●
می خواهمت چنانکه
شب خسته خواب را
می جویمت چنانکه
لب تشنه آب را
محو توام چنانکه
ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده
دمان آفتاب را
بی تابم آنچنانکه
درختان برای باد
با کودکان خفته
به گهواره تاب را
بایسته ای
چنانکه تپیدن برای دل
یا آنچنانکه
بال پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی،
می آفرینمت
چونانکه
التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که
خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی
چه نیازی جواب را
✍#قیصر_امین_پور
زاد روزش گرامی یادش سبز
🍏🍎🍃
می خواهمت چنانکه
شب خسته خواب را
می جویمت چنانکه
لب تشنه آب را
محو توام چنانکه
ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده
دمان آفتاب را
بی تابم آنچنانکه
درختان برای باد
با کودکان خفته
به گهواره تاب را
بایسته ای
چنانکه تپیدن برای دل
یا آنچنانکه
بال پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی،
می آفرینمت
چونانکه
التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که
خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی
چه نیازی جواب را
✍#قیصر_امین_پور
زاد روزش گرامی یادش سبز
🍏🍎🍃
❤1👏1
Moein- Ey Eshgh [HQ]
🎼❤️🎼
از تمام راز و رمز های عشق
جز همین سه حرف
جز همین سه حرف سادهی میان تهی
چیز دیگری سرم نمی شود
من سرم نمی شود
ولی
راستی
دلم
که می شود
#قیصر_امین_پور
🍏🍎🍃
از تمام راز و رمز های عشق
جز همین سه حرف
جز همین سه حرف سادهی میان تهی
چیز دیگری سرم نمی شود
من سرم نمی شود
ولی
راستی
دلم
که می شود
#قیصر_امین_پور
🍏🍎🍃
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
دلا رمز حیات از غنچه دریاب
حقیقت در مجازش بیحجاب است
ز خاک تیره میروید ولیکن
نگاهش بر شعاع آفتاب است
✍#اقبال_لاهوری
🍏🍎🍃
دلا رمز حیات از غنچه دریاب
حقیقت در مجازش بیحجاب است
ز خاک تیره میروید ولیکن
نگاهش بر شعاع آفتاب است
✍#اقبال_لاهوری
🍏🍎🍃
❤2
●
علامه محمد اقبال لاهوری شاعر ملی پاکستان در سال ۱۲۶۵ خورشیدی در لاهور به دنیا آمد و تحصیلات خود را در اروپا به پايان رسانید و یکسره تا پایان عمر در خدمت اهداف آرمانی سرزمین خویش باقیماند.
از آنجا که روز درگذشت اقبال یکم اردیبشهت (۱۳۱۷) برابر با روز سعدی و سالگرد سهراب سپهری و استاد بهار است مجالی برای توجه ادیبان و منتقدان به اقبال در محافل ادبی ما باقی نمیماند در حالی که نکوداشت او به واقع وظیفهای بر دوش همه کسانی است که بهزبان و شعر فارسی عشق میورزند و میپذیرند که زبان فارسی همچنان توان آفرینش پیوستگیهای فرهنگی را دارد و البته اینان هنوز داغدار برکنده شدن این فرهنگ و ادبیات از شبهقاره هستند.
اقبال البته در انگلستان درس خوانده بود و با اندیشمندان آنجا مانند براون و نیکلسون دوستی داشت و آثار گوته شاعر ملی آلمان را خوش میداشت اما جاذبه مولوی و عرفان اسلامی مانع خودباختگی اقبال به آن نمودهای فرهنگی بود و این مولویگرایی هم نه تنها عامل بازگشت او به شبهقاره که باعث تحرک و خروش سیاسی این مصلح فرهنگی شد و نهایتا طرح او برای تاسیس کشوری مسلمان و جداشده از جامعه هندوها به بار نشست و محمدعلی جناح را متاثر از او ساخت تا سرانجام در گستره جغرافیای سیاسی، پاکستان متولد شد.
شعر اقبال آهنگ بیدارباش و اتحاد مسلمانان را در خود دارد و میشود او را شاعر فرنگستیز معرفی کرد که مسلمانان را به بیدارشدن از خواب گران غفلت دعوت میکند.
این قدرت تاثیرگذاری اقبال بر جامعه و سیاستمداران را تقریبا در کمتر کسی از شاعران میتوان نشان داد و اقبال در این راه مدیون اندیشه قوی و ارادهای است که مانع خودباختگی او میشود.
برای درک اهمیت کاری که اقبال کرده است بایست یادآور شد در زمان این جوش و جنبش اقبال؛ در ایران برخی شاعران قصیده افتتاح راه آهن و مدح رضاشاه را میخواندند و یا چون نیما گرایش چپ داشتند و برخی هم از هوای شبهای مهتابی میسرودند که اینها البته و الزاما عیب نیست ولی نشان از رویکردهای متفاوت شاعران که دارد!
در این دهههای نزدیک به ما سایه تحولات سیاسی منطقه مانع از قویتر شدن ارتباط فرهنگی ما با شبهقاره شدهاست. کارهایی انجام شدهاست اما اکنون مانند دهه شصت همایش سالانه اقبال در ایران برپا نمیشود و سمت و سوی کارها به جانب بیدل دهلوی گراییده است که در نوع خود کار کجی نیست ولی نبایست به قیمت از دستدادن سرمایهای بزرگ چون اقبال و زبان فارسی در پاکستان باشد.
سخن اقبال همیشه تازه و شنیدنی است:
"چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
ای جوانان عجم جان من و جان شما
میرسد مردی که زنجیر غلامان بشکند
دیدهام از روزن دیوار زندان شما"
بیش از پیش به اقبال، اقبال داشتهباشیم
#دکتر عبدالرضا_مدرس زاده
برداشت از کانال گالری تصاویر
🍏🍎🍃
علامه محمد اقبال لاهوری شاعر ملی پاکستان در سال ۱۲۶۵ خورشیدی در لاهور به دنیا آمد و تحصیلات خود را در اروپا به پايان رسانید و یکسره تا پایان عمر در خدمت اهداف آرمانی سرزمین خویش باقیماند.
از آنجا که روز درگذشت اقبال یکم اردیبشهت (۱۳۱۷) برابر با روز سعدی و سالگرد سهراب سپهری و استاد بهار است مجالی برای توجه ادیبان و منتقدان به اقبال در محافل ادبی ما باقی نمیماند در حالی که نکوداشت او به واقع وظیفهای بر دوش همه کسانی است که بهزبان و شعر فارسی عشق میورزند و میپذیرند که زبان فارسی همچنان توان آفرینش پیوستگیهای فرهنگی را دارد و البته اینان هنوز داغدار برکنده شدن این فرهنگ و ادبیات از شبهقاره هستند.
اقبال البته در انگلستان درس خوانده بود و با اندیشمندان آنجا مانند براون و نیکلسون دوستی داشت و آثار گوته شاعر ملی آلمان را خوش میداشت اما جاذبه مولوی و عرفان اسلامی مانع خودباختگی اقبال به آن نمودهای فرهنگی بود و این مولویگرایی هم نه تنها عامل بازگشت او به شبهقاره که باعث تحرک و خروش سیاسی این مصلح فرهنگی شد و نهایتا طرح او برای تاسیس کشوری مسلمان و جداشده از جامعه هندوها به بار نشست و محمدعلی جناح را متاثر از او ساخت تا سرانجام در گستره جغرافیای سیاسی، پاکستان متولد شد.
شعر اقبال آهنگ بیدارباش و اتحاد مسلمانان را در خود دارد و میشود او را شاعر فرنگستیز معرفی کرد که مسلمانان را به بیدارشدن از خواب گران غفلت دعوت میکند.
این قدرت تاثیرگذاری اقبال بر جامعه و سیاستمداران را تقریبا در کمتر کسی از شاعران میتوان نشان داد و اقبال در این راه مدیون اندیشه قوی و ارادهای است که مانع خودباختگی او میشود.
برای درک اهمیت کاری که اقبال کرده است بایست یادآور شد در زمان این جوش و جنبش اقبال؛ در ایران برخی شاعران قصیده افتتاح راه آهن و مدح رضاشاه را میخواندند و یا چون نیما گرایش چپ داشتند و برخی هم از هوای شبهای مهتابی میسرودند که اینها البته و الزاما عیب نیست ولی نشان از رویکردهای متفاوت شاعران که دارد!
در این دهههای نزدیک به ما سایه تحولات سیاسی منطقه مانع از قویتر شدن ارتباط فرهنگی ما با شبهقاره شدهاست. کارهایی انجام شدهاست اما اکنون مانند دهه شصت همایش سالانه اقبال در ایران برپا نمیشود و سمت و سوی کارها به جانب بیدل دهلوی گراییده است که در نوع خود کار کجی نیست ولی نبایست به قیمت از دستدادن سرمایهای بزرگ چون اقبال و زبان فارسی در پاکستان باشد.
سخن اقبال همیشه تازه و شنیدنی است:
"چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
ای جوانان عجم جان من و جان شما
میرسد مردی که زنجیر غلامان بشکند
دیدهام از روزن دیوار زندان شما"
بیش از پیش به اقبال، اقبال داشتهباشیم
#دکتر عبدالرضا_مدرس زاده
برداشت از کانال گالری تصاویر
🍏🍎🍃
👌3
وطن من
ایرج بسطامی
🎼❤️🎼
ای خطه ایران مهین،
ای وطن من
ای گشته به مهر تو
عجین جان و تن من
ای عاصمه دینی که شد آباد
آشفته کنارت
چو دل پر حزن من
دور از تو گل و لاله و
سرو و سمنم نیست
ای باغ و گل و
لاله و سرو و سمن من
استادان:
#ایرج بسطامی
#پرویزمشکاتیان
شاعر: ملکالشعرای بهار
🍏🍎🍃
ای خطه ایران مهین،
ای وطن من
ای گشته به مهر تو
عجین جان و تن من
ای عاصمه دینی که شد آباد
آشفته کنارت
چو دل پر حزن من
دور از تو گل و لاله و
سرو و سمنم نیست
ای باغ و گل و
لاله و سرو و سمن من
استادان:
#ایرج بسطامی
#پرویزمشکاتیان
شاعر: ملکالشعرای بهار
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1👍1👌1
غزلیات حافظ 65
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ/65
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------------
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
ساقی کجاست، گو سببِ انتظار چیست؟
هر وقتِ خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که انجامِ کار چیست
پیوندِ عمر بسته به موییست هوش دار
غمخوارِ خویش باش، غم روزگار چیست؟
معنیِ آبِ زندگی و روضهٔ ارم
جز طَرفِ جویبار و میِ خوشگوار چیست؟
مستور و مست هر دو چو از یک قبیلهاند
ما دل به عشوهٔ که دهیم اختیار چیست؟
راز درونِ پرده چه داند فلک، خموش
ای مدعی نزاعِ تو با پردهدار چیست؟
سهو و خطایِ بنده گَرَش اعتبار نیست
معنیِ عفو و رحمتِ آمُرزگار چیست؟
زاهد شرابِ کوثر و حافظ پیاله خواست
تا در میانه خواستهٔ کردگار چیست
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------------
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
ساقی کجاست، گو سببِ انتظار چیست؟
هر وقتِ خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که انجامِ کار چیست
پیوندِ عمر بسته به موییست هوش دار
غمخوارِ خویش باش، غم روزگار چیست؟
معنیِ آبِ زندگی و روضهٔ ارم
جز طَرفِ جویبار و میِ خوشگوار چیست؟
مستور و مست هر دو چو از یک قبیلهاند
ما دل به عشوهٔ که دهیم اختیار چیست؟
راز درونِ پرده چه داند فلک، خموش
ای مدعی نزاعِ تو با پردهدار چیست؟
سهو و خطایِ بنده گَرَش اعتبار نیست
معنیِ عفو و رحمتِ آمُرزگار چیست؟
زاهد شرابِ کوثر و حافظ پیاله خواست
تا در میانه خواستهٔ کردگار چیست
🍏🍎🍃
👏1👌1
○
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تَن در آورم
«چامه و چکامه» نیستند
تا به «رشته سخن» در آورم
نعره نیستند
تا ز «نای جان» بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثلِ دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چینِ پوستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنهٔ شناسنامههایشان
درد میکند
من ولی تمامِ استخوان بودنم
لحظههای ساده سرودنم
درد میکند
انحنای روحِ من
شانههای خسته غرور من
تکیهگاه بیپناهی دلم شکسته است
کتف گریههای بیبهانهام
بازوان حس شاعرانهام
زخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟
✍زاد روز#قیصر_امین_پور
شاعر تاثیر گذار معاصر گرامی
🍏🍎🍃
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تَن در آورم
«چامه و چکامه» نیستند
تا به «رشته سخن» در آورم
نعره نیستند
تا ز «نای جان» بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثلِ دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چینِ پوستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنهٔ شناسنامههایشان
درد میکند
من ولی تمامِ استخوان بودنم
لحظههای ساده سرودنم
درد میکند
انحنای روحِ من
شانههای خسته غرور من
تکیهگاه بیپناهی دلم شکسته است
کتف گریههای بیبهانهام
بازوان حس شاعرانهام
زخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟
✍زاد روز#قیصر_امین_پور
شاعر تاثیر گذار معاصر گرامی
🍏🍎🍃
👌1🕊1
○
بلای عصر ما، فقدان صفا
و صمیمیت بین انسانهاست،
نبودن اعتماد بین آدمهاست...
👤 #اینیاتسیو_سیلونه
📚 نان و شراب
🍏🍎🍃
○
بلای عصر ما، فقدان صفا
و صمیمیت بین انسانهاست،
نبودن اعتماد بین آدمهاست...
👤 #اینیاتسیو_سیلونه
📚 نان و شراب
🍏🍎🍃
👌2
Dele Sheida
Eftekhari
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_افتخاری
--------------------------
ای وای من...
ای وای من ...
زد این دل شیدای من
آتش به سر تا پای من
خاکسترم کردی چه آوردی
تو ای دل بر سرم
دیگر چه آوازی
چه پروازی
که بی بال وپرم ...
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_افتخاری
--------------------------
ای وای من...
ای وای من ...
زد این دل شیدای من
آتش به سر تا پای من
خاکسترم کردی چه آوردی
تو ای دل بر سرم
دیگر چه آوازی
چه پروازی
که بی بال وپرم ...
🍏🍎🍃
❤2❤🔥1