○
پرنده نیستم
اما از قفس بدم میآید.
دلم میخواهد آفتاب که سر میزند
پرندگان همه از شادی بال در بیاورند
و مرا هم که خواب صبحگاهیام بیشک
در بسته وُ تکراری است
بیدار کنند.
پرندهی قفسنشین نه با طلوع آفتاب شاد میشود
نه از غروب آن، دلگیر.
✍#عباس_صفاری
درودی به حلاوت مهر و دوستی
صبح تون به خیر روزتان بشادی
🍏🍎🍃
پرنده نیستم
اما از قفس بدم میآید.
دلم میخواهد آفتاب که سر میزند
پرندگان همه از شادی بال در بیاورند
و مرا هم که خواب صبحگاهیام بیشک
در بسته وُ تکراری است
بیدار کنند.
پرندهی قفسنشین نه با طلوع آفتاب شاد میشود
نه از غروب آن، دلگیر.
✍#عباس_صفاری
درودی به حلاوت مهر و دوستی
صبح تون به خیر روزتان بشادی
🍏🍎🍃
❤1👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
○
#جزیره قشم
🎼گروه لیان
برخیز دلا
که دل به دلدار دهیم
جان را به جمال آن خریدار دهیم
این جان و دل و
دیده پیِ دیدنِ اوست
جان و دل و دیده را به دیدار
دهیم.
#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
#جزیره قشم
🎼گروه لیان
برخیز دلا
که دل به دلدار دهیم
جان را به جمال آن خریدار دهیم
این جان و دل و
دیده پیِ دیدنِ اوست
جان و دل و دیده را به دیدار
دهیم.
#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
❤1👌1
وَختی شامِرْزا آنی ، رو بِــه خُدا ب
shahmirzadwiki
ترانه جدید شهمیرزادی
خوشمه صفا بیوردی
با صدای : هوشین
ترانه سرا : محمد اسماعیل صیادی
تنظیم: بهاره عمرانی
تهیه کننده: رضا کسائیان
تاریخ انتشار فایل صوتی :
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
🍏🍎🍃
خوشمه صفا بیوردی
با صدای : هوشین
ترانه سرا : محمد اسماعیل صیادی
تنظیم: بهاره عمرانی
تهیه کننده: رضا کسائیان
تاریخ انتشار فایل صوتی :
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
🍏🍎🍃
❤1👍1
○
ما در اجتماعی زندگی میکنیم که در آن جایی برای آزادمردان نیست؛ تنها کشیشانی در امانند که مذهب را به خدمت حکومت و بانک بگمارند و هنرمندانی که هنر خود را بفروشند و حکیمانی که با دانش خود سوداگری کنند؛
بقیه هر قدر هم که معدود باشند به زندان میافتند، تبعید میشوند و تحت نظر قرار میگیرند! مشروط بر این که مأمور حاکم بنا به مقتضیات، سرشان را بیصدا زیر آب نکند.
✦ کتاب «نان و شراب»
✦ نوسنده: اینیاتسیو سیلونه
✦ مترجم: محمد قاضی
🍏🍎🍃
ما در اجتماعی زندگی میکنیم که در آن جایی برای آزادمردان نیست؛ تنها کشیشانی در امانند که مذهب را به خدمت حکومت و بانک بگمارند و هنرمندانی که هنر خود را بفروشند و حکیمانی که با دانش خود سوداگری کنند؛
بقیه هر قدر هم که معدود باشند به زندان میافتند، تبعید میشوند و تحت نظر قرار میگیرند! مشروط بر این که مأمور حاکم بنا به مقتضیات، سرشان را بیصدا زیر آب نکند.
✦ کتاب «نان و شراب»
✦ نوسنده: اینیاتسیو سیلونه
✦ مترجم: محمد قاضی
🍏🍎🍃
👌2
○
الله محمد؛
هرچند وقت یکی میاد خونمون که اسمش رو نمیدونم!
من صداش میکنم الله محمد...
چون هروقت در میزنه و میگم کیه:
میگه یا الله یا محمد...
پیرمردی با محاسن سفید و قدی خمیده!
بهم میگه من خونه ها یکی در میون در میزنم ولی اینجارو همیشه٫...
اینسری که امد به شوخی بهش گفتم حاجی خسته نشدی!؟ بسه دیگه برو خونه...
میگفت چند تومن دیگه بگیرم و دارو خانومم جور شه میرم...
گفتم آهاااا، پس عاشقی!؟
خندید و گفت نه جانم، من دچار شدم...
الله محمد میگفت دچار شدن خیلی بده!
مثلا یکی که مریضی سختی میگیره میگن به فلان بیماری دچار شده...
یا یکی که روزگار خوبی نداره میگن دچار بدبختی شده...
دچار شدن یعنی چاره نداشتن...
یعنی تحمیل شدن چیزی بهت...
یعنی دست خودت نبوده ولی گرفتارش شدی...
همینطور که داشت حرف میزد، پریدم وسط حرفش و گفتم: مثل چی...!؟
یک عکس سه در چهار از جیب بغل جیلهش در اورد و گفت؛
مثل من! که با امروز چهل سال و دو ماه و ده روز بهش دچار شدم... :)
#علی_رضائیان_جویبار
یالله محمد؛
🍏🍎🍃
الله محمد؛
هرچند وقت یکی میاد خونمون که اسمش رو نمیدونم!
من صداش میکنم الله محمد...
چون هروقت در میزنه و میگم کیه:
میگه یا الله یا محمد...
پیرمردی با محاسن سفید و قدی خمیده!
بهم میگه من خونه ها یکی در میون در میزنم ولی اینجارو همیشه٫...
اینسری که امد به شوخی بهش گفتم حاجی خسته نشدی!؟ بسه دیگه برو خونه...
میگفت چند تومن دیگه بگیرم و دارو خانومم جور شه میرم...
گفتم آهاااا، پس عاشقی!؟
خندید و گفت نه جانم، من دچار شدم...
الله محمد میگفت دچار شدن خیلی بده!
مثلا یکی که مریضی سختی میگیره میگن به فلان بیماری دچار شده...
یا یکی که روزگار خوبی نداره میگن دچار بدبختی شده...
دچار شدن یعنی چاره نداشتن...
یعنی تحمیل شدن چیزی بهت...
یعنی دست خودت نبوده ولی گرفتارش شدی...
همینطور که داشت حرف میزد، پریدم وسط حرفش و گفتم: مثل چی...!؟
یک عکس سه در چهار از جیب بغل جیلهش در اورد و گفت؛
مثل من! که با امروز چهل سال و دو ماه و ده روز بهش دچار شدم... :)
#علی_رضائیان_جویبار
یالله محمد؛
🍏🍎🍃
❤1👌1
غزلیات حافظ 102
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ/102
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
روز وصلِ دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران، یاد باد
کامم از تلخیِ غم چون زهر گشت
بانگِ نوشِ شادخواران یاد باد
گر چه یاران فارِغَند از یادِ من
از من ایشان را هزاران یاد باد
مبتلا گشتم در این بند و بلا
کوشش آن حقگزاران یاد باد
گر چه صد رود است در چشمم مُدام
زنده رودِ باغِ کاران یاد باد
رازِ حافظ بعد از این ناگفته ماند
ای دریغا رازداران یاد باد
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
روز وصلِ دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران، یاد باد
کامم از تلخیِ غم چون زهر گشت
بانگِ نوشِ شادخواران یاد باد
گر چه یاران فارِغَند از یادِ من
از من ایشان را هزاران یاد باد
مبتلا گشتم در این بند و بلا
کوشش آن حقگزاران یاد باد
گر چه صد رود است در چشمم مُدام
زنده رودِ باغِ کاران یاد باد
رازِ حافظ بعد از این ناگفته ماند
ای دریغا رازداران یاد باد
🍏🍎🍃
❤1👏1
قربون مست نگاهت
مازیار فلاحی
🎼❤️🎼
🗣#مازیار
---------------------------------
می توان؛
با بال هایِ سبزِ باور
تا آبیِ پرواز پرید ...
می توان باور کرد،
کبوتر هایِ نامه بری را،
که در دستانِ باد
عاشقِ قاصدک ها شده اند
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#مازیار
---------------------------------
می توان؛
با بال هایِ سبزِ باور
تا آبیِ پرواز پرید ...
می توان باور کرد،
کبوتر هایِ نامه بری را،
که در دستانِ باد
عاشقِ قاصدک ها شده اند
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
هرچه انسان تر باشیم،
زخمها عمیق تر خواهند بود...
هرچه بیشتر دوست بداریم بیشتر غصه خواهیم داشت...
بیشتر فراق خواهیم کشید و تنهایی مان بیشتر خواهد شد...
شادی ها لحظه ای و گذرا هستند.
شاید خاطرات بعضی از آن ها تا ابد در یاد بماند اما رنج ها داستانش فرق می کند.
تا عمق وجود آدم رخنه می کند و ما هر روز با آنها زندگی می کنیم...
انگار این خاصیت انسان بودن است...!
✍#اوریانا_فالاچی
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
🍏🍎🍃
هرچه انسان تر باشیم،
زخمها عمیق تر خواهند بود...
هرچه بیشتر دوست بداریم بیشتر غصه خواهیم داشت...
بیشتر فراق خواهیم کشید و تنهایی مان بیشتر خواهد شد...
شادی ها لحظه ای و گذرا هستند.
شاید خاطرات بعضی از آن ها تا ابد در یاد بماند اما رنج ها داستانش فرق می کند.
تا عمق وجود آدم رخنه می کند و ما هر روز با آنها زندگی می کنیم...
انگار این خاصیت انسان بودن است...!
✍#اوریانا_فالاچی
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
🍏🍎🍃
👌2👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
●
تا وقتی ...
دست هایِ سیاه نامرئی
عروسک گردان ِ
خیمه شب بازانِ بوف های کورند
تا وقتی کوسه ها
در تُنگِ بلورین باورها ؛
و در گلوگاه ِ تَنگِ ناباوری ...
شعبده ی ماهی هایِ سفید آزادند
تا وقتی گرگ ها؛
گله بان ِ پوستین هایِ
زمختِ ناباوری اند ...
ماهی های سفیدِ آزاد
در گلوگاهِ رود
اسیر دست صیاد می شوند ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
#چـشم ها_را_باز_کنید!
میترسم از اون روزی
که این کشتی سوراخ بشه !
🍏🍎🍃
تا وقتی ...
دست هایِ سیاه نامرئی
عروسک گردان ِ
خیمه شب بازانِ بوف های کورند
تا وقتی کوسه ها
در تُنگِ بلورین باورها ؛
و در گلوگاه ِ تَنگِ ناباوری ...
شعبده ی ماهی هایِ سفید آزادند
تا وقتی گرگ ها؛
گله بان ِ پوستین هایِ
زمختِ ناباوری اند ...
ماهی های سفیدِ آزاد
در گلوگاهِ رود
اسیر دست صیاد می شوند ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
#چـشم ها_را_باز_کنید!
میترسم از اون روزی
که این کشتی سوراخ بشه !
🍏🍎🍃
👌2👏1
○
«پیشتر از آنکه به دبستان بروم برایم قابل تصور نبود که چرا در دعاهای شبانگاهیام باید فقط برای انسانها دعا کنم. از اینرو هنگامی که مادرم دعای شب را خوانده و بوسهٔ شببخیر به من میداد، یواشکی یک جمله از خود اضافه کرده، برای تمام موجودات زندهٔ دنیا دعا میخواندم و آن جمله چنین بود: «خدای مهربان، هر چیز را که دم و نَفَس دارد، محفوظ و منزه گردان و از هر چه شر است محفوظ بدار و بگذار آرام بخوابد!»
📕خاطراتی از کودکی و نوجوانی من، ✍آلبرت شوایتزر
🔁 مریم والا
🍏🍎🍃
«پیشتر از آنکه به دبستان بروم برایم قابل تصور نبود که چرا در دعاهای شبانگاهیام باید فقط برای انسانها دعا کنم. از اینرو هنگامی که مادرم دعای شب را خوانده و بوسهٔ شببخیر به من میداد، یواشکی یک جمله از خود اضافه کرده، برای تمام موجودات زندهٔ دنیا دعا میخواندم و آن جمله چنین بود: «خدای مهربان، هر چیز را که دم و نَفَس دارد، محفوظ و منزه گردان و از هر چه شر است محفوظ بدار و بگذار آرام بخوابد!»
📕خاطراتی از کودکی و نوجوانی من، ✍آلبرت شوایتزر
🔁 مریم والا
🍏🍎🍃
❤2🙏1