معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


دل دیوانه
چه جائیست که باشد جایت

بر سر و چشمم اگر
جای کنی جاست ترا


#خواجوی_کرمانی
🍏🍎🍃
2
کانال مخفیگاه (گلهای جاویدان)
بنان و گلپایگانی
🎼❤️🎼

🎼 برنامه گلهای جاویدان شماره ۱۴۵ (نسخه کامل)
همراه با شرحی از زندگی شمس تبریزی

آواز: اساتید بنان و گلپایگانی
اشعار: سعدی ، همام تبریزی ، مولانا

این اثر در دستگاه موسیقی شور (آواز ابوعطا ، افشاری و دشتی) تنظیم شد و توسط اساتید و نوازندگان زیر به اجرا در آمد:
محمد شیرخدایی (قره‌نی) احمد عبادی (سه‌تار) حسین تهرانی (ضرب) مرتضی محجوبی (پیانو) حبیب‌الله بدیعی (ویولن) جلیل شهناز (تار) پرویز یاحقی (ویولن) رضا ورزنده (سنتور)

گوینده: روشنک و آذر پژوهش

🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1

 با نام‌ و یاد حضرت دوست
🗓 امروز پنج شنبه☀️🐓

☀️ ۱۸ دی                ۱۴۰۴
🌙 ۱۸رجب.             ۱۴۴۷
🌲 ۸ ژانویه            ۲۰۲۶
-------☃️-----🌧----🎄----☃️--
سال نو میلادی مبارک 🎄❤️
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا
‐------❄️--------🌨----❄️-----
با آرزوی فصلی اگر چه سرد ...
گرم به عشق و امید و شادی
---------🎄------
قدم های فردا در مسیری سبز
به امید شکفتن غنچه های امید
پایان هفته تان به مهر و آرامش
-------🎄----------
من برای زمستان دل ات؛
آتشِ افروخته یِ عشق را
آرزو می کنم ...
تا که در سراشیبی هایِ
پر پیچ و تاب زندگی ؛
دستت را، گرم بفشارد
و یاری ات کند
تا که گلبرگ هایِ
حضورت عاشقانه، بشکفند

#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
1
📆


روزی خورشید خواهد آمد
روزی برای من
خورشیدی خواهد درخشید
آنگاه
گل های زیبایی که خواهم داشت
بی‌شمار خواهند بود
آنگاه بار دیگر
رنگ دریا را بازخواهم دید
آنگاه با زمین
احوالپرسی خواهم کرد
روزی خورشید خواهد دمید
و این غم سر خواهد آمد
و روز خواهد شکفت
و من پشت گرم از خورشید
در راه زندگی
خواهم شتافت

#بیژن_جلالی
درودی به مهر صبحتان به خیر
🍏🍎🍃
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
امید، تنها چیز قدرتمندی است که می‌تواند دل‌های انسان را در تاریکی حفظ کند.

📕#برادران_کارامازوف
#داستایفسکی
👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


خورشید که بتابد
شمعدانی های پشت پنجره
به قدم های سبز
کوچه لبخند خواهند زد

گنجشک ها
با بال های آبی ِ پرواز
در قنوت باورِ عشق؛
خدای را... تسبیح می گویند

خورشید که بتابد؛
سنجاقک ها
در ضیافتِ نور
فصل های
رفته را... ورق می زنند

و چشم های خیس من؛
در آفتاب سبز نگاه تو ...

به شکرانه یِ
طلوع صبحی دیگر
به عشق ؛
سلامی دوباره خواهند داد...!

#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
با آرزوی تابش نور و روشنایی
🍏🍎🍃
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
Yar
Hossein Tavakoli
‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌🎼❤️🎼
🗣
#حسین_توکلی
نیمه ی جانِ منی یار یار
---------------------------
ای پیک پی خجسته
که داری نشان دوست
با ما مگو بجز سخن
دل نشان دوست

حال از دهان دوست
شنیدن چه خوش بود
یا از دهان آن که شنید
از دهان دوست ...

#سعدی
🍏🍎🍃
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1

ما امروز وارث مُرده‌ریگ پدرانمان هستیم و از خرمنِ غفلتِ آن خواب‌زدگان خوشه می‌چینیم.

گناهی که از دل و دست نسلی سرچشمه می‌گیرد چون جویباری در نسل بعد روان می‌شود و علف‌های هرزه‌ی بلایا را می‌رویانَد. البتّه این عدالت نیست که نسلی عصاره‌ی زهرآگینِ عمل نسلی دیگر را بنوشد، عدالت نیست امّا واقعیّت است.

📕 افسانه‌های تبای
✍🏼سوفوکلس
🙏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزلیات حافظ 322
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_322
📖 هر روز یک غزل از حافظ
------------------
خیالِ نقشِ تو در کارگاهِ دیده کشیدم
به صورتِ تو نگاری ندیدم و نشنیدم
اگرچه در طلبت هم عِنانِ باد شِمالم
به گَردِ سروِ خرامانِ قامتت نرسیدم
امید در شبِ زلفت به روزِ عمر نبستم
طمع به دورِ دهانت ز کامِ دل بِبُریدم
به شوق چشمهٔ نوشت چه قطره‌ها که فشاندم
ز لَعلِ باده‌فروشت چه عشوه‌ها که خریدم
ز غمزه بر دلِ ریشم چه تیرها که گشادی
ز غصه بر سرِ کویت چه بارها که کشیدم
ز کویِ یار بیار ای نسیمِ صبح غباری
که بویِ خونِ دلِ ریش از آن تراب شنیدم
گناهِ چشمِ سیاهِ تو بود و گردنِ دلخواه
که من چو آهویِ وحشی ز آدمی بِرَمیدم
چو غنچه بر سرم از کویِ او گذشت نسیمی
که پرده بر دلِ خونین به بویِ او بِدَریدَم
به خاکِ پایِ تو سوگند و نورِ دیدهٔ حافظ
که بی رخِ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم
🍏🍎🍃
 
1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1

کسی چه میداند من چقدر تلاش کرده‌ام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود؟ زیرا در میان ویرانی و رنج وظیفه‌ی انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد.


📕 #برادران_کارامازوف
#داستایفسکی
🍏🍎🍃
🙏1👌1

«یادت هست روی تپه‌ها چه چشم‌اندازی ما را در میان گرفته بود؟ در آنجا نه مرگ بود و نه زندگی. جاذبه‌یی عظیمتر و نیرومندتر از این هر دو ما را می‌کشید. ابدیت از ما دور نبود. آن لحظه که پرنده‌یی در شیب تپه صدایش را سرداد، لحظه‌یی بزرگ بود. آنجا من به معنی «ناب» پی بردم. چشم‌انداز ما علف ناب بود؛ مِهِ ناب؛ موسیقی ناب...»

[هنوز در سفرم، یادداشت‌های منتشرنشدهٔ سهراب‌ سپهری]
🍏🍎🍃
👌3
🕊
🕊1