❌✅
به من آهسته بگو:
عشق سلام!
چه خبر از غم دنیا؟!
دل من خسته نباشی نفست گرم و دلت شاد
مبادا که از این رنج برنجی که جهان گشته
پر از درد
به من آهسته بگو:
نیست جهان جای قشنگی
بگذار هرچه بدی هست، در این خاک بماند
من و تو رهگذر کوچهی عشقیم
و همین بس که تو را دوست بدارم.
و این حس ، سر آغاز قشنگیاست
که آغاز شود بودن و بی عشق نماندن
به من آهسته بگو:
هستی و هستم.
❌نیما یوشیج❌ ❌
✅ناشناس
🍏🍎🍃
به من آهسته بگو:
عشق سلام!
چه خبر از غم دنیا؟!
دل من خسته نباشی نفست گرم و دلت شاد
مبادا که از این رنج برنجی که جهان گشته
پر از درد
به من آهسته بگو:
نیست جهان جای قشنگی
بگذار هرچه بدی هست، در این خاک بماند
من و تو رهگذر کوچهی عشقیم
و همین بس که تو را دوست بدارم.
و این حس ، سر آغاز قشنگیاست
که آغاز شود بودن و بی عشق نماندن
به من آهسته بگو:
هستی و هستم.
❌نیما یوشیج❌ ❌
✅ناشناس
🍏🍎🍃
👌2❤1
○
این شعر از کیست؟
ای یــــار ناســامــان من، از من چرا رنجیدهای؟
وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیدهای؟
پژوهشگر:
#دکترمیلادشمعی
در فضای مجازی و بهویژه در میان آوازخوانان و خوانندگان معاصر، غزلی با مطلع «ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیدهای؟/ وی درد و ای درمان من، از من را رنجیدهای؟» به نام سعدی شیرازی خوانده شده است. اما آیا حقیقتاً این شعر از سعدی است؟ نخست چاپهای معتبر کلیات سعدی را مرور میکنیم:
در کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، این غزل در قسمتی با عنوان «ملحقات» آمده است. بنا بر گفتۀ فروغی: «اتفاق میافتد که در یک یا دو نسخه، غزلی دیده میشود که در نُسَخ بسیار قدیم نیست؛ این غزلها را بهعنوان ملحقات بهصورتی که هست به چاپ رساندیم...» (کلیات سعدی، تصحیح فروغی، نشر سهیل، ۱۳۷۳، ص۷۶۱). بنابراین در نظرگاه زندهیاد فروغی، انتساب این غزل به سعدی بعید به نظر میرسد.
صورت کامل غزل، در چاپ فروغی بدین قرار است:
ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیدهای؟
وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیدهای؟
ای سرو خوشبالای من، ای دلبر رعنای من
لعل لبت حلوای من، از من چرا رنجیدهای؟
بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پرخون شدم، از من چرا رنجیدهای؟
گر من بمیرم در غمت، خونم بتا در گردنت
فردا بگیرم دامنت، از من چرا رنجیدهای؟
من سعدی درگاه تو، عاشق به روی ماه تو
هستیم نیکوخواه تو، از من چرا رنجیدهای؟
در کلیات سعدی به تصحیح استاد بهاءالدین خرمشاهی که بر اساس چاپ فروغی و مقابله با دو نسخۀ دیگر بوده، چنین نوشته شده است: «یغمایی این غزل را الحاقی و مشکوک شمرده و در دیوان مصحح خود، ثبت نکرده است» (ص۶۳۴).
در کلیات سعدی به کوشش زندهیاد استاد مظاهر مصفا این غزل تحت عنوان «الحاقی» آمده است (ص۵۶۰).
این غزل در کلیات سعدی دکتر حسن انوری و نیز غزلیات سعدی به تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی اصلاً نیامده است.
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که عموم ادیبان در صحت انتساب این غزل به سعدی، تردید جدی داشتهاند یا آنکه مطمئن بودهاند این شعر از سعدی نیست.
به غیر از دلایل نسخهشناسانه، میتوان مسائل سبکشناسانه را هم مطرح کرد. اگر کسی کمی با آثار سعدی و بهویژه غزلیات وی انس و الفتی داشته باشد، متوجه میشود به لحاظ قواعد سبکشناختی، این گونه شعر گفتن از استاد سخن، دور از نظر است. از همه شگفتانگیزتر برهمریختگی قوافی این غزل است. ردیف غزل یعنی «از من چرا رنجیدهای» قاعدهمند است؛ اما در قافیۀ شعر، بلاتکلیفایم!
دیگر آنکه صِرفِ وجود تخلص «سعدی» در غزل، آن را متعلق به سعدی نمیکند؛ چراکه احتمال دستکاری در اشعار و تغییر تخلص، وجود داشته است. مثال بارزش غزل مشهور «در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم/ بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم» است که اغلب تصور میکنند از سعدی است؛ اما از همام تبریزی است و تخلص را از «همام» به «سعدی» تبدیل کردهاند و بیت را تغییر دادهاند. اینها دلایلی در ردِ انتساب این غزل به سعدی بود.
اما آیا میتوان اثبات کرد شعر از کیست؟ من جستوجوهای زیادی انجام دادم؛ عین این شعر را نتوانستم پیدا کنم؛ اما در حین بررسیها متوجه موضوع تأملبرانگیزی شدم: تذکرهنویسان و شاعرانی که در هند و نواحی اطراف آن بودهاند، به این شعر توجه خاصی داشتهاند و ظاهراً نخستینبار در آن بستر جغرافیایی، این شعر به نام سعدی رواج یافته است. به عنوان مثال نویسندۀ کتاب «تذکرةالکاملین» (چاپشده در هند) ضمن بیان این شعر (با اندکی تغییرات و اضافات) آن را از آنِ سعدی دانسته است.
در کتاب «منتخبات زرین شعر فارسی» نوشتۀ هادی حسن (چاپشده در هند) این شعر با نام سعدی آمده؛ اما نویسنده در پاورقی ذکر کرده:«این غزل در آثار سعدی چاپ تهران، پیدا نیست!».
دکتر شفیعی کدکنی نیز در صفحۀ ۱۳۰ کتاب «شاعری در هجوم منتقدان (نقد ادبی در سبک هندی، پیرامون شعر حزین لاهیجی)» نقلقولی از شخصی به نام صهبایی ذکر میکنند که در آنجا رد پای سعدی را میتوان مشاهده کرد. صهبایی، بیت پیش رو را در باب موضوعی ادبی با نام سعدی مثال میزند:
ای ماه عالمسوز من، از من چرا رنجیدهای؟
وی شمع شبافروز من، از من چرا رنجیدهای؟
اما تنها جایی که من شعری با ردیف «از من چرا رنجیدهای؟» و با نامی به غیر از سعدی یافتم، در دیوان شاعری به نام «حاجیبهرام سقّای بخارایی» (شاعر سدۀ دهم هجری مقیم هند) است:
🍏🍎🍃
این شعر از کیست؟
ای یــــار ناســامــان من، از من چرا رنجیدهای؟
وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیدهای؟
پژوهشگر:
#دکترمیلادشمعی
در فضای مجازی و بهویژه در میان آوازخوانان و خوانندگان معاصر، غزلی با مطلع «ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیدهای؟/ وی درد و ای درمان من، از من را رنجیدهای؟» به نام سعدی شیرازی خوانده شده است. اما آیا حقیقتاً این شعر از سعدی است؟ نخست چاپهای معتبر کلیات سعدی را مرور میکنیم:
در کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، این غزل در قسمتی با عنوان «ملحقات» آمده است. بنا بر گفتۀ فروغی: «اتفاق میافتد که در یک یا دو نسخه، غزلی دیده میشود که در نُسَخ بسیار قدیم نیست؛ این غزلها را بهعنوان ملحقات بهصورتی که هست به چاپ رساندیم...» (کلیات سعدی، تصحیح فروغی، نشر سهیل، ۱۳۷۳، ص۷۶۱). بنابراین در نظرگاه زندهیاد فروغی، انتساب این غزل به سعدی بعید به نظر میرسد.
صورت کامل غزل، در چاپ فروغی بدین قرار است:
ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیدهای؟
وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیدهای؟
ای سرو خوشبالای من، ای دلبر رعنای من
لعل لبت حلوای من، از من چرا رنجیدهای؟
بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پرخون شدم، از من چرا رنجیدهای؟
گر من بمیرم در غمت، خونم بتا در گردنت
فردا بگیرم دامنت، از من چرا رنجیدهای؟
من سعدی درگاه تو، عاشق به روی ماه تو
هستیم نیکوخواه تو، از من چرا رنجیدهای؟
در کلیات سعدی به تصحیح استاد بهاءالدین خرمشاهی که بر اساس چاپ فروغی و مقابله با دو نسخۀ دیگر بوده، چنین نوشته شده است: «یغمایی این غزل را الحاقی و مشکوک شمرده و در دیوان مصحح خود، ثبت نکرده است» (ص۶۳۴).
در کلیات سعدی به کوشش زندهیاد استاد مظاهر مصفا این غزل تحت عنوان «الحاقی» آمده است (ص۵۶۰).
این غزل در کلیات سعدی دکتر حسن انوری و نیز غزلیات سعدی به تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی اصلاً نیامده است.
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که عموم ادیبان در صحت انتساب این غزل به سعدی، تردید جدی داشتهاند یا آنکه مطمئن بودهاند این شعر از سعدی نیست.
به غیر از دلایل نسخهشناسانه، میتوان مسائل سبکشناسانه را هم مطرح کرد. اگر کسی کمی با آثار سعدی و بهویژه غزلیات وی انس و الفتی داشته باشد، متوجه میشود به لحاظ قواعد سبکشناختی، این گونه شعر گفتن از استاد سخن، دور از نظر است. از همه شگفتانگیزتر برهمریختگی قوافی این غزل است. ردیف غزل یعنی «از من چرا رنجیدهای» قاعدهمند است؛ اما در قافیۀ شعر، بلاتکلیفایم!
دیگر آنکه صِرفِ وجود تخلص «سعدی» در غزل، آن را متعلق به سعدی نمیکند؛ چراکه احتمال دستکاری در اشعار و تغییر تخلص، وجود داشته است. مثال بارزش غزل مشهور «در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم/ بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم» است که اغلب تصور میکنند از سعدی است؛ اما از همام تبریزی است و تخلص را از «همام» به «سعدی» تبدیل کردهاند و بیت را تغییر دادهاند. اینها دلایلی در ردِ انتساب این غزل به سعدی بود.
اما آیا میتوان اثبات کرد شعر از کیست؟ من جستوجوهای زیادی انجام دادم؛ عین این شعر را نتوانستم پیدا کنم؛ اما در حین بررسیها متوجه موضوع تأملبرانگیزی شدم: تذکرهنویسان و شاعرانی که در هند و نواحی اطراف آن بودهاند، به این شعر توجه خاصی داشتهاند و ظاهراً نخستینبار در آن بستر جغرافیایی، این شعر به نام سعدی رواج یافته است. به عنوان مثال نویسندۀ کتاب «تذکرةالکاملین» (چاپشده در هند) ضمن بیان این شعر (با اندکی تغییرات و اضافات) آن را از آنِ سعدی دانسته است.
در کتاب «منتخبات زرین شعر فارسی» نوشتۀ هادی حسن (چاپشده در هند) این شعر با نام سعدی آمده؛ اما نویسنده در پاورقی ذکر کرده:«این غزل در آثار سعدی چاپ تهران، پیدا نیست!».
دکتر شفیعی کدکنی نیز در صفحۀ ۱۳۰ کتاب «شاعری در هجوم منتقدان (نقد ادبی در سبک هندی، پیرامون شعر حزین لاهیجی)» نقلقولی از شخصی به نام صهبایی ذکر میکنند که در آنجا رد پای سعدی را میتوان مشاهده کرد. صهبایی، بیت پیش رو را در باب موضوعی ادبی با نام سعدی مثال میزند:
ای ماه عالمسوز من، از من چرا رنجیدهای؟
وی شمع شبافروز من، از من چرا رنجیدهای؟
اما تنها جایی که من شعری با ردیف «از من چرا رنجیدهای؟» و با نامی به غیر از سعدی یافتم، در دیوان شاعری به نام «حاجیبهرام سقّای بخارایی» (شاعر سدۀ دهم هجری مقیم هند) است:
🍏🍎🍃
👌2
Amor mio
Gipsy Kings
. 🎼❤️🎼
Gipsy Kings
. No2
_Genres: Catalan, rumba
Traditional flamenco
pop, rock
-----------------------------
دستانت را
میخواهم
که قلبم را نگه دارم.....
#محمود_درویش
🍏🍎🍃
Gipsy Kings
. No2
_Genres: Catalan, rumba
Traditional flamenco
pop, rock
-----------------------------
دستانت را
میخواهم
که قلبم را نگه دارم.....
#محمود_درویش
🍏🍎🍃
❤2👌1
درویش ۵
<unknown>
🎼❤️🎼
🎼#محمد_درویش
----------------------------
بزن نی زن .. بزن!
دنیا سراب خفته در
در آغوشِ مرداب است؛
اسیر دست گرداب است؛
بدم در جانِ نی؛
نیزار ... در خواب است!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🎼#محمد_درویش
----------------------------
بزن نی زن .. بزن!
دنیا سراب خفته در
در آغوشِ مرداب است؛
اسیر دست گرداب است؛
بدم در جانِ نی؛
نیزار ... در خواب است!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
کلاغ پر
گنجشک پر
درخت پیر جنگل
بهار آرزو پر ...
بادبادکای کاغذی
اشکایِ شوق کودکی
رو بوم خونه ها پر ...
روزهای ِخوب و شاد پر
صداقت و وفایِ برگ و باد پر
نجابتِ نگاهِ شاپرک پر
پاکیِ کوله بارِ قاصدک پر
اندیشه و خرد پر
آزادی و هنر پر
اشک قلم، مصحفِ بیقرار پر
خون دلِ هزار هزار کتاب پر
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق۷
🍏🍎🍃
کلاغ پر
گنجشک پر
درخت پیر جنگل
بهار آرزو پر ...
بادبادکای کاغذی
اشکایِ شوق کودکی
رو بوم خونه ها پر ...
روزهای ِخوب و شاد پر
صداقت و وفایِ برگ و باد پر
نجابتِ نگاهِ شاپرک پر
پاکیِ کوله بارِ قاصدک پر
اندیشه و خرد پر
آزادی و هنر پر
اشک قلم، مصحفِ بیقرار پر
خون دلِ هزار هزار کتاب پر
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق۷
🍏🍎🍃
👏1👌1
شهرترانه _ شب آفتابی
محمد اصفهانے
🎼❤️🎼
🗣#محمد_اصفهانی
--------------------------
تو اگر عاشقی؛
تو را با ردّ و
قبول چه کار ؟
#شمس_تبریزی
🍏🍎🍃
🗣#محمد_اصفهانی
--------------------------
تو اگر عاشقی؛
تو را با ردّ و
قبول چه کار ؟
#شمس_تبریزی
🍏🍎🍃
❤1🙏1
●
شب پشت
پلک های بلند بی مهتاب؛
شب پره ها را صدا می زند
تا چشم های بی خواب پنجره ؛
انتظار را از یاد نبرد
و مرغ شب ؛
عاشقانه هایش را
در گوش زنی نجوا کند
که قرن هاست ؛
عاشق ماه شده است...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
شب پشت
پلک های بلند بی مهتاب؛
شب پره ها را صدا می زند
تا چشم های بی خواب پنجره ؛
انتظار را از یاد نبرد
و مرغ شب ؛
عاشقانه هایش را
در گوش زنی نجوا کند
که قرن هاست ؛
عاشق ماه شده است...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👏1
Je T’Aime
Kelly sweet
🎼❤️🎼
🗣#کلی_سوئیت
🎼#دوستت_دارم
....................................
من دوستت دارم
تا شب درخلوت پریشانِ
این همه ظلمت؛
عشق را ... در چشمانِ
بی خواب ماه، خواب کند _
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#کلی_سوئیت
🎼#دوستت_دارم
....................................
من دوستت دارم
تا شب درخلوت پریشانِ
این همه ظلمت؛
عشق را ... در چشمانِ
بی خواب ماه، خواب کند _
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
__درودی
به خورشید به انوارِ امید
به بال پرنده ؛ به بذری که رویید
درودی؛
به پرچینِ سبز خیال
به شور قدم ها به شوقِ وصال
درودی به میعادِ
سبزِ اقاقی،
درودی به شبنم،
به گلبرگِ یاس به بال قناری
درودی به پرواز به اوجِ رهایی
درودی به آغوش باران و خاک
به میلاد نور به فردایِ یک روز پاک
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
__درودی
به خورشید به انوارِ امید
به بال پرنده ؛ به بذری که رویید
درودی؛
به پرچینِ سبز خیال
به شور قدم ها به شوقِ وصال
درودی به میعادِ
سبزِ اقاقی،
درودی به شبنم،
به گلبرگِ یاس به بال قناری
درودی به پرواز به اوجِ رهایی
درودی به آغوش باران و خاک
به میلاد نور به فردایِ یک روز پاک
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2🙏1
○
معبودا!
می دانم که تو
از من به من نزدیک تری
می دانم که جام زندگی را
هر صبح و شام با دستان
پرمهر تو می نوشم؛
می دانم که در هر قدم از مسیر
زندگی ام تو همراه و هم گامِ منی؛
__دست هایم را
به خورشید بسپار
بگذار ماه؛
با چشمان تو
در آسمان شب هایم بتابد !
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
معبودا!
می دانم که تو
از من به من نزدیک تری
می دانم که جام زندگی را
هر صبح و شام با دستان
پرمهر تو می نوشم؛
می دانم که در هر قدم از مسیر
زندگی ام تو همراه و هم گامِ منی؛
__دست هایم را
به خورشید بسپار
بگذار ماه؛
با چشمان تو
در آسمان شب هایم بتابد !
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👍1