○
این را چه میگویی، که شبی، یا روزی، دیوی به خلوتگاهت بیاید و به تو بگوید: "باید این زندگی را، که الآن میگذرانی، باز هم بگذرانی. آن هم نه یک بار و دو بار، بلکه بینهایت بار! هیچ چیزِ نوئی هم در آن نخواهد بود، بلکه هر درد و هر شادی، هر فکر و هر آه، و هر چیزی که در این زندگیات از خیلی بزرگ تا خیلی کوچک داشتهای، فقط همان ها برایت تکرار میشود. همگی هم درست با همین ترتیب و توالی که در این زندگیات داشتهاند. حتی این عنکبوتی که الان در این خلوتگاهت است، این مهتابی که میان درختهاست، همین طور خودِ این لحظه، خودِ من. همۀ این ها تکرار شود. دنیا مثل ساعتی شنی بشود که یکسر سر و ته می شود، و تو هم، ای ذرهای خاک، تو هم یکسر با آن سر و ته شدنها هی میروی و برمیگردی."
وقتی او این را گفت، آیا تو خود را به زمین نخواهی زد؟ دندانهایت را بر هم نخواهی سایید؟ دیوی را که چنین چیزی گفته است دشنام نخواهی داد؟ یا این که آن لحظه، لحظهای بزرگ برایت خواهد بود، و تو در آن لحظه به او خواهی گفت: "تو خدا هستی. من هیچ گاه چیزی بهتر از این نشنیدهام؟"
اگر این بازگشت در توانت نباشد، فکرش تو را دیگرگون خواهد ساخت، و شاید له خواهد کرد. آن سؤالی که راجع به کلِ چیزها و تک تکشان می گوید، "آیا می خواهی این همچنان و بینهایت بار تکرار شود"، بار سنگینی برایت میشود که هر کارِ تو را سنگین خواهد کرد. یا این که نه؟ آنقدر خودت و زندگیات را دوست داری که آرزویی جز تحقق یافتن این بازگشت، و مُهر قطعیت و جاودانی بر آن خوردن، نخواهی داشت؟
✍#فریدریش_نیچه
📕# حکمت شادان
🍏🍎🍃
این را چه میگویی، که شبی، یا روزی، دیوی به خلوتگاهت بیاید و به تو بگوید: "باید این زندگی را، که الآن میگذرانی، باز هم بگذرانی. آن هم نه یک بار و دو بار، بلکه بینهایت بار! هیچ چیزِ نوئی هم در آن نخواهد بود، بلکه هر درد و هر شادی، هر فکر و هر آه، و هر چیزی که در این زندگیات از خیلی بزرگ تا خیلی کوچک داشتهای، فقط همان ها برایت تکرار میشود. همگی هم درست با همین ترتیب و توالی که در این زندگیات داشتهاند. حتی این عنکبوتی که الان در این خلوتگاهت است، این مهتابی که میان درختهاست، همین طور خودِ این لحظه، خودِ من. همۀ این ها تکرار شود. دنیا مثل ساعتی شنی بشود که یکسر سر و ته می شود، و تو هم، ای ذرهای خاک، تو هم یکسر با آن سر و ته شدنها هی میروی و برمیگردی."
وقتی او این را گفت، آیا تو خود را به زمین نخواهی زد؟ دندانهایت را بر هم نخواهی سایید؟ دیوی را که چنین چیزی گفته است دشنام نخواهی داد؟ یا این که آن لحظه، لحظهای بزرگ برایت خواهد بود، و تو در آن لحظه به او خواهی گفت: "تو خدا هستی. من هیچ گاه چیزی بهتر از این نشنیدهام؟"
اگر این بازگشت در توانت نباشد، فکرش تو را دیگرگون خواهد ساخت، و شاید له خواهد کرد. آن سؤالی که راجع به کلِ چیزها و تک تکشان می گوید، "آیا می خواهی این همچنان و بینهایت بار تکرار شود"، بار سنگینی برایت میشود که هر کارِ تو را سنگین خواهد کرد. یا این که نه؟ آنقدر خودت و زندگیات را دوست داری که آرزویی جز تحقق یافتن این بازگشت، و مُهر قطعیت و جاودانی بر آن خوردن، نخواهی داشت؟
✍#فریدریش_نیچه
📕# حکمت شادان
🍏🍎🍃
👌2
غزلیات حافظ 156
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ《156》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------
به حسن و خُلق و وفا کس به یارِ ما نرسد
تو را در این سخن، انکارِ کارِ ما نرسد
اگر چه حُسنفروشان به جلوه آمدهاند
کسی به حُسن و ملاحت به یارِ ما نرسد
به حق صحبت دیرین که هیچ محرمِ راز
به یارِ یک جهت حقگزارِ ما نرسد
هزار نقش برآید ز کِلکِ صُنع و یکی
به دلپذیری نقشِ نگارِ ما نرسد
هزار نقد به بازارِ کائنات آرند
یکی به سکهٔ صاحب عیارِ ما نرسد
دریغ قافله عمر کآن چنان رفتند
که گَردشان به هوایِ دیارِ ما نرسد
دلا ز رنجِ حسودان مرنج و واثق باش
که بد به خاطرِ امیدوارِ ما نرسد
چنان بِزی که اگر خاکِ ره شوی کس را
غبارِ خاطری از رهگذارِ ما نرسد
بسوخت حافظ و ترسم که شرحِ قصهٔ او
به سمعِ پادشهِ کامگارِ ما نرسد
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------
به حسن و خُلق و وفا کس به یارِ ما نرسد
تو را در این سخن، انکارِ کارِ ما نرسد
اگر چه حُسنفروشان به جلوه آمدهاند
کسی به حُسن و ملاحت به یارِ ما نرسد
به حق صحبت دیرین که هیچ محرمِ راز
به یارِ یک جهت حقگزارِ ما نرسد
هزار نقش برآید ز کِلکِ صُنع و یکی
به دلپذیری نقشِ نگارِ ما نرسد
هزار نقد به بازارِ کائنات آرند
یکی به سکهٔ صاحب عیارِ ما نرسد
دریغ قافله عمر کآن چنان رفتند
که گَردشان به هوایِ دیارِ ما نرسد
دلا ز رنجِ حسودان مرنج و واثق باش
که بد به خاطرِ امیدوارِ ما نرسد
چنان بِزی که اگر خاکِ ره شوی کس را
غبارِ خاطری از رهگذارِ ما نرسد
بسوخت حافظ و ترسم که شرحِ قصهٔ او
به سمعِ پادشهِ کامگارِ ما نرسد
🍏🍎🍃
❤1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
درود دوستانم عصر آدینه تان شاد
و دلپذیر
🍏🍎🍃
درود دوستانم عصر آدینه تان شاد
و دلپذیر
🍏🍎🍃
❤2
○
همهی ما تنها در جستجوی یک چیز
در زندگی هستیم،
که از آن لبریز شویم
که بوسهی یک نور را در قلب
یخزدهمان، دریافت کنیم
ملایمت عشقی فناناپذیر را؛
تجربه کنیم!
✍#کریستین_بوبن
🍏🍎🍃
همهی ما تنها در جستجوی یک چیز
در زندگی هستیم،
که از آن لبریز شویم
که بوسهی یک نور را در قلب
یخزدهمان، دریافت کنیم
ملایمت عشقی فناناپذیر را؛
تجربه کنیم!
✍#کریستین_بوبن
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1👌1
Asal
Davood Behboodi
❤2❤🔥1
Abyat E Tanhaee
Sohrab Sepehri/Ahmad Reza Ahmadi/@haft_eghlim
✍#سهراب سپهری
🎤#احمدرضا احمدی
🎧🎼 فریبرز لاچینی
پس از لحظههای دراز بر درخت خاکستری پنجرهام برگی رویید
و نسیم سبزی تار و پود
خفته ی مرا لرزاند
و من هنور ریشه های تنم را
در شن های رویا ها فرو نبرده بودم که به راه افتادم
پس از لحظه های دراز سایه دستی روی وجودم افتاد ولرزش انگشتانش بیدارم کرد.
و هنوز من ...
پرتو تنهای خودم
را در ورطه تاریک درونم
نیفکنده بودم ، که براه افتادم ...
🍏🍎🍃
🎤#احمدرضا احمدی
🎧🎼 فریبرز لاچینی
پس از لحظههای دراز بر درخت خاکستری پنجرهام برگی رویید
و نسیم سبزی تار و پود
خفته ی مرا لرزاند
و من هنور ریشه های تنم را
در شن های رویا ها فرو نبرده بودم که به راه افتادم
پس از لحظه های دراز سایه دستی روی وجودم افتاد ولرزش انگشتانش بیدارم کرد.
و هنوز من ...
پرتو تنهای خودم
را در ورطه تاریک درونم
نیفکنده بودم ، که براه افتادم ...
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
هر کدوم از ما فقط میتونیم یه بار زندگی کنیم و تو این مدت فرصت داریم چیزهای محدودی رو امتحان کنیم. شاید برای همینه که شنیدن و خوندن قصهی آدمهای مختلف انقدر برامون جذابه. این طوری میتونیم جنبههایی از زندگی رو ببینیم که شاید خودمون هیچ وقت نتونیم تجربه کنیم اما شنیدنش باعث میشه دنیامون بزرگتر بشه...
✍#هرمان_هسه
📕#نارتسیس_و_گلدموند
🍏🍎🍃
هر کدوم از ما فقط میتونیم یه بار زندگی کنیم و تو این مدت فرصت داریم چیزهای محدودی رو امتحان کنیم. شاید برای همینه که شنیدن و خوندن قصهی آدمهای مختلف انقدر برامون جذابه. این طوری میتونیم جنبههایی از زندگی رو ببینیم که شاید خودمون هیچ وقت نتونیم تجربه کنیم اما شنیدنش باعث میشه دنیامون بزرگتر بشه...
✍#هرمان_هسه
📕#نارتسیس_و_گلدموند
🍏🍎🍃
👌2
غم دل
آهنگ محلی
🎼❤️🎼
در خلوت روشن با تو گريستهام
براي خاطر زندهگان،
و در گورستان تاريک با تو خواندهام
زيباترين ِ سرودها را
زيرا که مردهگان ِ اين سال
عاشقترين ِ زندهگان بودهاند.
دستات را به من بده
دستهای ِ تو با من آشناست
ای ديريافته با تو سخن میگويم
✍#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
در خلوت روشن با تو گريستهام
براي خاطر زندهگان،
و در گورستان تاريک با تو خواندهام
زيباترين ِ سرودها را
زيرا که مردهگان ِ اين سال
عاشقترين ِ زندهگان بودهاند.
دستات را به من بده
دستهای ِ تو با من آشناست
ای ديريافته با تو سخن میگويم
✍#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
❤1👌1
●
مرا در کوچه های
خلوتِ شب؛ خواب کن!
بگذار فراموش کنم؛
که آغوش ماه،
بغض خاکستری ِ
ماهیان کوچک برکه است!
بگذار در خیسی ِ
گونه های زخمی ِ شب؛
مصحف ناباور عشق
خطی بر شیار خاطره ها ننگارد
و از یاد ببرد
که شاپرک ها،
در بهت بیقرار شعله های
سر به زیر شمع در چشم باد
بال های شان زخمی ِ شب است!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
مرا در کوچه های
خلوتِ شب؛ خواب کن!
بگذار فراموش کنم؛
که آغوش ماه،
بغض خاکستری ِ
ماهیان کوچک برکه است!
بگذار در خیسی ِ
گونه های زخمی ِ شب؛
مصحف ناباور عشق
خطی بر شیار خاطره ها ننگارد
و از یاد ببرد
که شاپرک ها،
در بهت بیقرار شعله های
سر به زیر شمع در چشم باد
بال های شان زخمی ِ شب است!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1❤🔥1🙏1
عشقِ من ،
شاهکاری بیکلام
🎼❤️🎼
_دوستت دارم
در زمانه ای که عشق؛
در رخوت دست هایِ
هوس آلوده یِ بی مرز
در گم گشتگی ِ خویش،
از درد می میرد_...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
_دوستت دارم
در زمانه ای که عشق؛
در رخوت دست هایِ
هوس آلوده یِ بی مرز
در گم گشتگی ِ خویش،
از درد می میرد_...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌2❤🔥1❤1