●
مهرداد بهار:
پدر صبحها ساعت هشت و نه بیدار میشد، صبحانهای اندک میخورد و شروع به کار در همان اتاقش میکرد که پر از قفسه و کتاب بود، اما بابا هیچوقت پشت میز کار نمیکرد؛ روی زمین، چهارزانو مینشست یا یک پا را خم میکرد، کاغذ را میگذاشت روی ران یا زانو و غرق کار میشد.
گاهی مادر فرصتی به دست میآورد پس از آنکه پدر از خانه بیرون میرفت اتاق بابا را مرتب میکرد و کتابهای پراکنده را توی قفسه میگذاشت و زمین را جاروب میزد و تمیز میکرد ولی وقتی بابا برمیگشت و به اتاقش میرفت، فریادش به آسمان میرسید، چون کتابها را گم میکرد، نمیدانست آنها را مادر کجا گذاشته است.
یکی از گرفتاری مادر و پدر این بود که پدر میگفت: ول کن تو به اتاق من چه کار داری؟
و مادر میگفت: باید نظافت کرد، اینطور نمیشود و چون پدر زورش نمیرسید، کاری جز تسلیم نداشت.
مادر، هروقت دلش میخواست، کارها را درست آنطور که فکر میکرد خوب است انجام میداد، البته گاهی هم رعایت حال او را میکرد.
با یادی از استاد فقید ادب فارسی شادروان ملک مهرداد بهار پنجمین فرزند استاد ملکالشعرای بهار.
(زاده ۱۰ مهر ۱۳۰۸ – مرگ ۲۲ آبان ۱۳۷۳) نویسنده و پژوهشگر ... وی پنجمین فرزند ملکالشعرای بهار بود. از مهرداد بهار با عنوان پدر اسطورهشناسی ایران یاد میشود.
🍏🍎🍃
مهرداد بهار:
پدر صبحها ساعت هشت و نه بیدار میشد، صبحانهای اندک میخورد و شروع به کار در همان اتاقش میکرد که پر از قفسه و کتاب بود، اما بابا هیچوقت پشت میز کار نمیکرد؛ روی زمین، چهارزانو مینشست یا یک پا را خم میکرد، کاغذ را میگذاشت روی ران یا زانو و غرق کار میشد.
گاهی مادر فرصتی به دست میآورد پس از آنکه پدر از خانه بیرون میرفت اتاق بابا را مرتب میکرد و کتابهای پراکنده را توی قفسه میگذاشت و زمین را جاروب میزد و تمیز میکرد ولی وقتی بابا برمیگشت و به اتاقش میرفت، فریادش به آسمان میرسید، چون کتابها را گم میکرد، نمیدانست آنها را مادر کجا گذاشته است.
یکی از گرفتاری مادر و پدر این بود که پدر میگفت: ول کن تو به اتاق من چه کار داری؟
و مادر میگفت: باید نظافت کرد، اینطور نمیشود و چون پدر زورش نمیرسید، کاری جز تسلیم نداشت.
مادر، هروقت دلش میخواست، کارها را درست آنطور که فکر میکرد خوب است انجام میداد، البته گاهی هم رعایت حال او را میکرد.
با یادی از استاد فقید ادب فارسی شادروان ملک مهرداد بهار پنجمین فرزند استاد ملکالشعرای بهار.
(زاده ۱۰ مهر ۱۳۰۸ – مرگ ۲۲ آبان ۱۳۷۳) نویسنده و پژوهشگر ... وی پنجمین فرزند ملکالشعرای بهار بود. از مهرداد بهار با عنوان پدر اسطورهشناسی ایران یاد میشود.
🍏🍎🍃
🕊2
جهانِ گذران || شهریار پیروزفر
@ketabkhaneadabi1398
🎼❤️🎼
🎼جهانِ گذران
🗣 شهریار پیروزفر
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی بشادمانی گذران
🍏🍎🍃
🎼جهانِ گذران
🗣 شهریار پیروزفر
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی بشادمانی گذران
🍏🍎🍃
❤2👌1
●
شب؛
نیمه ی پنهان من است؛
در پستوی گم شده ی
آرزوهای دور
بر چارچوبِ
قاب خالی ِ خاطره ها؛
شب؛
سنگ صبورِ
واژه های
دلشکسته ی من است؛
در بهت و سکوتِ
چشمان بیقرار ماه
شب؛
سایه های بغضِ
رمیده یِ درد است؛
که مرا تا صبح قدم می زند ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
شب؛
نیمه ی پنهان من است؛
در پستوی گم شده ی
آرزوهای دور
بر چارچوبِ
قاب خالی ِ خاطره ها؛
شب؛
سنگ صبورِ
واژه های
دلشکسته ی من است؛
در بهت و سکوتِ
چشمان بیقرار ماه
شب؛
سایه های بغضِ
رمیده یِ درد است؛
که مرا تا صبح قدم می زند ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
Quien
Julio Iglesias
🎼❤️🎼
گاه... یادم می رود
تو پشت هزار
شبِ برفی... گم شدی
و قاب خیسِ پنجره؛
تمام اندوه مرا...
در بستر خالی ی
هزار شبِ بی ماه گریست!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
گاه... یادم می رود
تو پشت هزار
شبِ برفی... گم شدی
و قاب خیسِ پنجره؛
تمام اندوه مرا...
در بستر خالی ی
هزار شبِ بی ماه گریست!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز جمعه. ☀️🐓
☀️ ۲۳ آبان ۱۴۰۴
🌙۲۳ جمادی الاولی ۱۴۴۷
🌲۱۴ نوامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----💛-----☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی
و لبخند و امید 🍂🌾
------------------------
پنچره ی آرزوهایتان گشوده به آغوش پرمهر آفرینش
----------------
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
آدینه تان بشادی و آرامش
-----------------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز جمعه. ☀️🐓
☀️ ۲۳ آبان ۱۴۰۴
🌙۲۳ جمادی الاولی ۱۴۴۷
🌲۱۴ نوامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----💛-----☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی
و لبخند و امید 🍂🌾
------------------------
پنچره ی آرزوهایتان گشوده به آغوش پرمهر آفرینش
----------------
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
آدینه تان بشادی و آرامش
-----------------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
𝐆𝐎𝐎𝐃 𝐍𝐄𝐖 𝐃𝐀𝐘
----------------------------
بدنامی حیات
دو روزی نبود بیش
آن هم "کلیم"
با تو بگویم چهسان گذشت
یک روز صرف بستن
دل شد به این و آن
روز دگر
به کندن دل از جهان گذشت
✍#کلیم_کاشانی
صبح تون به خیر روزتان به مهر
آدینه تان به عشق و آرامش💕
🍏🍎🍃
----------------------------
بدنامی حیات
دو روزی نبود بیش
آن هم "کلیم"
با تو بگویم چهسان گذشت
یک روز صرف بستن
دل شد به این و آن
روز دگر
به کندن دل از جهان گذشت
✍#کلیم_کاشانی
صبح تون به خیر روزتان به مهر
آدینه تان به عشق و آرامش💕
🍏🍎🍃
❤1👌1
Guitaray
Juma
🎼❤️🎼
گیتارای
روایت نهم از آلبوم اوخان
شعر گیلکی: جهانگیر سرتیپپور (دههی۲۰ خورشیدی) با اندکی تغییر
شعر فارسی: جوما
آهنگ و اجرا: جوما
تنظیم: سامان ایوبی
میکس و مسترینگ: مصطفا طالبیان
زبان: گیلکی و فارسی
🍏🍎🍃
گیتارای
روایت نهم از آلبوم اوخان
شعر گیلکی: جهانگیر سرتیپپور (دههی۲۰ خورشیدی) با اندکی تغییر
شعر فارسی: جوما
آهنگ و اجرا: جوما
تنظیم: سامان ایوبی
میکس و مسترینگ: مصطفا طالبیان
زبان: گیلکی و فارسی
🍏🍎🍃
👌2
○
ملک مطرود که این بدید گفت: "پس اینجاست آن اقلیمی، آن خاک و آب و هوایی که باید با آسمانش معاوضه کنیم، و این ظلمت ترشرو را به جای آن فروغ آسمانی که از کف دادهایم بستانیم؟ حالا که اختیار تصمیم درباره آنچه باید به نام عدالت شود با آن کس است که اکنون فرمانروا است، چنین باشد! هرقدر دور از او باشیم که شعوری بیش از همگنان خویش ندارد، اما زورمندی بیشتری از آنان فراترش نهاده است، بهتر است. وداعت باد، ای دیار مسعودی که مسکنِ جاودان سروری، و درود بر تو، ای دنیای دوزخی، ای سرزمینِ وحشتها! هان، ای دوزخِ ژرف، خداوندگار تازه خویش را بپذیر، زیرا که وی برایت اندیشهای به ارمغان آورده است که زمان و مکان را در آن اثری نتواند بود.
روح خود خانه خویشتن است، و میتواند در درونِ خویش از دوزخی بهشتی و از بهشتی دوزخی سازد!
چه باک که در کجایم، زیرا که در همه جا همانم که بودم و آنم که باید باشم، یعنی فقط اندکی کهتر از آن کسم که نیروی تندرش وی را از من فراتر نهاده است! لااقل در اینجا آزاد خواهیم بود، زیرا که بیگمان قادر کل این مکان را از آن نساخته است که بر خانه خدایی ما بر آن رشک برد، یا هوای بیرون راندنمان از آن کند. در اینجا آسوده خیال حکم توانیم راند، و من بر آنم که به هر تقدیر حکمفرمایی کاری شایسته طلب است، ولو حکومت بر دوزخ باشد!
"در دوزخ سروری کردن به که در آسمان بنده بودن"
✍ #جان_میلتون
شاعر و نویسنده انگلیسی
📕 # بهشت گمشده
🍏🍎🍃
ملک مطرود که این بدید گفت: "پس اینجاست آن اقلیمی، آن خاک و آب و هوایی که باید با آسمانش معاوضه کنیم، و این ظلمت ترشرو را به جای آن فروغ آسمانی که از کف دادهایم بستانیم؟ حالا که اختیار تصمیم درباره آنچه باید به نام عدالت شود با آن کس است که اکنون فرمانروا است، چنین باشد! هرقدر دور از او باشیم که شعوری بیش از همگنان خویش ندارد، اما زورمندی بیشتری از آنان فراترش نهاده است، بهتر است. وداعت باد، ای دیار مسعودی که مسکنِ جاودان سروری، و درود بر تو، ای دنیای دوزخی، ای سرزمینِ وحشتها! هان، ای دوزخِ ژرف، خداوندگار تازه خویش را بپذیر، زیرا که وی برایت اندیشهای به ارمغان آورده است که زمان و مکان را در آن اثری نتواند بود.
روح خود خانه خویشتن است، و میتواند در درونِ خویش از دوزخی بهشتی و از بهشتی دوزخی سازد!
چه باک که در کجایم، زیرا که در همه جا همانم که بودم و آنم که باید باشم، یعنی فقط اندکی کهتر از آن کسم که نیروی تندرش وی را از من فراتر نهاده است! لااقل در اینجا آزاد خواهیم بود، زیرا که بیگمان قادر کل این مکان را از آن نساخته است که بر خانه خدایی ما بر آن رشک برد، یا هوای بیرون راندنمان از آن کند. در اینجا آسوده خیال حکم توانیم راند، و من بر آنم که به هر تقدیر حکمفرمایی کاری شایسته طلب است، ولو حکومت بر دوزخ باشد!
"در دوزخ سروری کردن به که در آسمان بنده بودن"
✍ #جان_میلتون
شاعر و نویسنده انگلیسی
📕 # بهشت گمشده
🍏🍎🍃
👌2
○
آفتاب که طلوع کند
دست های باد
پنجره را ... بیدار می کند؛
و گنجشک ها ؛ در ضیافت نور
در سخاوت شاخه های بلوطِ پیر
بال های سبز عشق را پر می دهند
و کوچه جای پایِ ردِ
قدم هایِ هفت روز هفته را
آب و جارو می کند!
جمعه میعادِ میلاد عشق است!
بر سنگفرش آبی ِ خاطره ها
و تپشِ قلب پروانه است؛
در یورش باد
بر گلبرگ هایِ
نشکفته ی احساس ...
فرح_فریماااا📕 معمای_عشق
آدینه تان به ترنم خوش عشق
🍏🍎🍃
آفتاب که طلوع کند
دست های باد
پنجره را ... بیدار می کند؛
و گنجشک ها ؛ در ضیافت نور
در سخاوت شاخه های بلوطِ پیر
بال های سبز عشق را پر می دهند
و کوچه جای پایِ ردِ
قدم هایِ هفت روز هفته را
آب و جارو می کند!
جمعه میعادِ میلاد عشق است!
بر سنگفرش آبی ِ خاطره ها
و تپشِ قلب پروانه است؛
در یورش باد
بر گلبرگ هایِ
نشکفته ی احساس ...
فرح_فریماااا📕 معمای_عشق
آدینه تان به ترنم خوش عشق
🍏🍎🍃
❤3🙏1
Morning Celebration
Karunesh
🎼❤️🎼
Karunesh_
Morning Celebration
🎼 موسیقیِ بی کلامِ مِلل - آلمانی
--------------------
_دوست دارم
ماهی ی
احساس من باشی
و من تُنگِ بلور
تُرد آغوش ات_
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
Karunesh_
Morning Celebration
🎼 موسیقیِ بی کلامِ مِلل - آلمانی
--------------------
_دوست دارم
ماهی ی
احساس من باشی
و من تُنگِ بلور
تُرد آغوش ات_
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
«یادت هست روی تپهها چه چشماندازی ما را در میان گرفته بود؟ در آنجا نه مرگ بود و نه زندگی. جاذبهیی عظیمتر و نیرومندتر از این هر دو ما را میکشید. ابدیت از ما دور نبود. آن لحظه که پرندهیی در شیب تپه صدایش را سرداد، لحظهیی بزرگ بود. آنجا من به معنی «ناب» پی بردم. چشمانداز ما علف ناب بود؛ مِهِ ناب؛ موسیقی ناب...»
[هنوز در سفرم، یادداشتهای منتشرنشدهٔ سهراب سپهری]
🍏🍎🍃
«یادت هست روی تپهها چه چشماندازی ما را در میان گرفته بود؟ در آنجا نه مرگ بود و نه زندگی. جاذبهیی عظیمتر و نیرومندتر از این هر دو ما را میکشید. ابدیت از ما دور نبود. آن لحظه که پرندهیی در شیب تپه صدایش را سرداد، لحظهیی بزرگ بود. آنجا من به معنی «ناب» پی بردم. چشمانداز ما علف ناب بود؛ مِهِ ناب؛ موسیقی ناب...»
[هنوز در سفرم، یادداشتهای منتشرنشدهٔ سهراب سپهری]
🍏🍎🍃
❤3👌1