Bi Gharar
Arman Garshasbi
🎼❤️🎼
یکروز میآیی، کهمن
دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی
چشمانتظارت نیستم
یک روز میآیی کهمن
نهعقلدارم نه جنون
نهشک بهچیزی؛نهیقین،
مستو خمارتنیستم
شب زندهداری میکنی
تا صبح زاری میکنی
تو بیقراری میکنی،
من بیقرارت نیستم
🍏🍎🍃
یکروز میآیی، کهمن
دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی
چشمانتظارت نیستم
یک روز میآیی کهمن
نهعقلدارم نه جنون
نهشک بهچیزی؛نهیقین،
مستو خمارتنیستم
شب زندهداری میکنی
تا صبح زاری میکنی
تو بیقراری میکنی،
من بیقرارت نیستم
🍏🍎🍃
👌2
○
افشین یداللهی متولد 21 دی 1347 در اصفهان ، ترانه سرا و پزشک متخصص بود
فارغ التحصیل رشته پزشکی از دانشگاه علوم پزشکی کرمان و متخصص اعصاب و روان از دانشگاه شهید بهشتی تهران ، که بیشتر بعنوان ترانه سرا مشهور بود.
و هست.🕊🕊
"برایم شعر بفرست
حتی شعرهایی که عاشقان دیگرت
برای تو می گویند
می خواهم بدانم
دیگران که دچار تو میشوند
تا کجای شعر پیش میروند
تا کجای عشق
تا کجای جاده ای که من
در انتهای آن ایستاده ام!"
✍#افشین_یدالهی
زاد روزش گرامی 🌷
🍏🍎🍃
افشین یداللهی متولد 21 دی 1347 در اصفهان ، ترانه سرا و پزشک متخصص بود
فارغ التحصیل رشته پزشکی از دانشگاه علوم پزشکی کرمان و متخصص اعصاب و روان از دانشگاه شهید بهشتی تهران ، که بیشتر بعنوان ترانه سرا مشهور بود.
و هست.🕊🕊
"برایم شعر بفرست
حتی شعرهایی که عاشقان دیگرت
برای تو می گویند
می خواهم بدانم
دیگران که دچار تو میشوند
تا کجای شعر پیش میروند
تا کجای عشق
تا کجای جاده ای که من
در انتهای آن ایستاده ام!"
✍#افشین_یدالهی
زاد روزش گرامی 🌷
🍏🍎🍃
👌2
○
چشم هایت ؛
دو ستاره ی روشن اند
پشت پلک های ِ
بسته ی ماه ...
که سو سو می زنند؛
در کبودِ خالی ِ پنجره ای
به وسعت شب های
بی پایان انتظار ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
چشم هایت ؛
دو ستاره ی روشن اند
پشت پلک های ِ
بسته ی ماه ...
که سو سو می زنند؛
در کبودِ خالی ِ پنجره ای
به وسعت شب های
بی پایان انتظار ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👏1
سیا ابران
نیما راوند
🎼❤️🎼
"برایم شعر بفرست
حتی شعرهایی که عاشقان دیگرت
برای تو می گویند؛
می خواهم بدانم
دیگران که دچار تو میشوند
تا کجای شعر پیش میروند
تا کجای عشق
تا کجای جاده ای که من
در انتهای آن ایستاده ام!"
#افشین_یدالهی
🍏🍎🍃
"برایم شعر بفرست
حتی شعرهایی که عاشقان دیگرت
برای تو می گویند؛
می خواهم بدانم
دیگران که دچار تو میشوند
تا کجای شعر پیش میروند
تا کجای عشق
تا کجای جاده ای که من
در انتهای آن ایستاده ام!"
#افشین_یدالهی
🍏🍎🍃
👌2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز شنبه ☀️🌙
☀️۲۲دی ۱۴۰۳
🌙۱۰ رجب ۱۴۴۶
🌲۱۱ژانویه ۲۰۲۴
-------☃️-------☔️---------
---------------🌧---------☃️----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...
‐---------------------------
قدم های زندگی به عشق و امید
شروع هفته خوشی داشته باشید
---------------------------------
من برای زمستان دلت؛
آتشِ افروخته یِ عشق را
آرزو می کنم ...
تا که در سراشیبی هایِ
پر پیچ و تاب زندگی ؛
دستت را، گرم بفشارد
و یاری ات کند
تا که گلبرگ هایِ
حضورت عاشقانه، بشکفند ...
#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز شنبه ☀️🌙
☀️۲۲دی ۱۴۰۳
🌙۱۰ رجب ۱۴۴۶
🌲۱۱ژانویه ۲۰۲۴
-------☃️-------☔️---------
---------------🌧---------☃️----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...
‐---------------------------
قدم های زندگی به عشق و امید
شروع هفته خوشی داشته باشید
---------------------------------
من برای زمستان دلت؛
آتشِ افروخته یِ عشق را
آرزو می کنم ...
تا که در سراشیبی هایِ
پر پیچ و تاب زندگی ؛
دستت را، گرم بفشارد
و یاری ات کند
تا که گلبرگ هایِ
حضورت عاشقانه، بشکفند ...
#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👍1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
بار خدايا جز تو كس ندارم
و چون تو را دارم همه را دارم
يا چنان نمای كه هستی؛
يا چنان باش كه می نمایی...
#بایزید_بسطامی
🍏🍎🍃
بار خدايا جز تو كس ندارم
و چون تو را دارم همه را دارم
يا چنان نمای كه هستی؛
يا چنان باش كه می نمایی...
#بایزید_بسطامی
🍏🍎🍃
❤2🙏1
○
باران
وصیت من است
و رنگینکمانی که در پی دارد
و آفتاب پس از آن
که نرمنرم
میشکافد ضخامت ابر را
و میتابد به پنجرهای
که پردههایش را دستی عاشق
کنار میزند
باران
وصیت من است
و خطوطی ناخوانا
که سرانگشتی بر بخار شیشه
نقش میزند
آری،
آن بیقراری مقدس
به هیچ کلمهای رضایت نمیدهد.
پا پس میکشم از کلمات
و میگذارم باران
شعرم را ادامه دهد.
✍#صدّیق_قطبی
🍏🍎🍃
باران
وصیت من است
و رنگینکمانی که در پی دارد
و آفتاب پس از آن
که نرمنرم
میشکافد ضخامت ابر را
و میتابد به پنجرهای
که پردههایش را دستی عاشق
کنار میزند
باران
وصیت من است
و خطوطی ناخوانا
که سرانگشتی بر بخار شیشه
نقش میزند
آری،
آن بیقراری مقدس
به هیچ کلمهای رضایت نمیدهد.
پا پس میکشم از کلمات
و میگذارم باران
شعرم را ادامه دهد.
✍#صدّیق_قطبی
🍏🍎🍃
❤2👌1
Always On My Mind
Chris De Burgh
🎼❤️🎼
🎼 همیشه به یادت هستم
Chris De Burgh
پرده ها را کنار می زنم ؛
پنجره را باز می کنم ...
تو را... نفس می کشم ؛
بگذار ببارد برف
بگذار ببارد برف
بهار می شود
بهار می شود
و من تو را در چشم
شکوفه های سیب،
نفس خواهم کشید ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🎼 همیشه به یادت هستم
Chris De Burgh
پرده ها را کنار می زنم ؛
پنجره را باز می کنم ...
تو را... نفس می کشم ؛
بگذار ببارد برف
بگذار ببارد برف
بهار می شود
بهار می شود
و من تو را در چشم
شکوفه های سیب،
نفس خواهم کشید ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
ماریا کارساس به آلبر کامو
جمعه ۲۷ ژانویه ۱۹۵۰
«عزیزم همین الان دو نامهات را دریافت کردم، با هم، دو نامه بسیار خوبت. نمیخواستم بگذارم نامه عازم شود بی اینکه به تو از شادی و آرامشی که به وجودم برگشته بگویم چ. آخ عشق من! هرگز نمیدانستم حسادت چیست. تو آن را به من آموختی. من اصلا چیزی از نفرت نمی دانستم. الان با تمام وجودم از هجران متنفرم. میبینی، وقتی یک روز کامل بی تو میمانم، دیگر هیچ چیز نمیبینم، دیگر حتی خودم را نمیشناسم و ناگهان انگار ممکن نیست که روزهای خوشبختی دوباره از راه برسد، روزهایی که حس میکنم رؤیایی بیش نبوده است. آخ! چه مه غلیظ نفرت انگیزی است که همه چیز را مات و کدر و یکنواخت میکند. چه وقت شکل اشیا و نور خیره کننده بازمیگردد؟ فقط نامههای تو طول کشیده. طول کشیده. طول کشیده. دارم خفه میشوم. می آید و به روزها نشانی از فراخواندن زندگی می زند.
بنویس. دوستم داشته باش. همه چیز را بگو. تعریف کن. دوستت دارم. دوستت دارم در سرما، در گرمایی که برایم می آوری، در شادی و غم و حتی در این مه غلیظی که دوریات مرا در آن فروبرده است. دوستت دارم و مدید میخواهمت، خیلی طولانی و خیلی عمیق»
🍏🍎🍃
جمعه ۲۷ ژانویه ۱۹۵۰
«عزیزم همین الان دو نامهات را دریافت کردم، با هم، دو نامه بسیار خوبت. نمیخواستم بگذارم نامه عازم شود بی اینکه به تو از شادی و آرامشی که به وجودم برگشته بگویم چ. آخ عشق من! هرگز نمیدانستم حسادت چیست. تو آن را به من آموختی. من اصلا چیزی از نفرت نمی دانستم. الان با تمام وجودم از هجران متنفرم. میبینی، وقتی یک روز کامل بی تو میمانم، دیگر هیچ چیز نمیبینم، دیگر حتی خودم را نمیشناسم و ناگهان انگار ممکن نیست که روزهای خوشبختی دوباره از راه برسد، روزهایی که حس میکنم رؤیایی بیش نبوده است. آخ! چه مه غلیظ نفرت انگیزی است که همه چیز را مات و کدر و یکنواخت میکند. چه وقت شکل اشیا و نور خیره کننده بازمیگردد؟ فقط نامههای تو طول کشیده. طول کشیده. طول کشیده. دارم خفه میشوم. می آید و به روزها نشانی از فراخواندن زندگی می زند.
بنویس. دوستم داشته باش. همه چیز را بگو. تعریف کن. دوستت دارم. دوستت دارم در سرما، در گرمایی که برایم می آوری، در شادی و غم و حتی در این مه غلیظی که دوریات مرا در آن فروبرده است. دوستت دارم و مدید میخواهمت، خیلی طولانی و خیلی عمیق»
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
تحلیلی بر کتاب مردی در تبعید ابدی:
نادر ابراهیمی در رمان مردی در تبعید ابدی به دو موضوع پرداخته است؛ اول زندگی شخصی ملاصدرا و سپس چگونگی ظهور تفکرات فلسفی خاصِ او. زمان در کتاب مردی در تبعید ابدی سیال است و نویسنده سعی کرده در این رمان به تمام ابعاد شخصیتی ملاصدرا بپردازد. این کتاب با تبعید ملاصدرا توسط شاهعباس شروع میشود و در ابتدا مکالمۀ ملاصدرا با همسرش را میخوانید که از خستگی و بیماری دختر تازه متولدشدهاش شکایت دارد. کل این رمان از شانزده فصل جداگانه و بهم پیوسته تشکیل شده و سرفصلهایی با عنوان مشترک «راه» روایتی از زمان حال رمان است. در کنار ملاصدرا، نویسنده اطلاعاتی از زندگی سه فیلسوف دیگر معاصرِ ملاصدرا یعنی میرداماد، میرفندرسکی و شیخ بهاءالدین عاملی (قاضیالقضات) نیز به خواننده می دهد
🍏🍎🍃
تحلیلی بر کتاب مردی در تبعید ابدی:
نادر ابراهیمی در رمان مردی در تبعید ابدی به دو موضوع پرداخته است؛ اول زندگی شخصی ملاصدرا و سپس چگونگی ظهور تفکرات فلسفی خاصِ او. زمان در کتاب مردی در تبعید ابدی سیال است و نویسنده سعی کرده در این رمان به تمام ابعاد شخصیتی ملاصدرا بپردازد. این کتاب با تبعید ملاصدرا توسط شاهعباس شروع میشود و در ابتدا مکالمۀ ملاصدرا با همسرش را میخوانید که از خستگی و بیماری دختر تازه متولدشدهاش شکایت دارد. کل این رمان از شانزده فصل جداگانه و بهم پیوسته تشکیل شده و سرفصلهایی با عنوان مشترک «راه» روایتی از زمان حال رمان است. در کنار ملاصدرا، نویسنده اطلاعاتی از زندگی سه فیلسوف دیگر معاصرِ ملاصدرا یعنی میرداماد، میرفندرسکی و شیخ بهاءالدین عاملی (قاضیالقضات) نیز به خواننده می دهد
🍏🍎🍃
👌2