○
وقتی به
" خزر" نگاه میاندازی
طوفان همه سو
به راه می اندازی
چشمان تو آبی اند و ماهی ها را
هربار به اشتباه می اندازی !
--------------
از پلّه خاطرات دیرینهی من
آرام بیا به بام سبزینهی من
سقف دل من
حیاط ِ تنهایی ِ توست
" ماسوله " ی
کوچکی است در سینهی من.
#محمد_علی_نیکومنش
#رباعی ها
🍏🍎🍃
وقتی به
" خزر" نگاه میاندازی
طوفان همه سو
به راه می اندازی
چشمان تو آبی اند و ماهی ها را
هربار به اشتباه می اندازی !
--------------
از پلّه خاطرات دیرینهی من
آرام بیا به بام سبزینهی من
سقف دل من
حیاط ِ تنهایی ِ توست
" ماسوله " ی
کوچکی است در سینهی من.
#محمد_علی_نیکومنش
#رباعی ها
🍏🍎🍃
❤2❤🔥1👌1
●
به مناسبت سالروز درگذشت ابوالحسن خان صبا ( ۱۲۸۱- ۲۵ فروردین ۱۳۳۶ش) از مفاخر موسیقی ملی و برترین معلم در تاریخ موسیقی ایران.
دارندهی " نشان درجهی یک هنر" و" نشان تبرزین طلا" و " نشان نیمرخ شوپن، از دولت لهستان،
صبا تقریباً تمام سازهای یک ارکستر را میتوانست بنوازد: پیانو، ویولن، تار، سه تار، سنتور، ضرب، نی، قانون، دف، فلوت...همه را خیلی خوب مینواخت.
دربارهی محسنات اخلاقی و عظمت هنر استاد صبا تقریبا همه بزرگان هنر وادب به گونهای از او یادکردهاند چون دکترساسان سپنتا، مهدی برکشلی، زاون ها کوپیان تا درزمانه ما ...
استاد محمدحسین شهریار تبریزی که درمحضر صبا تار آموخته و درشعرش هرجا سخن از هنر نواختن به میان آمده نام صبا نگین سخنش بوده و در مصاحبت دوستان هر وقت نام صبا به میان رفته، اشکش جوشیده است میگوید: از کوچکی ذوق موسیقی داشتم تهران که آمدم یک تارکوچکی داشتم که پوستش پاره شده بود و پردههایش در رفته بود وفقط یک دونه سیم داشت. ولی باهمین یک سیم، من جواب تصنیفها را می دادم، صبا گفت باید همهی آن را دوربریزی و سه تار برایم آورد و با آن مشقم داد. ولی عجیب ذوق موسیقی داشتم، وقتی درسم را پس میدادم با یک سوزی میزدم که اشکش میریخت، صبا می گفت:" تو آتشی داری که پهلوی هیچ کس نیست"
دوستی و بزرگواری وصفای صبا برشعر شهریار اثرگذاشت.صبا و شهریار هروقت درشب یا روز باهم معاشرت داشتند هنر در اوج کمال خود بود، شهریار شعرش راباحالتر و شیرینتر میخواند و صبا،سازش را شیرینتر وباحالتر میزد . در آن ایام روز به روز بر شهرت شهریار افزوده میگشت.
شکوفاترین و پربرکتترین دورهی شعر شهریار همین ایام است اثر صبا بر شهریار آن چنان عمیق بود که شهریار در اشعار آن دوره خود، هرجا که توانست نامی از صبا به میان آورد:
سوزی نداشت شعردل انگیز شهریار
تا همره ترانه ساز صبا نبود
یا
ترانه غزل شهریار از آن شیواست
که حق صحبت ساز صبا نگه دارد
درتمامی لحظات بحرانی زندگی شهریار، صبا آنچه برای تسکین دردهای شهریار لازم تشخیص میداد فروگذاری نمی کرد وشهریار چنان تعلق خاطری به او یافته بود که درهرشعر و نوشتهای کلمهی " صبا" میآمد سخت متاثر می شد.
به سوز شعر من دمسازی ساز صبا خالی
نوای باربد گو یاد کن چنگ نکیسا را
تا شهریار زنده بود نام صبا ویاد او را از صمیم دل بر لب داشت و خاطرات دوست بیت الغزل کلامش بود.
مرثیهای که شهریار برای استاد و دوست مشفق خود صبا سرود چنان او را منقلب میکرد که بدون اشک نمیتوانست بخواند این شعر از پرسوزترین و زیباترین اشعار شهریار است چندبیت آن را میخوانیم:
عمر دنیا
به سر آمد که صبا می میرد
ور نه
آتشکده عشق کجا می میرد
صبر کردم
به همه داغ عزیزان یارب
این صبوری
نتوانم که صبا می میرد
غسلش از اشک
دهید وکفن از آه کنید
این عزیزی ست
که با وی دل ما می میرد
به غم انگیز ترین
نوحه بنالی ای دل
که دل انگیزترین
نغمه سرا می میرد
و این بیت شکوهمند و بلند:
شمع دل ها همه گو
اشک شو از دیده بریز
کاخرین کوکبه
ذوق و صفا می میرد...
به کوشش : استاد مسعود تاکی
یادش سبز و گرامی
سالروز سفر استاد ابوالحسن_ صبا
گرامی نام و یادش جاودان 🕊
🍏🍎🍃
به مناسبت سالروز درگذشت ابوالحسن خان صبا ( ۱۲۸۱- ۲۵ فروردین ۱۳۳۶ش) از مفاخر موسیقی ملی و برترین معلم در تاریخ موسیقی ایران.
دارندهی " نشان درجهی یک هنر" و" نشان تبرزین طلا" و " نشان نیمرخ شوپن، از دولت لهستان،
صبا تقریباً تمام سازهای یک ارکستر را میتوانست بنوازد: پیانو، ویولن، تار، سه تار، سنتور، ضرب، نی، قانون، دف، فلوت...همه را خیلی خوب مینواخت.
دربارهی محسنات اخلاقی و عظمت هنر استاد صبا تقریبا همه بزرگان هنر وادب به گونهای از او یادکردهاند چون دکترساسان سپنتا، مهدی برکشلی، زاون ها کوپیان تا درزمانه ما ...
استاد محمدحسین شهریار تبریزی که درمحضر صبا تار آموخته و درشعرش هرجا سخن از هنر نواختن به میان آمده نام صبا نگین سخنش بوده و در مصاحبت دوستان هر وقت نام صبا به میان رفته، اشکش جوشیده است میگوید: از کوچکی ذوق موسیقی داشتم تهران که آمدم یک تارکوچکی داشتم که پوستش پاره شده بود و پردههایش در رفته بود وفقط یک دونه سیم داشت. ولی باهمین یک سیم، من جواب تصنیفها را می دادم، صبا گفت باید همهی آن را دوربریزی و سه تار برایم آورد و با آن مشقم داد. ولی عجیب ذوق موسیقی داشتم، وقتی درسم را پس میدادم با یک سوزی میزدم که اشکش میریخت، صبا می گفت:" تو آتشی داری که پهلوی هیچ کس نیست"
دوستی و بزرگواری وصفای صبا برشعر شهریار اثرگذاشت.صبا و شهریار هروقت درشب یا روز باهم معاشرت داشتند هنر در اوج کمال خود بود، شهریار شعرش راباحالتر و شیرینتر میخواند و صبا،سازش را شیرینتر وباحالتر میزد . در آن ایام روز به روز بر شهرت شهریار افزوده میگشت.
شکوفاترین و پربرکتترین دورهی شعر شهریار همین ایام است اثر صبا بر شهریار آن چنان عمیق بود که شهریار در اشعار آن دوره خود، هرجا که توانست نامی از صبا به میان آورد:
سوزی نداشت شعردل انگیز شهریار
تا همره ترانه ساز صبا نبود
یا
ترانه غزل شهریار از آن شیواست
که حق صحبت ساز صبا نگه دارد
درتمامی لحظات بحرانی زندگی شهریار، صبا آنچه برای تسکین دردهای شهریار لازم تشخیص میداد فروگذاری نمی کرد وشهریار چنان تعلق خاطری به او یافته بود که درهرشعر و نوشتهای کلمهی " صبا" میآمد سخت متاثر می شد.
به سوز شعر من دمسازی ساز صبا خالی
نوای باربد گو یاد کن چنگ نکیسا را
تا شهریار زنده بود نام صبا ویاد او را از صمیم دل بر لب داشت و خاطرات دوست بیت الغزل کلامش بود.
مرثیهای که شهریار برای استاد و دوست مشفق خود صبا سرود چنان او را منقلب میکرد که بدون اشک نمیتوانست بخواند این شعر از پرسوزترین و زیباترین اشعار شهریار است چندبیت آن را میخوانیم:
عمر دنیا
به سر آمد که صبا می میرد
ور نه
آتشکده عشق کجا می میرد
صبر کردم
به همه داغ عزیزان یارب
این صبوری
نتوانم که صبا می میرد
غسلش از اشک
دهید وکفن از آه کنید
این عزیزی ست
که با وی دل ما می میرد
به غم انگیز ترین
نوحه بنالی ای دل
که دل انگیزترین
نغمه سرا می میرد
و این بیت شکوهمند و بلند:
شمع دل ها همه گو
اشک شو از دیده بریز
کاخرین کوکبه
ذوق و صفا می میرد...
به کوشش : استاد مسعود تاکی
یادش سبز و گرامی
سالروز سفر استاد ابوالحسن_ صبا
گرامی نام و یادش جاودان 🕊
🍏🍎🍃
👏2🕊1
●
بدشانسی های احساسی ام
بیشتر ناشی از خودم بود تا او
زیرا او را طوری دوست داشتم
که او هرگز قادر نبود
همان طور دوستم بدارد...
#ماریو_بارگاس_یوسا
نویسنده اهل پرو و برنده جایزه نوبل ادبیات درگذشت.
"چرا ادبیات" و " زندگی سگی" از آثار اوست. سفرش سبز 🕊
🍏🍎🍃
بدشانسی های احساسی ام
بیشتر ناشی از خودم بود تا او
زیرا او را طوری دوست داشتم
که او هرگز قادر نبود
همان طور دوستم بدارد...
#ماریو_بارگاس_یوسا
نویسنده اهل پرو و برنده جایزه نوبل ادبیات درگذشت.
"چرا ادبیات" و " زندگی سگی" از آثار اوست. سفرش سبز 🕊
🍏🍎🍃
👍3❤🔥1🕊1
●
مهتاب که می شوی؛
شب لبخند می زند
از قلبِ آسمان شکوفه می بارد
نبض پنجره؛ بیقرار می شود
مرغ شب؛ با گریه می خندد
و گونه های گل سرخ
با تپش هایِ قلب پروانه؛
زیر بارانی از عشق می شکفد!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
مهتاب که می شوی؛
شب لبخند می زند
از قلبِ آسمان شکوفه می بارد
نبض پنجره؛ بیقرار می شود
مرغ شب؛ با گریه می خندد
و گونه های گل سرخ
با تپش هایِ قلب پروانه؛
زیر بارانی از عشق می شکفد!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👏1
Avaz Abu Atta
Alireza Eftekhari - Download1Music.IR
🎼❤️🎼
Alireza Eftekhari - Avaz Abu Atta
-----------------------
عزم آن دارم که امشب نیم مست
پای کوبان کوزهٔ دردی به دست
سر به بازار قلندر برنهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه هست
تا کی از تزویر باشم رهنمای
تا کی از پندار باشم خودپرست
پردهٔ پندار میباید درید
توبهٔ تزویر میباید شکست
وقت آن آمد که دستی برزنم
چند خواهم بودن آخر پایبست
ساقیا درده شرابی دلگشای
هین که دل برخاست غم بر سر نشست_
بزرگداشت عطار_ نیشابوری گرامی
🍏🍎🍃
Alireza Eftekhari - Avaz Abu Atta
-----------------------
عزم آن دارم که امشب نیم مست
پای کوبان کوزهٔ دردی به دست
سر به بازار قلندر برنهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه هست
تا کی از تزویر باشم رهنمای
تا کی از پندار باشم خودپرست
پردهٔ پندار میباید درید
توبهٔ تزویر میباید شکست
وقت آن آمد که دستی برزنم
چند خواهم بودن آخر پایبست
ساقیا درده شرابی دلگشای
هین که دل برخاست غم بر سر نشست_
بزرگداشت عطار_ نیشابوری گرامی
🍏🍎🍃
❤2👏1
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه☀️🌙🌖
☀️۲۶ فروردین ۱۴۰۴
🌙۱۶ شوال ۱۴۴۶
🌲۱۵ آوریل ۲۰۲۵
-------☂------☔️-- -------
----------🌱-----🌧-------🌱----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...🌙🌖🌕
‐---------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
روز های بهاری تان به شور و نشاط
زندگی 🌻
-----------------
سه شنبه تان به شادی و آرامش
قدم هایتان در مسیری سبز و پویا
---------🍃-------🌱-----🍃------
الهی ...
مرا در بهارِ باورهایم، بارور کن!
و در شکوفایی ِ جوانه های بذر
حضورم ... بارانِ عشق باش!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به حلاوت دوستی و مهر
🍏🍎🍃
🗓 امروز سه شنبه☀️🌙🌖
☀️۲۶ فروردین ۱۴۰۴
🌙۱۶ شوال ۱۴۴۶
🌲۱۵ آوریل ۲۰۲۵
-------☂------☔️-- -------
----------🌱-----🌧-------🌱----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...🌙🌖🌕
‐---------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
روز های بهاری تان به شور و نشاط
زندگی 🌻
-----------------
سه شنبه تان به شادی و آرامش
قدم هایتان در مسیری سبز و پویا
---------🍃-------🌱-----🍃------
الهی ...
مرا در بهارِ باورهایم، بارور کن!
و در شکوفایی ِ جوانه های بذر
حضورم ... بارانِ عشق باش!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به حلاوت دوستی و مهر
🍏🍎🍃
❤2
○
سلام و درودی به مهر دوستانم
صبح زیبای بهاری تان به طراوت
عشق و امید و به حلاوت لحظه
لحظه های حضور و شوق زندگی
هر چند آسمان ابری، خورشید اما
از پس ابرها برون خواهد آمد🌻
چشمه ها خواهند جوشید، غنچه
های امید خواهند شکفت و گندم
زاران خواهند رویید و قدم های
کوچه و خیابان با عشق و امید باز
هم آفتابی خواهد شد🌱❤️💚❤️
نگاه سبز آفرینش بدرقه ی گام به
گام حضورتان... پنجره ی آرزوها
یتان گشوده به آغوش پرمهر خدا
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
سلام و درودی به مهر دوستانم
صبح زیبای بهاری تان به طراوت
عشق و امید و به حلاوت لحظه
لحظه های حضور و شوق زندگی
هر چند آسمان ابری، خورشید اما
از پس ابرها برون خواهد آمد🌻
چشمه ها خواهند جوشید، غنچه
های امید خواهند شکفت و گندم
زاران خواهند رویید و قدم های
کوچه و خیابان با عشق و امید باز
هم آفتابی خواهد شد🌱❤️💚❤️
نگاه سبز آفرینش بدرقه ی گام به
گام حضورتان... پنجره ی آرزوها
یتان گشوده به آغوش پرمهر خدا
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2🙏1
○
سلام ! به صبح
که خورشید نگاه اش را
در شبنمِ چشم هایِ تو
نقش می زند؛
و دست هایِ من در زایشِ
زلالِ عشق سبز می شوند
تا گونه هایِ خاک
زیرِ بارشِ
بوسه هایِ یاد تو
رویشی دوباره آغاز کند
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به روشنای آفتاب و مهر
روز زیبای بهاری تان به عشق
🍏🍎🍃
سلام ! به صبح
که خورشید نگاه اش را
در شبنمِ چشم هایِ تو
نقش می زند؛
و دست هایِ من در زایشِ
زلالِ عشق سبز می شوند
تا گونه هایِ خاک
زیرِ بارشِ
بوسه هایِ یاد تو
رویشی دوباره آغاز کند
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به روشنای آفتاب و مهر
روز زیبای بهاری تان به عشق
🍏🍎🍃
❤3🙏1
سحر بلبل حکایت با صبا کرد
حسام الدین سراج
🎼❤️🎼
ای روشنایی سحر،
ای آفتاب پاک
ای مرز جاودانۀ نیکی
من با امید وصل تو
شب را شکستهام
من در هوای عشق تو
از شب گذشتهام...
#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
ای روشنایی سحر،
ای آفتاب پاک
ای مرز جاودانۀ نیکی
من با امید وصل تو
شب را شکستهام
من در هوای عشق تو
از شب گذشتهام...
#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
❤2😍2🙏1
○
بشنو، بانوی من!
برای آنکه لحظههایی سرشار از خلوص و احساس و عاطفه داشته باشی، باید که چیزهایی را از کودکی با خودت آورده باشی؛ و گهگاه، کاملاً سبکسرانه و بازیگوشانه رفتار کرده باشی.
انسانی که یادهای تلخ و شیرینی را، از کودکی، در قلب و روح خود نگه ندارد و نداند که در برخی لحظهها واقعاً باید کودکانه به زندگی نگاه کند، شقی و بیترحم خواهد شد.
حبیب من!
هرگز از کودکی خویش آنقدر فاصله مگیر که صدای فریادهای شادمانهاش را نشنوی، یا صدای گریههای مملو از گرسنگی و تشنگیاش را...
اینک دستهای مهربانت را به من بسپار تا به یاد آنها بیاورم که چگونه باید زلف عروسکها را نوازش کرد.
✍ #نادر_ابراهيمی
📕 چهل نامه کوتاه به همسرم
🍏🍎🍃
بشنو، بانوی من!
برای آنکه لحظههایی سرشار از خلوص و احساس و عاطفه داشته باشی، باید که چیزهایی را از کودکی با خودت آورده باشی؛ و گهگاه، کاملاً سبکسرانه و بازیگوشانه رفتار کرده باشی.
انسانی که یادهای تلخ و شیرینی را، از کودکی، در قلب و روح خود نگه ندارد و نداند که در برخی لحظهها واقعاً باید کودکانه به زندگی نگاه کند، شقی و بیترحم خواهد شد.
حبیب من!
هرگز از کودکی خویش آنقدر فاصله مگیر که صدای فریادهای شادمانهاش را نشنوی، یا صدای گریههای مملو از گرسنگی و تشنگیاش را...
اینک دستهای مهربانت را به من بسپار تا به یاد آنها بیاورم که چگونه باید زلف عروسکها را نوازش کرد.
✍ #نادر_ابراهيمی
📕 چهل نامه کوتاه به همسرم
🍏🍎🍃
❤4👏1
○
از بامداد روی تو
دیدن حیات ماست
امروز روی خوب تو
یا رب چه دلرباست
امروز در جمال تو
خود لطف دیگرست
امروز هر چه
عاشق شیدا کند سزاست
صد چشم وام خواهم
این وام از کی خواهم و
آن چشم خود که راست_
✍#مولانای_جان
دیوان شمس/ غزل شماره ۴۵۰
🍏🍎🍃
از بامداد روی تو
دیدن حیات ماست
امروز روی خوب تو
یا رب چه دلرباست
امروز در جمال تو
خود لطف دیگرست
امروز هر چه
عاشق شیدا کند سزاست
صد چشم وام خواهم
این وام از کی خواهم و
آن چشم خود که راست_
✍#مولانای_جان
دیوان شمس/ غزل شماره ۴۵۰
🍏🍎🍃
❤2🙏1