○
چندان که چو خورشید
به آفاق دویدیم
ما پیر به روشندلی صبح ندیدیم
یک بار نجست
از دل ما ناوک آهی
از بار گنه همچو
کمان گر چه خمیدیم
چون شمع درین انجمن
از راستی خویش
غیر از سر انگشت ندامت نگزیدیم
افسوس که با دیدهٔ بیدار
چو سوزن
خار از قدم آبله پایی نکشیدیم
از آب روان ماند ب
ه جا سبزه و گلها
ما حاصل ازین عمر
سبکسیر ندیدیم
بیرون ننهادیم
ز سر منزل خود پای
چندان که درین
دایره چون چشم بریدیم
هر چند چو گل گوش
فکندیم درین باغ
حرفی که برد راه
به جایی، نشنیدیم
صائب به مقامی
نرسیدیم ز پستی
از خاک چو نی
گر چه کمربسته دمیدیم
✍#صائب_تبریزی
درودی به حلاوت مهر صبح بخیر
🍏🍎🍃
○
چندان که چو خورشید
به آفاق دویدیم
ما پیر به روشندلی صبح ندیدیم
یک بار نجست
از دل ما ناوک آهی
از بار گنه همچو
کمان گر چه خمیدیم
چون شمع درین انجمن
از راستی خویش
غیر از سر انگشت ندامت نگزیدیم
افسوس که با دیدهٔ بیدار
چو سوزن
خار از قدم آبله پایی نکشیدیم
از آب روان ماند ب
ه جا سبزه و گلها
ما حاصل ازین عمر
سبکسیر ندیدیم
بیرون ننهادیم
ز سر منزل خود پای
چندان که درین
دایره چون چشم بریدیم
هر چند چو گل گوش
فکندیم درین باغ
حرفی که برد راه
به جایی، نشنیدیم
صائب به مقامی
نرسیدیم ز پستی
از خاک چو نی
گر چه کمربسته دمیدیم
✍#صائب_تبریزی
درودی به حلاوت مهر صبح بخیر
🍏🍎🍃
❤1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
" باید به دنبال شادیها گشت؛
غمها خودشان
ما را پیدا میکنند... "
✍ فردریک نیچه
🍏🍎🍃
تیک تک لحظه هایتان به عشق،
شادی و امید
" باید به دنبال شادیها گشت؛
غمها خودشان
ما را پیدا میکنند... "
✍ فردریک نیچه
🍏🍎🍃
تیک تک لحظه هایتان به عشق،
شادی و امید
❤3
Golpoosh
Omid
🎼❤️🎼
زندگی، ترکیبی از لحظههای ساده و ناب است؛
نه همیشه شاد، نه همواره تلخ.
گاهی در لبخندی خلاصه میشود،
گاهی در اشکی آرام.
زندگی یعنی آموختن، رشد کردن،
بخشیدن و دوباره برخاستن پس از هر افتادن...
🍏🍎🍃
زندگی، ترکیبی از لحظههای ساده و ناب است؛
نه همیشه شاد، نه همواره تلخ.
گاهی در لبخندی خلاصه میشود،
گاهی در اشکی آرام.
زندگی یعنی آموختن، رشد کردن،
بخشیدن و دوباره برخاستن پس از هر افتادن...
🍏🍎🍃
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
آه از آن نگاه!
واژه می شوم
مرا مرور می کند
سنگ می شوم
مرا بلور می کند
شیشه می شوم
ز من عبور می کند
تا که پشت می کنم به آفتاب
مثل سایه رو به روی من ظهور می کند
آه از آن نگاه
عاقبت تمام هستی مرا
ذرّه ذرّه نور می کند.....
✍ #عبدالجبار_کاکایی
🎤 #امین_تارخ
🍏🍎🍃
آه از آن نگاه!
واژه می شوم
مرا مرور می کند
سنگ می شوم
مرا بلور می کند
شیشه می شوم
ز من عبور می کند
تا که پشت می کنم به آفتاب
مثل سایه رو به روی من ظهور می کند
آه از آن نگاه
عاقبت تمام هستی مرا
ذرّه ذرّه نور می کند.....
✍ #عبدالجبار_کاکایی
🎤 #امین_تارخ
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
حوصله کن مجروح من
مجروح خارزار بی چلچله!
اینطور هم نمیماند
که علف در دهان داس بمیرد و
باد برای خودش
هی به هوچی و هلهله.
من به تو قول میدهم
بهارزایی هزار خرداد خوش خبر
از جانپناه امید و ستاره در پی است.
حالا هی قدم بزن
قدم به قدم
به قدرِ همين مزار بینام و سنگ،
سنگ بر سنگِ خاطره بگذار
تا ببينيم اين بادِ بیخبر
کی باز با خود و اين خوابِ خسته،
عطرِ تازهی چای و بوی روشنِ چراغ خواهد آورد!
راستی حالا
دلت برای ديدنِ يک نمنمِ باران،
چند چشمه، چند رود و چند دريا گريه دارد!؟
حوصله کن بلبلِ غمديدهی بیباغ و آسمان
سرانجام اين کليد زنگزده نيز
شبی به ياد میآورد
که پشت اين قفل بد قولِ خسته هم
دری هست، ديواری هست
به خدا ... دريايی هست!
✍#سیدعلی_صالحی
🍏🍎🍃
حوصله کن مجروح من
مجروح خارزار بی چلچله!
اینطور هم نمیماند
که علف در دهان داس بمیرد و
باد برای خودش
هی به هوچی و هلهله.
من به تو قول میدهم
بهارزایی هزار خرداد خوش خبر
از جانپناه امید و ستاره در پی است.
حالا هی قدم بزن
قدم به قدم
به قدرِ همين مزار بینام و سنگ،
سنگ بر سنگِ خاطره بگذار
تا ببينيم اين بادِ بیخبر
کی باز با خود و اين خوابِ خسته،
عطرِ تازهی چای و بوی روشنِ چراغ خواهد آورد!
راستی حالا
دلت برای ديدنِ يک نمنمِ باران،
چند چشمه، چند رود و چند دريا گريه دارد!؟
حوصله کن بلبلِ غمديدهی بیباغ و آسمان
سرانجام اين کليد زنگزده نيز
شبی به ياد میآورد
که پشت اين قفل بد قولِ خسته هم
دری هست، ديواری هست
به خدا ... دريايی هست!
✍#سیدعلی_صالحی
🍏🍎🍃
❤1👌1
Khanjar Neshin
Parvaz Homay
🎼❤️🎼
آرزوها؛
در غبار گم شدند
وقتی، پاکی و نجابت؛
طعمه یِ حریق بی کسی
می شد
و سرزمین پاکان؛
طعمه یِ کرکسان بی هویتِ
کور ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
آرزوها؛
در غبار گم شدند
وقتی، پاکی و نجابت؛
طعمه یِ حریق بی کسی
می شد
و سرزمین پاکان؛
طعمه یِ کرکسان بی هویتِ
کور ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1🙏1👌1
غزلیات حافظ 239
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_239
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
وظیفه گر برسد، مصرفش گُل است و نَبید
صَفیرِ مرغ برآمد، بَطِ شراب کجاست؟
فَغان فتاد به بلبل، نقابِ گُل که کشید؟
ز میوههای بهشتی چه ذوق دریابد
هر آن که سیبِ زَنَخدانِ شاهدی نَگَزید
مَکُن ز غُصّه شکایت که در طریقِ طلب
به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید
ز رویِ ساقی مَهوَش گلی بچین امروز
که گِردِ عارضِ بُستان خطِ بنفشه دمید
چُنان کرشمهٔ ساقی دلم ز دست بِبُرد
که با کسی دِگَرَم نیست برگِ گفت و شَنید
من این مُرَقَّعِ رنگین چو گُل، بخواهم سوخت
که پیرِ بادهفروشش به جُرعهای نخرید
بهار میگذرد دادگسترا دریاب
که رفت موسم و حافظ هنوز مِی نچشید
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
وظیفه گر برسد، مصرفش گُل است و نَبید
صَفیرِ مرغ برآمد، بَطِ شراب کجاست؟
فَغان فتاد به بلبل، نقابِ گُل که کشید؟
ز میوههای بهشتی چه ذوق دریابد
هر آن که سیبِ زَنَخدانِ شاهدی نَگَزید
مَکُن ز غُصّه شکایت که در طریقِ طلب
به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید
ز رویِ ساقی مَهوَش گلی بچین امروز
که گِردِ عارضِ بُستان خطِ بنفشه دمید
چُنان کرشمهٔ ساقی دلم ز دست بِبُرد
که با کسی دِگَرَم نیست برگِ گفت و شَنید
من این مُرَقَّعِ رنگین چو گُل، بخواهم سوخت
که پیرِ بادهفروشش به جُرعهای نخرید
بهار میگذرد دادگسترا دریاب
که رفت موسم و حافظ هنوز مِی نچشید
🍏🍎🍃
❤1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عصر قشنگ پاییزی تان شاد و دلپذیر
🍏🍎🍃
🍏🍎🍃
❤2
عشق پیدا شد...
محمدرضا شجریان
🎼❤️🎼
در ازل پرتوِ حُسنت
ز تجلی دَم زد
عشق پیدا شد و
آتش به همه عالم زد
🍏🍎🍃
در ازل پرتوِ حُسنت
ز تجلی دَم زد
عشق پیدا شد و
آتش به همه عالم زد
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
بزن آن پرده
اگر چند تو را سیم از این ساز گسسته
بزن این زخمه
اگر چند در این کاسه ی تنبور
نماندهست صدایی ...
بزن این زخمه
بر آن سنگ
بر آن چوب
بر آن عشق
که شاید
بردم راه به جایی ...
پرده دیگر مکن و زخمه به هنجار کهن زن
لانه جغد نگر،
کاسه آن بربط سغدی
زخموشی
نغمه سر کن که جهان
تشنه ی آواز تو بینم
چشمم آن روز مبیناد
که خاموش
درین ساز تو بینم ...
نغمه ی توست ، بزن
آنچه که ما زنده بدانیم
اگر این پرده برافتد
من و تو نیز نمانیم .
اگر چند بمانیم و
بگوییم همانیم . . .
✍استاد#شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
بزن آن پرده
اگر چند تو را سیم از این ساز گسسته
بزن این زخمه
اگر چند در این کاسه ی تنبور
نماندهست صدایی ...
بزن این زخمه
بر آن سنگ
بر آن چوب
بر آن عشق
که شاید
بردم راه به جایی ...
پرده دیگر مکن و زخمه به هنجار کهن زن
لانه جغد نگر،
کاسه آن بربط سغدی
زخموشی
نغمه سر کن که جهان
تشنه ی آواز تو بینم
چشمم آن روز مبیناد
که خاموش
درین ساز تو بینم ...
نغمه ی توست ، بزن
آنچه که ما زنده بدانیم
اگر این پرده برافتد
من و تو نیز نمانیم .
اگر چند بمانیم و
بگوییم همانیم . . .
✍استاد#شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
❤1🙏1
Bahar Man Gozashteh Shayad
Sattar
🎼❤️🎼
مرز میانِ
خواب و بیداری را
میشناسی؟
همان نقطهای که؛
در آن هنوز میتوان
رویاها را به خاطر آورد!
همانجاست که من
همواره تو را
به انتظار خواهم نشست
و دوستت خواهم داشت!
👤#جیمز_متیو_بری
نویسنده اسکاتلندی
🍏🍎🍃
مرز میانِ
خواب و بیداری را
میشناسی؟
همان نقطهای که؛
در آن هنوز میتوان
رویاها را به خاطر آورد!
همانجاست که من
همواره تو را
به انتظار خواهم نشست
و دوستت خواهم داشت!
👤#جیمز_متیو_بری
نویسنده اسکاتلندی
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
در قسمتی از متن پشت جلد کتاب آمده است:خودم را مانند تبهکاری یافتم که به سبب دزدی تکهنانی محاکمهاش کنند، حال آنکه او مرتکب قتل شده باشد. احساسی بود نفرتانگیز و ناجور، اما قوی و بهشدت گیرا که مرا محکمتر از دیگر اندیشهها به راز و گناهم گره میزد. فکر کردم شاید اکنون دیگر کرومر نزد پاسبان رفته و مرا لو داده باشد و در همان حال که اینجا مرا به چشم بچهای کوچک مینگرند، توفان بر فراز سرم در حال تکوین باشد.
🍏🍎🍃
در قسمتی از متن پشت جلد کتاب آمده است:خودم را مانند تبهکاری یافتم که به سبب دزدی تکهنانی محاکمهاش کنند، حال آنکه او مرتکب قتل شده باشد. احساسی بود نفرتانگیز و ناجور، اما قوی و بهشدت گیرا که مرا محکمتر از دیگر اندیشهها به راز و گناهم گره میزد. فکر کردم شاید اکنون دیگر کرومر نزد پاسبان رفته و مرا لو داده باشد و در همان حال که اینجا مرا به چشم بچهای کوچک مینگرند، توفان بر فراز سرم در حال تکوین باشد.
🍏🍎🍃
👌2❤1