Ba Man Beman
Aref
ایران یکی از اسطورههایش را از دست داد. شاید اگر کمتر درگیر نفستنگی، بالا و پایین شدن ارز و مکافات هر روزهمان بودیم، بیشتر متوجه این فقدان میشدیم. فریدون شهبازیان، آهنگساز سمفونی ایران بود و اینجا منظورم آن سفر پر شورش به ایران برای شناخت موسیقی ایرانی نیست. بلکه جانمایهی هنریاش، که عجین بود با جستجوگری، کشف دوبارهی وطن با موسیقی؛ از کلاسیک و پاپ گرفته تا موسیقی محلی، از آهنگسازی برای فیلمها تا دکلمهها و سرودها و کانون...
هیچ کدام از ما نیست که حداقل چند آهنگش را نشنیده باشد و لذت به جانش نریخته باشد. از موزیک متن سریال باغ گیلاس و فیلم لیلا و پائیزان، تا گل گلدون سیمین غانم، تا قصه شهر سکوتِ عارف، تا تصنیفِ «می نوش» و «عشق توِ» شجریان، تا ترانههای فولکی که پری زنگنه خواند، تا شعرخوانیهای شاملو و سایه، تا... تا کجای خاطرهی ما را پر کرده این مرد؟!...
نام و یادش سبز و جاودانه
🍏🍎🍃
هیچ کدام از ما نیست که حداقل چند آهنگش را نشنیده باشد و لذت به جانش نریخته باشد. از موزیک متن سریال باغ گیلاس و فیلم لیلا و پائیزان، تا گل گلدون سیمین غانم، تا قصه شهر سکوتِ عارف، تا تصنیفِ «می نوش» و «عشق توِ» شجریان، تا ترانههای فولکی که پری زنگنه خواند، تا شعرخوانیهای شاملو و سایه، تا... تا کجای خاطرهی ما را پر کرده این مرد؟!...
نام و یادش سبز و جاودانه
🍏🍎🍃
🕊2
گل گلدون_سیمین غانم
@bazmemusighi
🎼❤️🎼
🗣#سیمین_غانم
🎼#فریدون_شهبازیان🕊
گل گلدون من شکسته در باد
تو بیا تا دلم نکرده فریاد ....
گل گلدون من
ماه ایوون من
از تو تنها شدم
چو ماهی از آب
گل هر آرزو
رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه
دلم یه مرداب ...
🍏🍎🍃
🗣#سیمین_غانم
🎼#فریدون_شهبازیان🕊
گل گلدون من شکسته در باد
تو بیا تا دلم نکرده فریاد ....
گل گلدون من
ماه ایوون من
از تو تنها شدم
چو ماهی از آب
گل هر آرزو
رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه
دلم یه مرداب ...
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
وقت تقسیم ارث و میراث، آدمها خودشان را نشان میدهند.
«میراث» کلمهای به تمامی انساننما است. مثل جام جهانبین درون را نشان میدهد. آدمها وقتِ تقسیمِ میراث، شعارها، نمایشها و بازیهایشان را کنار میگذارند و حقیقت درونشان را با چهرهی زشت یا زیبایش نشان میدهند.آنها پوست هم را میکنند.
«میراث» کلمهی جادار و حجمپذیری است. وجه مادی و غیرمادی دارد. قدرت هم در خدمت افزودن وجه مادی است. انسان به خاطر این بخش وجه مادی می تواند تمام میراثهای معنویاش را که از کهنالگوهای ارزشمندی به او رسیده، در چشمبهمزدنی زیر پا بگذارد.
یک مثال خیلی ساده و دمِدستش در جامعه خودمان: برخی از کسانی که با فیگور روشنفکری همیشه فلک را گریبان چاک دادند، وقت تقسیم ارث که میرسد، میگویند ما تابعِ شرع و عرفایم و زنان نصف مردان بهره میبرند.
میراث کم یا زیادش فرقی نمیکند، اما هر چه میراث بزرگتر، آدمها متظاهرتر، بازیگرتر و شغالتر ظاهر میشوند.
سریال succession (میراث،جانشینی) یکی از بهترینها در این زمینه است.
در جامعهی ما غلظت شعار بسیار بالاست و متاسفانه فیلمهایی که اخلاق را در اعماق وجودت بجنباند، ساخته نمیشود. ما سالها از تلویزیونمان، اخلاق در خانواده را نمایش دادیم و چه تاثیری؟ آنها با چنین داستانهایی، تامل در اخلاق و بیاخلاقی را مانند واکسن در خون تزریق میکنند. سیاست ما پرهیز از سیاهنمایی و مبتنی بر «همهچیآرومه» و حذف است. هرچه ما حذف کردیم، آنها بیباکانهتر، سیاهی و تباهیشان را نشان دادند.
گردانندگان جامعهی ما خود را ضد سرمایهداری و امپریالیسم میدانند اما در عمل زندگیشان فرو کردن دندان در رگ سرمایهداری برای مکیدن بیشتر بوده است. این فیلم مانند تئاتری است که هرانسانی را در صحنه نشان میدهد. نشان میدهد که چطور آواز به ظاهر دلکش سرمایهداری به زوزهی گرگی بدل میشود.
این فیلم نگاهی واقعی، دردناک و خندهدار به ثروت، قدرت و خانواده دارد و در این راه به احدی رحم نمیکند. داستان دربارهی خانوادهای است که پدر، مالکِ بزرگترین غولهای رسانه است و قدرت و ثروت را با هم دارد و فرزندان؛ گرگهای جوان، نمایشی سهمگین از درون و برون انسان هستند در استحاله ی گرگ شدن.
این سریال نشان میدهد گرگشدن، چه آسان است. پنچه بر روی هم کشیدن، وقتِ تقسیمِ میراث را هنرمندانه نشان میدهد که محال است انسانی این قصه را دنبال کند و زوزهی گرگِ درونش را نشنود و به فکر نیفتد و این همان جای مرتفعی است که داستان ایستاده و موعظه و پند و نصیحت هرگز به گرد پایش نمیرسد
#زهرا_عبدی
مجله خبری دانشمند
🍏🍎🍃
وقت تقسیم ارث و میراث، آدمها خودشان را نشان میدهند.
«میراث» کلمهای به تمامی انساننما است. مثل جام جهانبین درون را نشان میدهد. آدمها وقتِ تقسیمِ میراث، شعارها، نمایشها و بازیهایشان را کنار میگذارند و حقیقت درونشان را با چهرهی زشت یا زیبایش نشان میدهند.آنها پوست هم را میکنند.
«میراث» کلمهی جادار و حجمپذیری است. وجه مادی و غیرمادی دارد. قدرت هم در خدمت افزودن وجه مادی است. انسان به خاطر این بخش وجه مادی می تواند تمام میراثهای معنویاش را که از کهنالگوهای ارزشمندی به او رسیده، در چشمبهمزدنی زیر پا بگذارد.
یک مثال خیلی ساده و دمِدستش در جامعه خودمان: برخی از کسانی که با فیگور روشنفکری همیشه فلک را گریبان چاک دادند، وقت تقسیم ارث که میرسد، میگویند ما تابعِ شرع و عرفایم و زنان نصف مردان بهره میبرند.
میراث کم یا زیادش فرقی نمیکند، اما هر چه میراث بزرگتر، آدمها متظاهرتر، بازیگرتر و شغالتر ظاهر میشوند.
سریال succession (میراث،جانشینی) یکی از بهترینها در این زمینه است.
در جامعهی ما غلظت شعار بسیار بالاست و متاسفانه فیلمهایی که اخلاق را در اعماق وجودت بجنباند، ساخته نمیشود. ما سالها از تلویزیونمان، اخلاق در خانواده را نمایش دادیم و چه تاثیری؟ آنها با چنین داستانهایی، تامل در اخلاق و بیاخلاقی را مانند واکسن در خون تزریق میکنند. سیاست ما پرهیز از سیاهنمایی و مبتنی بر «همهچیآرومه» و حذف است. هرچه ما حذف کردیم، آنها بیباکانهتر، سیاهی و تباهیشان را نشان دادند.
گردانندگان جامعهی ما خود را ضد سرمایهداری و امپریالیسم میدانند اما در عمل زندگیشان فرو کردن دندان در رگ سرمایهداری برای مکیدن بیشتر بوده است. این فیلم مانند تئاتری است که هرانسانی را در صحنه نشان میدهد. نشان میدهد که چطور آواز به ظاهر دلکش سرمایهداری به زوزهی گرگی بدل میشود.
این فیلم نگاهی واقعی، دردناک و خندهدار به ثروت، قدرت و خانواده دارد و در این راه به احدی رحم نمیکند. داستان دربارهی خانوادهای است که پدر، مالکِ بزرگترین غولهای رسانه است و قدرت و ثروت را با هم دارد و فرزندان؛ گرگهای جوان، نمایشی سهمگین از درون و برون انسان هستند در استحاله ی گرگ شدن.
این سریال نشان میدهد گرگشدن، چه آسان است. پنچه بر روی هم کشیدن، وقتِ تقسیمِ میراث را هنرمندانه نشان میدهد که محال است انسانی این قصه را دنبال کند و زوزهی گرگِ درونش را نشنود و به فکر نیفتد و این همان جای مرتفعی است که داستان ایستاده و موعظه و پند و نصیحت هرگز به گرد پایش نمیرسد
#زهرا_عبدی
مجله خبری دانشمند
🍏🍎🍃
👌2
○
«- محمّد! از همهی این حرفها که بگذریم، چیزی را قطعاً باید که به خاطر بسپری؛ هدِف دانش، دانش نیست، حضور است و اقدام، پیوستن به خلق و خدمت به مخلوق، نه بُریدن از جهانِ ملموس و محسوس و فرو رفتن در خویش. سودمندیهای حضور را فرو نهادن جُرم است محمّد، و تو، از پیِ هر خواندنی، با چشمِ باز یا بسته، به رویاهای دور میروی؛ فقط به رویاهای دور، از تو برای خاک و خلقِ خدا جز لاشهیی نمیماند. کاش میتوانستی خودت را در آن حال ببینی؛ کاش میتوانستی. باری به هنگامِ فرو رفتنت در وَهم، آینهیی قدّی در برابرت نهادم، به گمان اینکه لحظهیی خویشتن را در خواهی یافت و به خود باز خواهی گشت – در آن سفرهای وَهمی که میکنی- و تو، ندانسته، بر آن آینه پایْ زدی و آن را شکستی...»
🍏🍎🍃
«- محمّد! از همهی این حرفها که بگذریم، چیزی را قطعاً باید که به خاطر بسپری؛ هدِف دانش، دانش نیست، حضور است و اقدام، پیوستن به خلق و خدمت به مخلوق، نه بُریدن از جهانِ ملموس و محسوس و فرو رفتن در خویش. سودمندیهای حضور را فرو نهادن جُرم است محمّد، و تو، از پیِ هر خواندنی، با چشمِ باز یا بسته، به رویاهای دور میروی؛ فقط به رویاهای دور، از تو برای خاک و خلقِ خدا جز لاشهیی نمیماند. کاش میتوانستی خودت را در آن حال ببینی؛ کاش میتوانستی. باری به هنگامِ فرو رفتنت در وَهم، آینهیی قدّی در برابرت نهادم، به گمان اینکه لحظهیی خویشتن را در خواهی یافت و به خود باز خواهی گشت – در آن سفرهای وَهمی که میکنی- و تو، ندانسته، بر آن آینه پایْ زدی و آن را شکستی...»
🍏🍎🍃
👌2
○
شعر را نمیتوان با سرعتی خواند که داستان میخوانیم یا بهتر است بگویم ما سینمای داستانی را تماشا میکنیم در حالی که سینمای شاعرانه را میبینیم. مانند تفاوت در قرائت شعر تصویری مانند فروغ و شعر مفهومی مانند شعر مولانا که با دو ضرباهنگ متفاوت میخوانیمشان.
هر چند سینمای شاعرانه مانند شعر کلاسیک قافیه، ردیف و حتا ترجیعبند آشکار ندارد. مثل تفاوتی که شاعرها دارند که برخی سینماگرها شاعرند مانند عباس کیارستمی یا تارکوفسکی و برخی شاعرها سینماگرند حتا پیش از آنکه سینمایی اختراع شده باشد مانند حکیم فردوسی خودِ ما یا موراساکی شیکیبو ژاپنی، نویسندهی حماسهی گِنجی.
#محمد_صالح_علاء
🍏🍎🍃
شعر را نمیتوان با سرعتی خواند که داستان میخوانیم یا بهتر است بگویم ما سینمای داستانی را تماشا میکنیم در حالی که سینمای شاعرانه را میبینیم. مانند تفاوت در قرائت شعر تصویری مانند فروغ و شعر مفهومی مانند شعر مولانا که با دو ضرباهنگ متفاوت میخوانیمشان.
هر چند سینمای شاعرانه مانند شعر کلاسیک قافیه، ردیف و حتا ترجیعبند آشکار ندارد. مثل تفاوتی که شاعرها دارند که برخی سینماگرها شاعرند مانند عباس کیارستمی یا تارکوفسکی و برخی شاعرها سینماگرند حتا پیش از آنکه سینمایی اختراع شده باشد مانند حکیم فردوسی خودِ ما یا موراساکی شیکیبو ژاپنی، نویسندهی حماسهی گِنجی.
#محمد_صالح_علاء
🍏🍎🍃
👌2
○
همواره معتقد بودم برای خدا
عشق بسیار بیشتر از ایمان
ارزش دارد ...
📕 عشق و شیاطین
✍#گابریل_گارسیا_مارکز
🍏🍎🍃
همواره معتقد بودم برای خدا
عشق بسیار بیشتر از ایمان
ارزش دارد ...
📕 عشق و شیاطین
✍#گابریل_گارسیا_مارکز
🍏🍎🍃
🙏1👌1
EL BANO
Enrique Iglesias
🎼❤️🎼
" El Bano "
🎙Enrique Iglesias
می دونم که دیونگی به نظر میرسه, اما من تو رو خیلی دوست دارم...
----------------------------
و آنچنان
دوستت دارم
که نمیدانم
کدامیک از ما غایب است!
✍#پل_الوار
🍏🍎🍃
" El Bano "
🎙Enrique Iglesias
می دونم که دیونگی به نظر میرسه, اما من تو رو خیلی دوست دارم...
----------------------------
و آنچنان
دوستت دارم
که نمیدانم
کدامیک از ما غایب است!
✍#پل_الوار
🍏🍎🍃
❤1👌1
●
آری، روزی همگی هیچ میشویم؛ پس تا هستیم کسی باشیم به گرفتنِ دستی، و ستردنِ اشکی و زدودنِ خونی!
✍ #بهرام_بیضایی
📕 سهراب کُشی
🍏🍎🍃
آری، روزی همگی هیچ میشویم؛ پس تا هستیم کسی باشیم به گرفتنِ دستی، و ستردنِ اشکی و زدودنِ خونی!
✍ #بهرام_بیضایی
📕 سهراب کُشی
🍏🍎🍃
👏1👌1
○
در حلقه یِ اسرارِ ازل،
نورِ علی بس
در مردمکِ چشمِ فلک؛
نور علی بس
بر تارکِ هستی؛ غزل و
شورِ علی بس
بر هر دو جهان زورقِ
دریایِ علی بس
هم ساقی و هم ساغر و
هم مِی؛
بخدا؛ مهرِ علی بس
شوری به دلِ عالم و آدم
بخدا عشقِ علی بس ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
"میلاد امام علی" روز پدر و روز
مرد گرامی و مبارک 🌹
🍏🍎🍃
در حلقه یِ اسرارِ ازل،
نورِ علی بس
در مردمکِ چشمِ فلک؛
نور علی بس
بر تارکِ هستی؛ غزل و
شورِ علی بس
بر هر دو جهان زورقِ
دریایِ علی بس
هم ساقی و هم ساغر و
هم مِی؛
بخدا؛ مهرِ علی بس
شوری به دلِ عالم و آدم
بخدا عشقِ علی بس ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
"میلاد امام علی" روز پدر و روز
مرد گرامی و مبارک 🌹
🍏🍎🍃
❤1👏1
{webahang.ir}
{webahang.ir}
🎼❤️🎼
✍#سعدی
🗣#همایون_شجریان
🎼#قلاب
زاندازه بیرون تشنهام؛ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن، وآن گه بده اصحاب را؛
من نیز چشم از خواب خوش بر مینکردم؛ پیش از این
روز فراقِ دوستان، شبخوش بگفتم خواب را ...
🍏🍎🍃
✍#سعدی
🗣#همایون_شجریان
🎼#قلاب
زاندازه بیرون تشنهام؛ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن، وآن گه بده اصحاب را؛
من نیز چشم از خواب خوش بر مینکردم؛ پیش از این
روز فراقِ دوستان، شبخوش بگفتم خواب را ...
🍏🍎🍃
❤1🙏1