معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


این قافله عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد

ساقی غم فردای
حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را
که شب میگذرد

#حکیم_خیام
درودی به مهر صبح سرد زمستانی
تان گرم به عشق و امید
🍏🍎🍃
3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

هر روز صبح در آفریقا آهویی از خواب بیدار می شود که می داند باید از شیر تندتر بدود و گرنه طعمه او می شود و شیری که می داند باید از آهو تندتر بدود و گرنه از گرسنگی خواهد مُرد ...
مهم نیست شیر باشی یا آهو ... مهم این است که با طلوع آفتاب با تمام توان شروع به دویدن کنی ...

👤 #نلسون_ماندلا
درودی به روشنای آفتاب مهر
یکشنبه سرد زمستانی تان به عشق
🍏🍎🍃
2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Je te souhaite
@bamykcom
🎼❤️🎼

برایت ستاره ها را آرزو می کنم
برایت نور را آرزو می کنم
و همه خوبی هایی را که نتوانستم به تو بدهم...
بدون بدی
برایت سفر ها را آرزو می کنم
برایت مسافرت کردن را آرزو می کنم
به شگفت انگیز ترین مکان هایی که نتوانسته ام به تو پیشنهاد بدهم
برایت شاد بودن را آرزو می کنم
و اینکه سخت مورد عشق باشی
تا هر چیزی که می توانی را بدست بیاوری
به همین اندازه که به من دادی
برایت عشق سخت را آرزو می کنم
برایت عشق بسیار آرزو می کنم
تا زندگی را با هر دو
بازویت در آغوش بگیری
🍏🍎🍃
2❤‍🔥1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


به خود یادآوری کرد همه چیز در گذر است.
همه‌ی زندگی و همه‌ی تجربیات مثل منظره‌ی پنجره‌ی قطارِ در حال عبور می‌گذرد و بازگشتی در کارش نیست...

📕درمان شوپنهاور
#اروین_یالوم
🍏🍎🍃
👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


هر لبخندی او بود، هر نوری او بود، همهٔ زندگی او بود، و با توصیف دقیق دارای حد و مرزی میشد. امّا آدمی به این حد و مرز نیاز دارد تا عشق را تنگ در آغوش بگیرد و تصاحب کند.

می‌دانست که اگر هم دیگر هرگز او را نبیند، او هست، وجود دارد، و همان مأوایی است که آرزوی اوست. بندرگاهی در طوفان. فانوس دریایی در شبی تاریک. ای ستارهٔ دریا، ای فرشتهٔ عشق، ای عشق، در لحظهٔ مرگ نیز چشم از ما مگیر!

📕 پی‌یر و لوسی
✍🏽 #رومن_رولان
🍏🍎🍃
👌21🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزلیات حافظ 1
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ《1》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
🎙 غزل شماره 1
---------------------------------
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی
اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل
ولی افتاد مشکل‌ها

به بویِ نافه‌ای کآخِر
صبا زان طُرّه بُگشاید
ز تابِ جَعدِ مشکینش
چه خون افتاد در دل‌ها

مرا در منزلِ جانان
چه امنِ عیش، چون هر دَم
جَرَس فریاد می‌دارد
که بَربندید مَحمِل‌ها

به مِی سجّاده رنگین کُن
گَرَت پیرِ مُغان گوید
که سالِک بی‌خبر نَبْوَد
ز راه و رسمِ منزل‌ها

شبِ تاریک و بیمِ موج و
گِردابی چنین هایل
کجا دانند حالِ ما
سبک‌بارانِ ساحل‌ها؟

همهْ کارم ز خودکامی
به بدنامی کشید آخر
نهان کِی مانَد آن رازی
کَزو سازند مَحفل‌ها؟

حضوری گر همی خواهی
از او غایب مشو حافظ
مَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ
دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها
🍏🍎🍃
2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

درود دوستانم عصرتان دلپذیر
روزهای پایانی بهمن ماه به شور
و نشاط زندگی ... هرچند آسمان
این روزها و شب ها ابری ست...
آرزو دارم به امید و باور طلوعی
خوش ، آسمان دلتان آفتابی باشد

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
3


آن‌ که حقیقت را نمی‌داند نادان است اما آن‌ که حقیقت را می‌داند و انکار می‌کند، تبهکار است ...

📕 زندگی گالیله
✍🏻 #برتولت_برشت
🍏🍎🍃
👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Az To Che Penhoon
Faramarz Assef
🎼❤️🎼

من عاشق روی تو نگارم چکنم
وز چشم خوش تو شرمسارم چکنم

هر لحظه یکی شور برآرم چکنم
والله به خدا خبر ندارم چکنم

#مولانای_جان
🍏🍎🍃
1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


صادق هدایت روز ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ دو سال پیش از جنبش مشروطه ایران، در تهران خیابان کوشک به‌دنیا آمد. پدربزرگش رضاقلی‌خان هدایت از رجال دوره ناصری و پدرش رضاقلی اعتضادالملک، رئیس مدرسه نظام بود و مادرش زیورالملک، دختر مخبرالسلطنه. دایی صادق، نصرالملک هدایت در دوران پهلوی ۱۴ بار وزیر و سناتور شد. زیورالملک، فردی تحصیل‌کرده بود و تمام روزنامه‌هایی آن دوران را می‌خواند و مانند اکثر خانواده هدایت وابسته به فرهنگ دوره قاجار بود.

زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش‌آمدهای نادر و عجیب بشمارند.» این از عبارت‌هایی است که همه‌مان یک بار هم شده آن را خوانده‌ و یا دست کم شنیده‌ایم. این جمله‌ها را صادق هدایت در رمان «بوف کور» که سال ۱۳۱۵ در بمبئی منتشر کرد، نوشته است و ۱۵ سال بعد هم در ۱۹ فروردین سال ۱۳۳۰ به زندگی خود پایان داد.
زاد روزش گرامی🌻🌻🌻

🍏🍎🍃
👌2
🌷


ولی من ؛
احتیاج به این چشم‌ها داشتم
و فقط یک نگاه او کافی بود
که همه‌ی مشکلات فلسفی
و معماهای الهی را برایم حل کند...

📕بوف کور
#صادق_هدایت
🍏🍎🍃
1👌1


زندگیِ من مثل شمع
خرده خرده آب می‌شود،
نه اشتباه می‌کنم،
مثل یک کنده هیزم تر است که
گوشه آتش افتاده و به آتش هیزم‌های دیگر برشته و ذغال شده،
ولی نه سوخته‌ است
و نه تر و تازه مانده،
فقط از دود و دم دیگران خفه شده!...

#صادق_هدایت
🍏🍎🍃
👌2❤‍🔥1🙏1