عشق است
محمدعلی بهمنی
●
✍#محمدعلی بهمنی
🎤#پرویز پرستویی
-----------------------------
دلم جرات اش قطره ای بیش نیست؛
تو ای عشق: او را به دریا ببر
جواب سوالم تو باشی
اگر ز دنیا ندارم سوالی دگر
که من پاسخی چون تو می خواستم
مباد آرزویم از این بیشتر
که من پاسخی چون تو می خواستم
شگفتا دلم میزند باز پر
نفسگیر گردیده آرامشم
خوشا بار دیگر هوی خطر
نشستم به بامی که بامیش نیست!
🍏🍎🍃
✍#محمدعلی بهمنی
🎤#پرویز پرستویی
-----------------------------
دلم جرات اش قطره ای بیش نیست؛
تو ای عشق: او را به دریا ببر
جواب سوالم تو باشی
اگر ز دنیا ندارم سوالی دگر
که من پاسخی چون تو می خواستم
مباد آرزویم از این بیشتر
که من پاسخی چون تو می خواستم
شگفتا دلم میزند باز پر
نفسگیر گردیده آرامشم
خوشا بار دیگر هوی خطر
نشستم به بامی که بامیش نیست!
🍏🍎🍃
❤1👌1
●
محمدعلی بهمنی🕊 از نسلِ غزلسرایانی است که پس از نوجوییهای شهریار، سایه (و تاحدّی رهیِ معیری) به تجربهگری در این قالبِ باظرفیت پرداخت. البته سیاوشِ کسرایی، حسینِ منزوی، شفیعیِ کدکنی، سیاوشِ مطهری و دیگران نیز از همراهانِ این قافله بودند. سالِ ۱۳۵۰ با انتشارِ «حنجرهٔ زخمیِ تغزّل» اثرِ منزوی و «باغِ لالِ» بهمنی، غزلِ امروز که البته سالها توجهها را جلبکردهبود و بهرسمیّتشناختهشدهبود، حضورش را بهعنوانِ گونهای جدّی در میان دیگر گونههای شعرِ امروز تثبیتکرد؛ جریانی که "غزلِ مدرن" خوانده شد و خوشبختانه تابهامروز نیز دنبالشدهاست. بهمنی در سراسرِ این چنددهه هیچگاه این نوجوییها را رهانکرد. او حتّی از مدافعانِ غزلِ «پستمدرنِ» سالهای اخیر نیز هست! بهمنی برای هرچه نوترشدنِ غزلش، در دفترِ «من زندهام هنوز و غزل فکرمیکنم» گاه حتّی برخی مصراعها را پلّکانی ثبتکردهاست.
بهمنی خود تصریحکرده نوجویی در غزلش را وامدارِ نگاهِ نیما به شعر است:
_ جسمم غزل است اما روحم همه نیمایی است
در آینهٔ تلفیق این چهره تماشایی است
_ چترِ نیما است بهسر دارد و میبالد لیک
عطشی میکشدش از پیِ بارانِ دگر
غزلِ بهمنی درقیاسبا غزلِ سایه و منزوی، زبان و بیانی تازهتر و مضامین و حالوهوایی امروزیتر دارد. او گاه مصراعها را با «واو» آغازمیکند، از عناوینِ «آقا» و «خانم» برای خطاب بهرهمیگیرد و آوردن «ها!» برای بیانِ تأکید، پرسش، اظهارِ شگفتی و دیگر مقاصد، از ویژگیهای سبکیِ اوست. او گاه حتّی در برخی از غزلها یا بهتر است بگوییم غزلوارههایش، پرواندارد در برخی مصراعها ارکانی از وزن کم یا زیاد شود:
( ازجمله شعرِ: «حیفْ انسانام و میدانم تا همیشه تنها هستم» ).
بهمنی در بهرهگیری از مؤلفههای زبانِ محاوره نیز بسیار دستودلبازانه عملمیکند.
از دیگر ویژگیهای شعرِ او حضورِ پررنگِ دریا و اصطلاحات و مضامینِ وابستهبه آن (بندر، شرجی، موج، ماهی، ساحل) است. این ویژگی از تجربههای زندگیِ شاعر به شعرش راهیافته و مقلدانه نیست. در میانِ شاعرانِ معاصر، نیما و آتشی از آغازگرانِ این مؤلفه بودند. او حتی غزلِ زیبایی دریا را «خواهرِ» خود خواندهاست و خود جایی اشارهکرده این تعبیرِ زیبا را از زبانِ مردمانِ جنوب شنیده:
دریا شدهاست خواهر و من هم برادرش
شاعرتر از همیشه نشستم برابرش
خواهر سلام! با غزلی نیمه آمدم
تا با شما قشنگ شود نیمِ دیگرش
شعرِ بهمنی همچون هر شعرِ خوبی قابلیّتِ بالایی دارد برای بهخاطرسپردهشدن. او خود نیز سروده:
من از تبارِ غزلهای سهلوممتنع ام
که هرکه هوش سپردهاست، ازبرمکردهاست
طیّ سالیانی که مهمانِ خوانِ بیدریغِ شعر بهمنی بودهام، ابیاتِ فراوانی را از او بهخاطرسپردم یا مضمونِشان را درخاطر دارم. ازجمله این ابیات:
_ زخم آنچنان بزن
که به رستم شغاد زد
زخمی که حیله بر جگرِ اعتماد زد
_ تا نیمه چرا ای دوست،
لاجرعه مرا سرکش
من فلسفهای دارم
یا خالی و یا لبریز
_ دیرسالی است که
در من جاری است
عاشقی نقلیِ استمراری است
_ وحشتنکنید، آدمیزاده است
از چهره فقط نقابش افتادهاست
_ من شاعر ام و
روزوشبام فرقندارد
آرام چه میجویی
از این زادهٔ اضداد؟!
_ شبیخونخورده را
میمانم و میدانم این را هم
که میگیرد ز من
جادوی تو چون عقل دین را هم
_ پرنقشتر از
فرشِ دلم بافتهای نیست
از بس که گرهزد
به گره حوصلهها را
_ در آن هوای دلگیر،
وقتی غروب میشد
گویی بهجای خورشید
من زخم خوردهبودم
_ پدرم خواست
که فرزندِ مطیعی باشم
شعر پیداشد و
من آنچه نباید گشتم!
#احمدرضا_بهرامپورعمران
🍏🍎🍃
محمدعلی بهمنی🕊 از نسلِ غزلسرایانی است که پس از نوجوییهای شهریار، سایه (و تاحدّی رهیِ معیری) به تجربهگری در این قالبِ باظرفیت پرداخت. البته سیاوشِ کسرایی، حسینِ منزوی، شفیعیِ کدکنی، سیاوشِ مطهری و دیگران نیز از همراهانِ این قافله بودند. سالِ ۱۳۵۰ با انتشارِ «حنجرهٔ زخمیِ تغزّل» اثرِ منزوی و «باغِ لالِ» بهمنی، غزلِ امروز که البته سالها توجهها را جلبکردهبود و بهرسمیّتشناختهشدهبود، حضورش را بهعنوانِ گونهای جدّی در میان دیگر گونههای شعرِ امروز تثبیتکرد؛ جریانی که "غزلِ مدرن" خوانده شد و خوشبختانه تابهامروز نیز دنبالشدهاست. بهمنی در سراسرِ این چنددهه هیچگاه این نوجوییها را رهانکرد. او حتّی از مدافعانِ غزلِ «پستمدرنِ» سالهای اخیر نیز هست! بهمنی برای هرچه نوترشدنِ غزلش، در دفترِ «من زندهام هنوز و غزل فکرمیکنم» گاه حتّی برخی مصراعها را پلّکانی ثبتکردهاست.
بهمنی خود تصریحکرده نوجویی در غزلش را وامدارِ نگاهِ نیما به شعر است:
_ جسمم غزل است اما روحم همه نیمایی است
در آینهٔ تلفیق این چهره تماشایی است
_ چترِ نیما است بهسر دارد و میبالد لیک
عطشی میکشدش از پیِ بارانِ دگر
غزلِ بهمنی درقیاسبا غزلِ سایه و منزوی، زبان و بیانی تازهتر و مضامین و حالوهوایی امروزیتر دارد. او گاه مصراعها را با «واو» آغازمیکند، از عناوینِ «آقا» و «خانم» برای خطاب بهرهمیگیرد و آوردن «ها!» برای بیانِ تأکید، پرسش، اظهارِ شگفتی و دیگر مقاصد، از ویژگیهای سبکیِ اوست. او گاه حتّی در برخی از غزلها یا بهتر است بگوییم غزلوارههایش، پرواندارد در برخی مصراعها ارکانی از وزن کم یا زیاد شود:
( ازجمله شعرِ: «حیفْ انسانام و میدانم تا همیشه تنها هستم» ).
بهمنی در بهرهگیری از مؤلفههای زبانِ محاوره نیز بسیار دستودلبازانه عملمیکند.
از دیگر ویژگیهای شعرِ او حضورِ پررنگِ دریا و اصطلاحات و مضامینِ وابستهبه آن (بندر، شرجی، موج، ماهی، ساحل) است. این ویژگی از تجربههای زندگیِ شاعر به شعرش راهیافته و مقلدانه نیست. در میانِ شاعرانِ معاصر، نیما و آتشی از آغازگرانِ این مؤلفه بودند. او حتی غزلِ زیبایی دریا را «خواهرِ» خود خواندهاست و خود جایی اشارهکرده این تعبیرِ زیبا را از زبانِ مردمانِ جنوب شنیده:
دریا شدهاست خواهر و من هم برادرش
شاعرتر از همیشه نشستم برابرش
خواهر سلام! با غزلی نیمه آمدم
تا با شما قشنگ شود نیمِ دیگرش
شعرِ بهمنی همچون هر شعرِ خوبی قابلیّتِ بالایی دارد برای بهخاطرسپردهشدن. او خود نیز سروده:
من از تبارِ غزلهای سهلوممتنع ام
که هرکه هوش سپردهاست، ازبرمکردهاست
طیّ سالیانی که مهمانِ خوانِ بیدریغِ شعر بهمنی بودهام، ابیاتِ فراوانی را از او بهخاطرسپردم یا مضمونِشان را درخاطر دارم. ازجمله این ابیات:
_ زخم آنچنان بزن
که به رستم شغاد زد
زخمی که حیله بر جگرِ اعتماد زد
_ تا نیمه چرا ای دوست،
لاجرعه مرا سرکش
من فلسفهای دارم
یا خالی و یا لبریز
_ دیرسالی است که
در من جاری است
عاشقی نقلیِ استمراری است
_ وحشتنکنید، آدمیزاده است
از چهره فقط نقابش افتادهاست
_ من شاعر ام و
روزوشبام فرقندارد
آرام چه میجویی
از این زادهٔ اضداد؟!
_ شبیخونخورده را
میمانم و میدانم این را هم
که میگیرد ز من
جادوی تو چون عقل دین را هم
_ پرنقشتر از
فرشِ دلم بافتهای نیست
از بس که گرهزد
به گره حوصلهها را
_ در آن هوای دلگیر،
وقتی غروب میشد
گویی بهجای خورشید
من زخم خوردهبودم
_ پدرم خواست
که فرزندِ مطیعی باشم
شعر پیداشد و
من آنچه نباید گشتم!
#احمدرضا_بهرامپورعمران
🍏🍎🍃
👌2
Shangar | mn ba bi to
Rejin
🎼❤️🎼
🎼『کوردی』
این همه گنجشک، بر یک درخت
این همه آواز، با یک نت
این همه چتر، در یک باران
این همه تنهایی،
در یک شهر...
#محمد_علی_بهمنی
🍏🍎🍃
🎼『کوردی』
این همه گنجشک، بر یک درخت
این همه آواز، با یک نت
این همه چتر، در یک باران
این همه تنهایی،
در یک شهر...
#محمد_علی_بهمنی
🍏🍎🍃
❤1👌1
📕
در میان ما گناه و بیداد و وسوسه هست، و با این همه، و با این همه جایی روی زمین آدمی مقدس و والا هست. او حقیقت را در اختیار دارد؛ او حقیقت را میشناسد؛ بنابراین حقیقت بر روی زمین نمرده است و مظهر حقیقت روزی به سراغ ما هم میآید و مطابق پیمان بر عالم و آدم فرمان میراند.
✍#داستایوفسکی
🍏🍎🍃
در میان ما گناه و بیداد و وسوسه هست، و با این همه، و با این همه جایی روی زمین آدمی مقدس و والا هست. او حقیقت را در اختیار دارد؛ او حقیقت را میشناسد؛ بنابراین حقیقت بر روی زمین نمرده است و مظهر حقیقت روزی به سراغ ما هم میآید و مطابق پیمان بر عالم و آدم فرمان میراند.
✍#داستایوفسکی
🍏🍎🍃
👌2
برادران کارامازوف - 52
فئودور داستایفسکی
📕✨📕
#برادران_كارامازوف
#فئودور_داستايفسكى
آیا آدم می تواند داور هم نوعانش باشد و ایمانش را حفظ کند ؟
🍏🍎🍃
#برادران_كارامازوف
#فئودور_داستايفسكى
آیا آدم می تواند داور هم نوعانش باشد و ایمانش را حفظ کند ؟
🍏🍎🍃
🙏1👌1
Hafteh Khakestari
Farhad
🎼❤️🎼
فرهاد مهراد
نام آهنگ: هفته خاکستری
#فرهاد_مهراد
امروز ۹ شهریور سالروز درگذشت " فرهاد مهراد" آهنگساز و نوازنده و خواننده صاحبنام پاپ راک ایرانی
که نخستین آلبوم راک اند رول انگلیسی ایران را منتشر کرد ، آنچه او را از دیگر خوانندگان هم نسلش متمایز می کرد، خواندن ترانه های اجتماعی ست که در آثار موسیقی او متبلور است این عنصر در مضامین تمامی ترانه های او به چشم می خورد .
یاد و خاطره اش سبز و گرامی🕊
🍏🍎🍃
فرهاد مهراد
نام آهنگ: هفته خاکستری
#فرهاد_مهراد
امروز ۹ شهریور سالروز درگذشت " فرهاد مهراد" آهنگساز و نوازنده و خواننده صاحبنام پاپ راک ایرانی
که نخستین آلبوم راک اند رول انگلیسی ایران را منتشر کرد ، آنچه او را از دیگر خوانندگان هم نسلش متمایز می کرد، خواندن ترانه های اجتماعی ست که در آثار موسیقی او متبلور است این عنصر در مضامین تمامی ترانه های او به چشم می خورد .
یاد و خاطره اش سبز و گرامی🕊
🍏🍎🍃
🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
○
"صمد بهرنگی" از آغاز تا پایان ...
اگر يك وقتي ناچار با مرگ رو به رو شدم – كه مي شوم – مهم نيست ، مهم اين است كه زندگي يا مرگ من چه اثري در زندگي ديگران داشته باشد .....
✍#صمد_بهرنگی
🍏🍎🍃
"صمد بهرنگی" از آغاز تا پایان ...
اگر يك وقتي ناچار با مرگ رو به رو شدم – كه مي شوم – مهم نيست ، مهم اين است كه زندگي يا مرگ من چه اثري در زندگي ديگران داشته باشد .....
✍#صمد_بهرنگی
🍏🍎🍃
👍1🙏1🕊1
●
تو را گم میکنم
هر روز و پیدا میکنم هر شب
بدین سان خوابها را
با تو زیبا میکنم هر شب
تبی این گاه را،
چون کوه سنگین میکند آنگاه
چه آتشها که در
این کوه برپا میکنم هر شب
تماشایی است پیچ و
تاب آتشها. خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را
تماشا میکنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن
که تا باور کنیای دوست
چگونه با جنون خود
مدارا میکنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده
از گرمای دست تو
که این یخ کرده را
از بیکسیها میکنم هرشب
تمام سایهها را
میکشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم
شهر حاشا میکنم هر شب
دلم فریاد میخواهد،
ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار
نجوا میکنم هر شب
کجا دنبال مفهومی
برای عشق میگردی؟
که من این واژه را تا صبح
معنا میکنم هر شب
✍#محمدعلی_بهمنی
🍏🍎🍃
تو را گم میکنم
هر روز و پیدا میکنم هر شب
بدین سان خوابها را
با تو زیبا میکنم هر شب
تبی این گاه را،
چون کوه سنگین میکند آنگاه
چه آتشها که در
این کوه برپا میکنم هر شب
تماشایی است پیچ و
تاب آتشها. خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را
تماشا میکنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن
که تا باور کنیای دوست
چگونه با جنون خود
مدارا میکنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده
از گرمای دست تو
که این یخ کرده را
از بیکسیها میکنم هرشب
تمام سایهها را
میکشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم
شهر حاشا میکنم هر شب
دلم فریاد میخواهد،
ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار
نجوا میکنم هر شب
کجا دنبال مفهومی
برای عشق میگردی؟
که من این واژه را تا صبح
معنا میکنم هر شب
✍#محمدعلی_بهمنی
🍏🍎🍃
❤1🙏1
ناصر عبداللهی - مثل روزای بارونی
@moziku
🎼❤️🎼
🗣#ناصر_عبدالهی
✍#محمد_علی_بهمنی
--------------------------
یه روز دلم گرفته بود مثل روزای بارونی
از اون هواها که خودت حال و هواشو می دونی
اگه بشه با واژه ها حالمو تعریف بکنم
تو هم منو ، شعر منو با همه حست می خونی
یه حالی داشتم که نگو ، یه حالی داشتم که نپرس
یه تیکه از روحمو من جایی گذاشتم که نپرس ...
🍏🍎🍃
🗣#ناصر_عبدالهی
✍#محمد_علی_بهمنی
--------------------------
یه روز دلم گرفته بود مثل روزای بارونی
از اون هواها که خودت حال و هواشو می دونی
اگه بشه با واژه ها حالمو تعریف بکنم
تو هم منو ، شعر منو با همه حست می خونی
یه حالی داشتم که نگو ، یه حالی داشتم که نپرس
یه تیکه از روحمو من جایی گذاشتم که نپرس ...
🍏🍎🍃
❤1👌1