معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


ما زندگی را انتخاب نمی‌کنیم ، این زندگی است که ما را انتخاب می‌کند ... نمی‌توانیم شاکی باشیم که چرا زندگی ، خوشی‌ها و اندوه‌های خاصی را به ما اختصاص داده و ما فقط ناگزیریم آنها را بپذیریم و ادامه دهیم ... ما نمی‌توانیم زندگی‌مان را انتخاب کنیم ، اما می‌توانیم تصمیم بگیریم که با شادی‌ها و اندوه‌هایی که به ما داده شده ، چگونه برخورد کنیم ...

#پائولو کوئیلیو
📕خیانت
🍏🍎🍃
👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
Audio
Mohammad Ozrkhah - Gole Golab
🎼❤️🎼

نمی‌خواهم بدانم
زادروزت را
زادگاه‌ات را
کودکی‌هایت
و نورسیده‌گی‌ات را
که تو زنی
از سلسله گل‌هایی
و من اجازه ندارم
در تاریخ یک گل دخالت کنم.

#نزار قبانی
🍏🍎🍃
3👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


ببخش مادر ... ببخش ...
ببخش؛ که در آینه ی ِچشم هایت
انعکاس کبودِ درد را... نفهمیدم

ببخش که از گلبوته های زندگی؛
اگر چه... برایت شکوفه ؛
خارهای درد هم ... بودم ...

آه... مادر ...
من گمان می کردم ؛
همین که گاه گاهی یاد تو باشم
همین که یک بغل گل؛
یک سبد سیب ...
یک سلام و بوسه ای...
بر گونه ی رنجور تو باشم ؛
برای شادی ات کافی ست ...

چرا در شبنم تار نگاهت
دست هایت را نبوسیدم...؟
چرا در کنج چشمانت غم و
تنهایی ات را ...
با تنِ تن پوشی از عطر تن ام ؛
تا کوچه های شادِ
یک آغوش نبوییدم ...؟

چرا مادر ...
چرا اینقدر دیر ...
پر پروانه ی گل های پرواز
دل بی کینه ات باشم ...؟

چرا مادر نفهمیدم
که تو دریایی از عشقی...
و من... ماهی یِ
تُنگ بلورِ... کودکی...
شیطان و بازیگوش و ناباور ؛

چرا مادر ...
چرا هرگز نگفتم دوستت دارم؟

منی که پا به سر عشق ام...
چرا هرگز نگفتم دوستت دارم...؟!


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
در قلب و روحم جاودانه ای🕊
🍏🍎🍃
2👏1🕊1
🕊
غزلیات حافظ 22
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ《22》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------------------
چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست
سخن‌شناس نه‌ای جان من خطا این جاست

سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید
تبارک الله ازین فتنه‌ها که در سرِ ماست

در اندرونِ منِ خسته‌دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب؟
بنال، هان که از این پرده کارِ ما به نواست

مرا به کارِ جهان هرگز التفات نبود
رخِ تو در نظرِ من چنین خوشش آراست

نخفته‌ام ز خیالی که می‌پزد دلِ من
خمارِ صد شبه دارم شراب‌خانه کجاست؟

چنین که صومعه آلوده شد ز خونِ دلم
گَرَم به باده بشویید حق به دستِ شماست

از آن به دیرِ مغانم عزیز می‌دارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دلِ ماست

چه ساز بود که در پرده می‌زد آن مطرب
که رفت عمر و هنوزم دماغ پُر ز هواست

ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضایِ سینهٔ حافظ هنوز پر ز صداست
🍏🍎🍃
1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آهنگ کرمانجی زیبای گروه لبینا به نام شوان
@mousighi_bartar
🎼❤️🎼


آهنگ ‌کرمانجی زیبا
گروه لبینا به نام شوان...
.........‌‌‌‌‌......


و نترسیم از مرگ
مرگ‌ پایان کبوتر نیست...

🍏🍎🍃
❤‍🔥22
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Audio
❤️🔥❤️


"هنوز رژیم داری؟"
یک عاشقانه دلگیر....


برگرفته از کتاب قهوه سرد آقای نویسنده
نوشته: روزبه معین
اجرا: مهزاد توکلی


🍏🍎🍃
1👍1👌1


جوان تر که بودم،واسه خرج و مخارج تحصیلم مجبور شدم توی یه رستوران کار کنم،
من اون جا گارسون بودم،رستوران ما به مرغ سوخاری هاش معروف بود،
البته نمی شد از سیب زمینی سرخ کرده هاش هم گذشت،
خلاصه اینکه پاتوق دختر پسرهای جوان بود.
صاحب رستوران مرد با انصافی بود،از اون سبیلوهای باحال،خیلی هوای زیردست هاش رو داشت،
ما بهش می گفتیم رئیس.
یه روز که می خواستم غذای مشتری ها رو ببرم،
رئیس من رو کشید کنار و گفت:میز شماره دو،اون دختر مو بورِ،بدجور دیوونش شدم،هرکاری بخواد واسش می کنم.
گفتم:ببین رئیس،خیلی خوبه ها،ولی فکر نکنم پا بده!
رئیس گفت:اون هر روز با دوست هاش می آد اینجا،می دونی که من خجالتیم،آمارش رو بگیر،جبران می کنم.
چند دقیقه بعد وقتی که غذای اون دخترها رو روی میزشون میذاشتم،
شنیدم که داشتن در مورد این حرف میزدن که سبیل چه چیز مزخرفیه،
بعد من رو کردم به دختر مو بورِ و گفتم:غذای شما با طراحی مخصوص آقای رئیس سرو شده.
دخترِ هم یه نگاه به رئیس انداخت که دست هاش رو زیر چونه اش زده بود و اون رو دید میزد.
به رئیس گفتم که طرف انگار با سبیل حال نمی کنه،رئیس رو میگی،
رفت تو دستشویی و بدون اون سبیل های فابریکش برگشت.
فردای اون روز وقتی باز داشتم غذای دخترها رو روی میز میذاشتم
بو بردم که اون ها دانشجوی زبان فرانسه هستن.
رئیس هم بلافاصله دوره فشرده زبان فرانسه ثبت نام کرد و بعدش هم ما منوی رستوران رو فرانسوی کردیم!
اما داستان به همین جا ختم نشد،چون وقتی یه روز رئیس نقاشی 'جیغ' اثر معروف 'ادوارد مونچ'
رو تو دست دختر مو بورِ دید،به سرش زد که دیوارهای رستوران رو پر از نقاشی های 'ادوارد مونچ' کنه،
رئیس ما از یه سبیلو که فقط بلد بودمرغ سرخ کنه،تبدیل شد به یه دلباخته نقاشی که یه سیگار برگ همیشه گوشه لبش بود.
تا اینکه یه روز من پا پیش گذاشتم و به دخترِ گفتم که مادمازل،رئیس ما بدجور خاطر شما رو می خواد!
دخترِ فقط نگاه کرد و هیچ جوابی نداد.
از اون روز دیگه دختر مو بورِ با دوست هاش به رستوران نیومد
و وقتی قضیه رو از دوست هاش جویا شدم،گفتن که اون رژیم گرفته،
من هم که فهمیدم جریان از چه قراره،واسه اینکه حال رئیس گرفته نشه،بهش گفتم طرف رژیم گرفته.
رئیس هم منوی رستوران رو عوض کرد و از اون به بعد فقط غذای رژیمی سرو میشد.
اوضاع همینطوری ادامه داشت،اما من دیگه درسم تموم شد و از اون شهر رفتم.
وقتی بعد از چند سال به اونجا برگشتم دیدم که جای اون رستوران یه گالری نقاشی دایر کردن و بالاش به فرانسوی
êtes-vous toujours sur l'alimentation?
یعنی، هنوزم رژیم داری؟

قهوه سرد آقای نویسنده
#روزبه معین
🍏🍎🍃
👌3❤‍🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


شبی یاد دارم که چشمم نخفت
شنیدم که پروانه با شمع گفت

که من عاشقم گر بسوزم رواست
تو را گریه و سوز باری چراست؟

بگفت ای هوادار مسکین من
برفت انگبین یار شیرین من

چو شیرینی از من به در می‌رود
چو فرهادم آتش به سر می‌رود

همی گفت و هر لحظه سیلاب درد
فرو می‌دویدش به رخسار زرد

که ای مدعی عشق کار تو نیست
که نه صبر داری نه یارای ایست

تو بگریزی از پیش یک شعله خام
من استاده‌ام تا بسوزم تمام ...
🍏🍎🍃
1👌1
🔥
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


آغوش پرمهر خدا بستر آرامش تان
آرزوهایتان مستجاب درگه دوست

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
2
Alışamadım (Live)
@music_lights -Aytaç Dogan
🎼❤️🎼



با عشق
تنفس هم
یک حادثه‌ی تازه‌ست...

#حسین_منزوی

🍏🍎🍃
3❤‍🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


 با نام‌ و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه. ☀️🌙
☀️۲۰ اسفند            ۱۴۰۳
🌙۱۰  رمضان         ۱۴۴۶
🌲۱۰  مارس           ۲۰۲۵
-------☃️-------☔️---------
---------------🌧---------☃️----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...🌙🌲🌴🌳
‐---------------------------
قدم های زندگی به عشق و امید
-----------------------------------
----------------------
شب ها و روزهای ماه رمضان
متبرک به عشق و منور به نورالهی
با آرزوی بیداری، آگاهی و ایمانی
راستین...🌙🌕 درپناه مهر خدا
---------------------------------
من برای زمستان دلت؛
آتشِ افروخته یِ عشق را
آرزو می کنم ...

تا که در سراشیبی هایِ
پر پیچ و تاب زندگی ؛

دستت را، گرم بفشارد
و یاری ات کند
تا که گلبرگ هایِ
حضورت عاشقانه، بشکفند ..‌.

#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
1🥰1