. مدتی مدید بیآنکه از تماشاي آنها سیر بشود به آنها نگریست، گفتی اولبار بود که گل میدید؛…
●
_پس گوش آدمها کی باز خواهد شد؟ کی چشمهای ما برای دیدن باز خواهد شد؟ کی بازوان خود را خواهیم گشود تا همه سنگ ها و گل ها و باران...
و آدمیان را در آغوش بکشیم...؟
_پس گوش آدمها کی باز خواهد شد؟ کی چشمهای ما برای دیدن باز خواهد شد؟ کی بازوان خود را خواهیم گشود تا همه سنگ ها و گل ها و باران...
و آدمیان را در آغوش بکشیم...؟
🙏1👌1
RABĀBI | عالیم قاسماف و علیرضا قربانی
@molanatarighat
🎼❤️🎼
🗣عالیم_قاسم اف
🗣#علیرضا_قربانی
------------------------------
بزن ڪه سٖوز دل من ؛
به ســاز میگوئی ،
ز ساز دل چه شنیدے ڪه باز میگوئی ...!
مگر چُو باد وزیدے به زلف یـــ✰ــار ڪه باز ،،
به گــوش دل ســخنی
دلنـواز میگـــوئی ......
#شـــــهریار
🍏🍎🍃
🗣عالیم_قاسم اف
🗣#علیرضا_قربانی
------------------------------
بزن ڪه سٖوز دل من ؛
به ســاز میگوئی ،
ز ساز دل چه شنیدے ڪه باز میگوئی ...!
مگر چُو باد وزیدے به زلف یـــ✰ــار ڪه باز ،،
به گــوش دل ســخنی
دلنـواز میگـــوئی ......
#شـــــهریار
🍏🍎🍃
❤1🙏1
غزلیات حافظ 330
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_330
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-------------------
تو همچو صبحی و من شمعِ خلوتِ سَحَرم
تبسمی کن و جان بین که چون همیسِپرَم
چُنین که در دلِ من داغِ زلفِ سرکَشِ توست
بنفشه زار شود تُربَتَم چو درگذرم
بر آستانِ مرادَت گشادهام درِ چشم
که یک نظر فِکنی، خود فِکندی از نظرم
چه شُکر گویمت ای خیلِ غم، عَفاکَ الله
که روزِ بیکسی آخر نمیروی ز سرم
غلامِ مردمِ چشمم، که با سیاه دلی
هزار قطره بِبارَد چو دردِ دل شِمُرَم
به هر نظر بُت ما جلوه میکند، لیکن
کس این کرشمه نبیند که من همی نِگَرَم
به خاکِ حافظ اگر یار بگذرد چون باد
ز شوق در دلِ آن تنگنا کفن بِدَرَم
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-------------------
تو همچو صبحی و من شمعِ خلوتِ سَحَرم
تبسمی کن و جان بین که چون همیسِپرَم
چُنین که در دلِ من داغِ زلفِ سرکَشِ توست
بنفشه زار شود تُربَتَم چو درگذرم
بر آستانِ مرادَت گشادهام درِ چشم
که یک نظر فِکنی، خود فِکندی از نظرم
چه شُکر گویمت ای خیلِ غم، عَفاکَ الله
که روزِ بیکسی آخر نمیروی ز سرم
غلامِ مردمِ چشمم، که با سیاه دلی
هزار قطره بِبارَد چو دردِ دل شِمُرَم
به هر نظر بُت ما جلوه میکند، لیکن
کس این کرشمه نبیند که من همی نِگَرَم
به خاکِ حافظ اگر یار بگذرد چون باد
ز شوق در دلِ آن تنگنا کفن بِدَرَم
🍏🍎🍃
❤1🙏1
●
خطرناکترین شکل قدرتها
نه در هیولاها، که در آدمهای عادی است؛ آنها که فقط اطاعت میکنند و فکر نمی کنند.
✍#هانا_آرنت
🍏🍎🍃
خطرناکترین شکل قدرتها
نه در هیولاها، که در آدمهای عادی است؛ آنها که فقط اطاعت میکنند و فکر نمی کنند.
✍#هانا_آرنت
🍏🍎🍃
🙏1👌1
فریاد
مازیار
🎼❤️🎼
🎙#مازیار 🎼 فریاد
می برد از هوش ،
پیش از آمدن بویش مرا...
"نیست جز حسرت، نصیب دیده از رویش مرا"
#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
🎙#مازیار 🎼 فریاد
می برد از هوش ،
پیش از آمدن بویش مرا...
"نیست جز حسرت، نصیب دیده از رویش مرا"
#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
❤1👌1
📕
کتاب بارون درخت نشین (رقعی)
رمان بارون درخت نشین، اثر ایتالو کالوینو، به داستان پسری ایتالیایی به نام کوزیمو می پردازد که خانه ی اشرافی خانواده اش را به منظور زندگی در درختان انبوه احاطه کننده ی شهر ترک گفته و باقی عمرش را در دنیای درختان سپری می کند. کوزیمو، نبوغ و فکر باز و درخشانش را به کار می گیرد تا آموختن را ادامه دهد، زندگی خودش و مردم پایین درخت ها را با راه های خلاقانه بهبود بخشد و زندگی عاشقانه ی پرشور و منحصربه فردی داشته باشد. داستان کوزیمو توسط برادر کوچکتر و همراه همیشگی دوران کودکی او در اکتشاف و شیطنت، بیاجیو، روایت می شود. بیاجیو، اتفاقات را هم به شکلی که در خاطرش مانده و هم به صورتی که کوزیمو برایش تعریف کرده نقل می کند. داستان زیبای رمان بارون درخت نشین، خیلی زود مخاطب را وادار می کند که خواسته یا ناخواسته، عاشق قهرمان این قصه ی جذاب شود
🍏🍎🍃
کتاب بارون درخت نشین (رقعی)
رمان بارون درخت نشین، اثر ایتالو کالوینو، به داستان پسری ایتالیایی به نام کوزیمو می پردازد که خانه ی اشرافی خانواده اش را به منظور زندگی در درختان انبوه احاطه کننده ی شهر ترک گفته و باقی عمرش را در دنیای درختان سپری می کند. کوزیمو، نبوغ و فکر باز و درخشانش را به کار می گیرد تا آموختن را ادامه دهد، زندگی خودش و مردم پایین درخت ها را با راه های خلاقانه بهبود بخشد و زندگی عاشقانه ی پرشور و منحصربه فردی داشته باشد. داستان کوزیمو توسط برادر کوچکتر و همراه همیشگی دوران کودکی او در اکتشاف و شیطنت، بیاجیو، روایت می شود. بیاجیو، اتفاقات را هم به شکلی که در خاطرش مانده و هم به صورتی که کوزیمو برایش تعریف کرده نقل می کند. داستان زیبای رمان بارون درخت نشین، خیلی زود مخاطب را وادار می کند که خواسته یا ناخواسته، عاشق قهرمان این قصه ی جذاب شود
🍏🍎🍃
👌2