○
در آغاز کلمه نبود، خیال بود. در ابتدای زمان، غارنشینی خسته از تلاش روزانه، عصرگاه روی چمنزار دراز کشید و همینطور که به آسمان نگاه میکرد، تصاویری دید؛ شعر متولد شد.
#بهمن_محصص
شرح تصویر:
نیلبکزن، برنز، به ارتفاع ۴ متر ~ ۱۳۵۱
کاری از #بهمن محصص،
در روزگاری که زینتبخش محوطهی تئاتر شهر بود.
🍏🍎🍃
در آغاز کلمه نبود، خیال بود. در ابتدای زمان، غارنشینی خسته از تلاش روزانه، عصرگاه روی چمنزار دراز کشید و همینطور که به آسمان نگاه میکرد، تصاویری دید؛ شعر متولد شد.
#بهمن_محصص
شرح تصویر:
نیلبکزن، برنز، به ارتفاع ۴ متر ~ ۱۳۵۱
کاری از #بهمن محصص،
در روزگاری که زینتبخش محوطهی تئاتر شهر بود.
🍏🍎🍃
👌1
-- درگذشته دی ماه ۱۳۳۸ تهران ) بنیانگذار شعرنو
علی اسفندیاری ( نیمایوشیج) که در دهکدهٔ یوش، بخش بلده از توابع شهرستان نور استان مازندران به دنیا آمد ملقب به پدر شعرنو است.
او با مجموعه تأثیرگذار افسانه، که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خودِ نیما بر هنر خویش نهاده بود.
تمام جریانهای اصلی شعر معاصر فارسی وامدار این انقلاب و تحولی هستند که نیما نوآور آن بود. بسیاری از شاعران و منتقدان معاصر، اشعار نیما را نمادین میدانند و او را هم پایهٔ شاعران سمبولیست بنام جهان میشمارند. وی همچنین اشعاری به زبان مازندرانی دارد که با نام «روجا» چاپ شدهاست. او با بهرهگیری از عناصر طبیعی با بیانی رمزگونه به ترسیم سیمای جامعه پرداخته است.
نیما تا دوازده سالگی در زادگاهش، در دل طبیعت زندگی کرد و بعد به همراه خانواده ساکن تهران شد و در مدرسه عالی سن لویی به تحصیل پرداخت. در مدرسه از بچهها کنارهگیری میکرد و بهگفته خودِ نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار میکردند و پس از مدتی با تشویق یکی از معلمهایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول شد و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد. نیما، شعر بلند افسانه را به نظام وفا، معلم قدیمیاش تقدیم کرده است.
علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضاء میکرد. در نخستین سالهای صدور شناسنامه نام وی نیما خانیوشیج ثبت شدهاست.
دوران نوجوانی و جوانی نیما مصادف بود با توفانهای سهمگین سیاسی ـ اجتماعی در ایران نظیر انقلاب مشروطه و جنبش جنگل و تأسیس جمهوری سرخ گیلان که روح حساس نیما نمیتوانست از این توفانهای اجتماعی بیتأثیر بمانَد. نیما از نظر سیاسی تفکر چپ گرایانه داشت و با نشریه ایران سرخ، یکی از نشریات حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) که برادرش لادبن سردبیر آن بود و در رشت چاپ و منتشر میشد همکاری قلمی داشت. ازجمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود.
نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ ازدواج کرد. همسر وی، عالیه جهانگیر، فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود. حاصل این ازدواج، که تا پایان عمر دوام یافت، فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در آمریکا زندگی میکند. شراگیم در سال ۱۳۲۱ بهدنیا آمد.
نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفتهنامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند. این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.
نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسههای مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت. انقلاب نیما با دو شعر «ققنوس» (بهمن ۱۳۱۶) و «غراب» (مهر ۱۳۱۷) آغاز شد و او این دو شعر را در مجلهٔ «موسیقی» که یک مجلهٔ دولتی بود، منتشر کرد. او در زندگی خود توانست معیارهای هزارساله شعر فارسی را که تغییر ناپذیر و مقدس و ابدی مینمود، با شعرهایش تحول بخشد.
این شاعر بزرگ، درحالیکه به علت سرمای شدید یوش، به ذاتالریه مبتلا شده بود، برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تأثیری نداشت و در ۶۲ سالگی درگذشت و در امامزاده عبداله تهران به خاک سپرده شد.
در سال ۱۳۷۲ بنا به وصیت وی پیکرش را به خانهاش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجتالزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفتهاست.
🍏🍎🍃
علی اسفندیاری ( نیمایوشیج) که در دهکدهٔ یوش، بخش بلده از توابع شهرستان نور استان مازندران به دنیا آمد ملقب به پدر شعرنو است.
او با مجموعه تأثیرگذار افسانه، که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خودِ نیما بر هنر خویش نهاده بود.
تمام جریانهای اصلی شعر معاصر فارسی وامدار این انقلاب و تحولی هستند که نیما نوآور آن بود. بسیاری از شاعران و منتقدان معاصر، اشعار نیما را نمادین میدانند و او را هم پایهٔ شاعران سمبولیست بنام جهان میشمارند. وی همچنین اشعاری به زبان مازندرانی دارد که با نام «روجا» چاپ شدهاست. او با بهرهگیری از عناصر طبیعی با بیانی رمزگونه به ترسیم سیمای جامعه پرداخته است.
نیما تا دوازده سالگی در زادگاهش، در دل طبیعت زندگی کرد و بعد به همراه خانواده ساکن تهران شد و در مدرسه عالی سن لویی به تحصیل پرداخت. در مدرسه از بچهها کنارهگیری میکرد و بهگفته خودِ نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار میکردند و پس از مدتی با تشویق یکی از معلمهایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول شد و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد. نیما، شعر بلند افسانه را به نظام وفا، معلم قدیمیاش تقدیم کرده است.
علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضاء میکرد. در نخستین سالهای صدور شناسنامه نام وی نیما خانیوشیج ثبت شدهاست.
دوران نوجوانی و جوانی نیما مصادف بود با توفانهای سهمگین سیاسی ـ اجتماعی در ایران نظیر انقلاب مشروطه و جنبش جنگل و تأسیس جمهوری سرخ گیلان که روح حساس نیما نمیتوانست از این توفانهای اجتماعی بیتأثیر بمانَد. نیما از نظر سیاسی تفکر چپ گرایانه داشت و با نشریه ایران سرخ، یکی از نشریات حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) که برادرش لادبن سردبیر آن بود و در رشت چاپ و منتشر میشد همکاری قلمی داشت. ازجمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود.
نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ ازدواج کرد. همسر وی، عالیه جهانگیر، فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود. حاصل این ازدواج، که تا پایان عمر دوام یافت، فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در آمریکا زندگی میکند. شراگیم در سال ۱۳۲۱ بهدنیا آمد.
نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفتهنامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند. این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.
نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسههای مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت. انقلاب نیما با دو شعر «ققنوس» (بهمن ۱۳۱۶) و «غراب» (مهر ۱۳۱۷) آغاز شد و او این دو شعر را در مجلهٔ «موسیقی» که یک مجلهٔ دولتی بود، منتشر کرد. او در زندگی خود توانست معیارهای هزارساله شعر فارسی را که تغییر ناپذیر و مقدس و ابدی مینمود، با شعرهایش تحول بخشد.
این شاعر بزرگ، درحالیکه به علت سرمای شدید یوش، به ذاتالریه مبتلا شده بود، برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تأثیری نداشت و در ۶۲ سالگی درگذشت و در امامزاده عبداله تهران به خاک سپرده شد.
در سال ۱۳۷۲ بنا به وصیت وی پیکرش را به خانهاش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجتالزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفتهاست.
🍏🍎🍃
🕊1
○
خانه نیما یوشیج در روستای یوش- شهرستان نور- استان مازندران
خانه ی نیما یوشیج در روستای یوش، یکی از بناهایی است که قدمت آن به زمان قاجار بر می گردد. این بنا به عنوان اثر ملی از طرف سازمان میراث فرهنگی ثبت شده است و از آن محافظت می شود. در حال حاضر بازدید از خانه ی نیما یوشیج برای عموم آزاد می باشد.
🍏🍎🍃
خانه نیما یوشیج در روستای یوش- شهرستان نور- استان مازندران
خانه ی نیما یوشیج در روستای یوش، یکی از بناهایی است که قدمت آن به زمان قاجار بر می گردد. این بنا به عنوان اثر ملی از طرف سازمان میراث فرهنگی ثبت شده است و از آن محافظت می شود. در حال حاضر بازدید از خانه ی نیما یوشیج برای عموم آزاد می باشد.
🍏🍎🍃
👌1
Spanish Eyes - Esperanza
@personalthings1
🎼❤️🎼
🎸#نئوفلامنکو
#esperanza
#neoflamenco
#guitar
---------------------
"به سمت پل میروم؛
اگر در مسیر حتی یک نفر
به من لبخند بزند
نخواهم پرید"
متن یک نامه خودکشی بجا مانده
از دهه 1970
🍏🍎🍃
🎸#نئوفلامنکو
#esperanza
#neoflamenco
#guitar
---------------------
"به سمت پل میروم؛
اگر در مسیر حتی یک نفر
به من لبخند بزند
نخواهم پرید"
متن یک نامه خودکشی بجا مانده
از دهه 1970
🍏🍎🍃
❤1
📕✨📕
دکتر وین دایر روانشناس ، فیلسوف و دانشمند آمریکایی از دل فقر و آوارگی ظهور کرد . کودکی اش را به دلیل از هم پاشیدگی خانواده اش در پرورشگاه گذراند ، اما به مدد درک و بینش فوق العاده ، قلمرو دنیای درون را درنوردید و توانایی ها باطنی انسان را کشف کرد . سپس آموخته ها و تجربیاتش را با دیگران قسمت کرد و تا به آنجا پیش رفت که تقدیر و ستایش بین المللی را برانگیخت . در سال 1987 به عنوان بهترین سخنران آمریکا شناخته شد و جایزه بزرگ و بین المللی چکش طلایی را به خود اختصاص داد .
کتاب های او در ردیف پرفروش ترین کتاب هاست.
🍏🍎🍃
دکتر وین دایر روانشناس ، فیلسوف و دانشمند آمریکایی از دل فقر و آوارگی ظهور کرد . کودکی اش را به دلیل از هم پاشیدگی خانواده اش در پرورشگاه گذراند ، اما به مدد درک و بینش فوق العاده ، قلمرو دنیای درون را درنوردید و توانایی ها باطنی انسان را کشف کرد . سپس آموخته ها و تجربیاتش را با دیگران قسمت کرد و تا به آنجا پیش رفت که تقدیر و ستایش بین المللی را برانگیخت . در سال 1987 به عنوان بهترین سخنران آمریکا شناخته شد و جایزه بزرگ و بین المللی چکش طلایی را به خود اختصاص داد .
کتاب های او در ردیف پرفروش ترین کتاب هاست.
🍏🍎🍃
💌
شب ۱۱ اردیبهشت ۱۳۰۵
به عالیه عزیزم💌
محبتِ من تو را جذب می کند. یقین بدار تمام قلب ها مثل قلب شاعر آفریده نشده است. ضعف و شدت در تمام اشیاء مشاهده می شود. پس هیچکس مثل من، تو را دوست نخواهد داشت.
عالیه!
میل داری امتحان کن. تاریخ و آثار شعرای بزرگ را بخوان. مسلم خواهد شد که قلب مبدأ همه چیز ها است و هیچکس مثل آن شعرا نتوانسته است حساسیت به خرج داده باشد. بعد از آن نظرت را رو به جمعیت پرتاب کن:
غالب اشخاص خوش لباس و خوش هیکل را خواهی دید که بد جنس، بی محبت و بی وفا هستند. پس به دستی دست بده که دستت را نگاه بدارد. بجایی پا بگذار که زیر پای تو نلغزد.
موج های دریا، که در وقت طلوع ماه و خورشید اینقدر قشنگ و برازنده است، کی توانسته است به آن اعتماد کند و روی آن بیفتد؟ ولی کوه محکم، اگرچه به ظاهر خشن است، تمام گل ها روی آن قرار گرفته اند.
. -بیا! بیا! روی قلب من قرار بگیر!
#نیما
نامه های نیما
صفحه ۱۳۴
شراگیم یوشیج، انتشارات نگاه
*عالیه جهانگیر؛ همسر نیما
#نیما #نیما_یوشیج
🍏🍎🍃
شب ۱۱ اردیبهشت ۱۳۰۵
به عالیه عزیزم💌
محبتِ من تو را جذب می کند. یقین بدار تمام قلب ها مثل قلب شاعر آفریده نشده است. ضعف و شدت در تمام اشیاء مشاهده می شود. پس هیچکس مثل من، تو را دوست نخواهد داشت.
عالیه!
میل داری امتحان کن. تاریخ و آثار شعرای بزرگ را بخوان. مسلم خواهد شد که قلب مبدأ همه چیز ها است و هیچکس مثل آن شعرا نتوانسته است حساسیت به خرج داده باشد. بعد از آن نظرت را رو به جمعیت پرتاب کن:
غالب اشخاص خوش لباس و خوش هیکل را خواهی دید که بد جنس، بی محبت و بی وفا هستند. پس به دستی دست بده که دستت را نگاه بدارد. بجایی پا بگذار که زیر پای تو نلغزد.
موج های دریا، که در وقت طلوع ماه و خورشید اینقدر قشنگ و برازنده است، کی توانسته است به آن اعتماد کند و روی آن بیفتد؟ ولی کوه محکم، اگرچه به ظاهر خشن است، تمام گل ها روی آن قرار گرفته اند.
. -بیا! بیا! روی قلب من قرار بگیر!
#نیما
نامه های نیما
صفحه ۱۳۴
شراگیم یوشیج، انتشارات نگاه
*عالیه جهانگیر؛ همسر نیما
#نیما #نیما_یوشیج
🍏🍎🍃
❤1