○
#هوشنگ_سیحون
معمار و سازنده آرامگاه خیام
انتخاب شعر دیواره #جلال_الدین_همایی
ده پایه متقاطع/ اشاره به #هندسه
گل سنبله اشاره به #ریاضیات وستاره سقف اشاره به #نجوم تعبیه شده
🍏🍎🍃
#هوشنگ_سیحون
معمار و سازنده آرامگاه خیام
انتخاب شعر دیواره #جلال_الدین_همایی
ده پایه متقاطع/ اشاره به #هندسه
گل سنبله اشاره به #ریاضیات وستاره سقف اشاره به #نجوم تعبیه شده
🍏🍎🍃
👌2
●
عُمَر خَیّام نیشابوری (نام کامل: غیاثالدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خَیّام نیشابوری) (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ در نیشابور – درگذشتهٔ ۱۲ آذر ۵۱۷ در نیشابور) که خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النّیسابوری هم نامیده شدهاست، همهچیزدان، فیلسوف، ریاضیدان، ستارهشناس و رباعی سرای ایرانی در دورهٔ سلجوقی است.
گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی اوست و لقبش «حجّةالحق» بودهاست، ولی آوازهٔ وی بیشتر با انگیزه نگارش رباعیآتش است که شهرت جهانی دارد.
افزون بر آنکه رباعیات خیام را به بیشترِ زبانهای زنده برگردان نمودهاند، ادوارد فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی برگردانده است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب زمین شدهاست.
یکی از برجستهترین کارهای وی را میتوان سر و سامان دادن و سرپرستی محاسبات گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظامالملک، که در دورهٔ پادشاهی ملکشاه سلجوقی (۴۲۶–۴۹۰ هجری قمری) بود، دانست؛ محاسبات منسوب به خیام در این زمینه، هنوز معتبر است و دقتی به مراتب بالاتر از تقویم میلادی دارد.
وی در ریاضیات، نجوم، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجهسوم و مطالعاتش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضیدانی برجسته در تاریخ علم ثبت کردهاست. نوپیدا کردن نظریهای دربارهٔ نسبتهای همارز با نظریهٔ اقلیدس نیز از مهمترین کارهای اوست.
شماری از تذکرهنویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خواندهاند. صحت این فرضیه که خیام شاگرد ابن سینا بودهاست، بسیار دور از ذهن میداند، زیرا از دیدِ زمانی با هم دگرگونیِ زیادی داشتهاند. خیام در جایی ابن سینا را استاد خود میداند، ولی این استادی ابن سینا، سوی معنوی دارد.
عمر خیام در سدهٔ پنجم هجری قمری در نیشابور زاده شد. فقه را در میانسالی در محضر امام موفق نیشابوری آموخت؛ حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و ستارهشناسی را فرا گرفت. برخی نوشتهاند که او فلسفه را مستقیماً از زبان یونانی فرا گرفته بود.
در نزدیک سال ۴۴۹ (هجری قمری) زیر پوشش و سرپرستی ابوطاهر، قاضیالقضات سمرقند، کتابی دربارهٔ معادلههای درجهٔ سوم به زبان عربی نوشت تحت نام رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله و از آنجا که با خواجه نظامالملک طوسی رابطهای نیکو داشت، این کتاب را پس از نگارش به خواجه تقدیم کرد. پس از این دوران خیام به دعوت پادشاه جلالالدین ملکشاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک به اصفهان میرود تا سرپرستی رصدخانهٔ اصفهان را بهعهده گیرد.
او هجده سال در آنجا مقیم میشود. به مدیریت او زیج ملکشاهی آماده میشود و در همین سالها (نزدیک ۴۵۸) طرح سر و سامان دادن گاه شمار را تنظیم میکند. خیام گاهشمار جلالی یا تقویم جلالی را دستهبندی کرد که به نام جلالالدین ملکشاه شهره است، ولی پس از مرگ ملکشاه این گاهشماری کاربستی نیافت. در این دوران خیام به عنوان ستارهشناس در دربار خدمت میکرد هرچند به ستارهشناسی باوری نداشت.
در همین سالها (۴۵۶) خیام مهمترین و تأثیرگذارترین اثر ریاضی خود را با نام رساله فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس را مینویسد و در آن خطوط موازی و نظریهٔ نسبتها را شرح میدهد. همچنین گفته میشود که خیام هنگامی که سلطان سنجر، پسر ملکشاه در کودکی به آبله گرفتار بوده وی را درمان نمودهاست.
پس از درگذشت ملکشاه و کشته شدن نظامالملک، خیام مورد بیمهری قرار گرفت و کمک مالی به رصدخانه (زیج) قطع شد بعد از سال ۴۷۹ خیام اصفهان را به قصد اقامت در مرو که به عنوان پایتخت جدید سلجوقیان انتخاب شده بود، ترک کرد. احتمالاً رسالههای میزان الحکم و قسطاس المستقیم را در آنجا نوشت. رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) نیز احتمالاً در همین سالها نوشته شدهاست.غلامحسین مراقبی گفتهاست که خیام در زندگی زن نگرفت و همسر برنگزید.
مرگ خیام را میان سالهای ۵۱۷–۵۲۰ هجری قمری میدانند که در نیشابور رخ داد. گروهی از تذکرهنویسان نیز مرگ او را سال ۵۱۶ نوشتهاند، ولی پس از بررسیهای لازم مشخص گردیده که تاریخ مرگ وی سال ۵۱۷ هجری قمری بوده است. آرامگاه وی هم اکنون در شهر نیشابور قرار دارد.
🍏🍎🍃
عُمَر خَیّام نیشابوری (نام کامل: غیاثالدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خَیّام نیشابوری) (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ در نیشابور – درگذشتهٔ ۱۲ آذر ۵۱۷ در نیشابور) که خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النّیسابوری هم نامیده شدهاست، همهچیزدان، فیلسوف، ریاضیدان، ستارهشناس و رباعی سرای ایرانی در دورهٔ سلجوقی است.
گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی اوست و لقبش «حجّةالحق» بودهاست، ولی آوازهٔ وی بیشتر با انگیزه نگارش رباعیآتش است که شهرت جهانی دارد.
افزون بر آنکه رباعیات خیام را به بیشترِ زبانهای زنده برگردان نمودهاند، ادوارد فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی برگردانده است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب زمین شدهاست.
یکی از برجستهترین کارهای وی را میتوان سر و سامان دادن و سرپرستی محاسبات گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظامالملک، که در دورهٔ پادشاهی ملکشاه سلجوقی (۴۲۶–۴۹۰ هجری قمری) بود، دانست؛ محاسبات منسوب به خیام در این زمینه، هنوز معتبر است و دقتی به مراتب بالاتر از تقویم میلادی دارد.
وی در ریاضیات، نجوم، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجهسوم و مطالعاتش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضیدانی برجسته در تاریخ علم ثبت کردهاست. نوپیدا کردن نظریهای دربارهٔ نسبتهای همارز با نظریهٔ اقلیدس نیز از مهمترین کارهای اوست.
شماری از تذکرهنویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خواندهاند. صحت این فرضیه که خیام شاگرد ابن سینا بودهاست، بسیار دور از ذهن میداند، زیرا از دیدِ زمانی با هم دگرگونیِ زیادی داشتهاند. خیام در جایی ابن سینا را استاد خود میداند، ولی این استادی ابن سینا، سوی معنوی دارد.
عمر خیام در سدهٔ پنجم هجری قمری در نیشابور زاده شد. فقه را در میانسالی در محضر امام موفق نیشابوری آموخت؛ حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و ستارهشناسی را فرا گرفت. برخی نوشتهاند که او فلسفه را مستقیماً از زبان یونانی فرا گرفته بود.
در نزدیک سال ۴۴۹ (هجری قمری) زیر پوشش و سرپرستی ابوطاهر، قاضیالقضات سمرقند، کتابی دربارهٔ معادلههای درجهٔ سوم به زبان عربی نوشت تحت نام رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله و از آنجا که با خواجه نظامالملک طوسی رابطهای نیکو داشت، این کتاب را پس از نگارش به خواجه تقدیم کرد. پس از این دوران خیام به دعوت پادشاه جلالالدین ملکشاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک به اصفهان میرود تا سرپرستی رصدخانهٔ اصفهان را بهعهده گیرد.
او هجده سال در آنجا مقیم میشود. به مدیریت او زیج ملکشاهی آماده میشود و در همین سالها (نزدیک ۴۵۸) طرح سر و سامان دادن گاه شمار را تنظیم میکند. خیام گاهشمار جلالی یا تقویم جلالی را دستهبندی کرد که به نام جلالالدین ملکشاه شهره است، ولی پس از مرگ ملکشاه این گاهشماری کاربستی نیافت. در این دوران خیام به عنوان ستارهشناس در دربار خدمت میکرد هرچند به ستارهشناسی باوری نداشت.
در همین سالها (۴۵۶) خیام مهمترین و تأثیرگذارترین اثر ریاضی خود را با نام رساله فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس را مینویسد و در آن خطوط موازی و نظریهٔ نسبتها را شرح میدهد. همچنین گفته میشود که خیام هنگامی که سلطان سنجر، پسر ملکشاه در کودکی به آبله گرفتار بوده وی را درمان نمودهاست.
پس از درگذشت ملکشاه و کشته شدن نظامالملک، خیام مورد بیمهری قرار گرفت و کمک مالی به رصدخانه (زیج) قطع شد بعد از سال ۴۷۹ خیام اصفهان را به قصد اقامت در مرو که به عنوان پایتخت جدید سلجوقیان انتخاب شده بود، ترک کرد. احتمالاً رسالههای میزان الحکم و قسطاس المستقیم را در آنجا نوشت. رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) نیز احتمالاً در همین سالها نوشته شدهاست.غلامحسین مراقبی گفتهاست که خیام در زندگی زن نگرفت و همسر برنگزید.
مرگ خیام را میان سالهای ۵۱۷–۵۲۰ هجری قمری میدانند که در نیشابور رخ داد. گروهی از تذکرهنویسان نیز مرگ او را سال ۵۱۶ نوشتهاند، ولی پس از بررسیهای لازم مشخص گردیده که تاریخ مرگ وی سال ۵۱۷ هجری قمری بوده است. آرامگاه وی هم اکنون در شهر نیشابور قرار دارد.
🍏🍎🍃
👌1🕊1
رباعیات خیام
@audiobo0ok
📕✨📕
🎙 فایل صوتی کامل
📕 #رباعیات_خیام
✍ #حکیم_عمر_خیام
چون نیست ز هرچه هست
جز باد به دست
چون هست به هرچه هست
نقصان و شکست
انگار که هرچه هست
در عالم نیست
پندار که هرچه نیست
در عالم هست
🍏🍎🍃
🎙 فایل صوتی کامل
📕 #رباعیات_خیام
✍ #حکیم_عمر_خیام
چون نیست ز هرچه هست
جز باد به دست
چون هست به هرچه هست
نقصان و شکست
انگار که هرچه هست
در عالم نیست
پندار که هرچه نیست
در عالم هست
🍏🍎🍃
👏1🕊1
📕
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند.
----------------
به همون اندازه که ترس را در درون خود راه دهی، به همون اندازه از زندگی محروم خواهی شد
🍏🍎🍃
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند.
----------------
به همون اندازه که ترس را در درون خود راه دهی، به همون اندازه از زندگی محروم خواهی شد
🍏🍎🍃
👌2
Audio
📕✨📕
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
فصل 4/ بخش 4
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
فصل 4/ بخش 4
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
👌2
●
که ما همچنان
مینویسیم
که ما همچنان
در اینجا ماندهایم
مثل درخت که مانده است
مثل گرسنگی
که اینجا مانده است
مثل سنگها که ماندهاند
مثل درد که مانده است
مثل زخم
مثل شعر
مثل دوست داشتن
مثل پرنده
مثل فکر
مثل آرزوی آزادی
و مثل هر چیز که از ما نشانهای دارد.
سالروز درگذشت مانا یاد#محمد _مختاری گرامی یادش سبز🕊
🍏🍎🍃
که ما همچنان
مینویسیم
که ما همچنان
در اینجا ماندهایم
مثل درخت که مانده است
مثل گرسنگی
که اینجا مانده است
مثل سنگها که ماندهاند
مثل درد که مانده است
مثل زخم
مثل شعر
مثل دوست داشتن
مثل پرنده
مثل فکر
مثل آرزوی آزادی
و مثل هر چیز که از ما نشانهای دارد.
سالروز درگذشت مانا یاد#محمد _مختاری گرامی یادش سبز🕊
🍏🍎🍃
🕊2
●
آدم عادی یا عامی نه فایده ای در شعر می بیند ، و نه شانی برای آن می شناسد. برای او چه فرق می کند که امروز به شیوه ی رودکی شعر سروده شود یا به گونه ی نیمایی ؟ یا شعر از هویت نیمایی و شاملویی نیز فراتر رود ؟
اصلا برای او چه فرق می کند که شعر و شاعری هم وجود داشته باشد ، یا وجود نداشته باشد ؟
البته برای آدم عادی و یا عامی ، بودن و نبودن خیلی چیزها فرق نمی کند .
مثلا برای او چه فرق می کند که زمین در حرکت باشد یا خورشید ؟ حال آنکه اگر حرکت زمین کشف نمی شد ، او نیز همچون امروز، نمی زیست .زمانی که انسان نمی دانست زمین حرکت می کند ، البته باز هم زمین حرکت می کرد . تا هنگامی هم که آدم های عادی و عامی ، به شان و حضور و کارایی شعر پی نبرده باشند ، باز شعر خواهد بود . کیفیت و ارزش و نوع و شیوه اش را هم با گرایش و گردش جان های شاعر و مشتاق شعر، هماهنگ و تنظیم می کند . هر گونه تحولش را هم به محک همین جان ها می سنجد، و در گرو حیثیت و هویت آنها می یابد ، که خود بر آمد چیست و هویت فرهنگی جامعه است .
آدم عادی ارزش ها را کشف یا تعیین نمی کند . اما از کشف و استقرار ارزش ها بهره می برد. فایده ی درک حرکت زمین در تبعات و آثار وصف ناپذیر فیزیک به او می رسد ؛ یا از هزاران ابزار آسایش بخش و آسان کننده و گسترش دهنده و پاس دارنده ی حیات نصیبش می شود . تبعات و آثار حضور و ارزش و تحول شعر نیز در فرهنگ معاصر ، و در فاصله گیری دم افزون آدمی از آوای وحش تجلی یافته است و می یابد .
شعر به اعتباری زبان پالودگی جان آدمی در کشاکش تاریخ فرهنگی اوست . به همین سبب نیز غنای فرهنگ یک ملت را نمی توان جدا از ذهنیت غنایی شاعران آن ملت تعیین کرد . شعر به شان و حیثیت آدم های عادی نیز واقف است . زندگی و هویت آنان را نیز به حال خود وا نمی گذارد ، و بر آن تاثیر می نهد . بی آنکه خود آنها بر این تاثیر واقف باشند ، یا به چنین حیثیت و هویتی بیندیشند .
اگر شعر نبود همین آدم عادی نیز به کیفیت فرهنگی و حیثیت انسانی امروزش نمی بود . اگر شاعران جهان نمی بودند ، معلوم نبود معرفت بشری بر چه پایه و مایه ای استوار بود . اما هر چه بود ، به یقین به کیفیت و حیثیت امروز نبود ..
✍#محمد_مختاری/ یادش سبز
(۱ اردیبهشت ۱۳۲۱ مشهد - ۱۲ آذر ۱۳۷۷ کرج)شاعر، نویسنده، مترجم
نظریه پرداز، منتقد ادبی
🍏🍎🍃
آدم عادی یا عامی نه فایده ای در شعر می بیند ، و نه شانی برای آن می شناسد. برای او چه فرق می کند که امروز به شیوه ی رودکی شعر سروده شود یا به گونه ی نیمایی ؟ یا شعر از هویت نیمایی و شاملویی نیز فراتر رود ؟
اصلا برای او چه فرق می کند که شعر و شاعری هم وجود داشته باشد ، یا وجود نداشته باشد ؟
البته برای آدم عادی و یا عامی ، بودن و نبودن خیلی چیزها فرق نمی کند .
مثلا برای او چه فرق می کند که زمین در حرکت باشد یا خورشید ؟ حال آنکه اگر حرکت زمین کشف نمی شد ، او نیز همچون امروز، نمی زیست .زمانی که انسان نمی دانست زمین حرکت می کند ، البته باز هم زمین حرکت می کرد . تا هنگامی هم که آدم های عادی و عامی ، به شان و حضور و کارایی شعر پی نبرده باشند ، باز شعر خواهد بود . کیفیت و ارزش و نوع و شیوه اش را هم با گرایش و گردش جان های شاعر و مشتاق شعر، هماهنگ و تنظیم می کند . هر گونه تحولش را هم به محک همین جان ها می سنجد، و در گرو حیثیت و هویت آنها می یابد ، که خود بر آمد چیست و هویت فرهنگی جامعه است .
آدم عادی ارزش ها را کشف یا تعیین نمی کند . اما از کشف و استقرار ارزش ها بهره می برد. فایده ی درک حرکت زمین در تبعات و آثار وصف ناپذیر فیزیک به او می رسد ؛ یا از هزاران ابزار آسایش بخش و آسان کننده و گسترش دهنده و پاس دارنده ی حیات نصیبش می شود . تبعات و آثار حضور و ارزش و تحول شعر نیز در فرهنگ معاصر ، و در فاصله گیری دم افزون آدمی از آوای وحش تجلی یافته است و می یابد .
شعر به اعتباری زبان پالودگی جان آدمی در کشاکش تاریخ فرهنگی اوست . به همین سبب نیز غنای فرهنگ یک ملت را نمی توان جدا از ذهنیت غنایی شاعران آن ملت تعیین کرد . شعر به شان و حیثیت آدم های عادی نیز واقف است . زندگی و هویت آنان را نیز به حال خود وا نمی گذارد ، و بر آن تاثیر می نهد . بی آنکه خود آنها بر این تاثیر واقف باشند ، یا به چنین حیثیت و هویتی بیندیشند .
اگر شعر نبود همین آدم عادی نیز به کیفیت فرهنگی و حیثیت انسانی امروزش نمی بود . اگر شاعران جهان نمی بودند ، معلوم نبود معرفت بشری بر چه پایه و مایه ای استوار بود . اما هر چه بود ، به یقین به کیفیت و حیثیت امروز نبود ..
✍#محمد_مختاری/ یادش سبز
(۱ اردیبهشت ۱۳۲۱ مشهد - ۱۲ آذر ۱۳۷۷ کرج)شاعر، نویسنده، مترجم
نظریه پرداز، منتقد ادبی
🍏🍎🍃
🙏1👌1
پاییز
کورش یغمایی
🎼❤️🎼
سردم است!
دست هایم را بگیر
روح عریان ام را...
با تن پوش گرمی از عشق بپوشان...
من از پیله ی هزار
شب بی فصل رهیده ام
مرا تا هماغوشی ی
شعله و شمع ببر
بال های شاپرک زخمی ست؛
مگذار قامت عشق خمیده شود
در بهت بال های شکسته ی پرواز
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
سردم است!
دست هایم را بگیر
روح عریان ام را...
با تن پوش گرمی از عشق بپوشان...
من از پیله ی هزار
شب بی فصل رهیده ام
مرا تا هماغوشی ی
شعله و شمع ببر
بال های شاپرک زخمی ست؛
مگذار قامت عشق خمیده شود
در بهت بال های شکسته ی پرواز
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
کلاغ پر
گنجشک پر
درخت پیر جنگل
بهار آرزو پر ...
بادبادکای کاغذی
اشکای شوق کودکی
رو بوم خونه ها پر ...
روزهای خوب و شاد پر
صداقت و وفای برگ و باد پر
نجابت نگاه شاپرک پر
پاکی یِ کوله بارِ قاصدک پر
اندیشه و خرد پر
آزادی و هنر پر
اشک قلم، مصحفِ بیقرار پر
خون دل هزار هزار کتاب پر
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
کلاغ پر
گنجشک پر
درخت پیر جنگل
بهار آرزو پر ...
بادبادکای کاغذی
اشکای شوق کودکی
رو بوم خونه ها پر ...
روزهای خوب و شاد پر
صداقت و وفای برگ و باد پر
نجابت نگاه شاپرک پر
پاکی یِ کوله بارِ قاصدک پر
اندیشه و خرد پر
آزادی و هنر پر
اشک قلم، مصحفِ بیقرار پر
خون دل هزار هزار کتاب پر
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👏1👌1
●
شب؛
روح عریان فاصله هاست!
وقتی که ماه؛
در بهت شکسته ی
آینه گم شده است؛
و مرغ شب؛
مرثیه خوان عشق های
گم شده در باد است ...
وقتی که آغوش؛
بستر خالی یِ خاطره هاست!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
شب؛
روح عریان فاصله هاست!
وقتی که ماه؛
در بهت شکسته ی
آینه گم شده است؛
و مرغ شب؛
مرثیه خوان عشق های
گم شده در باد است ...
وقتی که آغوش؛
بستر خالی یِ خاطره هاست!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
Doret Begardam
Hojat Ashrafzadeh
🎼❤️🎼
🎧#حجت_اشرف_زاده🎂
-------------------------
دردے ڪ
درمانش تو باشے
دوسٺــــــــــــ دارم
بغضے ڪ بارانش تو باشــے
دوستــــــــــــ دارم
دیــــوانه ام من
گرچه پایان منــے تو
هرچه ڪ پایانش تو باشــے
دوستــــــــــــ دارم .....
🍏🍎🍃
🎧#حجت_اشرف_زاده🎂
-------------------------
دردے ڪ
درمانش تو باشے
دوسٺــــــــــــ دارم
بغضے ڪ بارانش تو باشــے
دوستــــــــــــ دارم
دیــــوانه ام من
گرچه پایان منــے تو
هرچه ڪ پایانش تو باشــے
دوستــــــــــــ دارم .....
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز پنج شنبه☀️🐓
☀️ ۱۳ آذر ۱۴۰۴
🌙 ۱۳جمادی الثانی ۱۴۴۷
🌲 ۴ دسامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----💛-----☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی،
لبخند و امید 🍂
------------🌧------------
نگاه سبز آفرینش بدرقه ی
گام به گام حضورتان
------🌧-----🌧-----
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
قدم های زندگی در مسیری سبز
پایان هفته خوشی داشته باشید
-----------------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز پنج شنبه☀️🐓
☀️ ۱۳ آذر ۱۴۰۴
🌙 ۱۳جمادی الثانی ۱۴۴۷
🌲 ۴ دسامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----💛-----☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی،
لبخند و امید 🍂
------------🌧------------
نگاه سبز آفرینش بدرقه ی
گام به گام حضورتان
------🌧-----🌧-----
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
قدم های زندگی در مسیری سبز
پایان هفته خوشی داشته باشید
-----------------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1