●
آنان که خاک را
به نظر کیمیا کنند
آیا بُوَد که گوشهٔ
چشمی به ما کنند
دَردَم نهفته بِه ز طبیبانِ مدعی
باشد که از خزانهٔ غیبم دوا کنند
معشوق چون نقاب
ز رخ در نمیکشد
هر کس حکایتی
به تَصوّر چرا کنند؟
چون حُسنِ عاقبت
نه به رندی و زاهدیست
آن بِه که کارِ خود
به عنایت رها کنند
بی معرفت مباش
که در من یزیدِ عشق
اهلِ نظر معامله با آشنا کنند.
حضرت#حافظ
🍏🍎🍃
آنان که خاک را
به نظر کیمیا کنند
آیا بُوَد که گوشهٔ
چشمی به ما کنند
دَردَم نهفته بِه ز طبیبانِ مدعی
باشد که از خزانهٔ غیبم دوا کنند
معشوق چون نقاب
ز رخ در نمیکشد
هر کس حکایتی
به تَصوّر چرا کنند؟
چون حُسنِ عاقبت
نه به رندی و زاهدیست
آن بِه که کارِ خود
به عنایت رها کنند
بی معرفت مباش
که در من یزیدِ عشق
اهلِ نظر معامله با آشنا کنند.
حضرت#حافظ
🍏🍎🍃
❤1
●
محبوبم!
شما همه جا هستید، جز یکی دو جا. یکی در تنهایی، یکی در بیکسی. از خیال شما دیواری به دورِ تنهاییام کشیدهام؛ نه تیز است، نه بلند است، نه سیمانی است، نه سنگی، نه آجری، نه دری و نه قفلی، اما کسی را یارای عبور از آن نیست.
دیگر هیچ آرزویی ندارم و به هیچ عاشقی حسرت نمیبرم.
✍#محمدصالحعلاء
🍏🍎🍃
محبوبم!
شما همه جا هستید، جز یکی دو جا. یکی در تنهایی، یکی در بیکسی. از خیال شما دیواری به دورِ تنهاییام کشیدهام؛ نه تیز است، نه بلند است، نه سیمانی است، نه سنگی، نه آجری، نه دری و نه قفلی، اما کسی را یارای عبور از آن نیست.
دیگر هیچ آرزویی ندارم و به هیچ عاشقی حسرت نمیبرم.
✍#محمدصالحعلاء
🍏🍎🍃
❤1
○
پروانه است، صبح
که از پیله ی آفرینش
طلوع می کند
و تاب گیسوان آفتاب
بال هایِ گشوده یِ فرشتگان
آواز خوش گنجشک ها؛
تلاوتِ مصحفِ گشوده ی حضور است
و یاد تو؛
تقدّس آیه آیه هایِ
مطهّر عشق...!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
درودی به مهر صبح تان به خیر.
🍏🍎🍃
پروانه است، صبح
که از پیله ی آفرینش
طلوع می کند
و تاب گیسوان آفتاب
بال هایِ گشوده یِ فرشتگان
آواز خوش گنجشک ها؛
تلاوتِ مصحفِ گشوده ی حضور است
و یاد تو؛
تقدّس آیه آیه هایِ
مطهّر عشق...!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
درودی به مهر صبح تان به خیر.
🍏🍎🍃
❤2
○
جای ما در گوشه
صحرا بود مانند كوه
گوشه گير و سربلند و
سخت پيونديم ما
در گلستان جهان
چون غنچه های صبحدم
با درون پر ز خون
در حال لبخنديم ما
✍#فرخی_یزدی
آدینه تان به ترنم خوش عشق
صبح تان به لبخند روزتان شاد
🍏🍎🍃
جای ما در گوشه
صحرا بود مانند كوه
گوشه گير و سربلند و
سخت پيونديم ما
در گلستان جهان
چون غنچه های صبحدم
با درون پر ز خون
در حال لبخنديم ما
✍#فرخی_یزدی
آدینه تان به ترنم خوش عشق
صبح تان به لبخند روزتان شاد
🍏🍎🍃
Ey Jaan Che Khoob
Bijan Mortazavi
🎼❤️🎼
و تو
هر جا
و هر کجای جهان که باشی،
باز به رؤیاهای من
بازخواهی گشت...
#سید_علی_صالحی
🍏🍎🍃
و تو
هر جا
و هر کجای جهان که باشی،
باز به رؤیاهای من
بازخواهی گشت...
#سید_علی_صالحی
🍏🍎🍃
❤1
برگهای پاییزی- آندره-بوچلی
『 دِزیــره』/dessEre@
🎼❤️🎼
"برگهای پاییزی"
#آندره_بوچلی
------------------------
بگو دوستم داری
تا بر بال فرشتگان؛ پر بگیرم
بگو دوستمداری
تا هزار هزار پاییز
بهاری شوم..._
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
"برگهای پاییزی"
#آندره_بوچلی
------------------------
بگو دوستم داری
تا بر بال فرشتگان؛ پر بگیرم
بگو دوستمداری
تا هزار هزار پاییز
بهاری شوم..._
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
○
خودت را بهتر کن ... این تمام کاری است که میتوانی برای بهتر کردن جهان انجام دهی!
#لودویگ_ویتگنشتاین
🍏🍎🍃
خودت را بهتر کن ... این تمام کاری است که میتوانی برای بهتر کردن جهان انجام دهی!
#لودویگ_ویتگنشتاین
🍏🍎🍃
👏1👌1
همه چی از یاد آدم میره
حسین پناهی
همه چی از یاد آدم می ره
مگه یادش که همیشه یادشه
یادمه قبل از سوال
کبوتر با پای من راه می رفت
جیرجیرک با گلوی من می خوند
شاپرک با پر من پر می زد
سنگ با نگاه من برفو تماشا می کرد
مست می کردم من با زنبور ، از گس عطر گل بابونه
سبز بودم در شب رویش گلبرگ پیاز
هاله بودم در صبح ، گرد چتر یاس
گیج می رفت سرم ، در تکاپوی سر گیج عقاب
نور بودم در روز
سایه بودم در شب
خود هستی بودم
روشن و رنگی و مرموز و دوان
من عفریته مرا افسون کرد
مرا از هستی خود بیرون کرد .
راز خوشبختی آن سلسله خاموشی بود
خود فراموشی بود...
👤#حسین_پناهی
🍏🍎🍃
مگه یادش که همیشه یادشه
یادمه قبل از سوال
کبوتر با پای من راه می رفت
جیرجیرک با گلوی من می خوند
شاپرک با پر من پر می زد
سنگ با نگاه من برفو تماشا می کرد
مست می کردم من با زنبور ، از گس عطر گل بابونه
سبز بودم در شب رویش گلبرگ پیاز
هاله بودم در صبح ، گرد چتر یاس
گیج می رفت سرم ، در تکاپوی سر گیج عقاب
نور بودم در روز
سایه بودم در شب
خود هستی بودم
روشن و رنگی و مرموز و دوان
من عفریته مرا افسون کرد
مرا از هستی خود بیرون کرد .
راز خوشبختی آن سلسله خاموشی بود
خود فراموشی بود...
👤#حسین_پناهی
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
_مرا در خاک بکار
بگذار تا که از ذرات سبز تن ام
جنگلی از درختان مجنون بروید!
و لیلاهایی که عشق؛
تبسّم خواب های
امروز و فردای شان باشد ...!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
_مرا در خاک بکار
بگذار تا که از ذرات سبز تن ام
جنگلی از درختان مجنون بروید!
و لیلاهایی که عشق؛
تبسّم خواب های
امروز و فردای شان باشد ...!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
غزلیات حافظ 261
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ《261》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-------------------
درآ که در دلِ خسته توان درآید باز
بیا که در تنِ مُرده رَوان درآید باز
بیا که فُرقَتِ تو چشمِ من چُنان در بست
که فتحِ بابِ وصالت مگر گشاید باز
غمی که چون سپهِ زنگ، مُلکِ دل بگرفت
ز خیلِ شادیِ رومِ رُخَت زُدایَد باز
به پیشِ آینهٔ دل هر آن چه میدارم
بجز خیالِ جمالت نمینماید باز
بدان مَثَل که شب آبستن است روز از تو
ستاره میشِمُرَم تا که شب چه زاید باز
بیا که بلبلِ مطبوعِ خاطرِ حافظ
به بویِ گُلبُنِ وصلِ تو میسُراید باز
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-------------------
درآ که در دلِ خسته توان درآید باز
بیا که در تنِ مُرده رَوان درآید باز
بیا که فُرقَتِ تو چشمِ من چُنان در بست
که فتحِ بابِ وصالت مگر گشاید باز
غمی که چون سپهِ زنگ، مُلکِ دل بگرفت
ز خیلِ شادیِ رومِ رُخَت زُدایَد باز
به پیشِ آینهٔ دل هر آن چه میدارم
بجز خیالِ جمالت نمینماید باز
بدان مَثَل که شب آبستن است روز از تو
ستاره میشِمُرَم تا که شب چه زاید باز
بیا که بلبلِ مطبوعِ خاطرِ حافظ
به بویِ گُلبُنِ وصلِ تو میسُراید باز
🍏🍎🍃
❤1