معمای عشق
734 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


در زلال لاجوردين سحرگاھي
پیش از آنی كه
شوند از خواب خوش بیدار
مرغ يا ماھی
من در ايوان سرای خويشتن
تشنه كامی خسته را مانم درست
جان به در برده ز صحراھای وھم آلود خواب

تن برون آورده از چنگ ھیولاھای شب
دور مانده قرن ھا و قرن ھا از آفتاب
پیش چشمم آسمان : دريای گوھربار
از شراب زندگی بخشنده ای سرشار

دستها را می گشايم می گشايم بیشتر
آسمان را چون قدح در دست می گیرم
و آن زلال ناب را سر می كشم
سر می كشم تا قطره آخر
مي شوم از روشنی سیراب
نور اينك در رگهای من جاری است
آه اگر فريادم از اين خانه تا كوی و گذر می رفت
بانگ برمی داشتم
ای خفتگان ھنگام بیداری است

#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@MolaviPoet
غزل 314_ حافظ
💬دوش بیماری چشم تو بِبُرد از دستم
لیکن از لطفِ لبت صورتِ جان می‌بستم
عشق من با خَطِ مشکین تو امروزی نیست
دیرگاه است کز این جامِ هِلالی مستم
از ثباتِ خودم این نکته خوش آمد که به جور
در سرِ کویِ تو از پایِ طلب ننشَستم
عافیت چشم مدار از منِ میخانه‌نشین
که دَم از خدمتِ رندان زده‌ام تا هستم
در رَهِ عشق از آن سویِ فنا صد خطر است
تا نگویی که چو عمرم به سر آمد رَستم
بعد از اینم چه غم از تیرِ کج اندازِ حسود
چون به محبوبِ کمان ابرویِ خود پیوستم
بوسه بر دُرجِ عقیقِ تو حلال است مرا
که به افسوس و جفا مُهرِ وفا نشکستم
صنمی لشکریَم غارتِ دل کرد و بِرَفت
آه اگر عاطِفَتِ شاه نگیرد دستم
رُتبَتِ دانشِ حافظ به فلک بَر شده بود
کرد غم‌خواریِ شمشادِ بلندت پَستم
( غزل حافظ شماره  314)

🎙#فریدون‌_فرح‌اندوز
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

صدای قدمهای پاییز...
شمیران، اوین

#کوچه_باغ_اسیاب
🍏🍎🍃
👌21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


"سینوهه" شبی را به مستی کنار نیل به خواب می رود و صبح روز بعد یکی از برده های مصر که گوش ها و بینی اش به نشانه بردگی بریده بودند را بالای سر خودش میبیند، در ابتدا میترسد، اما وقتی به بی آزار بودن آن برده پی می برد، با او هم کلام میشود.

برده از سینوهه خواهش میکند او را سر قبر یکی از اشراف ظالم و معروف مصر ببرد و چون سینوهه با سواد بود، جملاتی که خدایان روی قبر آن شخص ظالم را نوشته اند برای او بخواند.

سینوهه از برده سئوال میکند که چرا میخواهد سرنوشت قبر این شخص را بداند؟ و برده می گوید: سال ها قبل من انسان خوشبخت و آزادی بودم، همسر زیبا و دختر جوانی داشتم، مزرعه پر برکت اما کوچک من در کنار زمین های بیکران یکی از اشراف بود. روزی صاحب اين قبر با پرداخت رشوه به ماموران فرعون زمین های مرا به نام خودش ثبت کرد و مقابل چشمانم به همسر و دخترم تجاوز کرد و بعد از اینکه گوش ها و بینی مرا برید و مرا برای کار اجباری به معدن فرستاد، سالهای سال از دختر و همسرم بهره برداری کرد و آنها را به عنوان خدمتکار فروخت و الان از سرنوشت آنها اطلاعی ندارم، اکنون از کار معدن رها شده ام، شنیده ام آن شخص مرده است و برای همین آمده ام ببینم خدایان روی قبر او چه نوشته اند ...
سینوهه با برده به شهر مردگان (قبرستان) می رود و قبرنوشته ی آن مرد را اینگونه می خواند :

"او انسان شریف و درستکاری بود که همواره در زندگی اش به مستمندان کمک می کرد و ناموس مردم در کنار او آرامش داشت و او زمین های خود را به فقرا می بخشید و هر گاه کسی مالی را مفقود می نمود ، او از مال خودش ضرر آن شخص را جبران می کرد و او اکنون نزد خدای بزگ مصر (آمون) است و به سعادت ابدی رسیده است..."
در این هنگام ، برده شروع به گریه می کند و می گوید: "آیا او انقدر انسان درستکار و شریفی بود و من نمی دانستم؟ درود خدایان بر او باد .... ای خدای بزرگ ای آمون مرا به خاطر افکار پلیدی که در مورد این مرد داشتم ببخش..."

سینوهه با تعجب از برده می پرسد که چرا علیرغم این همه ظلم و ستمی که بر تو روا شده ، باز هم فکر می کنی او انسان خوب و درستکاری بوده است؟
و برده این جمله ی تاریخی را می گوید که : "وقتی خدایان بر قبر او اینگونه نوشته اند، من حقیر چگونه می توانم خلاف این را بگویم؟"

و سینوهه بعد ها در یادداشت هایش وقتی به این داستان اشاره می کند، مینویسد:
"آنجا بود که پی بردم حماقت نوع بشر انتها ندارد و در هر دوره می توان از نادانی و خرافه پرستی مردم استفاده کرد"
📕سینوهه پزشک فرعون
#میکا_والتاری
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


شاید دیگر باد
چنین بر ما نوزد،
و شاید ستاره ها دیگر
چنین بر ما نتابند،
بیا با من
پیش از پاییز
پیش از آن که دریاهای خون
ما را از هم جدا کند،
و پیش از آن که تو عشق را در قلب خود ویران کنی...


#امیلی_برونته
🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Siemple Amor
Mireille Mathieu
🎼❤️🎼

Siempre amor 1989
Mireille Mathieu
همیشه عشق " میری ماتیو "

من گمان می کردم
دوستی، همچون سروی سرسبز
چارفصلش همه آراستگی ست
من چه میدانستم
دل هر کس، دل نیست

#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


دوست داشتن
گاهی وقت ها تحمل است
اینکه بتوانی با زخم های زندگی
هنوز سرپا ایستاده باشی

دوست داشتن
گاهی وقت ها، زندگی ست
همانند سینه ای بدون نفس ،
از مرگِ
قلب بدون عشق

آگاه باشی

دوست داشتن
گاهی وقت ها
سنگین است
به سان
سنگینیِ لیاقت دوست داشته شدن

و بعضی وقت ها
دوست داشتن
حیاتی دیگر است

زنده نگه داشتن
کسی درون ات
حتی
با وجود این فاصله های دور

#ازدمیر_آصاف
🔁سیامک تقی زاده
🍏🍎🍃
👍21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Shekaste (Vatan)
Marjan
🎼❤️🎼

🗣#بانو_مرجان
🎧عماد رام
🎤 علیرضا میبدی

دوستت دارم،

نه به‌خاطر شخصیتت،
بلکه به‌خاطر شخصیتی که من هنگام با تو بودن پیدا می‌کنم.

📕صد سال تنهایی
#گابریل گارسیا مارکز

🍏🍎🍃
👍21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


امروز ۳۱ شهریور سالروز تعرض
ارتش عراق به شهرهای غرب و
جنوب سرزمین مان ...
شروع جنگ ۸ ساله خونین و ویرانگر و جای پای گلگون هزاران
هزار پرنده ی خونین بال بر برگ برگ زرد و سرخ و سیاه تاریخ ...

یاد جانباختگان و شهیدان دفاع از
میهن گرامی باد🕊 چه ها که نرفته است بر تن مجروحِ این خاک سرخ
-------------------------------

آه ... 
ایران! وطن ام!
در جای جایِ تنِ زخمی ات؛
تمشک ها؛ چه گلگون؛روییده اند!!...


#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Je t'aime moi non plus
Jane Birkin, Serge Gainsbourg
🎼❤️🎼

جین برکین و سرژ گینز بورگ .
🎼" دوستت دارم "
Je t'aime
فرانسه ۱۹۶۹

هر وقت دلتنگم
آواز میخوانم ...
های آواز ..
چقدر تورا دوست دارم ...

🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roozhaye Bi Gharar
Alireza Ghorbani
🎼❤️🎼

🗣#علیرضا_قربانی





ما وارثان
درد های
بی‌شماریم



🍏🍎🍃
👌1