Bidaram Kon
Morteza Eskandari
🎼❤️🎼
منو ببر که خسته ام ...
منو ببر بسمت نور
بیدارم کن از کابوسی که دم بدم
با من میاد
بیدارم کن از تسخیر یک برگ سبز تو چنگ باد
بیدارم کن از این وحشت ...
بیدارم کن؛ فانوسم باش
تو تاریکی که لحظه لحظه با منه
فانوسم باش وقتی این شب ستاره هامو میشکنه ....
فانوسم باش تو این غربت؛ نازنین ...
با من باش .....
🍏🍎🍃
منو ببر که خسته ام ...
منو ببر بسمت نور
بیدارم کن از کابوسی که دم بدم
با من میاد
بیدارم کن از تسخیر یک برگ سبز تو چنگ باد
بیدارم کن از این وحشت ...
بیدارم کن؛ فانوسم باش
تو تاریکی که لحظه لحظه با منه
فانوسم باش وقتی این شب ستاره هامو میشکنه ....
فانوسم باش تو این غربت؛ نازنین ...
با من باش .....
🍏🍎🍃
❤2👌1
●
صحنهای در مکبث (محبوبترین نمایشنامهام) هست: همسر و پسرِ کوچک مکداف و کسانش را کشتهاند.
خبر را فردی برای مکداف میآورد. قاصد از پیامی که میآورد خجالتزده است و میترسد زبانش به خاطر بیان این همه زشتی (صرفا بیان!)، تا ابد نفرین شود.
مکداف حیرتزده از خبر، میگويد: "همه؟ همه را کشتند؟! گفتید همه را؟ آسمان مینگریست و در پناهشان نگرفت؟!"
واکنش اول او، نه غصه و ماتم، که تعجب بود، که اصلا چه طور ممکن است اینهمه پلیدی وجود داشته باشد و زمین دهن باز نکند و
آسمان هم کاری نکند؟
اما ممکن شد و دنیا همین طور بوده و هست. هزار سال بعد از ما هم چنین خواهد بود و هیچ حدی برای سیاهی و بدی، وجود ندارد.
✍#معین_دهاز
🍏🍎🍃
صحنهای در مکبث (محبوبترین نمایشنامهام) هست: همسر و پسرِ کوچک مکداف و کسانش را کشتهاند.
خبر را فردی برای مکداف میآورد. قاصد از پیامی که میآورد خجالتزده است و میترسد زبانش به خاطر بیان این همه زشتی (صرفا بیان!)، تا ابد نفرین شود.
مکداف حیرتزده از خبر، میگويد: "همه؟ همه را کشتند؟! گفتید همه را؟ آسمان مینگریست و در پناهشان نگرفت؟!"
واکنش اول او، نه غصه و ماتم، که تعجب بود، که اصلا چه طور ممکن است اینهمه پلیدی وجود داشته باشد و زمین دهن باز نکند و
آسمان هم کاری نکند؟
اما ممکن شد و دنیا همین طور بوده و هست. هزار سال بعد از ما هم چنین خواهد بود و هیچ حدی برای سیاهی و بدی، وجود ندارد.
✍#معین_دهاز
🍏🍎🍃
👌2
دل اگر رفت
علیرضا محمدیان
🎼❤️🎼
🎧 دل اگر رفت ...
🎙 علیرضا محمدیان
✍ مریم حیدرزاده
کاش به حرمت دل های مسافر هرشب؛
روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود ..
🍏🍎🍃
🎧 دل اگر رفت ...
🎙 علیرضا محمدیان
✍ مریم حیدرزاده
کاش به حرمت دل های مسافر هرشب؛
روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود ..
🍏🍎🍃
❤1👌1
●
دنیا سرد است برادر، و همهی هیزمها برای گرمکردن آن کافی نیست. با وجود این تو هم؛
به قدر خودت آتشی روشن کن، شاید چندنفری را گرم کنی.
✍ #بهرام_بیضایی
📕 حقیقت و مرد دانا
🍏🍎🍃
دنیا سرد است برادر، و همهی هیزمها برای گرمکردن آن کافی نیست. با وجود این تو هم؛
به قدر خودت آتشی روشن کن، شاید چندنفری را گرم کنی.
✍ #بهرام_بیضایی
📕 حقیقت و مرد دانا
🍏🍎🍃
🙏1👌1
Ashegh Kosh
Saeid Hosseini
🎼❤️🎼
بر گُلشنی اگر بگذشتم چو بادِ صبح
نِی عشق سرو بود و نه شوقِ صنوبرم
بویِ تو میشنیدم و بر یادِ رویِ تو
دادند ساقیانِ طَرَب یک دو ساغرم_
#حافظ
🍏🍎🍃
بر گُلشنی اگر بگذشتم چو بادِ صبح
نِی عشق سرو بود و نه شوقِ صنوبرم
بویِ تو میشنیدم و بر یادِ رویِ تو
دادند ساقیانِ طَرَب یک دو ساغرم_
#حافظ
🍏🍎🍃
❤1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
هیچ قدرتی؛ توان شکست اندیشه ای را ندارد ؛ که زمان آزادی اش فرارسیده است.
هیچ قدرتی؛ توان شکست اندیشه ای را ندارد ؛ که زمان آزادی اش فرارسیده است.
👌2
●
- وقتی باران میبارد قلب آدمی غمگین میشود. از باران نباید رنجید، ارباب؛ آن بیچاره هم جان دارد.
در پای پرچینی خم شد و نخستین گلهای نرگس خودرو را که تازه شکفته بودند چید. مدتی مدید بیآنکه از تماشاي آنها سیر بشود به آنها نگریست، گفتی اولبار بود که گل میدید؛ سپس در حالی که چشمان خود را هم میگذاشت آنها را بو کرد، به من داد و گفت:
- کاش میشد فهمید، ارباب، که سنگها و گلها و باران چه میگویند! شاید که صدا میزنند، شاید که ما را صدا میزنند و ما نمیشنویم. پس گوش آدمها کی باز خواهد شد؟ کی چشمهای ما برای دیدن باز خواهد شد؟ کی بازوان خود را خواهیم گشود تا همه سنگها و گلها و باران و آدمیان را در آغوش بکشیم؟ عقیده تو چیست، ارباب، و کتابهای تو در این باب چه میگویند؟
✍#نیکوس_کازانتزاکیس
📕 زوربای یونانی
🍏🍎🍃
- وقتی باران میبارد قلب آدمی غمگین میشود. از باران نباید رنجید، ارباب؛ آن بیچاره هم جان دارد.
در پای پرچینی خم شد و نخستین گلهای نرگس خودرو را که تازه شکفته بودند چید. مدتی مدید بیآنکه از تماشاي آنها سیر بشود به آنها نگریست، گفتی اولبار بود که گل میدید؛ سپس در حالی که چشمان خود را هم میگذاشت آنها را بو کرد، به من داد و گفت:
- کاش میشد فهمید، ارباب، که سنگها و گلها و باران چه میگویند! شاید که صدا میزنند، شاید که ما را صدا میزنند و ما نمیشنویم. پس گوش آدمها کی باز خواهد شد؟ کی چشمهای ما برای دیدن باز خواهد شد؟ کی بازوان خود را خواهیم گشود تا همه سنگها و گلها و باران و آدمیان را در آغوش بکشیم؟ عقیده تو چیست، ارباب، و کتابهای تو در این باب چه میگویند؟
✍#نیکوس_کازانتزاکیس
📕 زوربای یونانی
🍏🍎🍃
👌2