📚
جای خالی سلوچ دومین رمان دولت آبادی است. محل وقوع داستان، روستای زمینج است. روستایی کویری، با مردمی فقیر. شخصیتهای اصلی داستان خانوادهی سلوچ هستند. “سلوچ” مقنّی و کارگر است. همسرش “مرگان” زنی است میانسال که درخانههای اهالی کار میکند تا نانی به خانه بیاورد. پسر بزرگتر “عباس” که عاشق قمار است و دزدیدن پول برادر کوچکتر. “ابراو” ــ پسر کوچکترـ نوجوانی است گریزان از فقر خانواده که تن به هر کاری میدهد تا گرد فقر را از خانه دور کند. “هاجر” هم دختر مرگان و سلوچ است که حضوری شبحوار در خانه دارد.
نویسنده#محمود_دولت آبادی
رمان#جای_خالی_سلوچ
🍏🍎🍃
جای خالی سلوچ دومین رمان دولت آبادی است. محل وقوع داستان، روستای زمینج است. روستایی کویری، با مردمی فقیر. شخصیتهای اصلی داستان خانوادهی سلوچ هستند. “سلوچ” مقنّی و کارگر است. همسرش “مرگان” زنی است میانسال که درخانههای اهالی کار میکند تا نانی به خانه بیاورد. پسر بزرگتر “عباس” که عاشق قمار است و دزدیدن پول برادر کوچکتر. “ابراو” ــ پسر کوچکترـ نوجوانی است گریزان از فقر خانواده که تن به هر کاری میدهد تا گرد فقر را از خانه دور کند. “هاجر” هم دختر مرگان و سلوچ است که حضوری شبحوار در خانه دارد.
نویسنده#محمود_دولت آبادی
رمان#جای_خالی_سلوچ
🍏🍎🍃
❤1🙏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📕
با کتاب از زشتیهای زندگی رها شویم... به اسرار نهفته ی جهانِ درون راهی بجوییم و با ناشناخته های جهان بیرون بیشتر ... آشنا شویم...
🍏🍎🍃
با کتاب از زشتیهای زندگی رها شویم... به اسرار نهفته ی جهانِ درون راهی بجوییم و با ناشناخته های جهان بیرون بیشتر ... آشنا شویم...
🍏🍎🍃
👌2🙏1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
بیا ...
تا در قمار عشق
به هم ببازیم
تو چشم هایت را؛
و من؛ تمامِ
نا تمامم را...
Come
In gambling of love ,
Let ٫ s lose to each other ,
You lose your eyes to me ,
And I ...
I lose my whole unfinished integrity ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
بیا ...
تا در قمار عشق
به هم ببازیم
تو چشم هایت را؛
و من؛ تمامِ
نا تمامم را...
Come
In gambling of love ,
Let ٫ s lose to each other ,
You lose your eyes to me ,
And I ...
I lose my whole unfinished integrity ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤4👌1
مونس شبهای من ، علیرضا افتخاری
@musicema2
🎼❤️🎼
🎼مونس شبهای من
🗣#علیرضا_افتخاری
_تو کجایی؟
که آسمان کبود...
زخمی ِ شب است؛
و قلب چلچله ها؛
نبض بیقرار ثانیه هاست-...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🎼مونس شبهای من
🗣#علیرضا_افتخاری
_تو کجایی؟
که آسمان کبود...
زخمی ِ شب است؛
و قلب چلچله ها؛
نبض بیقرار ثانیه هاست-...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز پنجشنبه. ☀️🐓
☀️۱۳ شهریور ۱۴۰۴
🌙۱۱ربیع الاول ۱۴۴۷
🌲۴ سپتامبر ۲۰۲۵
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق
💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃
--------------------
----------------------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی،
آرامش و موفقیت
💫🌙🌔🌕
---------------------
اعتراف به تمام خوبیها و نعمتهایی که همین الان در زندگی دارید، شالوده تمام فراوانیهاست.
#اکهارت_توله
----------------------------
قدم های زندگی در مسیری سبز و شکوفا... پایان هفته خوشی داشته باشید
🍏🍎🍃
🗓 امروز پنجشنبه. ☀️🐓
☀️۱۳ شهریور ۱۴۰۴
🌙۱۱ربیع الاول ۱۴۴۷
🌲۴ سپتامبر ۲۰۲۵
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق
💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃
--------------------
----------------------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی،
آرامش و موفقیت
💫🌙🌔🌕
---------------------
اعتراف به تمام خوبیها و نعمتهایی که همین الان در زندگی دارید، شالوده تمام فراوانیهاست.
#اکهارت_توله
----------------------------
قدم های زندگی در مسیری سبز و شکوفا... پایان هفته خوشی داشته باشید
🍏🍎🍃
❤2🥰1
○
دلا بسوز که سوزِ تو کارها بِکُنَد
نیازِ نیمْشبی دفعِ صد بلا بِکُنَد
عِتابِ یارِ پریچهره عاشقانه بکَش
که یک کرشمه تلافیِّ صد جفا بکُند
ز مُلک تا ملکوتش حجاب بردارند
هر آن که خدمتِ جامِ جهاننما بکُند
طبیبِ عشق
مسیحادَم است و
مُشفِق، لیک
چو دَرد در تو نبیند
که را دوا بکُند؟
تو با خدایِ خود
انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر
نکند مُدَّعی، خدا بکُند
ز بختِ خفته ملولم،
بُوَد که بیداری
به وقتِ فاتحهٔ صبح،
یک دعا بکُند؟
بسوخت حافظ و
بویی به زلفِ یار نَبُرد
مگر دِلالتِ این دولتش صبا بکُند
حضرت#حافظ
🍏🍎🍃
دلا بسوز که سوزِ تو کارها بِکُنَد
نیازِ نیمْشبی دفعِ صد بلا بِکُنَد
عِتابِ یارِ پریچهره عاشقانه بکَش
که یک کرشمه تلافیِّ صد جفا بکُند
ز مُلک تا ملکوتش حجاب بردارند
هر آن که خدمتِ جامِ جهاننما بکُند
طبیبِ عشق
مسیحادَم است و
مُشفِق، لیک
چو دَرد در تو نبیند
که را دوا بکُند؟
تو با خدایِ خود
انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر
نکند مُدَّعی، خدا بکُند
ز بختِ خفته ملولم،
بُوَد که بیداری
به وقتِ فاتحهٔ صبح،
یک دعا بکُند؟
بسوخت حافظ و
بویی به زلفِ یار نَبُرد
مگر دِلالتِ این دولتش صبا بکُند
حضرت#حافظ
🍏🍎🍃
❤1👏1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
سلام آینهی
آفتابزادهی من!
صَبیحِ جبههفروزِ
جبینگشادهی من!
اتاق را همه
خورشید میکنی هر صبح
سلام آینهی روی رَف نهادهی من!
همه کدورتِ پیچید
ه در تو نقشِ من است
مگر نه آینهای تو؟
زلالِ سادهی من!
به برگهای گل
از تو غبار روبم، اگر
خزان امان دهدم
هست این ارادهی من
فرشته عشق نداند
که گفت؟ اینک تو
فرشتهی همه هستی
به عشق دادهی من!
تو را چه کار که
سرو ایستاده میمیرد؟
همیشه سبز بمان
سروِ ایستادهی من!
به تو رسیدن و ماندن
خوش است خانهی امن!
نهایتِ سفر!
ای انتهای جادهی من....!
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
سلام آینهی
آفتابزادهی من!
صَبیحِ جبههفروزِ
جبینگشادهی من!
اتاق را همه
خورشید میکنی هر صبح
سلام آینهی روی رَف نهادهی من!
همه کدورتِ پیچید
ه در تو نقشِ من است
مگر نه آینهای تو؟
زلالِ سادهی من!
به برگهای گل
از تو غبار روبم، اگر
خزان امان دهدم
هست این ارادهی من
فرشته عشق نداند
که گفت؟ اینک تو
فرشتهی همه هستی
به عشق دادهی من!
تو را چه کار که
سرو ایستاده میمیرد؟
همیشه سبز بمان
سروِ ایستادهی من!
به تو رسیدن و ماندن
خوش است خانهی امن!
نهایتِ سفر!
ای انتهای جادهی من....!
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
باز روزی نو در راه است
و تو بايد كه مسلح باشی
با عشق، انديشه، ايمان، شادی
چارهیی نيست عزيز من!
سهم ما از ميلياردها سال حيات و حركت، ذرهٔ بسيار ناچيزیست؛ اين سهم را چه كسی به تو حق داد كه با خستگی و پيری روح با بلاتكليفی، با كسالت، دودلی به تباهی بكشی؟
باور كن! ... زندگی را پر بايد كرد.
✍ #نادر_ابراهیمی
📕 یک عاشقانهٓ آرام
پایان هفته تان به عشق و شادی
🍏🍎🍃
باز روزی نو در راه است
و تو بايد كه مسلح باشی
با عشق، انديشه، ايمان، شادی
چارهیی نيست عزيز من!
سهم ما از ميلياردها سال حيات و حركت، ذرهٔ بسيار ناچيزیست؛ اين سهم را چه كسی به تو حق داد كه با خستگی و پيری روح با بلاتكليفی، با كسالت، دودلی به تباهی بكشی؟
باور كن! ... زندگی را پر بايد كرد.
✍ #نادر_ابراهیمی
📕 یک عاشقانهٓ آرام
پایان هفته تان به عشق و شادی
🍏🍎🍃
❤1👌1
Love Story
Edward Simoni
🎼❤️🎼
🎼 داستان عشق
#پانفلوت
🎵# Edward
---------------------
YOU smiled and talked to me of nothing
and I felt that for this I had been waiting long.
تو لبخند زدی
و با من سخن گفتی از هیچ!
و من حس میکنم که چه طولانی
انتظار کشیده ام
این لحظه را
#رابیندرانات_تاگور
🍏🍎🍃
🎼 داستان عشق
#پانفلوت
🎵# Edward
---------------------
YOU smiled and talked to me of nothing
and I felt that for this I had been waiting long.
تو لبخند زدی
و با من سخن گفتی از هیچ!
و من حس میکنم که چه طولانی
انتظار کشیده ام
این لحظه را
#رابیندرانات_تاگور
🍏🍎🍃
❤1🙏1