معمای عشق
734 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب بود بیابان بود زمستان بود
گروه کر دختران
🎼❤️🎼



این قافله عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد

ساقی غم فردای
حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را
که شب میگذرد

#حکیم_خیام
🍏🍎🍃
👍1🙏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


اینجا کسی‌ آرمیده‌ست
‌(کتیبه‌ای‌ بر گور دکتر محمد مصدق‌)

اینجا کسی‌ آرمیده‌ست‌
که‌ در همه‌ عمر،
قلبش‌،
با مهرِ ایران‌ تپیده‌ست‌.
ای‌ رهگذارِ شتابان‌!
آن‌ کس‌ که‌ در زیرِ پایت‌
خوابیده‌ در زیرِ این‌ سنگ
‌بیداریِ زندگی‌ را

در جانِ مشرق‌ دمیده‌ست‌.
بی‌اعتنا مگذر این‌ سان‌
اینجا کسی‌ آرمیده‌ست‌.

دکترمحمدرضا شفیعی کدکنی
[در بازدید از خانهٔ دکتر محمد مصدق، احمد‌آباد، ۱۹ تیرماه ۱۳۸۳]
زاد روز دکتر محمد مصدق
بزرگ مرد تاریخ گرامی 🌻☀️
-------------------------
آمدن ... رفتن ...
دایره ی رنگین و مکررِ دواری ...
از بطن سبز تولد تا عصیان بال های سپید مرگ؛
سفری به مقصدِ مقصود ...

ما همه در این دایره سرگردانیم
یکی به حرمت عشق ره می جوید
یکی به حقد و عناد...
ره به سوی جهالتِ کین؛ می پوید

آن چه در آستین این ردای بلند در فاصله ی آمدن و رفتن ما به آهی و نفسی می ارزد ... قدم هایی ست که به باور و فضیلتِ انسانیت انسانی مان و به شکوه و بلندای عشق بر داشته و بر می داریم...

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
انسان های بزرگ در باور کوته
نظران نمی گنجند 🌷
🍏🍎🍃
🙏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#خیام
اثر #رضابدرالسماء
-------------------------
... در روزگاری زیست می کنیم که از دانشوران واقعی، تنها عدّه ای قلیل، در هزار رنج و محنت باقی مانده اند!

روزگاری است که حکیم نمایان،
بر تنِ باطل جامه ی حق می پوشانند و از حدّ تزویر و ریا قدمی فراتر نمی نهند ،
و علمشان را جز در راه خواست های تن خود به کار نمی گیرند.

اینان اگر ببینند که کسی مانند ایشان سَرِِ خودنمایی ندارد بلکه به راستی در پی یافتن حق و ترک باطل است،
او را خوار می شمرند و تمسخر می کنند،
و در هر حال خداوند یار و پناه همگان باد!

#حکیم_عمر_خیام
📘مقدمه رساله جبر و مقابله
🍏🍎🍃
👌21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🕊1
غزلیات حافظ 94
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ/94
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------

زان یارِ دل‌نوازم، شُکری است با شکایت
گر نکته‌دانِ عشقی، بشنو تو این حکایت

بی‌مزد بود و مِنَّت، هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را، مخدومِ بی‌عنایت

رندانِ تشنه‌لب را، آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی‌شناسان، رفتند از این ولایت

در زلفِ چون کمندش، ای دل مپیچ کآن جا
سرها بریده بینی، بی‌جرم و بی‌جنایت

چشمت به غمزه ما را، خون خورد و می‌پسندی
جانا روا نباشد، خون‌ریز را حمایت

در این شبِ سیاهم، گم گشت راهِ مقصود
از گوشه‌ای برون آی، ای کوکبِ هدایت

از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نَیَفزود
زِنهار از این بیابان، وین راهِ بی‌نهایت

ای آفتابِ خوبان، می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بِگُنجان، در سایهٔ عنایت

این راه را نهایت، صورت کجا توان بست؟
کِش صد هزار منزل، بیش است در بِدایت

هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوش‌تر، کز مُدَّعی رعایت

عشقت رِسَد به فریاد، ار خود به سانِ حافظ
قرآن ز بَر بخوانی، در چاردَه روایت

🍏🍎🍃
1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
Forever And Ever
Demis Roussos
🎼❤️🎼

Ever and ever
forever and ever
you’ll be the one
that shines in me like the morning
Ever and ever...

همیشه و همیشه
برای همیشه و همیشه
تو تنها کسی هستی
که درون من مانند خورشید صبحگاهی می درخشی
همیشه و همیشه
برای همیشه و همیشه تو بهار من خواهی بود
تو انتهای رنگین کمان منی و آوازی هستی که میخونم

مرا با خودت به ورای خیال ببر
تو رویای منی که به واقعیت پیوسته
تو تسلی خاطر منی
همیشه و همیشه ...

برای همیشه و همیشه
تو رویای من خواهی بود_
🍏🍎🍃
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


یادی از یک #چهره ی ملی
از یاران باوفای دکتر مصدق

در نزديكیِ خيابان حافظ تهران ؛ خيابانی قديمی قرار دارد با عنوان «خيابان سرهنگ سخايی» كه كمتر كسی او را می شناسد.

سرگرد محمود سخایی، افسر توانمند و با استعدادِ پیاده، در تیراندازی یکی از سرآمدان کشور بود و به عنوان عضو تیم ملی در اولين دوره ی حضورِ ايران در مسابقات المپیک [1948 لندن] حضور داشت. سخایی افسر دلسوزی بود و پس از ورود به ارتش همه ی تلاشش برای مبارزه با فساد اداری و مالی ارتش را به کار گرفت. بنا به شرایط محیط و زمانه، مدتی با توده‌ای‌ها همراهی کرد و از دوستان خسرو روزبه بود و پس از کوتاه زمانی شیفته ی دکتر محمد مصدق شد.

توانایی‌های بالای او موجب شد که ریاست گروه محافظان دکتر مصدق به او سپرده شود. در ماه‌های پیش از کودتا که دکتر مصدق کشور را آماده همه‌پرسی برای سرنگونی شــاه می‌کرد مخالفانش هم با همه توان در برابرش ایستاده و از شـــاه پشتیبانی می‌کردند. مظفر بقایی یکی از همین چهره‌های مخالف بود و به واسطه کرمانی بودن او استان و شهر کرمان یکی از کانون‌های بحران به حساب می‌آمد. از همین رو سرگرد سخایی به ریاست شهربانی کرمان برگزیده شد تا بحران‌های به وجود آمده به وسیله بقایی را بی‌اثر کند. در صبح روز 28 مرداد شعار زنده باد مصدق و مرگ بر شــاه خیابان‌های شهرهای بزرگ کشور لرزاند و عصر آن روز مرگ بر مصدق و جاویــد شـــاه در کرمان شرایط دیگری را رغم زد.
بعد از ظهر 28 مرداد نوچه‌های مظفر بقایی قصد جان سرگرد را می‌کنند.

راننده سرگرد هراسان به خانه وی رفته و خطر را گوشزد می‌کند و می‌گوید: «باک جیپ را پر کرده‌ام، سوار شوید و از کرمان بروید.» اما سرگرد که میلی به فرار نداشته راننده را مرخص کرده و پای پیاده به شهربانی می‌رود.
نوچه‌ها جلوی ساختمان چشم به راه بودند. سرگرد سخنرانیِ کوتاهی برای آن‌ها می‌کند، اما در اثر حمله آن‌ها، رییس دژبانی دخالت کرده و سرگرد را به داخل ساختمان و دفتر فرمانده ی لشگر می‌برد. در آنجا فرمانده لشکر سرتیپ فضل‌اله امان‌پور راه نجات سرگرد را اعلام انزجار از مصدق و وفاداری به شـــاه بیان می‌کند. سرگرد که باور نمی‌کرده با مشتی آدمکش طرف شده پاسخ می‌دهد: «من زندانیِ شما هستم و در دادگاه صحبت می‌کنم.»

سرتیپ امان‌پور از اتاق خارج شده و به چاقوکش‌های آماده به خدمت اشاره می‌کند. در یک چشم به هم زدن پیکر سرگرد را که در اثر ضربات پیاپی چاقو نیمه‌ جان بوده از طبقه دوم ساختمان به پایین پرتاب می‌کنند و حاضران در خیابان با چوب و سنگ و لگد به جانش می‌افتند. راننده جیپ سرتیپ امان‌پور، چند بار با خودرو از روی پیکر او گذر می‌کند. سپس او را برهنه کرده و ریسمانی به گردنش می‌اندازند و با خودرو) روی زمین می‌کشند و در میدان مشتاق از یک تیر چراغ برق حلق آویز می‌کنند. گروهی هم بخش‌هایی از بدن او را مثله می‌کنند. پس از اين اتفاقات افرادي خطر کرده و نیمه شب، باقی مانده پیکر سرگرد را از تیر چراغ برق پایین کشیده و غسل و کفن کرده و در گورستان شهر دفنش کردند.

دردآور اين كه حافظه ی تاریخی در ما ایرانیان آنقدر ضعیف است که جز آن‌هایی که چند بار سنگ قبر سرگرد را شکستند کسی از او و سرگذشتش خبری نداشت و شهرداری کرمان به سادگی محوطه ی گورستان سید حسین که قبر سرگرد در آن بود را صاف کرده و فضای سبز ساخته است. پس از پيروزیِ انقلاب اسلامی به پاس خدمات اين شهيد ؛ درجه ی سرهنگی به وی اعطاء شد.

شاید تنها يادمان قابل ذكری كه از وی باقی مانده است در همين بخش از کلان شهر تهران باشد كه خیابانی مزین به نام این قهرمان ملی است تا نامش از یادها پاک نشود.

خوب است بدانید كه او برادر منوچهر سخايی خواننده بود و ايشان ترانه ی پرستو را به ياد برادر شان خوانده و به مادرشان تقديم كرده بودند:

ترانه ی پرستو از منوچهر سخایی

پرستویی شد و پرپر زنان رفت
به صحرا های بی نام ونشون رفت
حریفون پیش من با طعنه میگن
ستاره شد ؛ به طاق آسمون رفت

پرستویی شدی پرپر زنان رفتی
به صحرا های بی نام ونشون رفتی
به من میگن به من میگن حریفونم
ستاره گشتی و رو آسمون رفتی

گلم بودی گلم بودی کجا رفتی؟
تو که جون و دلُم بودی چرا رفتی؟

هنوزم جای پات مونده لب باغچه
گلوبند طلات مونده سر طاقچه

بگردم من فدای خال سیاه تو
کجا رفتی خدا پشت و پناه تو‌

گلم بودی گلم بودی کجا رفتی؟
تو که جون و  دلُم بودی چرا رفتی؟

یادش سبز و گرامی 🕊💚

🍏🍎🍃
🕊2
🕊
Audio
🎼🕊🎼


پرستویی شد و پرپر زنان رفت
به صحراهای بی نام و نشون رفت
حریفون پیش من با طعنه میگن
ستاره شد؛ به طاق آسمان رفت ...


🍏🍎🍃
❤‍🔥1👌1🕊1
🕊
Track 2
ترانه های خیام - فریدون فرح اندوز
آن بیخبران
که دُرّ‌ِ معنی سُفتند،
در چرخ به انواعْ سخن‌ها
گفتند؛. آگه چو نگشتند
بر اَسرارِ جهان،.
اول زَنَخی زدند و آخر خفتند!
---------------------
🎼 ترانه‌های خیام
○بخش دوم
○صدا: فریدون فرح‌اندوز
○موسیقی: محمدرضا علیقلی
○تهیه: سهراب اخوان
○بر اساس کتاب ترانه‌های خیام اثر
#صادق هدایت

🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


گفتم ای عشق
بیا تا که بسازی ما را
یا نه٬ ویرانه کنی
ساخته ی دنیا را

گفتم ای عشق
چه بر روز تو آمد امروز
که به تشویش سپردی
شب عاشق ها را

چه شد آن زمزمه ی
هر شبه ی ما ای دوست؟
چه شد آن صحبت
هر روزه ی یاران یارا؟

چشمه ها خشک شد
از بس نگرفتی اشکی
همتی تا که رهایی
بدهی دریا را

حیف از امروز که بی عشق
شب آمد ای عشق
کاش خورشید تو
آغاز کند فردا را

#محمدعلی_بهمنی
🎙#ناصر_ عبدالهی
🎤# پرویز_ پرستویی
🍏🍎🍃
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Ey Del Be Kooyeh Eshgh
Shahram nazeri
🎼❤️🎼



ای دل؛
به کوی عشق گذاری نمی‌کنی اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی.

مشکین از آن نشد دم خلقت که چون صبا بر خاک کوی دوست گذاری نمی کنی...

🍏🍎🍃
❤‍🔥11👌1