غزلیات حافظ 267
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ《267》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
------------------
ای صبا گر بُگذری بر ساحلِ رودِ اَرَس
بوسه زن بر خاکِ آن وادی و مُشکین کُن نَفَس
منزلِ سَلمی که بادَش هر دَم از ما صد سلام
پُر صدایِ ساربانان بینی و بانگِ جرس
مَحمِلِ جانان ببوس، آنگه به زاری عَرضه دار
کز فِراقت سوختم ای مهربان فریاد رس
من که قولِ ناصحان را خواندَمی قولِ رَباب
گوشمالی دیدم از هجران که اینم پند بس
عشرتِ شبگیر کن، مِی نوش کاندر راهِ عشق
شَبرُوان را آشناییهاست با میرِ عَسَس
عشقبازی کارِ بازی نیست ای دل! سر بِباز
زان که گویِ عشق نَتْوان زد به چوگانِ هوس
دل به رَغبت میسپارد جان به چشمِ مستِ یار
گر چه هشیاران ندادند اختیارِ خود به کس
طوطیان در شِکَّرِستان کامرانی میکنند
و از تَحَسُّر دست بر سر میزند مسکین مگس
نامِ حافظ گر برآید بر زبانِ کِلکِ دوست
از جنابِ حضرتِ شاهم بس است این مُلتَمَس
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
------------------
ای صبا گر بُگذری بر ساحلِ رودِ اَرَس
بوسه زن بر خاکِ آن وادی و مُشکین کُن نَفَس
منزلِ سَلمی که بادَش هر دَم از ما صد سلام
پُر صدایِ ساربانان بینی و بانگِ جرس
مَحمِلِ جانان ببوس، آنگه به زاری عَرضه دار
کز فِراقت سوختم ای مهربان فریاد رس
من که قولِ ناصحان را خواندَمی قولِ رَباب
گوشمالی دیدم از هجران که اینم پند بس
عشرتِ شبگیر کن، مِی نوش کاندر راهِ عشق
شَبرُوان را آشناییهاست با میرِ عَسَس
عشقبازی کارِ بازی نیست ای دل! سر بِباز
زان که گویِ عشق نَتْوان زد به چوگانِ هوس
دل به رَغبت میسپارد جان به چشمِ مستِ یار
گر چه هشیاران ندادند اختیارِ خود به کس
طوطیان در شِکَّرِستان کامرانی میکنند
و از تَحَسُّر دست بر سر میزند مسکین مگس
نامِ حافظ گر برآید بر زبانِ کِلکِ دوست
از جنابِ حضرتِ شاهم بس است این مُلتَمَس
🍏🍎🍃
❤1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عصر قشنگ پاییزی تان دلپذیر
پایان هفته خوشی داشته باشید
🍏🍎🍃
پایان هفته خوشی داشته باشید
🍏🍎🍃
❤1👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همایون ارشادی: سفرش سبز🕊
در «طعم گیلاس» خودم بودم.
صحبتهای همایون ارشادی دربارهی فیلم «طعم گیلاس»
«برنامه «سینما چهار»، نوروز ۱۳۸۸»
گفتوگو با — محمد حمیدی مقدم
بازیگری که بامتانت و بیحاشیه در ایرانوجهان درخشید.
چقدر شبیه شما در این سینما کم است.
--------------------
_دستم را بگیر ...
بگذار کرم های ابریشم
از رحم تنگ زندگی رها شوند
و توت های نارسِ کال
ذائقه شیرین عشق شوند
بر شاخساران گسِ دلواپسی_
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
در «طعم گیلاس» خودم بودم.
صحبتهای همایون ارشادی دربارهی فیلم «طعم گیلاس»
«برنامه «سینما چهار»، نوروز ۱۳۸۸»
گفتوگو با — محمد حمیدی مقدم
بازیگری که بامتانت و بیحاشیه در ایرانوجهان درخشید.
چقدر شبیه شما در این سینما کم است.
--------------------
_دستم را بگیر ...
بگذار کرم های ابریشم
از رحم تنگ زندگی رها شوند
و توت های نارسِ کال
ذائقه شیرین عشق شوند
بر شاخساران گسِ دلواپسی_
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
Mosalmanan
Alireza Assar
🎼❤️🎼
#علیرضا_عصار
#فواد_حجازی
---------------------------------
برون شو ای غم از سینه
که لطف یار می آید
تو هم ای دل ز من گم شو
که آن دلدار می آید
نگویم یار را شادی
که از شادی گذشتست او
مرا از فرط عشق او
ز شادی عار می آید
مسلمانان مسلمانان
مسلمانی ز سر گیرید
که کفر از شرم یار من
مسلمان وار می آید ...
🍏🍎🍃
#علیرضا_عصار
#فواد_حجازی
---------------------------------
برون شو ای غم از سینه
که لطف یار می آید
تو هم ای دل ز من گم شو
که آن دلدار می آید
نگویم یار را شادی
که از شادی گذشتست او
مرا از فرط عشق او
ز شادی عار می آید
مسلمانان مسلمانان
مسلمانی ز سر گیرید
که کفر از شرم یار من
مسلمان وار می آید ...
🍏🍎🍃
❤1👌1
●
دلم تنگ است؛
چنان برگی
اسیرِ دست های بیقرار باد
دلم تنگ است؛
چنان زخمِ سکوتِ
تک درخت رفته از یاد
دلم تنگ است؛
چون سبوی تشنه ی جان
تشنه ی یک قطره باران ...
دلم تنگ است؛
چون سکوتِ
پنجره در ازدحام
خفته یِ بغضِ خیابان
دلم تنگ است؛
دلم تنگ است؛
چون چشمان پاییز
چون جامِ میی از اشک لبریز...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
دلم تنگ است؛
چنان برگی
اسیرِ دست های بیقرار باد
دلم تنگ است؛
چنان زخمِ سکوتِ
تک درخت رفته از یاد
دلم تنگ است؛
چون سبوی تشنه ی جان
تشنه ی یک قطره باران ...
دلم تنگ است؛
چون سکوتِ
پنجره در ازدحام
خفته یِ بغضِ خیابان
دلم تنگ است؛
دلم تنگ است؛
چون چشمان پاییز
چون جامِ میی از اشک لبریز...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
تنهایی
مجید انتظامی *bikals@*
🎼❤️🎼
🎼 از کرخه تا راین
قطعه : تنهایی_ ۱۳۷۱
آهنگساز : مجید انتظامی
-------------------
_دلم تنگ است
چنان زخمِ
سکوتِ
تک درخت رفته از یاد_
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🎼 از کرخه تا راین
قطعه : تنهایی_ ۱۳۷۱
آهنگساز : مجید انتظامی
-------------------
_دلم تنگ است
چنان زخمِ
سکوتِ
تک درخت رفته از یاد_
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
📕
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند.
----------------
به همون اندازه که ترس را در درون خود راه دهی، به همون اندازه از زندگی محروم خواهی شد
🍏🍎🍃
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند.
----------------
به همون اندازه که ترس را در درون خود راه دهی، به همون اندازه از زندگی محروم خواهی شد
🍏🍎🍃
👌2
Audio
📕✨📕
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
بخش/سوم
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
بخش/سوم
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
👌2
●
مهرداد بهار:
پدر صبحها ساعت هشت و نه بیدار میشد، صبحانهای اندک میخورد و شروع به کار در همان اتاقش میکرد که پر از قفسه و کتاب بود، اما بابا هیچوقت پشت میز کار نمیکرد؛ روی زمین، چهارزانو مینشست یا یک پا را خم میکرد، کاغذ را میگذاشت روی ران یا زانو و غرق کار میشد.
گاهی مادر فرصتی به دست میآورد پس از آنکه پدر از خانه بیرون میرفت اتاق بابا را مرتب میکرد و کتابهای پراکنده را توی قفسه میگذاشت و زمین را جاروب میزد و تمیز میکرد ولی وقتی بابا برمیگشت و به اتاقش میرفت، فریادش به آسمان میرسید، چون کتابها را گم میکرد، نمیدانست آنها را مادر کجا گذاشته است.
یکی از گرفتاری مادر و پدر این بود که پدر میگفت: ول کن تو به اتاق من چه کار داری؟
و مادر میگفت: باید نظافت کرد، اینطور نمیشود و چون پدر زورش نمیرسید، کاری جز تسلیم نداشت.
مادر، هروقت دلش میخواست، کارها را درست آنطور که فکر میکرد خوب است انجام میداد، البته گاهی هم رعایت حال او را میکرد.
با یادی از استاد فقید ادب فارسی شادروان ملک مهرداد بهار پنجمین فرزند استاد ملکالشعرای بهار.
(زاده ۱۰ مهر ۱۳۰۸ – مرگ ۲۲ آبان ۱۳۷۳) نویسنده و پژوهشگر ... وی پنجمین فرزند ملکالشعرای بهار بود. از مهرداد بهار با عنوان پدر اسطورهشناسی ایران یاد میشود.
🍏🍎🍃
مهرداد بهار:
پدر صبحها ساعت هشت و نه بیدار میشد، صبحانهای اندک میخورد و شروع به کار در همان اتاقش میکرد که پر از قفسه و کتاب بود، اما بابا هیچوقت پشت میز کار نمیکرد؛ روی زمین، چهارزانو مینشست یا یک پا را خم میکرد، کاغذ را میگذاشت روی ران یا زانو و غرق کار میشد.
گاهی مادر فرصتی به دست میآورد پس از آنکه پدر از خانه بیرون میرفت اتاق بابا را مرتب میکرد و کتابهای پراکنده را توی قفسه میگذاشت و زمین را جاروب میزد و تمیز میکرد ولی وقتی بابا برمیگشت و به اتاقش میرفت، فریادش به آسمان میرسید، چون کتابها را گم میکرد، نمیدانست آنها را مادر کجا گذاشته است.
یکی از گرفتاری مادر و پدر این بود که پدر میگفت: ول کن تو به اتاق من چه کار داری؟
و مادر میگفت: باید نظافت کرد، اینطور نمیشود و چون پدر زورش نمیرسید، کاری جز تسلیم نداشت.
مادر، هروقت دلش میخواست، کارها را درست آنطور که فکر میکرد خوب است انجام میداد، البته گاهی هم رعایت حال او را میکرد.
با یادی از استاد فقید ادب فارسی شادروان ملک مهرداد بهار پنجمین فرزند استاد ملکالشعرای بهار.
(زاده ۱۰ مهر ۱۳۰۸ – مرگ ۲۲ آبان ۱۳۷۳) نویسنده و پژوهشگر ... وی پنجمین فرزند ملکالشعرای بهار بود. از مهرداد بهار با عنوان پدر اسطورهشناسی ایران یاد میشود.
🍏🍎🍃
🕊2
جهانِ گذران || شهریار پیروزفر
@ketabkhaneadabi1398
🎼❤️🎼
🎼جهانِ گذران
🗣 شهریار پیروزفر
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی بشادمانی گذران
🍏🍎🍃
🎼جهانِ گذران
🗣 شهریار پیروزفر
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی بشادمانی گذران
🍏🍎🍃
❤2👌1
●
شب؛
نیمه ی پنهان من است؛
در پستوی گم شده ی
آرزوهای دور
بر چارچوبِ
قاب خالی ِ خاطره ها؛
شب؛
سنگ صبورِ
واژه های
دلشکسته ی من است؛
در بهت و سکوتِ
چشمان بیقرار ماه
شب؛
سایه های بغضِ
رمیده یِ درد است؛
که مرا تا صبح قدم می زند ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
شب؛
نیمه ی پنهان من است؛
در پستوی گم شده ی
آرزوهای دور
بر چارچوبِ
قاب خالی ِ خاطره ها؛
شب؛
سنگ صبورِ
واژه های
دلشکسته ی من است؛
در بهت و سکوتِ
چشمان بیقرار ماه
شب؛
سایه های بغضِ
رمیده یِ درد است؛
که مرا تا صبح قدم می زند ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
Quien
Julio Iglesias
🎼❤️🎼
گاه... یادم می رود
تو پشت هزار
شبِ برفی... گم شدی
و قاب خیسِ پنجره؛
تمام اندوه مرا...
در بستر خالی ی
هزار شبِ بی ماه گریست!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
گاه... یادم می رود
تو پشت هزار
شبِ برفی... گم شدی
و قاب خیسِ پنجره؛
تمام اندوه مرا...
در بستر خالی ی
هزار شبِ بی ماه گریست!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1