○
گر چه از خاطر وحشی
هوس روی تو رفت
وز دلش آرزوی قامت
دلجوی تو رفت
شد دلآزرده و آزرده دل
از کوی تو رفت
با دل پر گله از ناخوشی
خوی تو رفت
حاش لله که وفای تو
فراموش کند
سخن مصلحتآمیز
کسان گوش کند
-----------------
کمالالدّین یا شمسالدّین محمّد وحشی بافقی یکی از شاعران نامدار سدهٔ دهم که در سال ۹۳۹ هجری قمری در شهر بافق از توابع یزد چشم به جهان گشود
و در همان یزد چشم از جهان فروبست.
اشعار او در سبک مثنوی، رباعیات و غزلیات عاشقانه بوده است.
سالروز سفرش گرامی🕊
🍏🍎🍃
گر چه از خاطر وحشی
هوس روی تو رفت
وز دلش آرزوی قامت
دلجوی تو رفت
شد دلآزرده و آزرده دل
از کوی تو رفت
با دل پر گله از ناخوشی
خوی تو رفت
حاش لله که وفای تو
فراموش کند
سخن مصلحتآمیز
کسان گوش کند
-----------------
کمالالدّین یا شمسالدّین محمّد وحشی بافقی یکی از شاعران نامدار سدهٔ دهم که در سال ۹۳۹ هجری قمری در شهر بافق از توابع یزد چشم به جهان گشود
و در همان یزد چشم از جهان فروبست.
اشعار او در سبک مثنوی، رباعیات و غزلیات عاشقانه بوده است.
سالروز سفرش گرامی🕊
🍏🍎🍃
🕊1
شعر وحشی بافقی
@Best_Stories
.
من آن مرغم که افکندم
به دام صد بلا خود را
به یک پرواز بی هنگام
کردم مبتلا خود را
نه دستی داشتم بر سر
نه پایی داشتم در گل
به دست خویش کردم این
چنین بی دست و پا خود را
✍#وحشی_بافقی
🎤#حسن_
🍏🍎🍃
من آن مرغم که افکندم
به دام صد بلا خود را
به یک پرواز بی هنگام
کردم مبتلا خود را
نه دستی داشتم بر سر
نه پایی داشتم در گل
به دست خویش کردم این
چنین بی دست و پا خود را
✍#وحشی_بافقی
🎤#حسن_
🍏🍎🍃
❤1
حبیب
بزن باران
🎼❤️🎼
بزن باران
بهاران فصل خون است
بزن باران
که صحرا لاله گون است
بزن باران
که به چشمان یاران، جهان
تاریک و دریا واژگون است
بزن باران
که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
بزن بارن
به نام هرچه خوبی ست ...
🗣#حبیب_محبیان
✅✍#محمد_ جلالی چیمه متخلص به سحر
❌✍# وحشی_بافقی❌❌
🍏🍎🍃
بزن باران
بهاران فصل خون است
بزن باران
که صحرا لاله گون است
بزن باران
که به چشمان یاران، جهان
تاریک و دریا واژگون است
بزن باران
که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
بزن بارن
به نام هرچه خوبی ست ...
🗣#حبیب_محبیان
✅✍#محمد_ جلالی چیمه متخلص به سحر
❌✍# وحشی_بافقی❌❌
🍏🍎🍃
👌1
○
امشب
هر درختی به اندازه ترس من برگ دارد
جرات حرف در هرم دیدار حل شد
ای سرآغازهای ملون !
چشمهای مرا در وزشهای جادو حمایت کنید
من هنوز
موهبتهای مجهول شب را
خواب میبینم ...
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
امشب
هر درختی به اندازه ترس من برگ دارد
جرات حرف در هرم دیدار حل شد
ای سرآغازهای ملون !
چشمهای مرا در وزشهای جادو حمایت کنید
من هنوز
موهبتهای مجهول شب را
خواب میبینم ...
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
❤1
تکیه گاه
امید
🎼❤️🎼
🗣#امید
🎼تکیه گاه
-------------------------------
مرا؛ ای عشق! بسوزان
در تنور داغ سر مستی
و تو؛ ای باد
ببر خاکسترم را
تا تهِ بغض جهان
تا بیکران
تا آخر هستی!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#امید
🎼تکیه گاه
-------------------------------
مرا؛ ای عشق! بسوزان
در تنور داغ سر مستی
و تو؛ ای باد
ببر خاکسترم را
تا تهِ بغض جهان
تا بیکران
تا آخر هستی!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز یکشنبه ☀️🐓
☀️۶ مهر ۱۴۰۴
🌙۵ربیع الثانی ۱۴۴۷
🌲۲۸سپتامبر ۲۰۲۵
--------☔️---☔️-----☔️------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
🍂🍃🍂
---------------------
تنها راه لذت بردن از زندگی
پذیرش این واقعیت است که
زندگی یک جریان و فرایند است
و نه رسیدن به یک مقصد
پس منتظر زندگی نباشیم
بلکه هر آن و لحظه را زندگی کنیم!
----------------
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
قدم های زندگی در مسیری سبز
-----------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز یکشنبه ☀️🐓
☀️۶ مهر ۱۴۰۴
🌙۵ربیع الثانی ۱۴۴۷
🌲۲۸سپتامبر ۲۰۲۵
--------☔️---☔️-----☔️------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
🍂🍃🍂
---------------------
تنها راه لذت بردن از زندگی
پذیرش این واقعیت است که
زندگی یک جریان و فرایند است
و نه رسیدن به یک مقصد
پس منتظر زندگی نباشیم
بلکه هر آن و لحظه را زندگی کنیم!
----------------
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
قدم های زندگی در مسیری سبز
-----------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
○
الهی!
سینهای ده آتش افروز
در آن سینه
دلی وان دل همه سوز
هر آن دل را که
سوزی نیست، دل نیست
دل افسرده
غیر از آب و گل نیست
دلم پر شعله
گردان، سینه پردود
زبانم کن به گفتن آتش آلود
کرامت کن؛
درونی درد پرورد
دلی در وی
درون درد و برون درد
به سوزی ده کلامم را روایی
کز آن گرمی کند آتش گدایی
دلم را داغ عشقی بر جبین نه
زبانم را بیانی آتشین ده
سخن کز سوز دل تابی ندارد
چکد گر آب ازو، آبی ندارد
دلی افسرده دارم سخت بی نور
چراغی زو به غایت روشنی دور
بده گرمی... دل افسردهام را
فروزان کن، چراغ مردهام را
✍#وحشی_بافقی
🍏🍎🍃
الهی!
سینهای ده آتش افروز
در آن سینه
دلی وان دل همه سوز
هر آن دل را که
سوزی نیست، دل نیست
دل افسرده
غیر از آب و گل نیست
دلم پر شعله
گردان، سینه پردود
زبانم کن به گفتن آتش آلود
کرامت کن؛
درونی درد پرورد
دلی در وی
درون درد و برون درد
به سوزی ده کلامم را روایی
کز آن گرمی کند آتش گدایی
دلم را داغ عشقی بر جبین نه
زبانم را بیانی آتشین ده
سخن کز سوز دل تابی ندارد
چکد گر آب ازو، آبی ندارد
دلی افسرده دارم سخت بی نور
چراغی زو به غایت روشنی دور
بده گرمی... دل افسردهام را
فروزان کن، چراغ مردهام را
✍#وحشی_بافقی
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
این جا کسیست پنهان
دامان من گرفته
خود را سپس کشیده
پیشان من گرفته
این جا کسیست پنهان،
چون جان و
خوشتر از جان
باغی بهمن نموده
ایوان من گرفته
این جا کسیست پنهان
همچون خیال در دل
اما فروغ رویَش
ارکان من گرفته
من خسته گِرد عالم
درمان ز کس ندیدم
تا درد عشق دیدم
درمان من گرفته_
✍#حضرت_مولانا
🍏🍎🍃
این جا کسیست پنهان
دامان من گرفته
خود را سپس کشیده
پیشان من گرفته
این جا کسیست پنهان،
چون جان و
خوشتر از جان
باغی بهمن نموده
ایوان من گرفته
این جا کسیست پنهان
همچون خیال در دل
اما فروغ رویَش
ارکان من گرفته
من خسته گِرد عالم
درمان ز کس ندیدم
تا درد عشق دیدم
درمان من گرفته_
✍#حضرت_مولانا
🍏🍎🍃
❤1
○
پروانه است، صبح
که از پیله ی آفرینش
طلوع می کند
و تاب گیسوان آفتاب
بال های گشوده ی فرشتگان
آواز خوش گنجشک ها؛
تلاوت مصحفِ گشوده ی حضور است
و یاد تو؛
تقدّس آیه آیه هایِ
مطهّر عشق...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
صبح تون به خیر روزتان شاد
🍏🍎🍃
پروانه است، صبح
که از پیله ی آفرینش
طلوع می کند
و تاب گیسوان آفتاب
بال های گشوده ی فرشتگان
آواز خوش گنجشک ها؛
تلاوت مصحفِ گشوده ی حضور است
و یاد تو؛
تقدّس آیه آیه هایِ
مطهّر عشق...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
صبح تون به خیر روزتان شاد
🍏🍎🍃
❤1
زندگی خوب است
Alireza Ghorbani
🎼❤️🎼
تا وقتی...
خورشید؛ طلوع می کند
و آفتاب در قابِ پنجره ها؛
لبخند می زند؛ تا وقتی
جوانه ها، می شکفند
و گنجشک ها؛ کولی های
شاد اوازه خوانند بر
شاخه هایِ سبزِ زندگی...
تا وقتی باران بر گونه هایِ
خاک عاشقانه بوسه می زند
و بذرها می زایند؛
عشق در رگ هایِ حیات
جاری ست و با درخشش عشق؛ چراغِ امید فروزان است و زندگی همچنان زیباست...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
تا وقتی...
خورشید؛ طلوع می کند
و آفتاب در قابِ پنجره ها؛
لبخند می زند؛ تا وقتی
جوانه ها، می شکفند
و گنجشک ها؛ کولی های
شاد اوازه خوانند بر
شاخه هایِ سبزِ زندگی...
تا وقتی باران بر گونه هایِ
خاک عاشقانه بوسه می زند
و بذرها می زایند؛
عشق در رگ هایِ حیات
جاری ست و با درخشش عشق؛ چراغِ امید فروزان است و زندگی همچنان زیباست...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1