📕
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند.
----------------
کسی که دنبالِ دو تا خرگوش بدود، به هیچ کدام نمیرسد.
🍏🍎🍃
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند.
----------------
کسی که دنبالِ دو تا خرگوش بدود، به هیچ کدام نمیرسد.
🍏🍎🍃
👌2
Audio
📕✨📕
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
بخش/چهارم
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
بخش/چهارم
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
👌2
○
زاد روز#بیژن_نجدی شاعر و
داستان نویس گرامی
(۲۴ آبان ۱۳۲۰ ـ ۴ شهریور ۱۳۷۶)
مؤلفِ کتابهای:
«دوباره از همان خیابانها»، «خواهران این تابستان»، «واقعیت رؤیای من است» و مجموعه داستانِ ماندگارِ «یوزپلنگانی که با من دویدهاند.
آفتاب را دوست دارم؛
بهخاطر پیراهنت روی طناب رخت،
باران را
اگر می بارد بر چتر آبی تو،
و چون تو نماز خواندهای، خداپرست شدهام...
🍏🍎🍃
زاد روز#بیژن_نجدی شاعر و
داستان نویس گرامی
(۲۴ آبان ۱۳۲۰ ـ ۴ شهریور ۱۳۷۶)
مؤلفِ کتابهای:
«دوباره از همان خیابانها»، «خواهران این تابستان»، «واقعیت رؤیای من است» و مجموعه داستانِ ماندگارِ «یوزپلنگانی که با من دویدهاند.
آفتاب را دوست دارم؛
بهخاطر پیراهنت روی طناب رخت،
باران را
اگر می بارد بر چتر آبی تو،
و چون تو نماز خواندهای، خداپرست شدهام...
🍏🍎🍃
❤2👌1
📚
هفت دلیل «یوسا» برای کتابخوانی
«ماریو بارگاس یوسا» برنده نوبل ادبیات ۲۰۱۰ و از مشهورترین نویسندگان آمریکای لاتین، در سخنرانی اخیر خود هفت دلیل برای لزوم مطالعه کتاب و داستان ارائه داده است.
به گزارش ایسنا به نقل از «اینکوایرر» نوشت: «یوسا» نویسنده کتابهایی چون «سور بز» و «گفتوگو در کاتدرال» کتاب خواندن را فرآیندی جادویی میداند که به او اجازه میدهد چندین بار زندگی کند.
او در اینباره گفته است: احساسات و درک من از زندگی و مردُم، این تصور را برایم به وجود آورده که زندگی فقط این زندگی محدود با دیگر انسانها نیست، بلکه زندگی دیگری هم هست که توسط نویسندگان بزرگ خلق شده است.
او در سخنرانی اخیر خود در دانشگاه «د لا سالی» فیلیپین که به او مدرک دکترای افتخاری اعطا کرد، هفت دلیل زیر را برای کتابخوانی ارائه کرد:
۱. کتابهای خوب، بلندپروازی انسان را تحریک میکنند. یادگیری سواد خواندن مهمترین اتفاق زندگی من بود و حرفه داستانگویی من هم زاده همین مهارت است. هیچ دلیل مشهودی برای به سرانجان رساندن یک رمان خوب وجود ندارد، اما ادبیات همیشه تاثیر خودش را روی خواننده میگذارد؛ این شاید به شکل یک حس رضایتمندی باشد و یا تغییر به سمت خوبیها. هر حسی که باشد، زندگی آدمها با مطالعه کتاب غنی میشود.
۲. ما با خواندن کتابهای خوب، در پنهانیترین وجوه شخصیت انسانیمان به حس نزدیکی با یک فرهنگ میرسیم. خواندن، همانطور که غرایز، شور و احساسات، رفتارهایمان را تعریف میکنند، مطالعه روانشناسی ما را غنا میبخشد.
۳. ادبیات بهترین سلاح در مقابل تعصب است. به نظر من کتابهای خوب، بهترین دفاع در برابر عقاید تحریفشده مردمِ زبانها، باورها و رسوم مختلف است. با وجود تمام این تفاوتها، آنچه مشترکا بین همه زنان و مردان با پیشینه مختلف حکم میراند، از همه چیز مهمتر است؛ چون همه ما انسانیم و همه ما از سوی مشکلات و موانع مشابه به چالش کشیده میشویم؛ مشکلاتی که باید برای زنده ماندن و زندگی کردن بر آنها غلبه کنیم.
۴. ادبیات دشمن طبیعی همه دیکتاتوریهاست. ادبیات نارضایتی را در جهان رشد میدهد و خواندن حس امید و آرزوی داشتن جامعهای بهتر را در درون شهروندان به وجود میآورد؛ جایی که مردم بتوانند رویاهای خود را آزادانه دنبال کنند. وقتی یک نفر مطالعه میکند، رویکردی انتقادی پیدا میکند تا واقعیت را به دنیای کتابها نزدیک کند. ادبیات میل درونی برای تغییر دادن و ایستادن مقابل سلطه را که از گهواره تا گور سعی در کنترل ما دارد، بیدار میکند.
کتاب خوب خواندن راهی برای مجهز شدن در بحبوحه اعتقادات و روبهرو شدن با هرچه نادرستی در جهانی است که در آن زندگی میکنیم. راهی که از آن طریق بتوانیم در جهت تغییر جهان بکوشیم و آن را به دنیای تخیلاتی که با وجود کاستیها و محدودیتهایمان خلق کردهایم، نزدیک کنیم.
۵. مطالعه بهترین نوع سرگرمی است. حتی وقتی کلمات با هم ترکیب میشوند، رنگ و بویی جادویی به خود میگیرند و دریچهای میشوند برای زندگی کردن تجربیات دیگر...
۶. خواندن شالوده تربیت کردن انسانهای آزاد است. در جوامع آزاد، مفهومی وجود دارد مبنی بر این که مطالعه یک سرگرمی و لذت است که میشود آن را از تجربه کلی زندگی افراد حذف کرد. به نظر من این اشتباه بزرگی است؛ نبود آزادی در ابعاد مادی، روحی و فرهنگی، زندگی افراد و کل جامعه را از هم میپاشاند. من فکر میکنم کتابهای خوب امید به تغییر زندگی و این را که جوامع روزی به تمام این محدودیتها غلبه میکنند و جوامعی عادلانهتر به وجود میآیند، ارتقا میبخشد. جوامعی به وجود میآیند که به دنیاهای تخیلی ما نزدیکتر هستند. اشیاء واقعی از درون کتابهای خوب سربرمیآورند و رنگ و بوی واقعیت به خود میگیرند.
۷. مطالعه کتابهای خوب آدمهای بهتری از ما میسازد. ما باید فرزندانمان را قانع کنیم که خواندن مسلما لذتی خارقالعاده است اما در عین حال بهترین راه برای بهتر شدن. مطالعه راهی است برای آمادگی بیشتر در مواجهه با چالشهایی که در تمام طول عمر ما حضور دارند.
«ماریو بارگاس یوسا» متولد ۱۹۳۶، از مطرحترین چهرههای ادبیات آمریکای لاتین بهشمار میرود. او در پنج دهه گذشته، آثاری مانند «سور بز»، «خانه سبز»، «گفتوگو در کاتدرال» و «شهر سگها» را خلق کرده است.
🍏🍎🍃
هفت دلیل «یوسا» برای کتابخوانی
«ماریو بارگاس یوسا» برنده نوبل ادبیات ۲۰۱۰ و از مشهورترین نویسندگان آمریکای لاتین، در سخنرانی اخیر خود هفت دلیل برای لزوم مطالعه کتاب و داستان ارائه داده است.
به گزارش ایسنا به نقل از «اینکوایرر» نوشت: «یوسا» نویسنده کتابهایی چون «سور بز» و «گفتوگو در کاتدرال» کتاب خواندن را فرآیندی جادویی میداند که به او اجازه میدهد چندین بار زندگی کند.
او در اینباره گفته است: احساسات و درک من از زندگی و مردُم، این تصور را برایم به وجود آورده که زندگی فقط این زندگی محدود با دیگر انسانها نیست، بلکه زندگی دیگری هم هست که توسط نویسندگان بزرگ خلق شده است.
او در سخنرانی اخیر خود در دانشگاه «د لا سالی» فیلیپین که به او مدرک دکترای افتخاری اعطا کرد، هفت دلیل زیر را برای کتابخوانی ارائه کرد:
۱. کتابهای خوب، بلندپروازی انسان را تحریک میکنند. یادگیری سواد خواندن مهمترین اتفاق زندگی من بود و حرفه داستانگویی من هم زاده همین مهارت است. هیچ دلیل مشهودی برای به سرانجان رساندن یک رمان خوب وجود ندارد، اما ادبیات همیشه تاثیر خودش را روی خواننده میگذارد؛ این شاید به شکل یک حس رضایتمندی باشد و یا تغییر به سمت خوبیها. هر حسی که باشد، زندگی آدمها با مطالعه کتاب غنی میشود.
۲. ما با خواندن کتابهای خوب، در پنهانیترین وجوه شخصیت انسانیمان به حس نزدیکی با یک فرهنگ میرسیم. خواندن، همانطور که غرایز، شور و احساسات، رفتارهایمان را تعریف میکنند، مطالعه روانشناسی ما را غنا میبخشد.
۳. ادبیات بهترین سلاح در مقابل تعصب است. به نظر من کتابهای خوب، بهترین دفاع در برابر عقاید تحریفشده مردمِ زبانها، باورها و رسوم مختلف است. با وجود تمام این تفاوتها، آنچه مشترکا بین همه زنان و مردان با پیشینه مختلف حکم میراند، از همه چیز مهمتر است؛ چون همه ما انسانیم و همه ما از سوی مشکلات و موانع مشابه به چالش کشیده میشویم؛ مشکلاتی که باید برای زنده ماندن و زندگی کردن بر آنها غلبه کنیم.
۴. ادبیات دشمن طبیعی همه دیکتاتوریهاست. ادبیات نارضایتی را در جهان رشد میدهد و خواندن حس امید و آرزوی داشتن جامعهای بهتر را در درون شهروندان به وجود میآورد؛ جایی که مردم بتوانند رویاهای خود را آزادانه دنبال کنند. وقتی یک نفر مطالعه میکند، رویکردی انتقادی پیدا میکند تا واقعیت را به دنیای کتابها نزدیک کند. ادبیات میل درونی برای تغییر دادن و ایستادن مقابل سلطه را که از گهواره تا گور سعی در کنترل ما دارد، بیدار میکند.
کتاب خوب خواندن راهی برای مجهز شدن در بحبوحه اعتقادات و روبهرو شدن با هرچه نادرستی در جهانی است که در آن زندگی میکنیم. راهی که از آن طریق بتوانیم در جهت تغییر جهان بکوشیم و آن را به دنیای تخیلاتی که با وجود کاستیها و محدودیتهایمان خلق کردهایم، نزدیک کنیم.
۵. مطالعه بهترین نوع سرگرمی است. حتی وقتی کلمات با هم ترکیب میشوند، رنگ و بویی جادویی به خود میگیرند و دریچهای میشوند برای زندگی کردن تجربیات دیگر...
۶. خواندن شالوده تربیت کردن انسانهای آزاد است. در جوامع آزاد، مفهومی وجود دارد مبنی بر این که مطالعه یک سرگرمی و لذت است که میشود آن را از تجربه کلی زندگی افراد حذف کرد. به نظر من این اشتباه بزرگی است؛ نبود آزادی در ابعاد مادی، روحی و فرهنگی، زندگی افراد و کل جامعه را از هم میپاشاند. من فکر میکنم کتابهای خوب امید به تغییر زندگی و این را که جوامع روزی به تمام این محدودیتها غلبه میکنند و جوامعی عادلانهتر به وجود میآیند، ارتقا میبخشد. جوامعی به وجود میآیند که به دنیاهای تخیلی ما نزدیکتر هستند. اشیاء واقعی از درون کتابهای خوب سربرمیآورند و رنگ و بوی واقعیت به خود میگیرند.
۷. مطالعه کتابهای خوب آدمهای بهتری از ما میسازد. ما باید فرزندانمان را قانع کنیم که خواندن مسلما لذتی خارقالعاده است اما در عین حال بهترین راه برای بهتر شدن. مطالعه راهی است برای آمادگی بیشتر در مواجهه با چالشهایی که در تمام طول عمر ما حضور دارند.
«ماریو بارگاس یوسا» متولد ۱۹۳۶، از مطرحترین چهرههای ادبیات آمریکای لاتین بهشمار میرود. او در پنج دهه گذشته، آثاری مانند «سور بز»، «خانه سبز»، «گفتوگو در کاتدرال» و «شهر سگها» را خلق کرده است.
🍏🍎🍃
👏1👌1
Audio
👌2
●
مهر خوبان دل و دین
از همه بی پروا برد
رخ شطرنج نبرد
آنچه رخ زیبا برد
تو مپندار که مجنون
سر خود مجنون گشت
از سمک تا به سما
کش کشش لیلا برد
من به سرچشمه خورشید
نه خود بردم راه
ذره ای بودم و
مهر تو مرا بالا برد
من خسی بی سرو پایم
که به سیل افتادم
او که می رفت
مرا هم به دل دریا برد
جام صهبا زکجا بود
مگر دست که بود
که به یک جلوه دل و
دین زهمه یکجا برد
خم ابروی تو بود و
کف مینوی تو بود
که درین بزم
بگردید و دل شیدا برد
خودت آموختی ام مهر و
خودت سوختی ام
با برافروخته رویی
که قرار از ما برد
همه یاران به سر
راه تو بودیم ولی
غم روی تو مرا دید و
ز من یغما برد
همه دلباخته بودیم و
هراسان که غمت
همه را پشت سر انداخت،
مرا تنها برد ...
علامه #سید محمد حسین_طباطبایی
سالروز سفرشان گرامی روح والا
یشان سبز و جاودانه🕊
🍏🍎🍃
مهر خوبان دل و دین
از همه بی پروا برد
رخ شطرنج نبرد
آنچه رخ زیبا برد
تو مپندار که مجنون
سر خود مجنون گشت
از سمک تا به سما
کش کشش لیلا برد
من به سرچشمه خورشید
نه خود بردم راه
ذره ای بودم و
مهر تو مرا بالا برد
من خسی بی سرو پایم
که به سیل افتادم
او که می رفت
مرا هم به دل دریا برد
جام صهبا زکجا بود
مگر دست که بود
که به یک جلوه دل و
دین زهمه یکجا برد
خم ابروی تو بود و
کف مینوی تو بود
که درین بزم
بگردید و دل شیدا برد
خودت آموختی ام مهر و
خودت سوختی ام
با برافروخته رویی
که قرار از ما برد
همه یاران به سر
راه تو بودیم ولی
غم روی تو مرا دید و
ز من یغما برد
همه دلباخته بودیم و
هراسان که غمت
همه را پشت سر انداخت،
مرا تنها برد ...
علامه #سید محمد حسین_طباطبایی
سالروز سفرشان گرامی روح والا
یشان سبز و جاودانه🕊
🍏🍎🍃
👌1🕊1
○
شایگان از "علامه طباطبایی" میگوید
من از محضر چهارتن فیض برده ام٬ که هریک از آنها برایم ارزش خاص خود را دارد. بی هیچ تردیدی٬ علامه طباطبایی را بیش از همه ستوده و دوست داشته ام٬ به او احساس ارادت و احترامی سرشار از عشق و تفاهم داشتم.
سوای احاطه وسیع او بر تمامی گسترهٔ فرهنگ اسلامی(می دانیم که او مولف کتاب ماندگار المیزان در تفسیر قرآن است که در بیست جلد منتشر شده)٬ آن خصلت او که مرا سخت تکان داد٬ گشادگی و آمادگی او برای پذیرش بود.
به همه حرفی گوش می داد٬ کنجکاو بود٬ و نسبت به جهانهای دیگرِ معرفت حساسیت و هشیاری بسیار داشت. من از محضر او به نهایت توشه برداشتم. هیچ یک از سوالات مرا دربارهٔ مجموعه طیف فلسفه اسلامی بی پاسخ نمی گذاشت.
با شکیبایی و حوصله و روشنی بسیار به توضیح و تشریح همه چیز می پرداخت. فرزانگی اش را جرعه جرعه به انسان منتقل می کرد. چنانکه در دراز مدت نوعی استحاله در درون شخص به وجود می آورد. ما با او تجربه ای را گذراندیم که احتمالا در جهان اسلامی یگانه است...
یک بار او را به ویلایی در ساحل خزر که به دریا مشرف بود دعوت کردم. مثل همیشه بحث فلسفه و رابطه میان «دیدن» و «دانستن» در میان بود. از نظر او٬ تمامی معرفت٬ اگر به سطح تجربه ای آنی و شهودی اعتلا نمی یافت٬ هیچ ارزش و اعتباری نداشت. من در آن ایام نوشته های یونگ را زیاد می خواندم٬ و در آن زمان در کتاب انسان و جست و جوی روان غرق بودم. استاد خواست تا بداند که کتاب درباره چه است٬ در دو کلام برایش لُبّ مطالب کتاب را شرح دادم.
اصل مطلب این بود که در حالی که قرون وسطا روح جوهری و جهانی را موعظه می کرد٬ قرن نوزدهم توانست روانشناسی فارغ از روح را به وجود آورد٬ استاد چنان از این نکته به وجد آمده بود که خواست کتاب حتماً به فارسی ترجمه شود و افزود: زیرا باید جهان را شناخت. ما نمی توانیم خود را در برج های عاج مان محصور و منزوی کنیم.
#داریوش_شایگان/ فیلسوف
و نویسنده در جست و جوی
شرق٬ زیر آسمان های جهان
🍏🍎🍃
شایگان از "علامه طباطبایی" میگوید
من از محضر چهارتن فیض برده ام٬ که هریک از آنها برایم ارزش خاص خود را دارد. بی هیچ تردیدی٬ علامه طباطبایی را بیش از همه ستوده و دوست داشته ام٬ به او احساس ارادت و احترامی سرشار از عشق و تفاهم داشتم.
سوای احاطه وسیع او بر تمامی گسترهٔ فرهنگ اسلامی(می دانیم که او مولف کتاب ماندگار المیزان در تفسیر قرآن است که در بیست جلد منتشر شده)٬ آن خصلت او که مرا سخت تکان داد٬ گشادگی و آمادگی او برای پذیرش بود.
به همه حرفی گوش می داد٬ کنجکاو بود٬ و نسبت به جهانهای دیگرِ معرفت حساسیت و هشیاری بسیار داشت. من از محضر او به نهایت توشه برداشتم. هیچ یک از سوالات مرا دربارهٔ مجموعه طیف فلسفه اسلامی بی پاسخ نمی گذاشت.
با شکیبایی و حوصله و روشنی بسیار به توضیح و تشریح همه چیز می پرداخت. فرزانگی اش را جرعه جرعه به انسان منتقل می کرد. چنانکه در دراز مدت نوعی استحاله در درون شخص به وجود می آورد. ما با او تجربه ای را گذراندیم که احتمالا در جهان اسلامی یگانه است...
یک بار او را به ویلایی در ساحل خزر که به دریا مشرف بود دعوت کردم. مثل همیشه بحث فلسفه و رابطه میان «دیدن» و «دانستن» در میان بود. از نظر او٬ تمامی معرفت٬ اگر به سطح تجربه ای آنی و شهودی اعتلا نمی یافت٬ هیچ ارزش و اعتباری نداشت. من در آن ایام نوشته های یونگ را زیاد می خواندم٬ و در آن زمان در کتاب انسان و جست و جوی روان غرق بودم. استاد خواست تا بداند که کتاب درباره چه است٬ در دو کلام برایش لُبّ مطالب کتاب را شرح دادم.
اصل مطلب این بود که در حالی که قرون وسطا روح جوهری و جهانی را موعظه می کرد٬ قرن نوزدهم توانست روانشناسی فارغ از روح را به وجود آورد٬ استاد چنان از این نکته به وجد آمده بود که خواست کتاب حتماً به فارسی ترجمه شود و افزود: زیرا باید جهان را شناخت. ما نمی توانیم خود را در برج های عاج مان محصور و منزوی کنیم.
#داریوش_شایگان/ فیلسوف
و نویسنده در جست و جوی
شرق٬ زیر آسمان های جهان
🍏🍎🍃
❤1🙏1🕊1
●
ساقی بده پیمانهای، زآن میْ
که بیخویشم کند
بر حُسنِ شور انگیزِ تو،
عاشق تر از پیشم کند
زان میْ که در شب های غم،
بارَد فروغِ صبحدم
غافل کند از بیش و کم،
فارغ ز تشویشم کند
✍#رهی_معیری
🍏🍎🍃
ساقی بده پیمانهای، زآن میْ
که بیخویشم کند
بر حُسنِ شور انگیزِ تو،
عاشق تر از پیشم کند
زان میْ که در شب های غم،
بارَد فروغِ صبحدم
غافل کند از بیش و کم،
فارغ ز تشویشم کند
✍#رهی_معیری
🍏🍎🍃
❤2🙏1
تصنیف سوز و ساز
علیرضا افتخاری
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_افتخاری
✍#رهی_معیری🕊
ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند
بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند
زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم
غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_افتخاری
✍#رهی_معیری🕊
ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند
بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند
زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم
غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند
🍏🍎🍃
❤1👌1