○
عمو زنجیر باف!
زنجیر من و بافتی...؟
بافتم ... بافتم ...
به دست و پای
آدمایِ خفته انداختم!
عمو زنجیر باف!
زنجیر من و بافتی؟...
بافتم ... بافتم ...
با اسب سرکش غرور
تا جاده های دور دور ...
تا چشمه هایِ آب شور
تا بیکرانه یِ عبور ،
تا فصلِ آبی ِ حضور
تاختم و تاختم...
پشت کوه انداختم!
عمو زنجیر باف!
زنجیر من و بافتی...؟
بافتم... بافتم ...
با دنیای پر از ریا ساختم!
تمام زخمه های
کودکانه را
به خونبهای
زخم های زندگی باختم!
عمو زنجیر باف!
زنجیر من و بافتی؟
بافتم... بافتم ...
با کوله باری از خیال
در آرزوهای محال
سوختم و ساختم
پشت کوه انداختم ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
عمو زنجیر باف!
زنجیر من و بافتی...؟
بافتم ... بافتم ...
به دست و پای
آدمایِ خفته انداختم!
عمو زنجیر باف!
زنجیر من و بافتی؟...
بافتم ... بافتم ...
با اسب سرکش غرور
تا جاده های دور دور ...
تا چشمه هایِ آب شور
تا بیکرانه یِ عبور ،
تا فصلِ آبی ِ حضور
تاختم و تاختم...
پشت کوه انداختم!
عمو زنجیر باف!
زنجیر من و بافتی...؟
بافتم... بافتم ...
با دنیای پر از ریا ساختم!
تمام زخمه های
کودکانه را
به خونبهای
زخم های زندگی باختم!
عمو زنجیر باف!
زنجیر من و بافتی؟
بافتم... بافتم ...
با کوله باری از خیال
در آرزوهای محال
سوختم و ساختم
پشت کوه انداختم ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبتان خوش و آرام دوستانم ⭐️
قدم های زندگی در مسیری پویا
سلامت، شادمان و در آرامش باشید
🍏🍎🍃
قدم های زندگی در مسیری پویا
سلامت، شادمان و در آرامش باشید
🍏🍎🍃
❤2
Korau Avcl
AskSana Benzer
🎼❤️🎼
روزها فکر من این است و همه ی شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
ای خوش ان روز که پرواز کنم تا بر دوست
به هوای سر کویش پر و بالی بزنم
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
روزها فکر من این است و همه ی شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
ای خوش ان روز که پرواز کنم تا بر دوست
به هوای سر کویش پر و بالی بزنم
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
❤1👏1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه. ☀️🐓
☀️ ۸ دی ۱۴۰۴
🌙 ۸ رجب. ۱۴۴۷
🌲 ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵
-------☃️-----🌧----🎄----☃️----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا
‐------❄️--------🌨----❄️-----
با آرزوی فصلی اگر چه سرد ...
گرم به عشق و امید و شادی
---------🎄------
قدم های فردا در مسیری سبز
----------------🎄----------
من برای زمستان دل ات؛
آتشِ افروخته یِ عشق را
آرزو می کنم ...
تا که در سراشیبی هایِ
پر پیچ و تاب زندگی ؛
دستت را، گرم بفشارد
و یاری ات کند
تا که گلبرگ هایِ
حضورت عاشقانه، بشکفند
#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه. ☀️🐓
☀️ ۸ دی ۱۴۰۴
🌙 ۸ رجب. ۱۴۴۷
🌲 ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵
-------☃️-----🌧----🎄----☃️----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا
‐------❄️--------🌨----❄️-----
با آرزوی فصلی اگر چه سرد ...
گرم به عشق و امید و شادی
---------🎄------
قدم های فردا در مسیری سبز
----------------🎄----------
من برای زمستان دل ات؛
آتشِ افروخته یِ عشق را
آرزو می کنم ...
تا که در سراشیبی هایِ
پر پیچ و تاب زندگی ؛
دستت را، گرم بفشارد
و یاری ات کند
تا که گلبرگ هایِ
حضورت عاشقانه، بشکفند
#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"قضیه شکل اول، شکل دوم"
پرسش از "درستی" است،
آنچه ماجرای فیلم را می سازد
سئوال: کار درست چیست؟
👇👇👇
پرسش از "درستی" است،
آنچه ماجرای فیلم را می سازد
سئوال: کار درست چیست؟
👇👇👇
👏1
🤞👏
فیلمی فراموششده و بینظیر از #کیارستمی: «قضیه شکل اول، شکل دوم»
پرسش از «درستی» است. چه چیز درست است و چه چیز نادرست. کارِ درست چیست؟ لو دادن دیگران یا رازداری؟ مقاومت در برابر زور یا تسلیم شدن؟ اولویت دادن به منفعت شخصی یا تن دادن به خواست جمعی؟ عباس کیارستمی در فیلمِ «قضیه شکل اول، شکل دوم» یک چالش فکری بزرگ را ایجاد میکند و سپس نخبگان آن زمان ایران را به پرسش میگیرد. غیرهمنتظرهترین افراد در این فیلم سخن گفتهاند:
• صادق خلخالی (حاکم شرع دادگاههای انقلاب اسلامی)
• ابراهیم یزدی (وزیر امور خارجه)
• نورالدین کیانوری (دبیر اول کمیته مرکزی حزب توده ایران)
• دکتر هدایتالله متین دفتری (بنیانگذار جبهه دموکراتیک ملی ایران)
• صادق قطبزاده (سرپرست رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران)
• عزتالله انتظامی (بازیگر تئاتر و سینما)
• مسعود کیمیایی (فیلمساز)
• نادر ابراهیمی (نویسنده و مدیر سازمان همگام با کودکان و نوجوانان)
• دکتر کمال خرازی (مدیر عامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)
• دکتر محمود عنایت (نویسنده و روزنامهنگار)
• دکتر غلامحسین شکوهی (وزیر آموزش و پرورش)
• احترام برومند (گوینده برنامه کودک تلویزیون)
• علی موسوی گرمارودی (شاعر و نویسنده)
• ژاله سرشار (مسوول امور آموزشی و تربیتی کانون اصلاح و تربیت)
• دکتر عبدالکریم لاهیجی (حقوقدان و نایب رئیس جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر)
• راب داوید شوفت (رهبر مذهبی کلیمیان ایران)
• اسقف آردوک مانوکیان (رهبر مذهبی ارامنه ایران)
کیارستمی وضعیتی فرضی را در نظر میگیرد: چند دانشآموز مورد «تنبیه جمعی» قرار گرفتهاند و حالا بین دو گزینۀ «مقاومت» و «افشای فرد خاطی» باید انتخاب کنند. کیارستمی به سراغ نخبگان سیاسی، ادبی، هنری، حقوقی، دینی، آموزشی، رسانهای و مدیریتیِ کشور میرود و با شرح دادن این وضعیتِ فرضی نظر آنها را جویا میشود. اینجاست که وقتی پاسخها را میشنویم، دو چیز به خصوص نمایان میشود:
1. مرز باریک «درستی» و «نادرستی».
2. «درهمتنیدگیِ» درستی و نادرستی.
برای اینکه به درک درستی از تاریخ و رخدادهای تاریخی برسیم، باید این دو مسئله را همواره پیش چشم داشته باشیم. درستی ناگهان نادرست میشود و نادرستی ناگهان درست. این نگرش ما را از «مطلقبینیِ ارزشی» نسبت به فاعل و امر تاریخی باز میدارد.
در بارۀ این فیلم میشود یک کتاب نوشت، در بارۀ حرفهای تک تک افراد آن میشود ساعتها حرف زد. از درازگویی میپرهیزم و فقط بسنده میکنم به اینکه دعوت میکنم حرفهای شخصیتهای این فیلم را در بافت تاریخی سال 1358 در نظر بگیرید. روحیۀ «مبارزهطلبی» حتا به شکل کورکورانۀ آن ستایش میشود. درک بیشتر این نخبگان از مبارزه، امری کاملاً «مستقیم و تکخطی» است. و از این بدتر، برای این نخبگان نفس «اعتراض» ارزش است. در یک کلام، «اقتدارستیزی، به هر شکل ممکن» باور مشترک بیشتر این نخبگان است، حتا اگر به شیوه و برای هدفی نابخردانه باشد. و فراموش نکنیم که این نخبگان جامعهاند که مسیر جامعه را تعیین میکنند...
این فیلم محصول سال 1358 است و در بحبوحۀ انقلاب ساخته شده است. این فیلم به دلیل بیحجاب بودن زنها، وجود برخی عناصر سیاسی نامطلوب و شائبۀ ایدههای شورشگرانه، خیلی زود ممنوع شد و رفته رفته به فراموشی سپرده شد. پیشنهاد میکنم این فیلم را که به همین پست پیوست کردهام ببینید تا بدانیم چرا کیارستمی بزرگ و بیهمتا بود.
پینوشت: همۀ فیلم یک طرف ....
نظر بعضی ها.. یک طرف .....
#مهدی_تدینی
#کیارستمی، #فیلم_سینمایی، #قطب_زاده، #خلخالی، #ابراهیم_یزدی، #کیانوری
🍏🍎🍃
نظر شما در باره درستی و نادرستی عمل و عکس العمل ها در این فیلم چیست؟
فیلمی فراموششده و بینظیر از #کیارستمی: «قضیه شکل اول، شکل دوم»
پرسش از «درستی» است. چه چیز درست است و چه چیز نادرست. کارِ درست چیست؟ لو دادن دیگران یا رازداری؟ مقاومت در برابر زور یا تسلیم شدن؟ اولویت دادن به منفعت شخصی یا تن دادن به خواست جمعی؟ عباس کیارستمی در فیلمِ «قضیه شکل اول، شکل دوم» یک چالش فکری بزرگ را ایجاد میکند و سپس نخبگان آن زمان ایران را به پرسش میگیرد. غیرهمنتظرهترین افراد در این فیلم سخن گفتهاند:
• صادق خلخالی (حاکم شرع دادگاههای انقلاب اسلامی)
• ابراهیم یزدی (وزیر امور خارجه)
• نورالدین کیانوری (دبیر اول کمیته مرکزی حزب توده ایران)
• دکتر هدایتالله متین دفتری (بنیانگذار جبهه دموکراتیک ملی ایران)
• صادق قطبزاده (سرپرست رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران)
• عزتالله انتظامی (بازیگر تئاتر و سینما)
• مسعود کیمیایی (فیلمساز)
• نادر ابراهیمی (نویسنده و مدیر سازمان همگام با کودکان و نوجوانان)
• دکتر کمال خرازی (مدیر عامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)
• دکتر محمود عنایت (نویسنده و روزنامهنگار)
• دکتر غلامحسین شکوهی (وزیر آموزش و پرورش)
• احترام برومند (گوینده برنامه کودک تلویزیون)
• علی موسوی گرمارودی (شاعر و نویسنده)
• ژاله سرشار (مسوول امور آموزشی و تربیتی کانون اصلاح و تربیت)
• دکتر عبدالکریم لاهیجی (حقوقدان و نایب رئیس جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر)
• راب داوید شوفت (رهبر مذهبی کلیمیان ایران)
• اسقف آردوک مانوکیان (رهبر مذهبی ارامنه ایران)
کیارستمی وضعیتی فرضی را در نظر میگیرد: چند دانشآموز مورد «تنبیه جمعی» قرار گرفتهاند و حالا بین دو گزینۀ «مقاومت» و «افشای فرد خاطی» باید انتخاب کنند. کیارستمی به سراغ نخبگان سیاسی، ادبی، هنری، حقوقی، دینی، آموزشی، رسانهای و مدیریتیِ کشور میرود و با شرح دادن این وضعیتِ فرضی نظر آنها را جویا میشود. اینجاست که وقتی پاسخها را میشنویم، دو چیز به خصوص نمایان میشود:
1. مرز باریک «درستی» و «نادرستی».
2. «درهمتنیدگیِ» درستی و نادرستی.
برای اینکه به درک درستی از تاریخ و رخدادهای تاریخی برسیم، باید این دو مسئله را همواره پیش چشم داشته باشیم. درستی ناگهان نادرست میشود و نادرستی ناگهان درست. این نگرش ما را از «مطلقبینیِ ارزشی» نسبت به فاعل و امر تاریخی باز میدارد.
در بارۀ این فیلم میشود یک کتاب نوشت، در بارۀ حرفهای تک تک افراد آن میشود ساعتها حرف زد. از درازگویی میپرهیزم و فقط بسنده میکنم به اینکه دعوت میکنم حرفهای شخصیتهای این فیلم را در بافت تاریخی سال 1358 در نظر بگیرید. روحیۀ «مبارزهطلبی» حتا به شکل کورکورانۀ آن ستایش میشود. درک بیشتر این نخبگان از مبارزه، امری کاملاً «مستقیم و تکخطی» است. و از این بدتر، برای این نخبگان نفس «اعتراض» ارزش است. در یک کلام، «اقتدارستیزی، به هر شکل ممکن» باور مشترک بیشتر این نخبگان است، حتا اگر به شیوه و برای هدفی نابخردانه باشد. و فراموش نکنیم که این نخبگان جامعهاند که مسیر جامعه را تعیین میکنند...
این فیلم محصول سال 1358 است و در بحبوحۀ انقلاب ساخته شده است. این فیلم به دلیل بیحجاب بودن زنها، وجود برخی عناصر سیاسی نامطلوب و شائبۀ ایدههای شورشگرانه، خیلی زود ممنوع شد و رفته رفته به فراموشی سپرده شد. پیشنهاد میکنم این فیلم را که به همین پست پیوست کردهام ببینید تا بدانیم چرا کیارستمی بزرگ و بیهمتا بود.
پینوشت: همۀ فیلم یک طرف ....
نظر بعضی ها.. یک طرف .....
#مهدی_تدینی
#کیارستمی، #فیلم_سینمایی، #قطب_زاده، #خلخالی، #ابراهیم_یزدی، #کیانوری
🍏🍎🍃
نظر شما در باره درستی و نادرستی عمل و عکس العمل ها در این فیلم چیست؟
👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
دی شیخ با چراغ
همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و
انسانم آرزوست
گفتیم یافت می نشود
جسته ایم ما
گفت آنک یافت نشود
آنم آرزوست
✍#مولانای_جان
🎤#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
دی شیخ با چراغ
همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و
انسانم آرزوست
گفتیم یافت می نشود
جسته ایم ما
گفت آنک یافت نشود
آنم آرزوست
✍#مولانای_جان
🎤#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
کاش بر ساحل
رودی خاموش
عطر مرموز گیاهی بودم
چو بر آنجا گذرت میافتاد
بسراپای تو لب میسودم
کاش چون
نای شبان میخواندم
بنوای دل دیوانهٔ تو
خفته بر هودج مواج نسیم
میگذشتم ز در خانهٔ تو
کاش چون پرتو خورشید بهار
سحر از پنجره میتابیدم
از پس پردهٔ لرزان حریر
رنگ چشمان ترا میدیدم
کاش در بزم فروزندهٔ تو
خندهٔ جام شرابی بودم
کاش در نیمه شبی درد آلود
سستی و مستی خوابی بودم
کاش چون آینه روشن میشد
دلم از نقش تو و خندهٔ تو
صبحگاهان به تنم میلغزید
گرمی دست نوازندهٔ
✍#فروغ_فرخزاد
زاد روز فروغ عزیز گرامی
🍏🍎🍃
کاش بر ساحل
رودی خاموش
عطر مرموز گیاهی بودم
چو بر آنجا گذرت میافتاد
بسراپای تو لب میسودم
کاش چون
نای شبان میخواندم
بنوای دل دیوانهٔ تو
خفته بر هودج مواج نسیم
میگذشتم ز در خانهٔ تو
کاش چون پرتو خورشید بهار
سحر از پنجره میتابیدم
از پس پردهٔ لرزان حریر
رنگ چشمان ترا میدیدم
کاش در بزم فروزندهٔ تو
خندهٔ جام شرابی بودم
کاش در نیمه شبی درد آلود
سستی و مستی خوابی بودم
کاش چون آینه روشن میشد
دلم از نقش تو و خندهٔ تو
صبحگاهان به تنم میلغزید
گرمی دست نوازندهٔ
✍#فروغ_فرخزاد
زاد روز فروغ عزیز گرامی
🍏🍎🍃
❤3🙏1
Gandomzar
Samir Zand
🎼❤️🎼
🗣#سمیر_زند
🎼#گندمزار
-------------------
وقتی خورشید
بر گیسوانِ نرمِ گندمزار
بوسه می زد
تو بر بال هایِ
سبزِ عشق؛
تا ابدیّتِ یک رویا
بال گشودی! _
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#سمیر_زند
🎼#گندمزار
-------------------
وقتی خورشید
بر گیسوانِ نرمِ گندمزار
بوسه می زد
تو بر بال هایِ
سبزِ عشق؛
تا ابدیّتِ یک رویا
بال گشودی! _
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1