○
عشق؛
پویاترین؛ آموزگار زندگی ست
روح را صیقل می دهد
احساس را چون الماس
می تراشد ؛
طنینِ خوشِ
ضرباهنگ قلبِ عاشق؛
دلنوازترین ساز عالم است
بودن؛
تا عرشِ یقین، معنا می گیرد
عشق؛
بوسه آفرینش است
بر لب هایِ سبزِ خدا!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
----------------------
امشاسپند را نماد دوست داری، بردباری و فروتنی میدانستند.
سپندارمذگان یکی از جشنهای مهم ایران باستان است که ریشههای آن به دوران پادشاهی هخامنشیان بازمیگردد. این آیین باستانی، یادآور ارزشهای انسانی و طبیعت دوستی محسوب میشود و هدف از برگزاری این جشن گرامیداشت زن، زمین و مادر است.
سپندارمذ همچنین نماد گرامیداشت عشق محسوب میشود ❤️
جشن های زیبای فرهنگ کهن این
سرزمین را پاس بداریم.
🍏🍎🍃
عشق؛
پویاترین؛ آموزگار زندگی ست
روح را صیقل می دهد
احساس را چون الماس
می تراشد ؛
طنینِ خوشِ
ضرباهنگ قلبِ عاشق؛
دلنوازترین ساز عالم است
بودن؛
تا عرشِ یقین، معنا می گیرد
عشق؛
بوسه آفرینش است
بر لب هایِ سبزِ خدا!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
----------------------
امشاسپند را نماد دوست داری، بردباری و فروتنی میدانستند.
سپندارمذگان یکی از جشنهای مهم ایران باستان است که ریشههای آن به دوران پادشاهی هخامنشیان بازمیگردد. این آیین باستانی، یادآور ارزشهای انسانی و طبیعت دوستی محسوب میشود و هدف از برگزاری این جشن گرامیداشت زن، زمین و مادر است.
سپندارمذ همچنین نماد گرامیداشت عشق محسوب میشود ❤️
جشن های زیبای فرهنگ کهن این
سرزمین را پاس بداریم.
🍏🍎🍃
❤2👍1
○
تو باید باشی تا کم نیاورم!
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ نکنم!
ﻧﻔﺲ کشیدﻥ ﺭﺍ،
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ،
زندگی را،
ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ…
«پل الوار»
در تقویمهای نوشته و نانوشته مردم دنیا صرفنظر از اینکه آفتابشان چه ساعتی طلوع یا غروب میکند و یا احساسشان را به چه زبانی بیان میکنند و یا حتی باورهایشان بر چه مدار فیزیک و یا متافیزیکی میچرخد، همگی روزی را به پیروی از هم روز عشق مینامند.
صرفنظر از اینکه، نمیشود عشق را به بند کشید و در یک روز از تقویم سال زندانیش کرد، در مورد عشق در طول همیشه تاریخ و در همه جای جغرافیای این کره خاکی، سئوالی همیشگی و بطور مداوم تکرار شده و میشود که «عشق چیست؟»
چندی پیش از محمد ماغوط خواندم:
«ما باور داشتیم که کوه ها فناپذیرند
دریاها فناپذیرند
تمدن ها فناپذیرند
عشق ، اما می ماند
و ناگه جدا شدیم».
باور به فنا ناپذیری عشق را خیلیها داشتهاند و خیلی از همان خیلیها مثل ماغوط نهایتا به فنا پذیری عشق، و شاید هم با هزینهای گزاف پی بردهاند. آنا گاوالدا این را به بیان دیگری میگوید:
«همه عاشق شدن را بلدند اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند.»
ولی من میگویم: “همه عاشق شدن را بلدند اما افراد کمی هستند که بلدند چگونه عشق را به دوست داشتنی ابدی تبدیل کنند.”
علیرغم اینکه من مثل جیدیسلینجر باور دارم، “جهنم چیزی نیست جز رنج انسانی که از عشق ورزیدن عاجز است”، ولی هرگز از عشق، برجی مهآلود و غمناک با پنجرههای مسدود و تاریک نیافریدم.
به همین خاطر گفته بودم من “دوست داشتن” را بالاتر از “عشق” و حتی “دوست داشتن” را بالاتر و لذتبخشتر از “دوست داشتهشدن” میدانم و همیشه خواستهام به قول نادر ابراهیمی، با “دوستداشتن” کودکانه و ساده و روستایی زندگی کنم. برای من “دوستداشتن” مثل سادهترین جامهی کامل عیدِ کودکان، خواستنی و لذتبخش بودهاست.
اگر چه گاهی فراز و نشیبهای زندگی فرصت و شعف “دوست داشتن” را سخت و یا با درد و رنج همراه میکند، ولی فراموش نکنیم “دوست داشتن” جوهر احساس آدمی است، بیش از هر کیش و آیینی به رویش انسان کمک میکند و به ذره ذره زندگی علیرغم تمام سختیهایش معنی میدهد.
“دوست داشتن” به قول روی کرافت، زنگارهای بیارزش و بیمقدار را به سویی مینهد، به گنجینههای پنهای وجود که در ژرفا مانده نور میتاباند و آن را شکوفا میکند:
«دوستت دارم
چون یاریم میکنی
که از تخته پارههای زندگی
نه یک کپر
که معبدی در خور بنا نهم»
میرزا عارف یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۳ ناکجا آباد ته آمریکای جنوبی
🍏🍎🍃
تو باید باشی تا کم نیاورم!
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ نکنم!
ﻧﻔﺲ کشیدﻥ ﺭﺍ،
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ،
زندگی را،
ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ…
«پل الوار»
در تقویمهای نوشته و نانوشته مردم دنیا صرفنظر از اینکه آفتابشان چه ساعتی طلوع یا غروب میکند و یا احساسشان را به چه زبانی بیان میکنند و یا حتی باورهایشان بر چه مدار فیزیک و یا متافیزیکی میچرخد، همگی روزی را به پیروی از هم روز عشق مینامند.
صرفنظر از اینکه، نمیشود عشق را به بند کشید و در یک روز از تقویم سال زندانیش کرد، در مورد عشق در طول همیشه تاریخ و در همه جای جغرافیای این کره خاکی، سئوالی همیشگی و بطور مداوم تکرار شده و میشود که «عشق چیست؟»
چندی پیش از محمد ماغوط خواندم:
«ما باور داشتیم که کوه ها فناپذیرند
دریاها فناپذیرند
تمدن ها فناپذیرند
عشق ، اما می ماند
و ناگه جدا شدیم».
باور به فنا ناپذیری عشق را خیلیها داشتهاند و خیلی از همان خیلیها مثل ماغوط نهایتا به فنا پذیری عشق، و شاید هم با هزینهای گزاف پی بردهاند. آنا گاوالدا این را به بیان دیگری میگوید:
«همه عاشق شدن را بلدند اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند.»
ولی من میگویم: “همه عاشق شدن را بلدند اما افراد کمی هستند که بلدند چگونه عشق را به دوست داشتنی ابدی تبدیل کنند.”
علیرغم اینکه من مثل جیدیسلینجر باور دارم، “جهنم چیزی نیست جز رنج انسانی که از عشق ورزیدن عاجز است”، ولی هرگز از عشق، برجی مهآلود و غمناک با پنجرههای مسدود و تاریک نیافریدم.
به همین خاطر گفته بودم من “دوست داشتن” را بالاتر از “عشق” و حتی “دوست داشتن” را بالاتر و لذتبخشتر از “دوست داشتهشدن” میدانم و همیشه خواستهام به قول نادر ابراهیمی، با “دوستداشتن” کودکانه و ساده و روستایی زندگی کنم. برای من “دوستداشتن” مثل سادهترین جامهی کامل عیدِ کودکان، خواستنی و لذتبخش بودهاست.
اگر چه گاهی فراز و نشیبهای زندگی فرصت و شعف “دوست داشتن” را سخت و یا با درد و رنج همراه میکند، ولی فراموش نکنیم “دوست داشتن” جوهر احساس آدمی است، بیش از هر کیش و آیینی به رویش انسان کمک میکند و به ذره ذره زندگی علیرغم تمام سختیهایش معنی میدهد.
“دوست داشتن” به قول روی کرافت، زنگارهای بیارزش و بیمقدار را به سویی مینهد، به گنجینههای پنهای وجود که در ژرفا مانده نور میتاباند و آن را شکوفا میکند:
«دوستت دارم
چون یاریم میکنی
که از تخته پارههای زندگی
نه یک کپر
که معبدی در خور بنا نهم»
میرزا عارف یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۳ ناکجا آباد ته آمریکای جنوبی
🍏🍎🍃
❤3❤🔥1👌1
دختر خورشید
علیرضا قربانی
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_قربانی
🎼#دختر_خورشید
------------------------
زرافـشان دختر
زیبای خورشيد
سرودی خوش برانگیزد
که برخیز ...
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_قربانی
🎼#دختر_خورشید
------------------------
زرافـشان دختر
زیبای خورشيد
سرودی خوش برانگیزد
که برخیز ...
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
من زنم!
از سلاله یِ ابر
من از بطنِ خیسِ باران ام
نبضِ بیقرارِ تپنده یِ خاک؛
ضربانِ قلبِ شاپرک ام
قاصدِ ارواحِ خسته در بادم
میزبانِ قاصدک هایِ رفته از یادم؛
من زنم!
قیامِ قیامتِ محشر
چشمِ برزخِ کورم
روحِ چشمه ای جاری؛
در تنِ چاک چاکِ سراب؛
شعله ای پرشرر، فروزان ام
در حجاب و فهمِ زمین
آتشی هماره سوزانم
من زنی از تبارِ خورشیدم
در سکون و سکوتِ یک باور
از شعور و شعر و شراب؛
در نیاز و ناز و نماز ...
شکوهِ یک باورِ پاک ام
سجده گاهِ عشق و یقین
موبدِ معابدِ باور
ساقی و ساغرِ بهشتیانِ زمین؛
من زنم!
قبله گاهِ سبزِ جاریِ ایقان،
به ملاحت؛
چو خنده هایِ تردِ نسیم
در صلابت؛ به ایستاییِ کوه
و به نرمی،
دو بالِ سبزِ شاپرک ام!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
"سپندارمذگان" روز زن، زمین
و روز عشق گرامی❤️
🍏🍎🍃
من زنم!
از سلاله یِ ابر
من از بطنِ خیسِ باران ام
نبضِ بیقرارِ تپنده یِ خاک؛
ضربانِ قلبِ شاپرک ام
قاصدِ ارواحِ خسته در بادم
میزبانِ قاصدک هایِ رفته از یادم؛
من زنم!
قیامِ قیامتِ محشر
چشمِ برزخِ کورم
روحِ چشمه ای جاری؛
در تنِ چاک چاکِ سراب؛
شعله ای پرشرر، فروزان ام
در حجاب و فهمِ زمین
آتشی هماره سوزانم
من زنی از تبارِ خورشیدم
در سکون و سکوتِ یک باور
از شعور و شعر و شراب؛
در نیاز و ناز و نماز ...
شکوهِ یک باورِ پاک ام
سجده گاهِ عشق و یقین
موبدِ معابدِ باور
ساقی و ساغرِ بهشتیانِ زمین؛
من زنم!
قبله گاهِ سبزِ جاریِ ایقان،
به ملاحت؛
چو خنده هایِ تردِ نسیم
در صلابت؛ به ایستاییِ کوه
و به نرمی،
دو بالِ سبزِ شاپرک ام!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
"سپندارمذگان" روز زن، زمین
و روز عشق گرامی❤️
🍏🍎🍃
❤2👏1
I Am A Woman
Naomi Yohani
🎼❤️🎼
I Am A Woman
من زنم!
از سلاله یِ ابر
من از بطنِ خیسِ باران ام
نبضِ بیقرارِ تپنده یِ خاک؛
ضربانِ قلبِ شاپرک ام__
__شکوهِ یک باورِ پاک ام
سجده گاهِ عشق و یقین
موبدِ معابدِ باور
ساقی و ساغرِ بهشتیانِ زمین__
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
I Am A Woman
من زنم!
از سلاله یِ ابر
من از بطنِ خیسِ باران ام
نبضِ بیقرارِ تپنده یِ خاک؛
ضربانِ قلبِ شاپرک ام__
__شکوهِ یک باورِ پاک ام
سجده گاهِ عشق و یقین
موبدِ معابدِ باور
ساقی و ساغرِ بهشتیانِ زمین__
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2❤🔥1🙏1
غزلیات حافظ 2
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ《2》
---------------------------
صلاح کار کجا و
من خراب کجا
ببین تفاوتِ رَه
کز کجاست تا به کجا
دلم ز صومعه بگرفت و
خِرقِهٔ سالوس
کجاست دِیرِ مُغان و
شرابِ ناب کجا
چه نسبت است به رندی
صَلاح و تقوا را
سماعِ وَعظ کجا
نغمهٔ رَباب کجا
ز رویِ دوست
دلِ دشمنان چه دریابد؟
چراغِ مُرده
کجا شمعِ آفتاب کجا
چو کُحلِ بینشِ ما
خاکِ آستانِ شماست
کجا رویم
بفرما ازین جناب کجا
مَبین به سیبِ زَنَخدان
که چاه در راه است
کجا همی رَوی ای دل
بدین شتاب کجا
بِشُد! که یادِ خوشش باد
روزگارِ وصال
خود آن کِرِشمه
جا رفت و آن عِتاب کجا؟
قرار و خواب ز حافظ
طمع مدار ای دوست
قرار چیست
صبوری کدام و خواب کجا؟
✍ غزلیات#حافظ
🍏🍎🍃
---------------------------
صلاح کار کجا و
من خراب کجا
ببین تفاوتِ رَه
کز کجاست تا به کجا
دلم ز صومعه بگرفت و
خِرقِهٔ سالوس
کجاست دِیرِ مُغان و
شرابِ ناب کجا
چه نسبت است به رندی
صَلاح و تقوا را
سماعِ وَعظ کجا
نغمهٔ رَباب کجا
ز رویِ دوست
دلِ دشمنان چه دریابد؟
چراغِ مُرده
کجا شمعِ آفتاب کجا
چو کُحلِ بینشِ ما
خاکِ آستانِ شماست
کجا رویم
بفرما ازین جناب کجا
مَبین به سیبِ زَنَخدان
که چاه در راه است
کجا همی رَوی ای دل
بدین شتاب کجا
بِشُد! که یادِ خوشش باد
روزگارِ وصال
خود آن کِرِشمه
جا رفت و آن عِتاب کجا؟
قرار و خواب ز حافظ
طمع مدار ای دوست
قرار چیست
صبوری کدام و خواب کجا؟
✍ غزلیات#حافظ
🍏🍎🍃
❤2👏1
○
ای مهربان دور
اکنون که بر دو
سوی جهان ایستاده ایم
آیا تو را به خواب توانم دید ؟
یا در پگاه روشن بیداری
چون سایه در کنار تو خواهم خفت ؟
آیا دوباره ، نام عزیزت را
در اوج لحظه های شگفت یگانگی
نجوا کنان به گوش تو خواهم گفت ؟
ای کاش در سیاهی آن شب
که با تو رفت
از بوی گیسوان تو
می مردم
کاش آن شب از کرانه ی آغوشت
یکسر به بیکرانی
پرتاب می شدم...!!
نادر نادرپور شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی–اجتماعی اهل ایران بود. وی از اعضای کانون نویسندگان ایران بود.نادرپور پس از انقلابِ ۱۳۵۷ به آمریکا رفت و تا پایان عمر در این کشور به سر برد. وی سرانجام در روز جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ در لس آنجلس درگذشت.
سالروز سفرش گرامی 🕊
نام و یادش سبز و جاودانه
🍏🍎🍃
ای مهربان دور
اکنون که بر دو
سوی جهان ایستاده ایم
آیا تو را به خواب توانم دید ؟
یا در پگاه روشن بیداری
چون سایه در کنار تو خواهم خفت ؟
آیا دوباره ، نام عزیزت را
در اوج لحظه های شگفت یگانگی
نجوا کنان به گوش تو خواهم گفت ؟
ای کاش در سیاهی آن شب
که با تو رفت
از بوی گیسوان تو
می مردم
کاش آن شب از کرانه ی آغوشت
یکسر به بیکرانی
پرتاب می شدم...!!
نادر نادرپور شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی–اجتماعی اهل ایران بود. وی از اعضای کانون نویسندگان ایران بود.نادرپور پس از انقلابِ ۱۳۵۷ به آمریکا رفت و تا پایان عمر در این کشور به سر برد. وی سرانجام در روز جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ در لس آنجلس درگذشت.
سالروز سفرش گرامی 🕊
نام و یادش سبز و جاودانه
🍏🍎🍃
🕊2👏1
اندک اندک_شهرام ناظری
@tarabesstaan
🎼❤️🎼
اندک اندک جمع مستان می رسند
اندک اندک می پرستان می رسند
دل نوازان، ناز نازان در رهند
گل عذاران از گلستان می رسند
اندک اندک زین جهان هست و نیست
نیستان رفتند و هستان می رسند
دل نوازان، ناز نازان در رهند
گل عذاران از گلستان می رسند ...
✍#مولانای_جان
🗣#شهرام_ناظری 🎂
🍏🍎🍃
اندک اندک جمع مستان می رسند
اندک اندک می پرستان می رسند
دل نوازان، ناز نازان در رهند
گل عذاران از گلستان می رسند
اندک اندک زین جهان هست و نیست
نیستان رفتند و هستان می رسند
دل نوازان، ناز نازان در رهند
گل عذاران از گلستان می رسند ...
✍#مولانای_جان
🗣#شهرام_ناظری 🎂
🍏🍎🍃
❤2❤🔥1👏1
●
دبی فورد (۱ اکتبر ۱۹۵۵ – ۱۷ فوریه ۲۰۱۳) نویسنده، مدرس، معلم و سخنران شناخته شده آمریکایی است، بیشترین شهرت او برای کتاب نیمه تاریک جویندگان نور (به انگلیسی: The Dark Side of the Light Chasers) است که توسط نیویورک تایمز در سال ۱۹۹۸ با هدف کمک به خوانندگان خود در غلبه بر سایه فردی با کمک روانشناسی مدرن به چاپ رسیدهاست. جدایی معنوی، چرا آدمهای خوب کارهای بد میکنند، پاکسازی آگاهی: برنامهای در بیست و یک روز برای ارتباط با مقصود جان، بیش از ۱ میلیون نسخه به فروش رفت و به ۳۲ زبان زنده دنیا ترجمه گردید. سخنرانیهای او چراغ راه کسانی بود که در تاریکی زندگی خود غرق بودند. او، در زمان فعالیت خود، مربیهای زیادی را هم تربیت کرد، و در سال 2003، برای تلاشهایش در زمینهی روانشناسی و عرفان، جایزهی بهترین مربی سال را به خود اختصاص داد.
دبی فورد در برنامههای تلویزیونی و رادیویی هم حضوری پررنگ داشت. او در یکی از برنامههای اپرا بهطور ویژه دربارهی 11 سال مبارزهاش با سرطان صحبت کرد؛ اما در نهایت این بیماری دبی فورد را در 57سالگی از پا درآورد و او در خانهی ساحلی محبوبش از دنیا رفت.
سالروز سفرش گرامی 🕊
🍏🍎🍃
دبی فورد (۱ اکتبر ۱۹۵۵ – ۱۷ فوریه ۲۰۱۳) نویسنده، مدرس، معلم و سخنران شناخته شده آمریکایی است، بیشترین شهرت او برای کتاب نیمه تاریک جویندگان نور (به انگلیسی: The Dark Side of the Light Chasers) است که توسط نیویورک تایمز در سال ۱۹۹۸ با هدف کمک به خوانندگان خود در غلبه بر سایه فردی با کمک روانشناسی مدرن به چاپ رسیدهاست. جدایی معنوی، چرا آدمهای خوب کارهای بد میکنند، پاکسازی آگاهی: برنامهای در بیست و یک روز برای ارتباط با مقصود جان، بیش از ۱ میلیون نسخه به فروش رفت و به ۳۲ زبان زنده دنیا ترجمه گردید. سخنرانیهای او چراغ راه کسانی بود که در تاریکی زندگی خود غرق بودند. او، در زمان فعالیت خود، مربیهای زیادی را هم تربیت کرد، و در سال 2003، برای تلاشهایش در زمینهی روانشناسی و عرفان، جایزهی بهترین مربی سال را به خود اختصاص داد.
دبی فورد در برنامههای تلویزیونی و رادیویی هم حضوری پررنگ داشت. او در یکی از برنامههای اپرا بهطور ویژه دربارهی 11 سال مبارزهاش با سرطان صحبت کرد؛ اما در نهایت این بیماری دبی فورد را در 57سالگی از پا درآورد و او در خانهی ساحلی محبوبش از دنیا رفت.
سالروز سفرش گرامی 🕊
🍏🍎🍃
🕊2😍1
●
باید بدانید که این خود حقیقی ما نیست که باعث میشود به جاده تاریکیها برویم، این خود حقیقی ما نیست که شرافت و عزتنفس ما را به یغما میبرد و باعث میشود احساس حقارت کنیم، بلکه نفس زخم خورده ماست. این نفس زخم خورده، قسمتی از وجود ماست که در مقابل وسوسههای مختلف به شدت آسیبپذیر است و میتواند به راحتی زحمتهای ما را به باد بدهد.
👤#دبی_فورد 🕊
🍏🍎🍃
باید بدانید که این خود حقیقی ما نیست که باعث میشود به جاده تاریکیها برویم، این خود حقیقی ما نیست که شرافت و عزتنفس ما را به یغما میبرد و باعث میشود احساس حقارت کنیم، بلکه نفس زخم خورده ماست. این نفس زخم خورده، قسمتی از وجود ماست که در مقابل وسوسههای مختلف به شدت آسیبپذیر است و میتواند به راحتی زحمتهای ما را به باد بدهد.
👤#دبی_فورد 🕊
🍏🍎🍃
👌3