02
Bakhtiar Ali
📕✨📕
📕:آخرین_انار_دنیا /۲
✍:بختیار_علی
🔁 آرش_سنجابی
🎤: بهروز رضوی
🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻
اینک دوران بازگانان قد بلندِ گیسو سیاە است
صبح سودخورهای جوان و نیمروز گناهکاران است.
اینک دورانی است
اگر ششهایت از جواهر نباشند،
هوا دوستت ندارد.
اگر دستانت از طلا نباشند،
آب اجازەی نوشیدنش را نمیدهد.
اگر دلت از سنگ نباشد،
دستت بە هیچ عشقی نمیرسد.
اگر روحت از مس نباشد،
بە خندەیی دست نخواهی یافت...
بخشی از قصیدەی شهر؛ بختیار علی
🍏🍎🍃
📕:آخرین_انار_دنیا /۲
✍:بختیار_علی
🔁 آرش_سنجابی
🎤: بهروز رضوی
🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻
اینک دوران بازگانان قد بلندِ گیسو سیاە است
صبح سودخورهای جوان و نیمروز گناهکاران است.
اینک دورانی است
اگر ششهایت از جواهر نباشند،
هوا دوستت ندارد.
اگر دستانت از طلا نباشند،
آب اجازەی نوشیدنش را نمیدهد.
اگر دلت از سنگ نباشد،
دستت بە هیچ عشقی نمیرسد.
اگر روحت از مس نباشد،
بە خندەیی دست نخواهی یافت...
بخشی از قصیدەی شهر؛ بختیار علی
🍏🍎🍃
👌2
○
هر آن سِرّی که در سَر داری
با دوست در میان منه، چه دانی
که وقتی دشمن گردد؛
و هر گزندی که توانی،
به دشمن مرسان؛ که باشد،
که وقتی
دوست شود...
#گلستان_سعدی
🍏🍎🍃
هر آن سِرّی که در سَر داری
با دوست در میان منه، چه دانی
که وقتی دشمن گردد؛
و هر گزندی که توانی،
به دشمن مرسان؛ که باشد،
که وقتی
دوست شود...
#گلستان_سعدی
🍏🍎🍃
👌2🙏1
●
که ما همچنان
مینویسیم
که ما همچنان
در اینجا ماندهایم
مثل درخت که مانده است
مثل گرسنگی
که اینجا مانده است
مثل سنگها که ماندهاند
مثل درد که مانده است
مثل زخم
مثل شعر
مثل دوست داشتن
مثل پرنده
مثل فکر
مثل آرزوی آزادی
و مثل هر چیز که از ما نشانهای دارد.
✍#محمد_مختاری
سالروز سفرش گرامی 🕊
🍏🍎🍃
که ما همچنان
مینویسیم
که ما همچنان
در اینجا ماندهایم
مثل درخت که مانده است
مثل گرسنگی
که اینجا مانده است
مثل سنگها که ماندهاند
مثل درد که مانده است
مثل زخم
مثل شعر
مثل دوست داشتن
مثل پرنده
مثل فکر
مثل آرزوی آزادی
و مثل هر چیز که از ما نشانهای دارد.
✍#محمد_مختاری
سالروز سفرش گرامی 🕊
🍏🍎🍃
❤🔥1👌1🕊1
مُرغ ِ سَحَر
استاد محمدرضا شجریان
🎼❤️🎼
ظلم ظالم
جور صیاد
آشـیـانـم
داده بر بـاد
• تصنیف : مرغ سحر
• آواز : استاد شجریان
• آهنگساز : مرتضی نیداوود
• ترانهسرا : ملک الشعرای بهار
--------------------------
#ملک الشعرا بهار مرغ سحر را پس از به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی شاه و ناامیدی مردم بخاطر شکست مشروطه سرود.
مرغ سحر را پس از "ای ایران" ماندگارترین تصنیف ایران میدانند.
🍏🍎🍃
ظلم ظالم
جور صیاد
آشـیـانـم
داده بر بـاد
• تصنیف : مرغ سحر
• آواز : استاد شجریان
• آهنگساز : مرتضی نیداوود
• ترانهسرا : ملک الشعرای بهار
--------------------------
#ملک الشعرا بهار مرغ سحر را پس از به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی شاه و ناامیدی مردم بخاطر شکست مشروطه سرود.
مرغ سحر را پس از "ای ایران" ماندگارترین تصنیف ایران میدانند.
🍏🍎🍃
❤🔥1🙏1🕊1
●
من به اندازهی یک ابر دلم میگیرد
و شبی از شبها
مردی از من پرسید
تا طلوع انگور چند ساعت راه است؟
باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را
که به اندازهی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست
رو به ان وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند
یک نفر باز صدا زد سهراب!
کفش هایم کو؟!
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
من به اندازهی یک ابر دلم میگیرد
و شبی از شبها
مردی از من پرسید
تا طلوع انگور چند ساعت راه است؟
باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را
که به اندازهی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست
رو به ان وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند
یک نفر باز صدا زد سهراب!
کفش هایم کو؟!
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
❤1🙏1
ساز و آواز
M.R.Shajarian
🎼❤️🎼
هزار جهد بکردم
که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش
میسرم که نجوشم
مرا به هیچ بدادی و
من هنوز بر آنم
. که از وجود تو مویی
. به عالمی نفروشم
✍حضرت#سعدی
🍏🍎🍃
هزار جهد بکردم
که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش
میسرم که نجوشم
مرا به هیچ بدادی و
من هنوز بر آنم
. که از وجود تو مویی
. به عالمی نفروشم
✍حضرت#سعدی
🍏🍎🍃
❤1👌1
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه ☀️🌖
☀️۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
🌙۲۳ شوال ۱۴۴۶
🌲۲۲ آوریل ۲۰۲۵
----------🌱-----🌧-------🌱----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا 🌱🎋☘
‐---------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
روز های بهاری تان به شور و
نشاط زندگی 🌻
-----------------
دومین برگ از تقویم اردیبهشت زیبا
به شادی و آرامش 📆
با آرزوی برگ برگی سبز و شکوفا
---------🍃-------🌱-----🍃------
الهی ...
مرا در بهارِ باورهایم، بارور کن!
و در شکوفایی ِ جوانه های بذر
حضورم ... بارانِ عشق باش!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به حلاوت دوستی و مهر
🍏🍎🍃
🗓 امروز سه شنبه ☀️🌖
☀️۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
🌙۲۳ شوال ۱۴۴۶
🌲۲۲ آوریل ۲۰۲۵
----------🌱-----🌧-------🌱----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا 🌱🎋☘
‐---------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
روز های بهاری تان به شور و
نشاط زندگی 🌻
-----------------
دومین برگ از تقویم اردیبهشت زیبا
به شادی و آرامش 📆
با آرزوی برگ برگی سبز و شکوفا
---------🍃-------🌱-----🍃------
الهی ...
مرا در بهارِ باورهایم، بارور کن!
و در شکوفایی ِ جوانه های بذر
حضورم ... بارانِ عشق باش!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به حلاوت دوستی و مهر
🍏🍎🍃
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
غـم مخور جانا در ایـن عالم
کـه عالم هیچ نیست
نیست هستیجُز دمی ناچیز
و آن دمـ هیچ نیست
گـر بـه واقع بنگری بینی که ملک لایزال
ابتدا و انتهای هـر دو عالم هیچ نیست
#ملک_الشعرای_بهار🕊
اوقات قشنگ بهاری تان به عشق
🍏🍎🍃
غـم مخور جانا در ایـن عالم
کـه عالم هیچ نیست
نیست هستیجُز دمی ناچیز
و آن دمـ هیچ نیست
گـر بـه واقع بنگری بینی که ملک لایزال
ابتدا و انتهای هـر دو عالم هیچ نیست
#ملک_الشعرای_بهار🕊
اوقات قشنگ بهاری تان به عشق
🍏🍎🍃
❤1👏1
نزدیک شو - محمد مختاری
Mohammad Mokhtari
🥀
نزديک شو اگر چه نگاهت ممنوع است.
زنجيره ی اشاره همچنان از هم پاشيده است
که حلقه های نگاه
در هم قرار نمی گيرد.
دنيا نشانه های ما را
در حول و حوش غفلت خود ديده است و چشم پوشيده است.
نزديک شو اگر چه حضورت ممنوع است.
وقت صدای ترس
خاموش شد گلوی هوا
و ارتعاشی دويد در زبان
که حنجره به صفت هايش بدگمان شد.
تا اينکه يک شب از خم طاقی يک صدايت
لرزيد و ريخت در ته ظلمت
و گنبد سکوت در معرق درد برآمد.
يک يک درآمديم در هندسه انتظار
و هر کدام روی نيمکتی يا زير طاقی
و گوشه ميدانی خلوت کرديم:
سيمای تابخورده که خاک را چون شيارهايش
آراسته است.
و خيره مانده است در نفرتی قديمی
که عشق را همواره آواره خواسته است
تنها تو بودی انگار که حتی روی نيمکتی نمی بايست بنشينی
و در طراوت خاموشی و فراموشی بنگری
مانا یاد_محمد_مختاري🕊
🍏🍎🍃
نزديک شو اگر چه نگاهت ممنوع است.
زنجيره ی اشاره همچنان از هم پاشيده است
که حلقه های نگاه
در هم قرار نمی گيرد.
دنيا نشانه های ما را
در حول و حوش غفلت خود ديده است و چشم پوشيده است.
نزديک شو اگر چه حضورت ممنوع است.
وقت صدای ترس
خاموش شد گلوی هوا
و ارتعاشی دويد در زبان
که حنجره به صفت هايش بدگمان شد.
تا اينکه يک شب از خم طاقی يک صدايت
لرزيد و ريخت در ته ظلمت
و گنبد سکوت در معرق درد برآمد.
يک يک درآمديم در هندسه انتظار
و هر کدام روی نيمکتی يا زير طاقی
و گوشه ميدانی خلوت کرديم:
سيمای تابخورده که خاک را چون شيارهايش
آراسته است.
و خيره مانده است در نفرتی قديمی
که عشق را همواره آواره خواسته است
تنها تو بودی انگار که حتی روی نيمکتی نمی بايست بنشينی
و در طراوت خاموشی و فراموشی بنگری
مانا یاد_محمد_مختاري🕊
🍏🍎🍃
👏1🕊1