Calm Before Storm (Aramesh Ghabl Az Toofan)
Bijan Mortazavi
🎼❤️🎼
♪موسیقی زیبا "آرامش قبل از طوفان" با اجرای هنرمندانه "بیژن مرتضوی".
• بیژن مرتضوی (زادهٔ ۲۵ آبان ۱۳۳۶ در ساری) موسیقیدان، آهنگساز، تنظیمکننده، نوازندهٔ ویولن و خوانندهٔ اهل ایران است. سبک آثار بیکلام او، ترکیبی از موسیقی سنتی ایرانی و موسیقی پاپ است.
• مشخصهای که او را از نوازندگان دیگر متمایز میکند
🍏🍎🍃
♪موسیقی زیبا "آرامش قبل از طوفان" با اجرای هنرمندانه "بیژن مرتضوی".
• بیژن مرتضوی (زادهٔ ۲۵ آبان ۱۳۳۶ در ساری) موسیقیدان، آهنگساز، تنظیمکننده، نوازندهٔ ویولن و خوانندهٔ اهل ایران است. سبک آثار بیکلام او، ترکیبی از موسیقی سنتی ایرانی و موسیقی پاپ است.
• مشخصهای که او را از نوازندگان دیگر متمایز میکند
🍏🍎🍃
👌2
○
یک زمانی چهرههای معروف هر جامعه، شخصیتهای ادبی و دانشمندها بودن،
الان ولی اکثر مردم دنبال بازیگرها و خوانندههایی هستن که یا بلدن سلفی بگیرن، یا عکس بشقاب غذاشون رو در صفحهی اینستاگرام قرار بدن...
پرونده بالتیمور
✍#ژوئل_دیکر
چقدر با خود بیگانه شده ایم ؛
چقدر از اصالتِ بودن... دور
افتاده ایم ، و چقدر باور هایِ
دروغین، ویران مان کرده است
و چقدر در غربت غریبانه ی درد
تنهاییم...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
یک زمانی چهرههای معروف هر جامعه، شخصیتهای ادبی و دانشمندها بودن،
الان ولی اکثر مردم دنبال بازیگرها و خوانندههایی هستن که یا بلدن سلفی بگیرن، یا عکس بشقاب غذاشون رو در صفحهی اینستاگرام قرار بدن...
پرونده بالتیمور
✍#ژوئل_دیکر
چقدر با خود بیگانه شده ایم ؛
چقدر از اصالتِ بودن... دور
افتاده ایم ، و چقدر باور هایِ
دروغین، ویران مان کرده است
و چقدر در غربت غریبانه ی درد
تنهاییم...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🙏2👌2
🎄
کتاب هایم را ببند آن ها را مخوان.
به جای خواندن آن ها،
خط های دست وچهره ام را بخوان.
وقتی به چهره تو می نگرم،
مانند کودکی هستم
که شادمانه
به درخت کریسمس می نگرد.
📕#صد_نامه_عاشقانه
✍#نزار_قبانی
🍏🍎🍃
کتاب هایم را ببند آن ها را مخوان.
به جای خواندن آن ها،
خط های دست وچهره ام را بخوان.
وقتی به چهره تو می نگرم،
مانند کودکی هستم
که شادمانه
به درخت کریسمس می نگرد.
📕#صد_نامه_عاشقانه
✍#نزار_قبانی
🍏🍎🍃
❤1👌1
غم یار_مختاباد
@jarasmusic
🎼❤️🎼
«غم یار»
آهنگساز و خواننده: #عبدالحسین_مختاباد
اشعار: #باباطاهر
آلبوم: تمنای وصال
دستگاه/آواز: بیات اصفهان
نگارینو دل و جانم ته* دانی
همه پیدا و پنهانم ته دانی
نمی دونم که این درد از که دیرم
همی دونم که درمانم ته دانی
🍏🍎🍃
«غم یار»
آهنگساز و خواننده: #عبدالحسین_مختاباد
اشعار: #باباطاهر
آلبوم: تمنای وصال
دستگاه/آواز: بیات اصفهان
نگارینو دل و جانم ته* دانی
همه پیدا و پنهانم ته دانی
نمی دونم که این درد از که دیرم
همی دونم که درمانم ته دانی
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
این کیست
گشوده خوش تر از صبح
پیشانیِ بیکرانه در من..؟!
از شوقِ کدام گل
شکفته ست
این باغِ پر از جوانه در من..؟!
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
سلام و مهر دوستانم✋صبح سرد
زمستانی تان گرم به عشق و امید
این کیست
گشوده خوش تر از صبح
پیشانیِ بیکرانه در من..؟!
از شوقِ کدام گل
شکفته ست
این باغِ پر از جوانه در من..؟!
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
سلام و مهر دوستانم✋صبح سرد
زمستانی تان گرم به عشق و امید
❤1👌1
○
صبح عشق است
ساقیا بر خیز
روز عیش است
مطربا بردار
همه شوقیم، ما کجا و سکون
غرق عشقیم، ما کجا و کنار
#رضی_الدین_آرتیمانی
🍏🍎🍃
صبح عشق است
ساقیا بر خیز
روز عیش است
مطربا بردار
همه شوقیم، ما کجا و سکون
غرق عشقیم، ما کجا و کنار
#رضی_الدین_آرتیمانی
🍏🍎🍃
❤1👌1
زمستونه خدا دمش گرم
@campainyar
@campainyar
🎼❤️🎼
زِمِستونه خدا
سرده دمش گرم...
روزهای سرد
زمستانی تان گرم
به رویایی خوش و شیرین...
🍏🍎🍃
زِمِستونه خدا
سرده دمش گرم...
روزهای سرد
زمستانی تان گرم
به رویایی خوش و شیرین...
🍏🍎🍃
❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
○
ویدیو: از مستند آلبرت شوایتزر، ساخته جروم هیل، سال ۱۹۵۷
Video: Albert Schweitzer, Jerome Hill, 1957
باید عاشق بود تا بشود رسالتی
اینگونه خداگونه را به دوش کشید
باید عاشق بود. تا ذره ذره ی ِ حضورت وحی مُنزل شود و با دم به دم نفس هایت ، عشق جاری
شود و جوانه های ِ نشکفته ی ِ باور
در قلب و روح یخ زده یِ
انسانیتِ انسان بشکفد ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
ویدیو: از مستند آلبرت شوایتزر، ساخته جروم هیل، سال ۱۹۵۷
Video: Albert Schweitzer, Jerome Hill, 1957
باید عاشق بود تا بشود رسالتی
اینگونه خداگونه را به دوش کشید
باید عاشق بود. تا ذره ذره ی ِ حضورت وحی مُنزل شود و با دم به دم نفس هایت ، عشق جاری
شود و جوانه های ِ نشکفته ی ِ باور
در قلب و روح یخ زده یِ
انسانیتِ انسان بشکفد ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🙏1👌1
○
کاری از دستم ساخته نیست، جز درک همه رنجهای پیرامونم
✍️#گوشه
وقتی آلبرت شوایتسر (شوایتزر)، پزشک آلمانی در دهه ۲۰ و ۳۰ میلادی به زندگی بینقصش در پیشه یک طبیب در اروپا پشت پا زد، وقتی آهنگسازی، برگزاری کنسرت، نوشتن، سخنرانی، جایزهگرفتن، معاشرت با دانشمندان و فیلسوفان و زندگی سراپا آسوده و نرم و روانش را رها کرد و به آفریقا رفت، خیلی از دوستانِ فیلسوف و پژوهشگر و موسیقیدانش بر او خرده گرفتند، نگران شدند و برایش نوشتند که میتوانسته در حرفه و هنر یگانهاش در سرزمین خودش مفیدتر باشد تا در میان قبایل آفریقایی پر از بیماریهای مُسری.
اما دکتر شوایتزر که آن زمان فلسفهورز و الهیاتشناس مشهوری بود، مردی با مهارتی عجیب در نوازندگی ارگ و پیانو و موسیقیدان و آهنگسازی محبوب که آثار باخ را در بهترین سالنهای کنسرت آلمان و اتریش و فرانسه مینواخت، جایزه ادبی گوته را دریافت کرده بود و جایزه صلح نوبل را هم، معتقد بود آگاهی به اینکه «همه ما» انسان هستیم در هنگامه جنگ و سیاست از دست رفته و آدمها همدیگر را به چشم عضو گروهی میبینند که یا با ما هستند یا بر ما.
او در اوج همهگیری جذام و مالاریا در میان قبایل آفریقایی، درمانگاهی ساخت و مداوا را شروع کرد. شبانهروز کار میکرد؛ مداوای بیمار، به دنیاآوردن نوزاد، تهیه دارو، نجاری و بنایی، درمان حیوانات، آموزش به مردم، ساختن ریلهای سیار چوبی برای انتقال بیماران و ملاقاتهای نیمهشب با انسانهایی مبتلا به بیماریهای واگیردار که در ابتداییترین شرایط زندگی به سر میبردند و جهان چشمهایش را به رویشان بسته بود. اینها کارهای روزانه دکتر شوایتزر فلسفهورز و زیستشناس و نویسنده و آهنگساز بود با این اعتقاد که «کاری از دستم ساخته نیست، جز درک همه رنجهای پیرامونم.»
در آخرین روزهای زندگی، در جواب به این انتقاد که چهلسال عمر و جوانی را به خاطر آدمهایی در قارهای ناآشنا فداکرده و از هنر و فلسفه و علم عقب مانده، نوشت: «در فاصلهای بین خواب و بیداری، بین چُرت و هشیاری همین چند کلمه را مینویسم ولی از همین کارم پشیمانم. در همین فاصله بین خواب و بیداری میتوانستم به کلبه یک آفریقایی دیگر سر بزنم و کمکی به او برسانم.»
@gooshe
📍 کتابهایی درباره دکتر آلبرت شوایتسر (۱۹۶۵-۱۸۷۵):
- حرمت حیات؛ گزیدهای از سخنان دکتر شوایتسر
- نصف شب است دیگر دکتر شوایتزر، نوشته ژیلبر سسبرن
ک- فیلسوف و پزشک قرن؛ زندگی و اندیشه اخلاقی دکتر شوایتزر، نوشته پردراگ چیچوواتسکی
🍏🍎🍃
کاری از دستم ساخته نیست، جز درک همه رنجهای پیرامونم
✍️#گوشه
وقتی آلبرت شوایتسر (شوایتزر)، پزشک آلمانی در دهه ۲۰ و ۳۰ میلادی به زندگی بینقصش در پیشه یک طبیب در اروپا پشت پا زد، وقتی آهنگسازی، برگزاری کنسرت، نوشتن، سخنرانی، جایزهگرفتن، معاشرت با دانشمندان و فیلسوفان و زندگی سراپا آسوده و نرم و روانش را رها کرد و به آفریقا رفت، خیلی از دوستانِ فیلسوف و پژوهشگر و موسیقیدانش بر او خرده گرفتند، نگران شدند و برایش نوشتند که میتوانسته در حرفه و هنر یگانهاش در سرزمین خودش مفیدتر باشد تا در میان قبایل آفریقایی پر از بیماریهای مُسری.
اما دکتر شوایتزر که آن زمان فلسفهورز و الهیاتشناس مشهوری بود، مردی با مهارتی عجیب در نوازندگی ارگ و پیانو و موسیقیدان و آهنگسازی محبوب که آثار باخ را در بهترین سالنهای کنسرت آلمان و اتریش و فرانسه مینواخت، جایزه ادبی گوته را دریافت کرده بود و جایزه صلح نوبل را هم، معتقد بود آگاهی به اینکه «همه ما» انسان هستیم در هنگامه جنگ و سیاست از دست رفته و آدمها همدیگر را به چشم عضو گروهی میبینند که یا با ما هستند یا بر ما.
او در اوج همهگیری جذام و مالاریا در میان قبایل آفریقایی، درمانگاهی ساخت و مداوا را شروع کرد. شبانهروز کار میکرد؛ مداوای بیمار، به دنیاآوردن نوزاد، تهیه دارو، نجاری و بنایی، درمان حیوانات، آموزش به مردم، ساختن ریلهای سیار چوبی برای انتقال بیماران و ملاقاتهای نیمهشب با انسانهایی مبتلا به بیماریهای واگیردار که در ابتداییترین شرایط زندگی به سر میبردند و جهان چشمهایش را به رویشان بسته بود. اینها کارهای روزانه دکتر شوایتزر فلسفهورز و زیستشناس و نویسنده و آهنگساز بود با این اعتقاد که «کاری از دستم ساخته نیست، جز درک همه رنجهای پیرامونم.»
در آخرین روزهای زندگی، در جواب به این انتقاد که چهلسال عمر و جوانی را به خاطر آدمهایی در قارهای ناآشنا فداکرده و از هنر و فلسفه و علم عقب مانده، نوشت: «در فاصلهای بین خواب و بیداری، بین چُرت و هشیاری همین چند کلمه را مینویسم ولی از همین کارم پشیمانم. در همین فاصله بین خواب و بیداری میتوانستم به کلبه یک آفریقایی دیگر سر بزنم و کمکی به او برسانم.»
@gooshe
📍 کتابهایی درباره دکتر آلبرت شوایتسر (۱۹۶۵-۱۸۷۵):
- حرمت حیات؛ گزیدهای از سخنان دکتر شوایتسر
- نصف شب است دیگر دکتر شوایتزر، نوشته ژیلبر سسبرن
ک- فیلسوف و پزشک قرن؛ زندگی و اندیشه اخلاقی دکتر شوایتزر، نوشته پردراگ چیچوواتسکی
🍏🍎🍃
👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
𝔸𝕝𝕃𝕀ℝ𝔼ℤ𝔸_ 𝔾ℍ𝕆ℝ𝔹𝔸ℕ𝕀
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد...
🍏🍎🍃
𝔸𝕝𝕃𝕀ℝ𝔼ℤ𝔸_ 𝔾ℍ𝕆ℝ𝔹𝔸ℕ𝕀
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد...
🍏🍎🍃
❤1👌1
Somos
Julio Iglesias
🎼❤️🎼
🗣# Julio_iglesias
🎼#Somos
-----------------------------------
اگر
در باره ی من
از تو پرسیدند
بگو! روحِ
ستاره ای ست دنباله دار
که هزاران، سالِ نوری ست!
در کهکشان هایِ
راهِ شیریِ عشق؛
گم شده است!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣# Julio_iglesias
🎼#Somos
-----------------------------------
اگر
در باره ی من
از تو پرسیدند
بگو! روحِ
ستاره ای ست دنباله دار
که هزاران، سالِ نوری ست!
در کهکشان هایِ
راهِ شیریِ عشق؛
گم شده است!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1